نکته های پیشرفت در کسب و کار و زندگی

تبلیغات

نویسندگان

پشتيباني آنلاين

    پشتيباني آنلاين

درباره ما

    به وبلاگ خوش آمدید امیدوارم بتوانم شما را به موفق شدن در زندگی تان نزدیک تر کنم یاعلی

امکانات جانبی

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    موبایل :
    ایمیل :
    نام اصلی :

آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 2362
    کل نظرات کل نظرات : 4
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 4

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 43
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 64
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 0
    آي پي امروز آي پي امروز : 1
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 1
    بازدید هفته بازدید هفته : 976
    بازدید ماه بازدید ماه : 6751
    بازدید سال بازدید سال : 7719
    بازدید کلی بازدید کلی : 7719

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 216.73.216.196
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : دوشنبه 26 مرداد 1405

آخرین نطرات

    صبا قبادی - برای بدست آوردن موفقیت در زندگی مجبوریم بیش از یک بار سعی و تلاش کنیم و پا پس نکشیم اگه یه نگاهی هم به زندگینامه افراد بزرگ تو سایت هایی مثل فرچون و دانشگاه کسب و کار بندازیم متوجه میشیم که راز مموفقیت اکثرشون تلاش متدوام و ثابت قدمی اون هاست - دوشنبه 08 دی 1404
    علی - عالی بود - دوشنبه 08 دی 1404
    پرده زبرا - پرده های خانه - دوشنبه 08 دی 1404
    فن بیان - ممنون بابت اطلاع رسانیتون.
    پاسخ:هدف ما ایرانی سربلند می باشد و ملتی که بتواند راه خود را به خوبی ادامه بدهد وهم چنین که نظر می دید و ما را در بهتر کردن این وبلاگ یاری می کنید - دوشنبه 08 دی 1404
    تندخوانی - بابت اطلاع رسانیتون ممنونم.
    پاسخ:خواهش می کنم از شما هم ممنونم نظرات خود را با ما به اشتراک می گذارید با تشکر - دوشنبه 08 دی 1404
    علم و فناوری - با سلام
    انجام شد
    - دوشنبه 08 دی 1404
    علم و فناوری - با سلام
    پس دوست عزیز شما بنده رو با نام علم و فناوری و آدرس http://yecnews.ir/ لینک کنید.
    شما هم اسم و آدرس دلخواه خود را برای من از طریق نظرات سایت ارسال کنید
    با تشکر - دوشنبه 08 دی 1404
    علم و فناوری - باسلام
    وبلاگ خوبی دارید خوشحال میشم با هم تبادل لینک داشته باشیم
    درصورت تمایل از طریق نظرات سایت با ما در ارتباط باشید - دوشنبه 08 دی 1404
    لوکس بلاگ - از اینکه وبلاگ خود را در لوکس بلاگ ایجاد کرده اید کمال تشکر را داریم.مطمئن باشید لوکس بلاگ قوی ترین سیستم ساخت وبلاگ در ایران است.لوکس بلاگ تمامی امکانات ویژه و استاندارد را در حد ایجاد یک وب سایت حرفه ای مثل سیستم نظر سنجی.سیستم نظر دهی گرافیکی زیبا.سیستم امتیاز دهی 5 ستاره ای به مطالب.سیستم عضو گیری و ... را داراست.در اینجا سعی داریم معرفی و راهنمایی کمی در خصوص امکانات لوکس بلاگ داشته باشیم.فرض میکنیم شما تا به حال هیچ وبلاگی نداشته اید.ما شما را یاری میکنیم تا در چند قدم بتوانید یک وبلاگ استاندارد ایجاد کنید.اولین قدم:

