صبا قبادی - برای بدست آوردن موفقیت در زندگی مجبوریم بیش از یک بار سعی و تلاش کنیم و پا پس نکشیم اگه یه نگاهی هم به زندگینامه افراد بزرگ تو سایت هایی مثل فرچون و دانشگاه کسب و کار بندازیم متوجه میشیم که راز مموفقیت اکثرشون تلاش متدوام و ثابت قدمی اون هاست - دوشنبه 08 دی 1404
علی - عالی بود - دوشنبه 08 دی 1404
پرده زبرا - پرده های خانه - دوشنبه 08 دی 1404
فن بیان - ممنون بابت اطلاع رسانیتون.
تندخوانی - بابت اطلاع رسانیتون ممنونم.
علم و فناوری - با سلام
علم و فناوری - باسلام
لوکس بلاگ - از اینکه وبلاگ خود را در لوکس بلاگ ایجاد کرده اید کمال تشکر را داریم.مطمئن باشید لوکس بلاگ قوی ترین سیستم ساخت وبلاگ در ایران است.لوکس بلاگ تمامی امکانات ویژه و استاندارد را در حد ایجاد یک وب سایت حرفه ای
مثل سیستم نظر سنجی.سیستم نظر دهی گرافیکی زیبا.سیستم امتیاز دهی 5 ستاره ای به
مطالب.سیستم عضو گیری و ... را
داراست.در اینجا سعی داریم معرفی و راهنمایی کمی در خصوص امکانات لوکس بلاگ داشته باشیم.فرض میکنیم شما تا به حال هیچ وبلاگی نداشته اید.ما شما را یاری میکنیم تا در چند قدم بتوانید یک وبلاگ استاندارد ایجاد کنید.اولین قدم:انتخاب یک قالب
برای وبلاگ است.قالب وبلاگ به معنای ظاهر و محیط وبلاگ شماست که بینندگان ان را میبینند.برای انتخاب قالب در لوکس بلاگ 3 روش موجود است.روش اول میتوانید از منوی سمت راست گزینه -انتخاب قالب- را بزنید از بین 90 قالب موجود یکی را انتخاب نمایید.روش دوم میتوانید از قالبهای اماده دیگر وب سایت ها استفاده نمایید.کافی است در گوگل به فارسی بنویسید قالب وبلاگ و اینتر کنید.لیستی از سایت هایی که قالب وبلاگ ارائه میکنند را مشاهده خواهید کرد.با زدن یکی از ان گزینه ها و انتخاب قالب از ان سایت ها میتوانید -کد قالب بلاگف- را دریافت نمایید.(لوکس بلاگ سازگاری کامل با قالب های بلاگفا دارد)پس نیازی نیست به دنبال قالب لوکس بلاگ باشید.هرکجا هر قالبی مربوط به بلاگفا نیز مشاهده کردید میتوانید در لوکس بلاگ هم استفاده نمایید.بعد از دریافت کد از سایت های ارائه قالب از منوی سمت راست گزینه -ویرایش قالب- را بزنید.صفحه ای باز خواهد شد پر از کدهای مختلف.کدهایی که مشاهده میکنید را به طور کامل پاک کنید و کد قالب جدید که از سایت های ارائه قالب گرفته اید را قرار دهید و ثبت تغییرات را بزنید.اینگونه میتوانید از هزاران قالب مختلف برای وبلاگ خود استفاده نمایید.چناچنه در صورت اشتباه وبلاگ شما به هم ریخت نگران نباشید.در لوکس بلاگ هیچ چیز خراب نمیشود.به راحتی میتوانید از منوی سمت راست -انتخاب قالب- را بزنید و یک قالب انتخاب نمایید.تنظیمات به قبل خواهد برگشت.
قدم بعد از انتخاب قالب
ارسال مطلب است.از منوی سمت راست گزینه ارسال مطلب را بزنید.در این صفحه شما محیطی مشاهده خواهید کرد که میتوانید در ان مطلب بنویسید.نام این محیط
-ویرایشگر- است.این محیط قابلیت های بسیار فراوانی دارد که خود شما باید در طول زمان ان را فراگیرید.مثل تغییر رنگ نوشته ها.تغییر اندازه و نوع نوشته ها.قرار دادن عکس و ...اما در اینجا فقط به نحوه
قرار دادن عکس میپردازیم.برای قرار دادن عکس دو حالت پیش رو داریم.1-شما عکسی در وبلاگ و یا سایت دیگری میبینید و دوست دارید ان عکس در وبلاگ شما نیز نمایش داده شود.در اینصورت روی عکس مورد نظر راست کلیک کرده
و -کپی- را زده.سپس به ویرایشگر خود امده و در ویرایشگر راست کلیک کنید و -پیست و یا چسباندن- را زده.اینگونه ان عکس به وبلاگ شما منتقل خواهد شد.2-ممکن است شما عکسی در کامپیوتر خود داشته باشید و دوست دارید ان را در وبلاگ خود به نمایش بگزارید.در اینصورت مراحل کمی طولانی تر است.در ویرایشگر علامت
را پیدا و کلیک کنید.صفحه ای باز خواهد شد.در این صفحه به دنبال کلیدی با عنوان -آپلود عکس و انتخاب عکس از سرور- بگردید و کلیک کنید.صفحه دیگری باز خواهد شد که در پایین صفحه قسمتی وجود دارد برای انتخاب فایل از کامپیوتر.فایل خود را انتخاب و دکمه آپلود را بزنید.نام عکس شما در بالای ان صفحه به صورت یک لینک نمایش داده میشود.روی نام عکس خود کلیک کنید.عکس شما به ویرایشگر منتقل خواهد شد.به همین راحتی.به همین خوشمزگی.