    انتخاب یک قالب برای وبلاگ است.قالب وبلاگ به معنای ظاهر و محیط وبلاگ شماست که بینندگان ان را میبینند.برای انتخاب قالب در لوکس بلاگ 3 روش موجود است.روش اول میتوانید از منوی سمت راست گزینه -انتخاب قالب- را بزنید از بین 90 قالب موجود یکی را انتخاب نمایید.روش دوم میتوانید از قالبهای اماده دیگر وب سایت ها استفاده نمایید.کافی است در گوگل به فارسی بنویسید قالب وبلاگ و اینتر کنید.لیستی از سایت هایی که قالب وبلاگ ارائه میکنند را مشاهده خواهید کرد.با زدن یکی از ان گزینه ها و انتخاب قالب از ان سایت ها میتوانید -کد قالب بلاگف- را دریافت نمایید.(لوکس بلاگ سازگاری کامل با قالب های بلاگفا دارد)پس نیازی نیست به دنبال قالب لوکس بلاگ باشید.هرکجا هر قالبی مربوط به بلاگفا نیز مشاهده کردید میتوانید در لوکس بلاگ هم استفاده نمایید.بعد از دریافت کد از سایت های ارائه قالب از منوی سمت راست گزینه -ویرایش قالب- را بزنید.صفحه ای باز خواهد شد پر از کدهای مختلف.کدهایی که مشاهده میکنید را به طور کامل پاک کنید و کد قالب جدید که از سایت های ارائه قالب گرفته اید را قرار دهید و ثبت تغییرات را بزنید.اینگونه میتوانید از هزاران قالب مختلف برای وبلاگ خود استفاده نمایید.چناچنه در صورت اشتباه وبلاگ شما به هم ریخت نگران نباشید.در لوکس بلاگ هیچ چیز خراب نمیشود.به راحتی میتوانید از منوی سمت راست -انتخاب قالب- را بزنید و یک قالب انتخاب نمایید.تنظیمات به قبل خواهد برگشت. قدم بعد از انتخاب قالب
    ارسال مطلب است.از منوی سمت راست گزینه ارسال مطلب را بزنید.در این صفحه شما محیطی مشاهده خواهید کرد که میتوانید در ان مطلب بنویسید.نام این محیط -ویرایشگر- است.این محیط قابلیت های بسیار فراوانی دارد که خود شما باید در طول زمان ان را فراگیرید.مثل تغییر رنگ نوشته ها.تغییر اندازه و نوع نوشته ها.قرار دادن عکس و ...اما در اینجا فقط به نحوه
    قرار دادن عکس میپردازیم.برای قرار دادن عکس دو حالت پیش رو داریم.1-شما عکسی در وبلاگ و یا سایت دیگری میبینید و دوست دارید ان عکس در وبلاگ شما نیز نمایش داده شود.در اینصورت روی عکس مورد نظر راست کلیک کرده و -کپی- را زده.سپس به ویرایشگر خود امده و در ویرایشگر راست کلیک کنید و -پیست و یا چسباندن- را زده.اینگونه ان عکس به وبلاگ شما منتقل خواهد شد.2-ممکن است شما عکسی در کامپیوتر خود داشته باشید و دوست دارید ان را در وبلاگ خود به نمایش بگزارید.در اینصورت مراحل کمی طولانی تر است.در ویرایشگر علامت را پیدا و کلیک کنید.صفحه ای باز خواهد شد.در این صفحه به دنبال کلیدی با عنوان -آپلود عکس و انتخاب عکس از سرور- بگردید و کلیک کنید.صفحه دیگری باز خواهد شد که در پایین صفحه قسمتی وجود دارد برای انتخاب فایل از کامپیوتر.فایل خود را انتخاب و دکمه آپلود را بزنید.نام عکس شما در بالای ان صفحه به صورت یک لینک نمایش داده میشود.روی نام عکس خود کلیک کنید.عکس شما به ویرایشگر منتقل خواهد شد.به همین راحتی.به همین خوشمزگی. اکنون که عنوان مطلب و مطلب را نوشته اید میتوانید دکمه ارسال مطلب و انتشار مطلب را بزنید.کار تمام است.شما یک وبلاگ نویس شدید.از این به بعد اگر میخواهید حرفه ای تر باشید ادامه اموزش را دنبال کنید. بهتر است به گزینه های زیر ویرایشگر دقت کنید.اولین گزینه -اضافه کردن ادامه مطلب- است.فرض کنید شما مطلبی بسیار طولانی در مورد چگونگی ساخت وبلاگ دارید.اگر بخواهدی همه مطلب را یکجا در صفحه اصلی وبلاگ خود نمایش دهید باعث سنگین شدن وبلاگ و شلوغی میشود.پس بهتر است چند سطر اول مطلب خود را در قسمت اول ویرایشگر نوشته و سپس روی -اضافه کردن ادامه مطلب- کلیک کنید و در ویرایشگر جدید به وجود امده بقیه مطلب را بنویسید.اینگونه مطلب شما در وبلاگ در 2 قسمت نمایش داده خواهد شد.کسانی که علاقه مند به اموزش هستند با خواندن چند سطر اول در صفحه اصلی اگر مشتاق بودند با کلیک روی لینک ادامه مطلب در وبلاگتان میتوانند به ادامه مطلب دسترسی پیدا کنند و ادامه اموزش را بخوانند.در اینجا گزینه هایی مثل
    موضوعات است. .همه دوستدار نظم وترتیب هستند.اگر وبلاگ شما در چند زمینه مختلف مثل عکس و اس ام اس است بهتر از قسمت موضوعات استفاده کنید.برا این منظور از منوی سمت راست گزینه موضوعات را کلیک کنید.در اینجا میتوانید یک موضوع اصلی مثل عکس ایجاد کنید.سپس در صورت تمایل میتوانید برای موضوع عکس زیر موضوع هم بسازید.زیر موضوع عکس میتواند -عکسهای طبیعت- و -عکسهای هنرمندان- و -عکسهای ورزشی- باشد.سپس دوباره یک موضوع اصلی بسازید با عنوان اس ام اس.و دوباره میتوانید زیر موضوع هایی نیز برای دسته بندی بیشتر ایجاد کنید.مثل -اس ام اس عاشقانه- و-اس ام اس عارفانه- و ....بدین صورت شما منظم ترین وبلاگ را خواهید داشت.شما میتوانید اصلا از زیر موضوع استفاده نکنید و فقط موضوعات اصلی معرفی کنید.در لوکس بلاگ همه چیز به دلخواه شماست.ولی برای دسته بندی بیشتر زیر موضوع را اختراع کرده ایم.تا به اینجا شما موضوعات وبلاگ خود را ساخته اید.اکنون میخواهید عکسهای ورزشی در وبلاگ خود ارسال کنید.ارسال مطلب را زده.مطلب خود را نوشته.اکنونه در پایین ویرایشگر قسمت موضوعات گزینه موضوع اصلی -عکس- و زیر موضوع -عکسهای ورزشی- را تیک بزنید.اینگونه وبلاگ شما میفهمد این مطلب مربوط به کدام موضوع است.مطلب را ارسال کنید.اکنون اگر بیننده ای وارد وبلاگ شما شود و فقط به عکسهای ورزشی علاقه مند باشد با کلیک روی موضوع عکسهای ورزشی وبلاگ شما تمامی مطالب عکسهای ورزشی را خواهد دید.
    کلمات کلیدی یکی از مفید ترین امکانات برای بینندگان و مخصوصا موتور های جستجو گر است.سعی کنید هنگام ارسال مطلب حتما کلمات کلیدی مفید معرفی کنید.اگر مطلب شما راجع به دانلود نرم افزار انتی ویروس است در کلمات کلیدی بنویسید دانلود.انتی ویروس.نرم افزار رایگان. اینگون مطلب شما دارای کلمات کلیدی مناسب مربوط به همین مطلب است.
    عضو گیری در وبلاگ یکی از امکانات مهم و ویژه لوکس بلاگ است.لوکس بلاگ محیطی فراهم کرده است که بینندگان شما میتوانند در وبلاگ شما عضو شوند.شما اینگونه میتوانید بیننده های ثابتی برای وبلاگ خود فراهم کنید.با عضویت افراد در وبلاگ شما ایمیل انها در خبرنامه نیز ثبت میشود.سپس شما میتوانید بعد از اپدیت وبلاگ با ارسال خبرنامه اعضا را به دیدن وبلاگ تشویق کنید.مزیت بعدی مشارکت اعضا در ارسال مطلب برای وبلاگ شماست.اعضا از طریق کنترل پنل های خود قادر هستند برای وبلاگ شما مطلب ارسال کنند.اینگونه شما یک وبلاگ دارید با هزاران نویسنده.میتوانید اعضا را تشویق به ارسال مطلب کنید تا مسئولیت ارسال مطلب فقط به دوش شما نباشد. هنگام ارسال مطلب در زیر ویرایش گر میتوانید گزینه ای با عنوان-دسترسی به مطلب فقط مخصوص اعض-را مشاهده کنید.با تیک کردن این گزینه بینندگان با زدن ادامه مطلب نمیتوانند ادامه مطلب شما را مشاهده کنند و با پیام این مطلب مخصوص اعضاست مواجه میشوند.و در زیر ان مکانی برای ثبت نام است.اگر افراد ثبت نام کنند میتوانند ادامه مطلب را مشاهده کنند.اینگونه شما سیستم عضو گیری را فعال و مورد استفاده قرار داده اید.
    توجه داشته باشید دنیای وبلاگ نویسی و ایجاد سایت بسیار وسیع میباشد.شما در طول زمان با مهارت های بیشتری اشنا خواهید شد.برای این امر زیاد عجول نباشید.لوکس بلاگ راحت ترین سیستم برای فراگیری مهارت های وبلاگ نویسی است.در هر قسمت از لوکس بلاگ متن های راهنمایی اورده شده.با دقت به این راهنما ها میتوانید با این مهارت ها اشنا شوید.پس حتما راهنما ها را بخوانید و تمرین کنید و در نهایت اگر مشکلی داشتید انرا با فرم های مخصوص با ما در میان بگذارید.اوقات خوشی را در لوکس بلاگ برای شما ارزومندیم.

    - دوشنبه 08 دی 1404
    مایلینو - با تشکر از سایت خوبتون و مطاب خوبی که قرار میدید.
    پاسخ:باسلام ما سعی می کنیم که دوستان در مسیر پیشرفت قرار بگیرند و زندگی بهتری داشته باشند و همین طور ایرانی بهتر ممنونم بابت نظرتون نظرهای شما به ما انگیزه ی خوبی می ده برای ادامه راه - دوشنبه 08 دی 1404

منو کاربری

ارسال مطلب ویرایش پروفایل پنل کاربری صندوق پیام ارسال پیام پیام های ارسال شده تالار گفتمان خروج

رازهای موفقیت دبی

رازهای موفقیت دبی

 

 

علی اکبر کاویانی

 

طی یک دهه زندگی در دبی، تلاش بسیاری کردم که رازهای موفقیت این شیخ‌نشین را در حد بضاعت خود بفهمم. سعی داشتم بفهمم چه شد که این صحرای بی آب و علف با آن هوای گرم و شرجی و تنها یکی دو روز بارانی در سال، شهری که حتی آب آشامیدنی و خاک حاصلخیز ندارد، طی کمتر از نیم قرن اینچنین موفق شد؟ چرا پروژه‌های عظیمی مانند مترو در آن دقیقا در روز و ساعتی معین (9/9/2009 ساعت 9 و 9 دقیقه شب) افتتاح می‌شود؟

 

طی چند یادداشت متوالی و از منظر یک بیننده‌ی کنجکاو، نتایجی را که از یک دهه زندگی در دبی آموخته‌ام در اختیار شما می‌گذارم و می‌دانم که برای افرادی که دوست‌دار بهبود خود و اجتماع خود هستند می‌تواند مفید باشد.

 

 


الف- احترام به تنوع ملیت، فرهنگ و مذهب

گمان می‌کنم دبی تنها شهر اسلامی خاورمیانه یا جهان باشد که بیش از 150 ملیت با فرهنگ‌های کاملا متفاوت در صلح و صفا با هم زندگی می‌کنند. درست که در هر محله‌ای حتما یک مسجد تمیز و پررونق (اهل سنت) هست، اما شیعیان هم مساجد و تکیه های متعدد دارند و مراسمی مانند محرم یا شب‌های قدر را بدون مشکل برگزار می‌کنند. ایرانیان به‌راحتی سیزده‌بدر و چهارشنبه‌سوری خود را در محل‌هایی که هرسال مشخص می‌شود و مزاحمتی برای شهروندان دیگر ندارد پاس می‌دارند، مسیحیان هم به کلیسا می‌روند. حتی هندوها هم معبدی برای خود دارند. مردمان هند و پاکستان و کشورهای افریقایی هم با لباس سنتی خود رفت و آمد می‌کنند.

 

در مراکز خرید یا محیط کار بسیار پیش می‌آید که دو زن مسلمان و غیرمسلمان را در کنار هم ببینید که یکی حجاب بسیار کامل دارد و دوست غربی او هم پوششی کاملا متفاوت دارد و هردو صمیمانه با هم معاشرت دارند.

 

دبی هم البته سختگیری‌های خاص خود را دارد. زمانی یک تنیسور اسرائیلی برای مسابقات به دبی آمده بود. اجازه‌ی ورود به او داده نشد و غرامت سنگین این ممانعت نیز به وی پرداخت شد، ولی به طور کلی هیاهوی رسانه‌ای روی این مسائل صورت نمی‌گیرد.

 

در سایه‌ همین رواداری است که هر کشوری که در منطقه دچار بحران سیاسی یا اقتصادی می‌شود، ثروتمندان یا متخصصان آن کشور به فکر مهاجرت به دبی می‌افتند، ولی ما سازوکار مشخصی برای مهاجرپذیری و استفاده از تخصص یا ثروت مردم یا ایرانیان خارج از کشور نداریم.

 

مدیران دبی اما با هوشمندی فراوان زمینه‌های لازم برای جذب ثروت (مالی، علمی) را فراهم کرده‌اند و موفق شده‌اند مردم را نیز همراه خود کنند. برای آنها مهم نیست شما از کدام کشور و با چه نژاد و مذهبی هستید و حضور بیش از 150 ملیت در این شهر، گواه همین موضوع است. برای آنها شکوفایی دبی مهم است. هرکسی با خود ثروت (مالی، علمی) بیاورد، مقدمش گرامی است. در عین حال چارچوب‌های نامرئی فرهنگی که با مهارت چیده شده‌اند، باعث می‌شود که سنت‌های ملی-مذهبی کشور نیز چندان دستخوش دگرگونی نشود.

 

 

ب- تبدیل تهدیدها به فرصت‌ها

آن داستان مشهور را شنیده‌اید که دو شرکت فروش کفش، دو مامور بازاریابی به قبایل افریقایی فرستادند. یکی تلگراف فرستاد که اینجا اوضاع برای شرکت ما خیلی بد است. چون هیچکس کفش نمی‌پوشد. دیگری تلگراف فرستاد که اینجا موقعیتی عالی داریم. چون هیچکس کفش ندارد. این داستان ساده به‌خوبی تفاوت نگرش را نشان می‌دهد. مدیران و مسئولان دبی، استاد تبدیل تهدید به فرصت هستند. در واقع آنها به هر مساله‌ای به این شکل نگاه می‌کنند که از این مشکل چگونه به نفع دبی استفاده کنیم؟

 

 

چند مثال می‌زنم:


صورت مسئله: هوای گرم و شرجی تابستان دبی غیرقابل تحمل است.

 

تهدید (دیدگاه اکثریت): در این هوای گرم مسافری به شهر ما نمی‌آید.

 

فرصت (دیدگاه مدیران دبی): فستیوال تابستانی با قیمت‌ها و شرایط هیجان‌انگیز برگزار می‌کنیم و مردم را در گرما به دبی می‌کشانیم.


*
صورت مسئله: هیچ جاذبه‌ی گردشگری قدیمی نداریم. کشور امارات تاریخ و قدمتی ندارد.

 

تهدید (دیدگاه اکثریت): موفقیتی در انتظار ما نیست.

 

فرصت (دیدگاه مدیران دبی): جاذبه‌ی گردشگری می‌سازیم. اگر زمان حال ما باشکوه باشد، می‌توان گذشته را فراموش کرد.


*
صورت مسئله: امارات فاقد کوه و جنگل و رودخانه است.

 

تهدید (دیدگاه اکثریت): چه کسی به این سرزمین خشک می‌آید؟

 

فرصت (دیدگاه مدیران دبی): صحرا که داریم. تورهای جذاب سافاری برگزار می‌کنیم. ساحل دریا را به بهترین امکانات و زیباترین گردشگاه‌های مصنوعی مجهز می‌کنیم.



صورت مسئله: امارات برف و باران ندارد.
تهدید (دیدگاه اکثریت): مشکل آب داریم. مشکل آبیاری داریم.

 

فرصت (دیدگاه مدیران دبی): آب دریا را شیرین می‌کنیم. به شهروندان خدمات بسیار مناسب آب‌رسانی می‌دهیم و هزینه‌ی آن را به شکل کامل می‌گیریم. با آبیاری قطره‌ای، این شهر را کاملا سبز و سرزنده نگاه می‌داریم. چه خوب که برف و باران نیست. چهار فصل سال می‌توانیم گردشگرانی از کشورهای سردسیر اروپا و روسیه و ... داشته باشیم. می‌توانیم از خورشیدی که همیشه داریم انرژی بگیریم و ... پیست اسکی مصنوعی با بارش برف مصنوعی می‌سازیم که تبدیل به جاذبه‌ی گردشگری شود.



صورت مسئله: نیروی متخصص و نیروی کار نداریم.

 

تهدید (دیدگاه اکثریت): بدون نیروی کار کشور پیشرفت نمی‌کند.

 

فرصت (دیدگاه مدیران دبی): قوانین مهاجرتی مشخصی وضع می‌کنیم که هم برای ما و هم برای مهاجران سود داشته باشید. از نیروی کار ارزان آسیا (هند، پاکستان، فیلیپین ...) برای توسعه‌ی دبی استفاده می‌کنیم. بهترین متخصصان کشورهای پیشرفته را با بهترین حقوق و مزایا دعوت می‌کنیم که برای توسعه‌ی دبی برنامه‌ریزی کنند.

 

صورت مسئله: شناخته‌شده نیستیم. پول نداریم. (البته این مساله مربوط به 30 سال پیش دبی بود.)

 

تهدید (دیدگاه اکثریت): باید با این بدبختی روبه‌رو شویم. چاره‌ای نیست.

 

فرصت (دیدگاه مدیران دبی): با تکنیک‌های علمی دبی را به یک برند تبدیل می‌کنیم. نماد می‌سازیم. میزبان مسابقات معتبر ورزشی می‌شویم. فستیوال‌ها و نمایشگاه‌های علمی و هنری (gitex، arab health) و ... برگزار می‌کنیم. با حذف مالیات، سرمایه‌گذاران و شرکت‌‌های معتبر خارجی را جذب می‌کنیم.

 

ده‌ها مثال دیگر می‌توانم بزنم. ولی اگر در خانه کس است، یک حرف بس است. هریک از ما در زندگی شخصی، در شهر خود، در اجتماع خود کافی است این باور ارزشمند را سرلوحه‌ی کار خود قرار دهد که:

 

«مشکل اهمیت ندارد، نحوه‌ی برخورد ما با مشکل است که اهمیت دارد.»

 

باور صحیح و سازنده می‌تواند هر تهدید را به یک فرصت تبدیل کند و این مهارتی است که مدیران دبی به‌خوبی آن را فرا‌گرفته‌اند.

 

 

آن کس که نداند و بداند که نداند

 

به گمان من یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت دبی، «هنرِ ندانستن» است!

 

این شیخ‌نشین کوچک می‌داند که امکانات و توانمندی‌هایش چیست. آن نقاط قوت را برجسته و تقویت می‌کند و در موارد بسیاری که ضعف دارد، کار را به بهترین‌ها می‌سپارد.

 

به عنوان مثال، دبی هرگز ادعا نمی‌کند که می‌خواهد خودروسازی کند. اصلا روی کاری سرمایه‌گذاری نمی‌کند که پتانسیل آن را ندارد. به جایش بستری فراهم می‌کند که تمام خودروسازان دنیا به شکل کاملا رقابتی به عرضه‌ی خودرو بپردازند.

 

مثالی دیگر بزنم. مدیران دبی با اذعان به این مساله که متروسازی نمی‌دانند، برای انجام پروژه‌ی مترو از بهترین سازندگان دنیا دعوت کردند و در نهایت شرکت ژاپنی میتسوبیشی برنده‌ی این طرح شد و سیستم فوق‌العاده‌ی متروی دبی را راه‌اندازی کرد که در زمان مقرر، یعنی 9/9/2009 ساعت 9 و 9 دقیقه شب افتتاح شد. کسانی که این شبکه‌ی مترو و کیفیت قطارها و ایستگاه‌های آن را دیده‌اند بهتر می‌دانند که از چه چیزی صحبت می‌کنم.

 

همین مساله برای برج‌سازی و ساختمان‌سازی، تقویت دانشگاه‌ها، استفاده از سیستم‌های آموزشی مدارس مختلف جهان، مدیریت پروژه‌ها، مدیریت شهری، سیاست‌گذاری اقتصادی، بانک‌داری، برند سازی و ... وجود دارد.