اکنون که عنوان مطلب و مطلب را نوشته اید میتوانید دکمه ارسال مطلب و انتشار مطلب را بزنید.کار تمام است.شما یک وبلاگ نویس شدید.از این به بعد اگر میخواهید حرفه ای تر باشید ادامه اموزش را دنبال کنید. بهتر است به گزینه های زیر ویرایشگر دقت کنید.اولین گزینه
-اضافه کردن ادامه مطلب- است.فرض کنید شما مطلبی بسیار طولانی در مورد چگونگی ساخت وبلاگ دارید.اگر بخواهدی همه مطلب را یکجا در صفحه اصلی وبلاگ خود نمایش دهید باعث سنگین شدن وبلاگ و شلوغی میشود.پس بهتر است چند سطر اول مطلب خود را در قسمت اول ویرایشگر نوشته و سپس روی
-اضافه کردن ادامه مطلب- کلیک کنید و در ویرایشگر جدید به وجود امده بقیه مطلب را بنویسید.اینگونه مطلب شما در وبلاگ در 2 قسمت نمایش داده خواهد شد.کسانی که علاقه مند به اموزش هستند با خواندن چند سطر اول در صفحه اصلی اگر مشتاق بودند با کلیک روی لینک ادامه مطلب در وبلاگتان میتوانند به ادامه مطلب دسترسی پیدا کنند و ادامه اموزش را بخوانند.در اینجا گزینه هایی مثل
موضوعات است. .همه دوستدار نظم وترتیب هستند.اگر وبلاگ شما در چند
زمینه مختلف مثل عکس و اس ام اس است بهتر از قسمت موضوعات استفاده کنید.برا
این منظور از منوی سمت راست گزینه موضوعات را کلیک کنید.در اینجا میتوانید یک موضوع
اصلی مثل عکس ایجاد کنید.سپس در صورت تمایل میتوانید برای موضوع عکس زیر موضوع هم
بسازید.زیر موضوع عکس میتواند -عکسهای طبیعت- و -عکسهای هنرمندان- و -عکسهای ورزشی-
باشد.سپس دوباره یک موضوع اصلی بسازید با عنوان اس ام اس.و دوباره میتوانید زیر
موضوع هایی نیز برای دسته بندی بیشتر ایجاد کنید.مثل -اس ام اس عاشقانه- و-اس ام اس
عارفانه- و ....بدین صورت شما منظم ترین وبلاگ را خواهید داشت.شما میتوانید اصلا از
زیر موضوع استفاده نکنید و فقط موضوعات اصلی معرفی کنید.در لوکس بلاگ همه چیز به
دلخواه شماست.ولی برای دسته بندی بیشتر زیر موضوع را اختراع کرده ایم.تا به اینجا
شما موضوعات وبلاگ خود را ساخته اید.اکنون میخواهید عکسهای ورزشی در وبلاگ خود
ارسال کنید.ارسال مطلب را زده.مطلب خود را نوشته.اکنونه در پایین ویرایشگر قسمت
موضوعات گزینه موضوع اصلی -عکس- و زیر موضوع -عکسهای ورزشی- را تیک بزنید.اینگونه
وبلاگ شما میفهمد این مطلب مربوط به کدام موضوع است.مطلب را ارسال کنید.اکنون اگر
بیننده ای وارد وبلاگ شما شود و فقط به عکسهای ورزشی علاقه مند باشد با کلیک روی
موضوع عکسهای ورزشی وبلاگ شما تمامی مطالب عکسهای ورزشی را خواهد دید.
کلمات کلیدی یکی از مفید ترین امکانات برای بینندگان و مخصوصا موتور های
جستجو گر است.سعی کنید هنگام ارسال مطلب حتما کلمات کلیدی مفید معرفی کنید.اگر مطلب
شما راجع به دانلود نرم افزار انتی ویروس است در کلمات کلیدی بنویسید دانلود.انتی
ویروس.نرم افزار رایگان. اینگون مطلب شما دارای کلمات کلیدی مناسب مربوط به همین
مطلب است.
عضو گیری در وبلاگ یکی از امکانات مهم و ویژه لوکس بلاگ است.لوکس بلاگ
محیطی فراهم کرده است که بینندگان شما میتوانند در وبلاگ شما عضو شوند.شما اینگونه
میتوانید بیننده های ثابتی برای وبلاگ خود فراهم کنید.با عضویت افراد در وبلاگ شما
ایمیل انها در خبرنامه نیز ثبت میشود.سپس شما میتوانید بعد از اپدیت وبلاگ با ارسال
خبرنامه اعضا را به دیدن وبلاگ تشویق کنید.مزیت بعدی مشارکت اعضا در ارسال مطلب
برای وبلاگ شماست.اعضا از طریق کنترل پنل های خود قادر هستند برای وبلاگ شما مطلب
ارسال کنند.اینگونه شما یک وبلاگ دارید با هزاران نویسنده.میتوانید اعضا را تشویق
به ارسال مطلب کنید تا مسئولیت ارسال مطلب فقط به دوش شما نباشد.
هنگام ارسال مطلب
در زیر ویرایش گر میتوانید گزینه ای با عنوان-دسترسی به مطلب فقط مخصوص اعض-را
مشاهده کنید.با تیک کردن این گزینه بینندگان با زدن ادامه مطلب نمیتوانند ادامه
مطلب شما را مشاهده کنند و با پیام این مطلب مخصوص اعضاست مواجه میشوند.و در زیر ان
مکانی برای ثبت نام است.اگر افراد ثبت نام کنند میتوانند ادامه مطلب را مشاهده
کنند.اینگونه شما سیستم عضو گیری را فعال و مورد استفاده قرار داده اید.
توجه داشته باشید دنیای وبلاگ نویسی و ایجاد سایت بسیار وسیع میباشد.شما در طول
زمان با مهارت های بیشتری اشنا خواهید شد.برای این امر زیاد عجول نباشید.لوکس بلاگ
راحت ترین سیستم برای فراگیری مهارت های وبلاگ نویسی است.در هر قسمت از لوکس بلاگ متن
های راهنمایی اورده شده.با دقت به این راهنما ها میتوانید با این مهارت ها اشنا
شوید.پس حتما راهنما ها را بخوانید و تمرین کنید و در نهایت اگر مشکلی داشتید انرا
با فرم های مخصوص با ما در میان بگذارید.اوقات خوشی را در لوکس بلاگ برای شما
ارزومندیم.
مایلینو - با تشکر از سایت خوبتون و مطاب خوبی که قرار میدید.آیا در کارآفرینی شریک داشتن خوب است؟
اکثر افراد بر این باورند که اگر شما یک شرکت را راهاندازی کردهاید، پس رئیس بزرگ هستید و تنها باید در برابر نهادهایی مانند اداره مالیات پاسخگو باشید. اما این باور صحیح نیست. شما باید تکریم و وفاداری خود را به مشتریان، عرضهکنندگان، ماموران دولتی و وکلا نشان دهید. برخلاف ظاهر، اکثر فعالیتهای اقتصادی موفق نمیتوانند به دیدگاه و فعالیتهای یک فرد به طور مجزا نسبت داده شوند.