 

مدیران دبی هرکجا که نمی‌دانند، به‌راحتی از بهترین متخصصان دنیا در آن حوزه کمک می‌گیرند و منافعی که عاید آنان می‌شود، به‌مراتب بیشتر از هزینه‌هایی است که صرف می‌کنند.

 

طبیعی است که حضور دائمی مشاوران گوناگون علمی، اقتصادی، مدیریت و ... در این شهر، باعث رشد مردم و مدیران بومی امارات نیز می‌شود و به‌تدریج مدیریت کلان هر بخشی، به شهروندان و نسل جدید امارات سپرده می‌شود.

 

در دنیای امروز، این که بخواهیم همه‌کاره باشیم افتخار محسوب نمی‌شود. هر شخص، شرکت، سیستم، شهر یا کشوری باید بداند که باید بر چه مسائلی تمرکز کند و چه مسائلی را با برون‌سپاری (outsourcing) بر عهده‌ی دیگران بگذارد.

 

 

گرامی‌شمردن ثروت

 

 

نکته‌ای که امروز می‌خواهم مطرح کنم برای ذهن بسیاری از مخاطبان، امری چالش‌برانگیز خواهد بود. دلیل این مساله آن است که ما کمابیش در فرهنگی بزرگ می‌شویم که ثروت را نکوهش می‌کند و فقر را گرامی می‌شمارد.

 

شاید بخشی از این فرهنگ، میراثی است که از تصوف و نیز از تفکرات چپ و کمونیستی به ما رسیده است. در هر حال ما به شکلی بزرگ می‌شویم که احادیث ارزشمندی همانند «از دری که فقر وارد شود ایمان خارج می‌شود» را کم‌اهمیت بشماریم. وقتی در یک جمع بگوییم که بزرگان و پیشوایان ما، مثلا امام علی، فرد بسیار ثروتمندی بوده بسیاری از مخاطبان حس بدی پیدا می‌کنند.

 

واقعیت این است که امام در عین ثروت فراوان، فردی زاهد و پارسا بود که کوچکترین دلبستگی به ثروت و مال دنیا نداشت. تردید ندارم که ساعت‌ها صحبت و پیش‌نیاز لازم است که ذهنیت منفی بسیاری از مخاطبان نسبت به مساله‌ی ثروت تصحیح شود و من هم در این نوشته کوتاه، چنین قصدی ندارم.

 

با این مقدمه می‌خواهم بگویم که یکی از عوامل پیشرفت دبی (و کشورهای ثروتمند دیگر) گرامی‌شمردن ثروت (در ابعاد گوناگون مادی، معنوی، علمی ...) است. در دبی ثروتمندبودن، خودرو خوب داشتن، در مسکن خوب زندگی کردن... مشکلی ایجاد نمی‌کند و در شخص احساس گناه به وجود نمی‌آورد، کسی به دلیل ثروتمند بودن شماتت نمی شود و این مساله‌ی بسیار مهمی در رشد روزافزون ثروت یک کشور است.

 

بارها در طول زندگی در این شهر، خودروهای بسیار گرانقیمت دیده‌ام که به‌سادگی در یک مکان عمومی پارک شده و هیچ دزدگیر و قفل فرمانی هم ندارد و اصلا کسی به آن نگاه هم نمی‌کند. ساعت نماز هم که می‌رسد اتفاقا رانندگان خودروهای گرانقیمت کنار نزدیک‌ترین مسجد توقف می‌کنند و نمازشان را می‌خوانند و این عالی است که ببینیم ایمان و ثروت، منافات و تضادی با یکدیگر ندارند.

 

ساعت‌ها می‌توان دراین‌باره صحبت کرد و می‌دانم ذهن بسیاری از مخاطبان این مساله را نمی‌پذیرد،ولی خیلی مختصر می‌گویم که هر جامعه‌ای که بخواهد رفاه بیشتری را تجربه کند، باید مردم آن جامعه دید مثبتی به ثروت داشته باشند. اگر در جامعه‌ای یکسره بر طبل بزرگداشت فقر بکوبیم و در فیلم‌ها و سریال‌ها شخصیت‌های ثروتمند را افرادی نابکار و بی‌خدا نشان بدهیم و فراموش کنیم که با همین ثروت است که مدرسه، بیمارستان، مراکز علمی و تحقیقاتی و فرهنگی،کارگاه و کارخانه ساخته می‌شود، اگر دائما از ضرب‌المثل‌هایی مانند «پول چرک کف دست است» استفاده بکنیم ... تنها به گسترش فقر کمک خواهیم کرد.

 

اگر در اعماق ذهنیت مردمان یک جامعه، این باور نهادینه شده باشد که ثروت امری ناپسند است و خداوند ثروتمندان را دوست ندارد، اگر تفکر غالب مردم این باشد که هر ثروتمندی قطعا متقلب و کلاهبردار است و اصولا به شیوه‌ی حلال نمی‌توان ثروتمند شد، اگر به‌اشتباه کارآفرینان ثروت‌ساز را افرادی مستکبر بدانیم ... به‌هیچوجه موفق به افزایش ثروت عمومی جامعه نخواهیم شد. آیا از فقر بیزاریم و دوست داریم فقرای اجتماع کم شوند؟

 

راه صحیح آن، ارج‌نهادن به ثروت به عنوان نعمتی ارزشمند است، نه تمرکز هرچه بیشتر بر تفکراتی که فقر را ارج می نهند. تصحیح باور مردم درباره‌ی ثروت و این که خداوند دوست دارد بندگان خود را ثروتمند و بی‌نیاز و سرافراز ببیند، مقدمه و پیش‌نیاز افرایش ثروت و درآمد مردم یک جامعه است (که بخش مهمی از این تصحیح دیدگاه بر دوش مدیران و رسانه‌هاست.)

 

دبی این‌گونه است. در دبی ثروت‌آفرینی یک ارزش است و این یکی از دلایل مهمی است که باعث می‌شود سطح رفاه و ثروت مردم این کشور به طور مستمر بهتر شود. دقت به این مساله هم ضروری است که در کشور امارات، سود بانکی زیر 5درصد است و انباشت مال در بانک‌ها، به سود سپرده‌گذاران نیست.

 

طبیعتا اگر مدیران کشوری به جای وضع روزافزون قوانین دست‌وپاگیر کسب‌و‌کار، بستری برای رشد، خلاقیت، کارآفرینی و استفاده‌ی صحیح از ثروت (مادی، معنوی، استعدادهای انسانی ...) و ایجاد امنیت اقتصادی فراهم کنند زمینه‌های افزایش رفاه در آن اجتماع بسیار سریع‌تر فراهم خواهد شد.

 

(* لطفا دقت شود که در سراسر این متن، از واژه‌ی ثروت به جای پول استفاده کرده‌ام. ثروت مفهومی کلان‌تر و عمیق‌تر از پول دارد. )

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: دوشنبه 01 مرداد 1397 ساعت: 11:52
می پسندم نمی پسندم

افزایش بهره‌وری با کنترل دمای محل کار!

افزایش بهره‌وری با کنترل دمای محل کار!

 

 

این مطلبو زمانی نوشتم که در آواتک به عنوان راهبر خلاق کار میکردم، یه مدت سیستم تهویه آواتک خراب شده بود.

 

یافتن و تنظیم دمای محیطی که همه در آن احساس راحتی کنند کار چالش برانگیزی است. دمای محیط مطلوب امری بسیار مهم و تاثیرگذار در بهره‌وری کارمندان یک سازمان می‌باشد. تفاوت فقط چند درجه‌ای در دمای محیط، تاثیر قابل توجهی بر تمرکز و کارایی آنان دارد.

 

برای چندین دهه، با توجه به تحقیقات انجام شده، دمای مطلوب محل کار را بین 21 تا 23 درجه در نظر میگرفتند. اما این تحقیق کارایی خود را به دلیل قدیمی بودن از دست داده. تحقیق قدیمی بر اساس دفتری بود که اکثریت کارمندان آن را مردان تشکیل داده بودند. اما دفاتر کار امروزی تقریبا به همان مقدار که کارمندان مرد در آن کار میکنند، کارمندان زن نیز در آن حضور دارند. بنابراین چنین عاملی در تصمیم‌گیری برای دمای محیط تاثیر بسزایی دارد.