بیل گیتس، آکیو موریتا و استیو جابز به تنهایی شرکتهای خود- به ترتیب شرکتهای مایکروسافت، سونی و اپل- را بنیان ننهادند؛ هر چند این باوری هست که توسط رسانههای عمومی ترویج شده است. در این بخش توصیههای پیرامون گرفتن یک شریک با طرح سه پرسش زیر مطرح میکنیم:
▪️چرا یک شریک مورد نیاز است؟
▪️شریک شما چه کسی باید باشد؟
▪️چرا رسیدن به یک اجماع مهم است؟
چرا یک شریک مورد نیاز است؟
اکثرا افراد جذب مشاغل در حوزه کارآفرینی میشوند؛ چرا که تصور میکنند کارآفرینی جایی است که آنها میتوانند فردیت خود را ابراز کنند؛ بنابراین مفهوم داشتن یک شریک به نظر غیر قابل پذیرش میآید. اما، یک شریک به شما منفعت خواهد رساند؛ چون:
▪️یک شریک میتواند در ریسکها سهیم شود.
▪️یک شریک میتواند دلگرمی و حمایت ایجاد کند.
▪️هیچکس نمیتواند همه کارها را به تنهایی و بدون کمک انجام دهد.
▪️یک شریک ممکن است به یک فعالیت اقتصادی اعتبار بدهد.
شریک شما چه کسی باید باشد؟
هرگز کسی را صرفا به این خاطر که در دسترس است، اولین کسی است که داوطلب شده یا خویشاوند یا دوست شماست، به عنوان شریک انتخاب نکنید. باید کسی را به عنوان شریک انتخاب کنید که علاقه شدیدی به کارآفرین شدن داشته باشد، مکمل شما در مهارتها، تجربیات، دانش و شخصیت مفید برای فعالیت اقتصادیتان باشد و بتوانید دیدگاه خود برای فعالیت اقتصادیتان را با او به اشتراک بگذارید.
بهترین تیمهای کسبوکار آنهایی بودهاند که شرکا یکدیگر را برحسب مهارتها، تجربیات، دانش و شخصیت تکمیل و توازنی بین رفتارها پیدا کردهاند. مثلا اگر فردی خوشبین هستید و همیشه دیدگاهی فانتزی نسبت به آینده دارید، ممکن است نیاز به یک شریک بدبین داشته باشید که اندکی واقعبین باشد.
ریچارد برانسون خیلی زود دریافت که داشتن فردی در کنارش برای جبران نقاط ضعفش تا چه حد مهم و ضروری است. برانسون در مجله «دانشآموز» جانی جمز را در کنار خود داشت. جمز میدانست که مجله باید با چه کسانی مصاحبه کند و چرا؛ در حالیکه برانسون توانایی برای ترغیب آنها برای موافقت کردن با یک مصاحبه را داشت. مایکروسافت، اپل و اوراکل محصولات و فرهنگهای کاملا متفاوتی دارند اما حداقل در یک مورد مشترک هستند: هر کدام از آنها یک فروشنده پرانرژی را در کنار یک نابغه تکنیکی قرار دادهاند: بیل گیتس با پل آلن در مایکروسافت، استیو جابز با استیو وازنیاک در اپل و لری الیسون با باب ماینز در اوراکل.
چرا رسیدن به یک اجماع مهم است؟
فعالیتهای اقتصادی کارآفرینانه اغلب مملو از داستانهای مشاجرهها و حتی دعواهای دادگاهی بین شرکاست. گاهی این مشاجرهها در حد یک رنجش و دلخوری هستند و گاهی میتوانند فاجعهآمیز باشند. بنابراین شرکا باید تا جای ممکن روی بسیاری از مسائل- از جمله استراتژی شرکت و فرآیندهای حول انحلال شرکت- به اجماع برسند.
منبع: کتاب Never Bet The Farm
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید
از مهم ترین پشیمانی های بزرگ کارآفرینان موفق درس بگیرید!
این که فکر کنیم کارآفرینان موفق از ثروتمند ترین های دنیا هستند، تا حدود زیادی نادرست می باشد. زیرا وقتی ما حرف از "ثروت" می زنیم، در واقع از نقطه نظر مالی به قضایا نگاه می کنیم. در صورتی که فعالیت به عنوان یک تاجر یا فروشنده شناخته شده، با گذاشتن سرمایه خود در بانک متفاوت می باشد.
به دلیل تصمیمات مهمی که یک کارآفرین باید در طول عمر کاری خود بگیرد، همواره پشیمانی هایی نیز در ذهن خود خواهد داشت. در اینجا به 10 کاری می پردازیم که یک تاجر موفق، اگر به عقب بازگردد طور دیگری آن ها را انجام می داد.
1- آرزو می کنند که ای کاش زوتر شروع می کردند
این یکی از رایج ترین پشیمانی های افراد موفق به شمار می رود. همه آن ها دوست داشتند که ایده های درخشان خود را زودتر پیدا می کردند.
2- کاش به دانشگاه نمی رفتیم
تقریباً همه تاجران موفق از تحصیلات آکادمیک خود پشیمان هستند. دلیل این امر مشخصاً بلا استفاده بودن واحد هایی است که در آن دوره گذرانده اند. زیرا اگر دانشگاه را سکوی پرتابی برای ورود به بازار کار بدانیم، این کارآفرین ها از این سکو کمکی نگرفته اند.
3- از عجله داشتن خود پشیمان هستند
خواستن موفقیت و ثروت بیشتر برای کسب و کار خود، کار بسیار ساده ای می باشد. اما صبر داشتن در شروع یک کار، باعث کاهش تعداد و شدت شکست های یک تجارت می گردد.
4- پشیمانی از عدم ارتباط مناسب با دیگران
اگر نتوانید یک رابطه کاری سودمند را با یک برند، یا طیفی از مشتریان خود برقرار سازید، حتماً در آینده به مشکل خواهید خورد. داشتن ارتباطات قوی با مردم، به شما کمک می کند تا یک پایگاه نیرومند متشکل از مشتریان و همکاران داشته باشید.