 

 

بر اساس تحقیقاتی که اخیرا صورت گرفته، تابستان به شدت بر روی بهره‌وری تاثیر گذار است. نتایج به دست آمده از این تحقیق در جدول ذیل آمده است:

 

کاهش بهره‌وری محل کار 20%

 

کاهش میزان حضور کارکنان 18%

 

کاهش زمان چرخش پروژه‌ها 13%

 

افزایش پریشانی/بی حوصلگی 45%

 

 

باتوجه به اینکه دمای محیط تاثیر بسیاری بر بهره‌وری محل کارتان دارد، بنابراین دمای مطلوب برای تنظیم ترموستات دفتر کارتان دقیقا باید چه عددی باشد؟ در اینجا نتایج تحقیقات را مشاهده میکنید:

 

دمای 21-22 درجه سانتیگراد، محدوده دمایی است که منجر به افزایش بهره‌وری میشود.

 

هر دمایی بالاتر از 22 درجه سانتیگراد، بهره‌وری شما را کاهش می‌دهد.

 

در دمای بالای 30 درجه سانتیگراد، بهره‌وری شما 90% نسبت به قبل کاهش پیدا میکند.

 

همچنین هر دمایی کمتر از 20 درجه سانتیگراد نیز باعث کاهش بهره‌وری می‌شود. دمای پایینتر از 20 درجه سانتیگراد موجب افزایش اشتباهات و همچنین افزایش احتمال ابتلا به بیماری می‌شود.

 

نکته: اگر در محل کارتان جلسات زیادی برگزار میکنید و یا افراد زیادی جهت مشاوره به آنجا مراجعه می‌کنند، می‌توانید درجه دمای محل کارتان را پایین بیاورید، این عامل باعث می‌شود جلسات به سرعت پایان یابند.

 

محمدتقی کریمی

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: یکشنبه 24 تیر 1397 ساعت: 16:51
می پسندم نمی پسندم

تحولی در صنعت پوشاک با ضایعات مواد غذایی

تحولی در صنعت پوشاک با ضایعات مواد غذایی

 

 

مردم سراسر دنیا سالانه حدود ۱۰۰ میلیارد عدد موز می‌خورند. این میزان مصرف، ضایعات و پوست بسیار انبوهی تولید می‌کند که اغلب یا سوزانده می‌شود و یا فاسد. سوزاندن محصولات هوا را آلوده می‌کند و فاسد شدن هم باعث آزاد شدن گاز متان در جو زمین می‌شود و همه اینها در افزایش گرمایش زمین نقش دارند.

 

آقای نیکلسون که سه دهه تجربه در صنعت مد پایدار دارد، وقتی از این حجم ضایعات تنها در یک میوه مطلع شد، فرصتی را شناسایی کرد. ضایعات مواد غذایی همچون موز و محصولات مشابهی مثل برگ آناناس، ساقه‌های کتان و شاهدانه و نیشکر را می‌توان جمع‌آوری و تبدیل به الیاف طبیعی کرد و با آنها پارچه بافت.


درست است که این مفهوم در حال پیشرفت است، اما روند معکوسی را نسبت به گذشته نشان می‌دهد، به‌طوری که تا دهه ۶۰ میلادی، ۹۷ درصد الیافی که در پارچه‌ها و متریال‌های مختلف استفاده می‌شد، ریشه طبیعی داشت. امروز، این رقم تنها ۳۵ درصد است.

 

نیکلسون با استارت‌آپ جدید خودش به نام سرکولار سیستمز، که الیاف درست شده از ضایعات مواد طبیعی را به متریال قابل استفاده تبدیل می‌کند، قصد دارد صنعت مد را وارد مسیر جدیدی کند که تامین منابع و تولید پایدارتر شود. به همین منظور، این شرکت همکاری با برندهای جهانی معروف پوشاک مثل H&M و Levis را شروع کرده تا الیاف‌های پایدار را وارد فعالیت‌های آنها کند.

 

سرکولار سیستمز از سه نوع تکنولوژی تشکیل شده است. یکی تصفیه‌خانه زیستی که یک سیستم ویژه برای تبدیل ضایعات میوه و گیاهان به پارچه است. تکنولوژی دوم Texloop نام دارد که ضایعات پارچه و لباس‌های استفاده شده را به الیاف جدید تبدیل می‌کند. سرکولار سیستمز همچنین یک تکنولوژی به نام اوربیتال (Orbital) ایجاد کرده که الیاف به دست آمده از ضایعات مواد غذایی و پارچه‌های ضایعاتی را با هم ترکیب می‌کند و الیاف جدیدی تولید می‌کند که هم بادوام است و هم ضد عرق. نیکلسون می‌گوید برخی برندهای بزرگ پوشاک ورزشی به این محصول علاقه نشان داده‌اند.

 

علاقه نیکلسون به تولید پارچه‌های پایدار و دوستدار محیط زیست به زمانی برمی‌گردد که او در دهه ۹۰ به‌عنوان طراح لباس‌های ورزشی و کت کار می‌کرد و شاهد بود در فرآیند تولید این لباس‌ها چقدر مواد شیمیایی مصرف می‌شود.


یک روز وقتی وارد واحد تولید شرکتش در پورتلند شد، از کنار جایی که دود غلیظ مواد شیمیایی از آن بلند می‌شد عبور کرد. او می‌گوید «نمی‌توانستم باور کنم افرادی هستند که در این شرایط کار می‌کنند.»

 

به عقیده نیکلسون، این تغییر رویکرد به‌سوی استفاده از مواد پایدارتر در صنعت مد و پوشاک، از نظر اقتصادی هم ضروری است. او می‌گوید: «در حال حاضر صنعت پوشاک استخراجی‌تر و مخرب‌تر شده و می‌بینیم که با رشد جمعیت منابع محدودتر می‌شوند.» افزایش جمعیت ایجاب می‌کند که زمین‌های کشاورزی بیشتر برای تولید مواد غذایی مورد استفاده قرار بگیرند، نه کشت دانه‌هایی مثل کتان.

 

نیکلسون می‌افزاید:‌ «با اینکه تامین منابع به‌صورت پایدار لزوما گران‌تر و کندتر است، اما مسیری است که نه تنها صنعت پوشاک، بلکه کلیه صنایع باید در آن قدم بگذارند تا طبیعت احیا و پایداری واقعی محقق شود. این به نفع کسب‌وکارها هم خواهد بود.»

 

منبع: Forbes

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: شنبه 23 تیر 1397 ساعت: 17:44
می پسندم نمی پسندم

افراد حسود کمک می کنند به موفقیت بیشتری دست یابید

افراد حسود کمک می کنند به موفقیت بیشتری دست یابید

 

 

وقتی به عنوان فردی موفق شناخته می شوید، باید انتظار آدم‌های حسود را در زندگی‌تان داشته باشید. آنها سعی می کنند ارزشمند بودن شما را زیر سؤال ببرند و به موفقیت هایتان حسادت می ورزند. افراد حسود تأثیر منفی خود را به سادگی به زندگی دیگران وارد می کنند؛ اما ما دوست نداریم مورد حسادت و بی‌لطفی دیگران قرار بگیریم؛ اما حقیقت این است معاشرت با افراد حسود اجتناب ناپذیر است.

 

در ادامه‌ به 10 نکته‌ مهم اشاره می کنیم که با استفاده از آنها می توانید از رفتار افراد حسود در جهت دست یابی به موفقیت بیشتر بهره ببرید.

 

 

1-  اگر به شما حسودی می شود، یعنی در مسیر درست زندگی قرار دارید

بودن تعدادی افراد حسود در اطرافتان این پیام را القا می کند که به موفقیت قابل توجهی دست یافته‌اید. اگر هیچ موفقیتی نصیبتان نشده است، هیچ کسی هم به شما آن‌قدر توجه ندارد که انتقادی بکند. پس حسادت‌ها نشان دهنده‌ درست بودن کارهایی است که انجام داده‌اید.

 

2-  متفاوت از رفتار و اخلاق آن‌ها عمل کنید

مواجهه با رفتارهای زشت دیگران، به شما یاد می دهد نسبت به اطرافیانتان پذیراتر باشید. به جای تکرار رفتارهایی که حسودها در مقابل دیگران انجام می دهند، رفتار برعکس آن‌ها را در پیش بگیرید. با چنین نگرشی، آگاهی و همدلی‌تان نسبت به احساسی که دریافت بازخوردِ منفی در اطرافیان ایجاد می کند، ارتقا پیدا می کند.

 

3-  خود را با انتقادات آنها ارزیابی کنید

خیلی از انتقادها به خاطر حسادت بیان می شود، اما باز هم ممکن است با انتقادی درست رو به رو شوید. در این مواقع، ناراحت نشوید، بلکه به حرفی که دیگران می زنند خوب گوش کنید. گاهی انتقادات سازنده به شما کمک می کند به آدم بهتری تبدیل شوید.