5- نداشتن یک زندگی اجتماعی با کیفیت
اگر محیط کاری شما خیلی سرد و بی روح باشد، انرژی و انگیزه لازم برای پیشرفت و تلاش در بدنه شرکت شما پدیدار نخواهد شد. پس از امروز به دنبال یک تعامل دوستانه با دیگران باشید.
6- غافل شدن از خانواده
خانواده شما همیشه باید در اولویت اول قرار داشته باشند. اگر به اندازه کافی با آن ها وقت نگذرانید، از شما دور می شوند و این سردی، در کار شما نیز تاثیر منفی خواهد نهاد.
7- کار بیش از حد و بی توجهی به دیگران
این که بیش از اندازه به کسب و کار خود توجه کنید، ناخواسته موجب می شود تا از زندگی لذت نبرید و برای ایجاد دوستی های تازه زمانی نداشته باشید.
8- ارتباط ناکافی با بچه ها
بیشتر افراد موفق انقدر مشغول جلسه ها و همایش های مختلف هستند، که وقتی برای بچه های خود ندارند. این برای سلامت خانواده و روحیه آن ها مضر است.
9- نظر نخواستن از مشتریان
اگر در مورد خدمات و محصولات خود از مشتریان سوال نکنید، آن ها به سادگی به سمت گزینه های دیگر خواهند رفت.
عدم ایجاد یک فرهنگ مثبت در شرکت
برای این که در مسیر پر تلاطم موفقیت در بازار امروز، کاری از پیش ببرید، نیاز دارید تا یک روحیه تیمی مثبت و قوی را در بطن تجارت خود تزریق نمایید.
منبع: SuccessStory.com
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید
نمیگویم درس نخوانید، میگویم درس خواندن خاصیتی ندارد!
من به عنوان کسی که در این کشور درس خوانده و درس میدهد نمیتوانم و نمیگویم که: «درس نخوانید».
به قول قدیمیها، «رطب خورده منع رطب کی توان کرد؟»
من حرفم این است که در دنیای امروز تحصیلات در بهترین حالت میتوان شرط لازم برای موفقیت باشد نه شرط کافی.
شرط دیگری که میتواند شانس موفقیت را افزایش دهد «تمایز» است.
در کشوری که صد سال مردم بستنی «اکبر مشدی» خوردند، «آیس پک» ثروتمند شد این قانون دنیاست: «متمایز باش یا بمیر!».
دو راه مشخص برای تمایز وجود دارد:
راه اول) رها کردن مسیر دانشگاهی و در پی مسیر زندگی رفتن (مدیران زیادی در کشور در این شرایط هستند)
راه دوم) درس خواندن و در همان مسیر درسی و دانشگاهی راهی برای تمایز پیدا کردن.
در کلاسی که استیو جابز رسم الخط می آموخت ۳۰ نفر دیگر هم بودند اما فقط رسم الخط یاد گرفتند. استیو بود که تصمیم گرفت زیبایی رسم الخط را به دنیای دیجیتال هدیه دهد.
من زمانی که مکانیک میخواندم فهمیدم که عمده دانشجویان مکانیک از برق و کامپیوتر سر در نمی آورند. این بود که وقتم را برای برنامه نویسی و میکرو کنترلر ها و طراحی مدارهای واسط و … گذاشتم. و همانها شد که موفقیت بیشتر در کار فنی را برای من به همراه آورد.
به عنوان آدمی که در ده ها مجموعه درگیر کسب و کار است صریحاً میگویم که اگر در بدنه دولت کار کنید تفاوت لیسانس و فوق لیسانس میشود چند ده هزار تومان افزایش حقوق. دکترا هم همینطور.
در بخش خصوصی هم هیچکس پول مدرک شما را نمیدهد، بلکه پول تواناییهای شما را میدهد و «ثروت»ی که برای شرکت خلق میکنید.
محمدرضا شعبانعلی
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید
چرا میتوانیم جنگنده بسازیم، اما درب قوطی نوشابه نه؟!
در دوران نوجوانی مثل خیلی از هم سن و سالهای خودم به هواپیما علاقه داشتم. از آن موقع به خاطرم هست که بین امریکا و شوروی رقابت تنگاتنگی در زمینه ساخت هواپیماهای جنگی وجود داشت و برترین هواپیمای ساخت شوروی اگر بهتر از برترین هواپیمای امریکا نبود، بدتر هم نبود. احتمالا این رقابت هنوز هم برقرار باشد.
ولی بین این دو تفاوتهایی وجود دارد که در وضعیت عمومی کشورها قابل مشاهده است. در غرب، دولت تولید کننده نیست. دست بالا سفارش دهنده است. منظورم از دولت، کل حاکمیت است و نه صرفا بدنه اجرایی - یعنی آنچه ما در ایران دولت میشناسیم.
مدرنترین جنگندهها را شرکتهای خصوصی طراحی میکنند و میسازند. این چند نتیجه دارد: یکی این که بخش خصوصی به قدرت و برتری نظامی و … کاری ندارد و به دنبال سودآوری است، پس تولیدش - هر چه که باشد - باید سودآور باشد گرنه تولید نمیکند. دیگر این که تکنولوژی مربوط به ساخت آن نیز توسط بخش خصوصی توسعه مییابد و چون خود او مالک و دارنده این تکنولوژی است، به مرور به سمت استفاده از این تکنولوژی در سایر بخشها میرود، چون میخواهد بهرهوری از سرمایهگذاری در ایجاد این فناوری را حداکثر. مثال آن، استفاده وسیع از فیبر کربن در تولیدات صنعتی (مثلا بدنه خودرو) است که ابتدا برای صنایع نظامی و فضایی اختراع شده بود.
دولت در غرب البته نقش دیگری هم دارد و به این که فروش محصولات تولیدی بخش خصوصی و یا فناوریهای توسعه یافته توسط ایشان به که انجام شود نظارت میکند. این میشود که حتی زمانی فروش پلی استیشن ۳ به ایران ممنوع بود چون پردازندهاش آن قدر قوی بود که میتوانست کاربرد نظامی هم داشته باشد. به جایش دولت اگر برای بخش خصوصیاش محدودیتی ایجاد کرد، حمایتش هم میکند تا سر پا بماند.
این نکته را اقتصاددانان بسیار گفته اند که: دولت بنگاهدار خوبی نیست. تئوری کارگزاری (Agency Theory) به خوبی توضیح میدهد که وقتی مالک و مدیر در یک فعالیت اقتصادی یکی نبودند، تضاد منافع پیش میآید و این مشکل در هنگامی که دولت وارد بنگاهداری و تولید میشود، بسیار شدیدتر است.
در عوض در بلوک شرق سابق، مالک و تولیدکننده همه چیز دولت است. در این حالت تولید بهینه نیست و معمولا دولت چون اهداف سیاسی دارد، به اقتصادی بودن تولیدش لزوما توجه نمیکند و چون هزینه تحقیق و توسعه از جیبش نرفته، به دنبال این که از این فناوری به دست آمده حداکثر استفاده را بکند، نیست. پس این فناوری در همان صنایع نظامی محدود میماند و به سایر تولیدات صنعتی توسعه نمییابد.
احتمالا الان روشن است که چرا جنگنده میسازیم ولی چیزهایی را که ساخت و تولیدشان به نظر خیلی سادهتر میآیند وارد میکنیم، مثل درب نوشابه قوطی!
محمدپزشک
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید
دوست دارید زمان بیشتری در اختیار داشتید، یا پول بیشتری؟
یک مطالعه جدید نشان میدهد افرادی که برای زمان نسبت به پول اهمیت بیشتری قائلاند نسبت به افرادی که بیشتر به جمع کردن ثروت بها میدهند افراد خوشحالتریاند.
یافتههای این پژوهش بیانکننده این موضوع است که خیلی فرقی نمیکند که فرد از کدام از این دو منبع (پول و زمان) بیشتر در اختیار دارد، در عوض آنچه مهم است ذهنیت او نسبت به این دو موضوع است، از این رو فردی که به زمان بیش از پول اهمیت میدهد زندگی و روحیه خوشتری نسبت به فردی دارد که جیبش پرپول است و به آن بهای زیادی میدهد.
پژوهشگران دانشگاه پنسیلوانیا و دانشگاه کالیفرنیا (UCLA) از ۴۴۰۰ نفر یک سوال ساده پرسیدند: «از کدام بیشتر در اختیار دارید: پول یا زمان؟»
پس از آن از افراد حاضر در این مطالعه پرسشهایی پرسیده شد که هدف آنها سنجش میزان خوشحالی و خوشبختی افراد بود.
پس از پایان پژوهش، نتایج نشان میداد که بیشتر افراد، یعنی حدود ۶۴ درصد، خواهان پول بودند، در صورتی که افرادی که بیشتر زمان و وقت را جستوجو میکردند آدمهای خوشحالتری بودند. نتایج نشان میدهد که خیلی مهم نیست افراد چه چیزی در حال حاضر دارند بلکه آنچه مهم است چیزی است که به دنبال آناند و در نتیجه فکر میکنند از اهمیت بیشتری برخوردار است.
در مقاله این مطالعه که در مجله Social Psychological and Personality Science به چاپ رسیده، آمده: «چیزی که در این مسئله حائز اهمیت است ارزشی است که افراد برای هر منبع قائلاند. خوشحالی و شادی بیشتر به چیزی که به دنبال آناند وابسته است نه میزان منبعی که در اختیار دارند».
به طور کلی این پژوهش نشان میدهد که پول زیاد داشتن به معنای شادتر بودن نیست. پولدار و فقیر فرقی ندارد، آنکه به زمان بیش از پول اهمیت میدهد زندگی شادتری دارد.
منبع: ScienceAlert
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید
تجربههای ارزشمند ۶ کارآفرین برتر
1- زمان را با مقیاسهای مشخص ارزشگذاری کنید.
زمان بزرگترین سرمایه شماست و هیچگاه توانایی بازگرداندن آن را ندارید.بنابراین روی اولین اولویت زندگی و کسب و کار خود برنامهریزی کنید.
بهعبارت دیگر مقدار ارزشی که برای زمان قائل هستید، نقشی اساسی در زندگی شما ایفا میکند.
کوین هارینگتون،بنیانگذار «As Seen on TV».
2- استمرار کنجکاوی
به مهارتهایی که بهواسطه نشستهای کارآفرینی شکل گرفته توجه کنید. من پس از سالها زندگی به اعتقاداتی رسیدم که دقیقا متضاد با طرز فکر من بود.
با داشتن فکری باز و ذهنی پویا، ایدههای جدید و نوآوری خلق کنید، این امر سبب میشود فرصتهایی را برای خود ایجاد کنید.
خودتان را در معرض دید قرار دهید و در فعالیتهای تولیدی و کسب و کارها، دامنه کاری خود را توسعه دهید.
در واقع با تعامل و ارتباط با کسب و کارهای دیگر، دامنه فعالیت شما گسترش مییابد.
عکس این موضوع هم صادق است، یعنی اگر ذهنتان منحصرا درگیر فعالیت خودتان باشد، دیدگاه و ذهن شما محدود خواهد شد و فرصتهای مناسبی را از دست میدهید.
مایکل آلدن، مدیر کل CloiXonné
3- برتری انگیزهها و تفکرات شما
بیشترین تجربیات من از شکستها و ناکامیها به دست آمدند.
برای هر شخص شکست دردناک است، اما این امر سبب پرورش خودآگاهی خواهد شد. آن شکستها باعث شدند زمانم را صرف افزایش تسلط بر مهارتها و تسلط بر افکار و انگیزههای خود کنم. در گذشته بسیار پریشان بودم. اگر شما یک کارآفرین با افکار پراکنده و احساسات ناخوشایند هستید، مطمئن باشید بهصورت اشتباه واکنش نشان میدهید که سبب عقب ماندگی بیشتر، شکستهای بزرگتر و چالشهای ناگهانی میشود.
بنابراین هر روز اهداف خود را مرور کنید. با توجه به اهداف و اندیشههای خود و شناختی که از خود دارید، زمان را تقسیمبندی کنید و به آنچه که در زندگی میخواهید دست یابید.
کارآفرین Com Mirza «مرد ۵۰۰ میلیون دلاری» و مدیر عامل شرکت «میرزا هلدینگ» که تا به امروز هشت مرتبه در کسب و کار خود شکست خورده است اما اکنون یک سازمان با بیش از ۶۰۰ کارمند را فرمانروایی میکند.