 

4-  تواضع بیشتری داشته باشید

بدون شک شما موفقیت بیشتری از آدم‌های حسود دارید که سعی می کنند شرایط را برایتان سخت کنند. در هر صورت باید در واکنشی که دارید متواضع‌تر باشید. نیاز نیست خودستایی کنید یا سعی کنید اعتبار خود را به تائید برسانید. بلکه واکنش خود را متواضع و محترمانه نشان دهید.

 

5-  تعارض‌ها را بهتر حل و فصل کنید

برخورد با آدم‌های حسود، فرصتی فراهم می کند تا بهتر بتوانید تعارض‌ها را حل و فصل کنید. شاید شما را در فضای مجازی یا در برخورد حضوری به چالش بکشند و موقعیت سختی برایتان ایجاد کنند. باید از این فرصت برای آموختن بیشتر درباره‌ تعارض استفاده کنید. گاهی باید بگذرید و هیچ پاسخی ندهید؛ در برخی مواقع نیز واکنشتان باید کمی متفاوت باشد.

 

6-  یاد بگیرید خشمتان را کنترل کنید

شاید افراد حسود حرفی بزنند که شما را بسیار خشمگین و عصبانی کند؛ اما باید یاد بگیرید خشمتان را کنترل کنید و واکنش خود را به آرامی بروز دهید. بدون شک نتیجه این توانایی را در زندگی خود مشاهده خواهید کرد.

 

7-  تأثیر منفی برخورد با حسودان را نادیده بگیرید

ما نمی توانیم تمام اطرافیانمان را مجاب کنیم که دوستمان داشته باشند. به همین خاطر می توان از افراد حسود به عنوان افرادی ارزشمند برای یادگیری این درس استفاده کرد.
قبول این مساله به شما این امکان را می دهد تا توجهتان را روی مسائلی بگذارید که اهمیت بیشتری دارند؛ مثلاً، حضور داشتن در لحظه، چالش‌هایی که با آن‌ها مواجه هستید و تلاش برای تبدیل شدن به انسانی بهتر.

 

8- از حضور افراد حسود برای داشتن تفکری مستقل‌تر استفاده کنید

شاید با توهین‌های فردی مواجه شوید که باورها و شخصیت شما را زیر سؤال می برد. شما نمی توانید خود را با باورهای فرد دیگری مطابقت دهید. اگر یاد بگیرید خود را به خاطر همانی که هستید دوست داشته باشید، آن وقت می توانید با تفکری مستقل تر زندگی کنید. این روش زندگی میزان رضایت و موفقیتتان را افزایش می دهد.

 

9-  به افراد حسود اجازه دهید انگیزه‌ شما باشند

اگر فکر می کنید با رسیدن به موفقیت می توانید حسودان را کور کنید، از این فرصت استفاده کنید و از آن به‌عنوان انگیزه‌ای برای سخت‌تر تلاش کردن بهره ببرید.

 

 قدردان موفقیت‌هایتان باشید

آدم‌های حسود به شما کمک می کنند نسبت به پیروزی‌هایتان قدردان‌تر باشید. دست یابی به موفقیت بعد از اینکه افراد حسود زیادی به شما گفته‌اند این کار به نتیجه نمی رسد، بسیار خوشایند است.

 

منبع: entrepreneur

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: شنبه 23 تیر 1397 ساعت: 17:38
می پسندم نمی پسندم

نخست وزیر هلند از کره مریخ آمده یا مسوولان ما

نخست وزیر هلند از کره مریخ آمده یا مسوولان ما

 

 

 نخست وزیر هلند داشت کارت ورود به پارلمان را می‌زد که فنجان یا لیوان قهوه از دستش افتاد و بر زمین ریخت. نظافت‌چی تی به دست برای تمیز کردن آمد اما جناب نخست وزیر تی را از دست خانم نظافت‌چی گرفت و خود مشغول به تمیز کردن زمین شد.

 

آقای نخست وزیر قبل از ریختن قهوه بر روی زمین، با دوچرخه به محل کار آمده بود.

 

دیدن این صحنه‌ها برای ما عجیب است. خیلی هم عجیب است. یادمان نمی‌آید مسؤولی در ایران چنین رفتاری از خود نشان داده باشد. البته از نسل قبل تر شنیده ایم که اولین استاندار خراسان بعد از انقلاب در بهار 58 با دوچرخه به محل استانداری می رفت ولی درباره دیگران نشنیده ایم. نه تنها مسئولان رده بالای کشور بلکه مدیران مجموعه‌های کوچک نیز تصور می‌کنند بعد از رسیدن به جایگاه مدیریت تنها و تنها باید کارهای مدیریتی انجام دهد و لاغیر.

 

ما هر وقت مسئولی دیده ایم منتظر بوده یکی از محافظان درهای خودرو را برایش باز کند و تقریبا همه در لباس رسمی دیده می شوند در همه حال. چهره هایی چون حجت الاسلام دعایی مدیر روزنامه اطلاعات را البته با منش مردمی و دور از تشریفات می شناسیم ولی تصویر غالب یا قالب تصویر مدیران ایرانی همیشه به گونه ای بوده که گویا از کره‌ای دیگر آمده اند. اصطلاحا عصا قورت دادگی و لفظ قلم حرف زدن از ویژگی‌های مهم یک مدیر ایرانی تصور شده است.

 

اصلا تصور نمی کنم یک مدیر ایرانی از ماشین تا دفتر کار قهوه ای بخورد چون قرار است پرستیژ یک مدیر حفظ شود. بسیاری از ما عکس‌های روسای جمهوری دیگر کشورها را در حال ورزش کردن، شنا کردن، تفریح کردن دیده‌ایم. نمونه‌اش پوتین اما تصویرهای این چنینی برای ما غریب است. آخرین آن مربوط به حسن روحانی در حال تماشای جام جهانی بود.

 

بله، یک مدیر در ایران نباید رفتاری خارج از شان یک مدیر انجام دهد. اصلا مگر می‌شود یک وزیر لباس ورزشی بپوشد و با اعضای فامیل خود فوتبال بازی کند. یا مگر می‌شود مدیری را در شهربازی در حال بازی کردن با بچه‌هایش دید.

 

مدیر ایرانی باید روی صندلی عقب بنشیند، کت و شلوار تیره بپوشد، انگشتری به دست کند و منتظر بایستد تا کسی در خودرو را برایش باز کند.

 

بسیاری از مسئولان ما علاقه زیادی هم به داشتن محافظ دارند. گویی بسیاری از آقایان و خانم‌ها از اینکه کسی برای آنها در را باز کند و افرادی پشت سر آنها قدم بزنند لذت می‌برند.

 

در بسیاری از کشورها مدیران رده بالا در حد وزیر و یا حتی رییس جمهور بدون هیچ محافظی در میان مردم حاضر می‌شوند. حالا چه اشکالی دارد مسئولان ایرانی هم حداقل در هفته یک یا دو روز را در میان مردم باشند با آنها حرف بزنند و گفت‌وگو کنند.

 

تنها فرق آنها با مردم عادی مسؤولیت آنهاست.

 

البته حالا که یک سوزن به مسئولان زدیم بهتر است یک جوالدوز هم به خودمان بزنیم. مردم هلند، مالیات می‌دهند. سعی می‌کنند تا آنجا که می‌شود قانون را رعایت کنند. در کار خود کم کاری نکنند و در بسیاری از مواقع دروغ نگویند.

 

به خدا که نخست وزیر و مردم هلند از کره مریخ نیامده‌اند. ما هم می‌توانیم این سبک زندگی آنها یعنی قانون‌مندی و مسئولیت پذیری را از آنها بیاموزیم و به کار ببریم. به همین سادگی.

 

 

مصطفی داننده

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید

 


تاریخ ارسال پست: شنبه 23 تیر 1397 ساعت: 17:29
می پسندم نمی پسندم

۱۰ توصیه برای 《کسب و کار در بحران اقتصادی》

۱۰ توصیه برای 《کسب و کار در بحران اقتصادی》

 

 

1- وارد هیچ قرض، بدهی و فعالیت های ریسکی جدیدی نشیم.

 

2- ترجیحا فقط با بهترین و وفادار ترین مشتری هامون همکاری کنیم که البته خیلی بستگی به شرکت داره.