4- اعتقادتان به بینش و چشمانداز
یک کودک را در نظر بگیرید. او بسیار پرماجرا، حریص، غیرقابل انکار، الهام بخش و سرسخت است. اکثر کارآفرینان پس از چند بار شکست اعتماد به نفس خود را از دست میدهند. برخیها شکست را غیر قابل اجتناب تصور میکنند.
اما دقیقا در همین زمان است که باید مهمترین اقدامات مانند اخذ تصمیمات اساسی برای کسب و کار و تجدید نظر بر روی اهداف و برنامهریزی جهت دستیابی به موفقیت انجام شود، بنابراین شما میتوانید از شکست خود درس بگیرید و به سمت موفقیت حرکت کنید.
یکی دیگر از درسهای مهمی که من آموختهام این است که همیشه در جستوجوی روشهایی برای بهبود کسب و کار و ایجاد ارزش در زندگی مردم باشم.
هنگامی که شما رو به شکست پیش میروید، در آن لحظه باید فکر کنید که چه محصول یا خدماتی برای افراد جامعه مفید است تا به آن بپردازید.
مارینا رز،، بنیانگذار DNA Acceleration
5- توانمندسازی استعدادهای با انگیزه
محیط و فضای محل کار باید به نحوی طراحی شود که شما و افراد گروه بتوانید به خوبی وظایف محوله خود را انجام دهید.
بهعنوان یک کارآفرین پر تلاش و فعال اغلب نگران از دست دادن مشتریان هستیم. شما در یک صورت میتوانید استعدادهای با انگیزه را جذب کنید و آن طراحی سازمانی است که شما انجام دادهاید.به عبارت دیگر شخصی که فقط به فکر گذراندن ساعات روزانه خود است و نسبت به چشم انداز شرکت حس مثبتی ندارد مناسب نیست. من هیچ کسی را با این ذهنیت ضعیف استخدام نمیکنم.
AJ Rivera، کارشناس بازاریابیseven-figure و مشاور کسب و کار و مدیر عامل شرکت FitPro Heroes
6- خارج شدن از مسیر
در ذهنم یک مدل طراحی کردم که در آن من موتور یک کشتی هستم. با استفاده از این ذهنیت، هفت روز هفته را به کار مشغولم و دو برابر کردن این زمان برایم بسیار دشوار است. در حال حاضر کسبوکار من از سوی سه رکن رهبر کسب و کار، پرسنل و سیستم شکل گرفته است.
این سه رکن میتواند در کسب و کار شما تغییراتی در راستای رشد و موفقیتهای پایدار بهوجود آورد.
رهبر کسب و کار چشمانداز معینی را معرفی میکند، وظایف تیم را مشخص و آنها را در راستای تحقق اهداف هدایت میکند. به تیمتان نشان دهید که به آنها اعتماد دارید و آنها را به افراد کلیدی در سازمان خود تبدیل کنید.
همه افرادی که برای شما کار میکنند برابر هستند. من هیچ وقت اجازه نمیدهم کسی من را «رئیس» خطاب کند. مهم نیست که چقدر رشد کرده و بزرگ شدهاید، این نکته را به یاد داشته باشید که بدون تیمتان هیچ چیزی نیستید.
مدیرعامل اینتل
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید
دانشگاه چه کاری انجام نمیدهد؟
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
دانشگاه هاروارد در آمریکا – تأسیس 1636 میلادی - سالیان سال است که در صدر فهرست برترین دانشگاههای دنیا قرار دارد. هاروارد – در کنار چند دانشگاه دیگر - به نوعی نماد دانشگاههای برتر در جهان نیز هست. هری لویس (Harry Lewis - 1947) متخصص ریاضیات و علوم کامپیوتر که در فاصله 1995 تا 2003 رئیس کالج هاروارد بوده در کتابی با عنوان انگلیسی «نخبگی بدون روح» که توسط «مرتضی مردیها» به فارسی با عنوان «نگاهی انتقادی به دانشگاه هاروارد» (1395) منتشر شده است، به شیوهای متفاوت به دانشگاه و وظایف آن مینگرد. کتاب درباره دانشگاه هاروارد است اما بخش مهمی از آن درباره هر نظام دانشگاهی و بالاخص دانشگاه در ایران نیز صادق است.
ایده اصلی لوییس این است که دانشگاهها نقش تربیتی خود را در قبال دانشجویان کارشناسی فراموش کردهاند. دانشگاهها به دانشجویان کمک نمیکنند تا هدفهای بزرگتری برای زندگیشان تعریف کنند و هنگامی که کالج را ترک میکنند انسانهای بهتری شده باشند. او مینویسد «وقتی سخنرانیهای مدیران دانشگاهی را مطالعه میکنید ... به ندرت چیزی درباره قدرت شخصی، یکپارچگی شخصیتی، مهربانی، همکاری، و اینکه چطور جهان بهتری بسازیم پیدا میکنید.»
لوییس عبارتی از یورگه دومینگوئز را درباره آموزش ذکر میکند که بسیار تأملبرانگیز است: «آموزش لیبرال چیزی است که پس از فراموش کردن چیزهای اولیهای که به شما آموخته بودهاند، همچنان در ذهن شما باقی مانده است. با چنین معیاری، فارغالتحصیلان کالجهای امروزی چه چیزی را با خود از دانشگاه یادگار میبرند؟» و خودش درباره دانشگاه میگوید «... به جای آنکه استخوانبندی اخلاقی دانشجویان را محکم کنیم آنها را با آبنبات خوشحال و راضی میکنیم.»
لوییس علاوه بر اینکه نشان میدهد حتی هاروارد نیز فهمی سطحی و ضعیف از هدف آموزشی خود در دوره کارشناسی دارد، به مصائب رقابت علمی در بین اساتید برای کسب ارتقا و جایگاه شغلی بهتر نیز میپردازد. او نشان میدهد که رقابت برای نوشتن مقالات هر چه بیشتر استادان تازهکار را وادار میکند چیزهایی بنویسند که زودتر در مجلات پذیرفته میشوند و در نهایت نتیجه میگیرد اساتید در طی فرایندهای آکادمیک به کسانی تبدیل میشوند که به قلب و روح دانشجویان توجهی ندارند و صرفاً بر ذهن ایشان متمرکز میشوند. «هیچ فشار رقابتیای بر اساتید اعمال نمیشود تا آنها را وادار کند از دانشجویان انسانهای بهتری بسازند.»