 

3-  مصارف هزینه اضافی را شناسایی و حذف کنیم و تا اونجا که میشه خرید خود را محدود کنیم و فقط به شکل نقدی یا کوتاه مدت فروش داشته باشیم

 

4-  مسائل مالی را بیش از پیش ارزیابی و دقت کنیم و حتی پیش بینی های مختلف رو در نظر بگیریم. سختگیری خیلی زیادی در قسمت مالی لازمه.

 

5-  از زمان آزادی که داریم برای آموزش های علمی و روانی کارکنان برای دوران بحران استفاده کنیم.

 

6-  از تحقیق و توسعه و نوآوری در فعالیت های فعلی یا جدید غافل نشیم چون این فرآیند متوقف نمیشه. مثل از آب گل آلود ماهی گرفتن میمونه.

 

7- از حمایت احساسی و نزدیک شدن تیم به هم غافل نشیم. بیرون این سازمان شرایط سختی هست ولی داخل شرکت فضا باید دوستانه، بدون استرس و صمیمی باشه. برای این کار، فعالیتهای گروهی خیلی کمک میکنه.

 

8-  با سختگیری و ریزبینی بیشتری بازاریابی و تبلیغات انجام دهیم و فقط روش هایی ادامه دار باشن که جوابشون رو پس دادن یا ارزیابی بازده شون راحت تره.

 

9-  استانداردهای بالاتری از قبل برای همکاری های جدید داشته باشیم. با هر کسی وارد معامله نشیم چون وضع خیلی ها خرابه ممکنه ما ضرر کنیم.

 

10- سعی کنیم اخراج افراد جزو آخرین گزینه هامون باشه بخصوص در این اوضاع چون ضررهای عجیبی به روحیه شرکت میزنه

 


/نبوغ مالی

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: شنبه 23 تیر 1397 ساعت: 17:18
می پسندم نمی پسندم

چقدر طول مي كشه كه در شغل تون تبدیل به یک چهره برجسته شوید؟

چقدر طول مي كشه كه در شغل تون تبدیل به یک چهره برجسته شوید؟

 

 

به نظرتون چقدر طول مي كشه كه يكي بتونه در شغلش آدم برجسته اي بشه؟


كاردرست ها چه كارى مى كنن كه از بقيه متمايز ميشن؟

 

اينها پرسشهايي بود كه "پروفسور جان هايز" دنبال جوابش مي گشت. ايشون سالها نقش تلاش، تمرين و دانش رو در كسانى كه در كارشون سرآمد بودن بررسى كرد و مي خواست ببينه چقدر طول كشيده كه اين افراد در "كلاس جهاني" تونستن خودشون رو عرضه كنن. پروفسور هايز، اول اومد آثار درخشان آهنگسازهاى مشهور و هزاران قطعه موسيقيايي كه بين سالهاي ١٦٨٥ تا ١٩٠٠ ساخته شده بود رو تحليل كرد.

 

سئوالي كه در ذهن ايشون مدام مي چرخيد اين بود: "از موقعي كه اون آهنگساز كارش رو آغاز كرده تا زمانيكه تونسته يه قطعه موسيقي شاهكار رو خلق كنه تقريبا چقدر طول كشيده؟"


ايشون پونصد قطعه اى كه مكررا توسط سمفوني هاي سراسر دنيا اجرا شده بود رو جمع آوري كرد و متوجه شد كه هر قطعه شاهكار "ده سال" بعد از شروع كار آهنگساز نوشته شده.

 

 

1-  بنابراين ايشون اينطور نتيجه گيري كرد كه ظاهرا هيچ كسي نمي تونه قبل از ده سال تلاش در كارش، خارق العاده بشه. حتي موتزارت كه به "نابغهء نابغه ها" هم مشهوره، بعد از ده سال، اولين قطعه مشهورش رو خلق كرده. اما سپري كردن ده سال به تنهايي كافي نيست.

 

2-  پروفسور هايز دومين فاكتور موفقيت رو بعد از تجربه ده ساله، "تمرين هدفمند" معرفي كرد.

تمرين هدفمند يعني چي؟ يعني تلاشِ متمركز و جهت دار به جاي تلاش چشم بسته و عادتي. مثال: "جاش وايتزكين" يه رزمي كار مشهور آمريكاييه كه بارها مدال طلايي قهرماني كشورش و جهاني رو صاحب شده. در فينال يه مسابقه، متوجه نقطه ضعفي در خودش ميشه. در كتابش نوشته كه وقتي حريفش، پاش رو بالا مي برده و به نوك بيني اش ضربه مي زده، ايشون به شدت عصباني ميشده و بعد كلا تمركزش رو از دست ميداده و نمي تونسته استراتژي خوبي رو پيش بگيره.
بنابراين بعد از مسابقه، تصميم مي گيره يه حريف تمريني براي خودش دست و پا كنه تا مدام اين حركت رو باهاش تكرار كنه تا بتونه "كنترل كردن احساساتش" رو تقويت كنه و اين ضعف رو از بين ببره. اين يه نمونه از تمرين هدفداره.

 

ترجمه و گردآوري:
مهشيد ابارشي
دكتر بهزاد چاوشي

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: شنبه 23 تیر 1397 ساعت: 17:13
می پسندم نمی پسندم

بازار یعنی اعتبار

بازار یعنی اعتبار

 

 

در تیرماه سال ۶۴ یکی از بازاریان کرمان تماس گرفت و گفت: بابت مطالباتی که از شرکت تعاونی پسته داشتم سه دستگاه وانت دوکابین تویوتا دریافت کردم، می‌خواهم هر سه را مدت‌دار بفروشم خریدار هستی؟ گفتم باید ببینم.

 

بعدازظهر آن روز برای دیدن خودروها به محل کارش رفتم. راستش خیلی تمایل به خرید نداشتم اما به دو دلیل موافقت کردم. احساس کردم قیمت خودرو‌ها مناسب است و دیگر این‌که برداشتم این بود که خرید خودروها می‌تواند کمکی برای آن شخص باشد. به قول معروف نفع هر دو طرف را دیدم. برای همین بود که در نهایت چکی صادر کردم و تحویل فروشنده دادم.

 

وقتی به محل کارم رسیدم، شنیدم که در چند روز گذشته، شرکت تعاونی پسته رفسنجان تعداد زیادی خودرو بابت پرداخت بدهی‌هایش واگذار کرده و عملا باعث شده قیمت خودروها در بازار کاهش پیدا کند.

 

به این ترتیب متوجه شدم در خرید سه دستگاه خودرو، حدود ۹۰۰ هزار تومان زیان کرده‌ام. خیلی ناراحت شدم به خصوص این‌که مبنای خرید من، اعتماد به اطلاعات فروشنده بود.
بلافاصله تماس گرفتم و اعلام کردم که از خرید خودروها منصرف شده‌ام. نپذیرفت.من هم گفتم راضی نیستم و چطور می‌پذیری که در کم‌تر از یک ساعت،۹۰۰ هزار تومان زیان به من تحمیل شود در حالی که هدفم کمک به تو بوده؟

 

یکی از دوستان را برای پس گرفتن چک‌ها به دفتر کارش فرستادم. قبول نکرد و چک‌ها را پس نداد.

 

ماجرا را برای پدرم تعریف کردم. حق را به فروشنده دادند و گفتند: شما معامله کرده‎ای و چک را هم داده‌ای. کجایش ایراد دارد؟ گفتم حتما تلافی می‌کنم. موعد چک که رسید، آن‌قدر امروز و فردا می‌کنم تا وصول پول چند ماه طول بکشد.

 

پدرم گفتند: کار درستی نیست. می‌دانی با این کار چقدر به اعتبار خودت لطمه می‌زنی؟ من جای تو باشم، دو ماه مانده به سررسید چک، تماس می‌گیرم و می‌گویم حسابم پول دارد و می‌توانی زودتر چک را نقد کنی.

 

متعجب شدم و گفتم: پدرجان چرا باید با کسی که کلاه سرم گذاشته سخاوتمندانه برخورد کنم؟

 

گفتند: ۹۰۰ هزار تومان زیان چیزی نیست که برنگردد، اعتبار است که بر نمی‌گردد. تأخیر انداختن در پرداخت بدهی یعنی بی اعتبار کردن خودت.طرف همه جا می‌نشیند و چک برگشت خورده تو را نشان همه می‌دهد و اعتبارت را به چالش می‌کشد.ضمن این‌که روابط کاری تو را به خطر می‌اندازد. این دعوا ممکن است منجر به قطع ارتباط کاری شما شود و او همواره خواهد گفت چه خوب کردم دیگر با او معامله نکردم چون خیلی بدحساب و بد قول بود. برعکس اگر به تعهدت عمل کنی، اعتبارت صد چندان می‌شود. در این صورت او همواره خواهد گفت فلانی با وجود زیانی که دید، پولش را زودتر هم پرداخت کرد و قطعا پشیمان خواهد بود که چرا اعتماد چنین بازاری خوش حسابی را به خاطر یک معامله کوچک خدشه دار کرده است؟

 

مطمئن باش این بهترین درس است اگر می‌خواهی او را متوجه خطایش کنی.