لوییس معتقد است هاروارد به دانشجویان درس میدهد اما آنها را خردمند بار نمیآورد. دانشگاه دیگر دانشجویان را برای مسئولیتپذیری در برابر جامعه - جامعهای که به آنها اجازه و امکانات داده تا در بهترین دانشگاه تحصیل کنند – تربیت نمیکند. دانشگاه حتی دانشجویان را برای طرح سؤالات بنیادین در زندگی سیاسی و اجتماعی هم آماده نمیکند. دانشگاه تحت تأثیر نظام ارتقای اساتید، پولیشدن روابط، توسعه ورزش حرفهای (در دانشگاه آمریکایی) مبتنی بر پول، و عواملی دیگر، دانشجویان را برای زندگی در جامعه آماده نمیکند.
آنچه لوییس میگوید درباره هاروارد – برترین دانشگاه دنیا – است که حداقل از نگاه اول، سهمی بزرگ در تخصصها و تحقیقات در جهان دارد؛ ولی وظیفه تربیتی و اجتماعیاش را درست انجام نمیدهد. خوانندگان کتاب که خود تجربه دانشگاه ایرانی را – بالاخص در یک دهه گذشته داشته باشند – در تطبیق دادن بسیاری از ایدههای کتاب «نگاه انتقادی به دانشگاه هاروارد» با شرایط دانشگاه ایرانی مشکلی نخواهند داشت. استاد و دانشجو با خواندن این کتاب با نگاه دیگری به وظیفه و مسئولیت دانشگاه آشنا خواهند شد.
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید
برای رسیدن به موفقیت، باید ۸ چیز را قربانی کنید. آیا آماده قربانی دادن هستید؟!
1- زمان
کارهای زیادی وجود دارد که می توانید در یک روز انجام دهید؛ مسئله، در اختیار داشتن زمان کافی نیست، بلکه استفاده درست از آن است.
2- ثبات
برای اینکه به رویاهایتان دست پیدا کنید، باید ثبات را قربانی کنید و یک زندگی غیرقابل پیش بینی را برگزینید.
3- زندگی شخصی
اگر برای رسیدن به موفقیت مصمم هستید، باید تغییراتی در زندگی شخصی، دوستی ها و روابطتان ایجاد کنید.
4- خواب
مهم نیست در طول روز چقدر کارایی دارید، گاهی اوقات به ساعت های آرام و ساکت شب احتیاج پیدا می کنید.
5- سلامتی
متاسفانه، واقعیت این است که انسان های موفق سالم غذا نمیخورند، کمتر ورزش می کنند و حتی سلامتی روحی و ذهنی شان را به خطر می اندازند.
6- آرامش
همه ما می دانیم که باید لحظه را غنیمت بشماریم اما این را هم می دانیم که باید برای آینده برنامه ریزی کنیم. انسان های موفق می دانند که مشغله ها تا ابد ادامه پیدا نخواهند کرد.
7- سلامت عقل
تلاش برای رسیدن به اهداف بزرگ در زندگی هیچ وقت آسان نبوده است. این اهداف و آرزوها همیشه ما را امتحان می کنند و به چالش می کشند.
8- آرزوهای آنی
چیزهای زیادی هستند که می خواهیم همین حالا انجام دهیم. اما باید بین آرزوهای آنی و نیازهایی که باعث پیشرفت ما می شود، یکی را انتخاب کنیم.
آیا هنوز هم دوست داری فرد موفقی باشی!!؟
پس خودت را برای قربانی دادن آماده کن
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید
اگر افرادتان، تغییرات مورد نظرتان را نمیخواهند چه باید کرد؟
تغییر و تحول در درون سازمان و بین کارکنان به هر شکلی که باشد در ابتدا با مقاومت افراد مواجه میشود که درهم شکستن این مقاومتها نیازمند هوشیاری زیادی است.
حال اگر شما هم جزو آن دسته از مدیرانی هستید که بهشدت مشتاق تغییردادن سازمان و افراد تحت مدیریتشان هستند اما بسیاری از افراد در برابر آن مقاومت میکنند و به دگرگونشدن خود و فرآیندها تن در نمیدهند، به راهکارهایی نیاز دارید که با استفاده از آنها بتوانید با کمترین چالش، سختترین مقاومتها و سرسختترین کارمندان را درهم بشکنید.
در ادامه به هفت استراتژی و راهکار کلیدی برای شکستن مقاومتها در برابر تغییر و تحول در درون سازمانها اشاره شده است:
1- علت عدم تمایل افراد برای تغییر را بشناسید:
هر مدیری باید بهطور شفاف از کارکنانش بپرسد که چرا با تغییر کردن و تغییر دادن مخالفند. این کار به مدیران کمک میکند تا با از بین بردن عامل کندی کار یا عدم پیشرفت، فرآیند تغییر تسریع و تسهیل شود.
2- در برابر کارکنان مقاومتکننده بیشتر شنونده باشید تا گوینده:
افراد شما وقتی ببینند که شما به شکلی محترمانه به دلایل مخالفت آنها گوش میکنید و در صورت امکان آنها را بهکار خواهید بست تا حد زیادی از ادامه مقاومت در برابر آن دست برمیدارند. در این میان هدف اصلی دیگر عبارت است از شناسایی راههای پیشبرد فرآیند تغییر و تحریک کارکنان برای تغییر دادن خود و شرایط.
3- درجه شدت مقاومتها را شناسایی کنید:
تا شما ندانید شدت مقاومت در برابر تغییراتی که مدنظر شماست چقدر است، نخواهید توانست آن را به خوبی مدیریت کنید. این کار همچنین باعث میشود تا مدیر و رهبر سازمان درک درستتری در مورد خصوصیات و اقدامات کارکنان بهدست آورد و در آینده خواستار تغییراتی در سازمان شود که با مقاومت کمتری روبهرو شوند.
4- احساسات کارکنانتان را نیز مدنظر داشته باشید:
بیتوجهی یا کمتوجهی به احساسات و عواطف کارکنان میتواند به مقاومت آنها در برابر تغییر و تحول دامن بزند و سایر اقدامات شما در این زمینه را بینتیجه سازد.