 

به صحبت‌های پدرم فکر ‌کردم. به این نتیجه رسیدم که کاملا درست می‌گویند و تصمیم گرفتم به توصیه ایشان گوش کنم.

 

سه هفته مانده به سررسید چک، تماس گرفتم و گفتم حسابم اعتبار دارد و می‌توانید زودتر از موعد چک را نقد کنید. تعجب کرد و گفت: یعنی چک را زودتر به بانک ببرم؟ گفتم: بله،خودروها را فروختم و پولش را به حسابم واریز کرده‌ام.فکر می‌کنم دو روز بعد نقد شد.

 

این ماجرا به این شکل تمام شد اما همان طور که پدرم پیش بینی کردند، فروشنده خودروها تلاشش را آغاز کرد تا رابطه مان را بازسازی کند.درست چند روز پس از آن‌که چک را نقد کرد،تماس گرفت و پیشنهاد کاری داد. من هم به صراحت گفتم ؛ دوستی‌مان سرجای خود، اما هنوز از معامله قبل ناراحتم و تصمیم گرفته‌ام با شما کار نکنم.

 

خلاصه بارها و بارها اعلام کرد که حاضر به همکاری و جبران خسارت است اما من نپذیرفتم. یکی دو سالی گذشت که یک روز وارد دفتر کارم شد،صورتم را بوسید و گفت: من را ببخش. روزی نیست که از کاری که با تو کردم ابراز پشیمانی نکنم.من هم صورتش را بوسیدم و روابط کاری ما دوباره برقرار شد.

 

 

 از این داستان چهار درس گرفته‌ام:

 

1-  تا اطلاعاتم نسبت به بازارها تکمیل نشده،خرید و فروش نکنم.

 

2-  اعتبار بلندمدتم را بر منافع یا زیان‌های کوتاه مدت ترجیح ندهم.

 

3-  در تصمیم‌هایم ثابت قدم باشم و در صورت زیان احتمالی،عقب ننشینم.

 

4-  برای تنبیه افراد،اصول و اخلاق کسب وکار را زیر پا نگذارم و در مقابل این اصول را تقویت کنم.قطعا پافشاری بر اصول کسب وکار در درازمدت بر اعتبار من می‌افزاید حتی اگر در کوتاه مدت به زیان من باشد.

 

 محسن جلال‌پور

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: شنبه 23 تیر 1397 ساعت: 17:09
می پسندم نمی پسندم

تبلیغات برای شما مثل زهر است !!اگر ...

تبلیغات برای شما مثل زهر است !!اگر ...

 

 

◀️ اگر محصول شما دارای اشکالات و ایرادات اساسی است ، بازاریابی نکنید!

 

◀️ اگر دروغ می گوئید ، بازاریابی نکنید!

 

◀️ اگر برنامه بودجه برای کل کسب و کارتان ندارید ، تبلیغ نکنید!

 

◀️ اگر ظرفیت خدمت رسانی شما متناسب با حجم کاربری که می خواهید جذب کنید نیست ، تبلیغ نکنید!

 

◀️ اگر گوش شنوا ندارید ، تبلیغ نکنید!

 

 


قاعدتاً مطلبی که در وبلاگِ متعلق به یک آژانس تبلیغاتی منتشر می شود نباید اینقدر صریح بگوید که تبلیغ نکنید ! ولی از آنجا که رویکرد من و کالج تپسل در افزایش آگاهی مخاطبین و انتقال تجربه هاست ، ممانعتی برای انتشار این متن از سوی کالج تپسل صورت نپذیرفت.

 

در این مطلب پنج (اگر) را برای شما معرفی می کنم تا بدانید در صورت بروز آنها، پروسه بازاریابی و تبلیغات شما در فضای دیجیتال رو به شکست خواهد رفت و در حقیقت بهتر است که تحت هیچ شرایطی بودجه خود را در راه تبلیغات هدر ندهید.

 

 


1-  اگر محصول شما دارای اشکالات و ایرادات اساسی است ، بازاریابی نکنید!

مشکلات لزوماً به مفهوم باگ های فنی نیستند. گاهی روندها و رویه های پیش بینی شده در محصول شما منطقی نیست ، گاهی قیمت گذاری انجام شده تناسبی با نوعی یا اندازه سرویس ندارد ، گاهی ارزش افزوده ای برای کاربر در نظر گرفته نشده یا به راحتی آن را درک نمیکند. در این صورت بازاریابی نکنید چون کاربران به سرعت به سمت شما خواهند آمد ولی به همان سرعت شما را ترک خواهند کرد و هزینه متقاعد کردن آنها برای بازگشت مجدد بسیار بالاتر خواهد بود. پیشنهاد می کنم عجله نداشته باشید و به صورت آزمایشی و در تعداد محدود محصولتان را به دست کاربر نهایی برسانید. نظرات آنها را جمع آوری کنید ، سیستم و رویه ها را اصلاح کنید و بعد پروسه بازاریابی خود را آغاز کنید.

 

2-  اگر دروغ می گوئید ، بازاریابی نکنید!

گاهی حتی قصدمان دروغ گفتن نیست ولی در حقیقت آرزویمان را در تبلیغات می گوییم که در واقعیت امکان انجام آن را نداریم. عبارت هایی مثل تحویل دو ساعته ، گارانتی فلان و امثالهم اگر قرار نیست محقق شود یا حتی اگر قرار نیست که به آن کیفیت که می گویید عملی شود بهتر است تبلیغ نکنیم. این موضوع پاشنه آشیل شما خواهد بود که از آن منطقه در آینده صدمات فراوانی خواهید خورد.

 

3-  اگر برنامه بودجه برای کل کسب و کارتان ندارید ، تبلیغ نکنید!

معمولاً مدیران بازاریابی در شرکت ها و بنگاه های نوپا ، ذوق و تمایل فراوانی به اجرای یک برنامه جامع بازاریابی با ایده های خلاقانه و درخشان دارند که این برنامه قطعاً بودجه قابل توجهی را به خود اختصاص خواهد داد. اگر بودجه و سرمایه خود را به صورت منطقی بین بخش های مختلف تقسیم نکنید و عمده بودجه خود را به امید جذب کاربر، در بازاریابی و تبلیغات هزینه کنید خیلی زود از پا درخواهید آمد. کافیست عمده بودجه شما صرف بازاریابی شود و وقتی در ماه بعدی در پرداخت حقوق به مشکل بر خوردید و کارکنانتان بهره وری قبلی را نداشتند یا انگیزه های خود را از دست دادند متوجه می شوید که ارزشش را نداشت.

 

4-  اگر ظرفیت خدمت رسانی شما متناسب با حجم کاربری که می خواهید جذب کنید نیست ، تبلیغ نکنید!

وقتی که سرعت رشد شما در جذب کاربر از سرعت عملیاتی شما در ارائه خدمات بیشتر باشد ، قطعاً یک نتیجه حاصل می شود و آن چیزی جز نا رضایتی نیست. نیازی به نام بردن از برخی از سرویس های ایرانی که تعداد میلیونی کاربر دارند نیست که با تبلیغات زیاد برای جلو افتادن از رقبا اقدام به تبلیغات گسترده می کنند و نتیجه ای که حاصل می شود عدم توانایی در سرویس دهی مناسب و سپس پست های خشم آلود در شبکه های اجتماعی یا کامنت های آتشین کاربران معترض است.

 

5-  اگر گوش شنوا ندارید ، تبلیغ نکنید!

معمولاً درصد کمی از مشتریان راضی رضایت خود را در شبکه های اجتماعی اعلام می کنند ولی درصد زیادی از مشتریان ناراضی بیش از یک جا نارضایتی خود را اعلام می کنند. حتماً کامنت هایی که در شبکه های اجتماعی برای شما گذاشته می شود و پیام های خصوصی که ارسال می شود را کامل مطالعه کنید ، در راستای بر طرف کردن مشکل حتماً به صورت جدی قدم بردارید ، نتیجه را به اطلاع فرد شاکی برسانید و