5- از همه کمک بخواهید:
شما به عنوان مدیر و رهبر سازمان باید همیشه بهیاد داشته باشید که تغییر، فرآیند دستوری و از بالا به پایین نیست و به ابزارهایی نیاز دارد که هر کدام از اعضای سازمان میتوانند از آنها برخوردار باشند و به مدیران در این زمینه کمک کنند.
6- گامهای بعدیتان را تعیین کنید:
در بسیاری موارد کارکنان یک سازمان به این دلیل با ایجاد تغییر مخالفت میکنند که از آینده این تغییرات نامطمئن هستند. بنابراین لازم است که شما به عنوان مدیر و رهبر سازمان هم به مراحل بعدی کار توجه کافی داشته باشید و هم افرادتان را از تردید در مورد آینده نجات دهید و بدانید که آنها پس از مطمئنشدن از موفقیتآمیز بودن تغییرات از مقاومت در برابر آن دست برمیدارند.
7- آهسته و پیوسته حرکت کنید:
برای اینکه تغییر و تحول را به کارکنان خود بقبولانید باید صبور باشید و آهسته و پیوسته حرکت کنید و یقین داشته باشید که بخش عمدهای از افرادی که در ابتدا با تغییرات مورد نظر شما مخالف بودهاند، وقتی مصمم بودن شما را ببینند، دست از مقاومت کردن در برابر آن برمیدارند و در این مسیر با شما همراه میشوند.
منبع: مجله Strategic Management
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید
مشوقهای پولی همیشه کارساز نیستند
بسیاری از مدیران به اشتباه فکر میکنند که بهترین راه تشویق کارکنان به کار بیشتر و بهتر از طریق دادن پاداشهای پولی به آنها است. با این همه در بسیاری موارد، پرداختهای اضافی و ویژه به برخی از کارکنان و مدیران نه تنها کمکی به بهبود عملکرد آنها نکرده است بلکه با واکنشهای منفی سایر کارکنان مواجه شده است.
علت اصلی این مساله را باید در اجرا نکردن درست برنامههای تشویقی از یکسو و بیفایده بودن مشوقهای پولی در بعضی موارد جستوجو کرد.
تجربه نشان داده کارکنان یک سازمان اگر به مدیران و برنامههای شان اعتماد و اعتقاد کافی نداشته باشند حتی اگر پول بیشتری هم دریافت کنند باز هم ناراضی خواهند بود. پس پرداختهای اضافی و برنامههای انگیزشی مالی درون سازمانی اگر بهطور کامل با عملکرد و کاری افراد در ارتباط نباشند بهطور قطع به شکست خواهند انجامید و پس از آن نیز دیدگاه مشتریان و سهامداران شرکتها را نیز تخریب خواهند کرد.
تحقیق اخیر موسسه رهبری و مدیریت(ILM) در مورد میزان تاثیرگذاری مشوقهای پولی بر کارکنان نشان داده است که تنها ۱۳درصد از ۱۰۰۰ کارمندی که در این تحقیق مورد سوال قرار گرفتند با هدف دریافت مشوقهای پولی اقدام به کار بیشتر میکردند.
عوامل عاطفی شامل لذت بردن از کار (۵۹درصد)، بودن با همکاران خوب (۴۲درصد) و رفتار محترمانه مدیران با کارکنان (۲۲درصد) از جمله عواملی بودند که بر اساس یافتههای این تحقیق از نظر کارمندان دارای اهمیت بیشتری نسبت به مشوقهای پولی بودند.
همچنین شرایط کاری انعطافپذیر (۱۶درصد) و امکان ارتقای سازمانی (۹درصد) در رتبههای بعدی انگیزشی قرار داشتند.
بر این اساس کارکنان سازمانها را میتوان از حیث محرک کلیدی برای کار بیشتر به چهار گروه زیر تقسیم کرد:
▪️کارکنانی که دوست دارند در سازمان ترقی کنند:
این دسته از کارمندان که عمدتا زیر ۳۵ سال سن دارند، با ارتقای مقام یا امیدوار بودن به آن به شکل عجیبی تشویق به کار بیشتر میشوند. ارائه آموزشهای جدید و توسعه شغلی به این گروه از کارکنان از هر مشوق پولی و غیرپولی دیگری موثرتر خواهد بود.
▪️کارکنانی که میخواهند مورد توجه مدیران مافوق و همکارانشان قرار گیرند:
این گروه از کارکنان که عمدتا کارکنانی با دستمزدهای پایین هستند علاقه دارند که از طرف مدیران موردتوجه و احترام قرار بگیرند و در صورت ارضای این نیاز بهرهوری بیشتری از خود بروزمیدهند. علاوه بر این حضور این نوع افراد در میان همکارانی خونگرم و مهربان میتواند به چندین برابر شدن کارآمدی و علاقه آنها به کار بینجامد.
▪️کارکنانی که به خاطر پول و پاداشهای مالی کار میکنند:
پرواضح است که باید برای برانگیختن این افراد برای کار بیشتر به آنها وعده حقوق و مزایای بیشتر داد، هر چند که این نوع محرکها پس از مدت کوتاهی خاصیتشان را از دست خواهند داد. تحقیقات نشان داد که این فاکتور در میان کارکنان مرد طرفدار بیشتری دارد.
▪️کارکنانی که به دنبال کار انعطافپذیر و استقلال در کار هستند:
این گروه از کارکنان دوست دارند در نحوه انجام وظایفشان مستقل باشند و از انعطافپذیری بیشتری برخوردار شوند. اگر خود را در محیطی ببینند که به اندازه کافی به آنها اختیار عمل برای کار کردن داده شده است، حاضرند بسیار بیشتر از وظایف محوله کار کنند.
بهطور کلی آگاهی از عواملی که باعث تشویق کارکنان به کار بیشتر و بهتر و در نتیجه افزایش بهرهوری میشوند میتواند به مدیران کمک کند تا به شکل راحتتر و سریعتری به اهداف سازمانی برسند. بنابراین باید این عقیده قدیمی و نادرست که مشوقهای پولی تنها عامل برانگیزاننده کارکنان به کار بیشتر است بهطور کلی فراموش شود.
منبع: hbr
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید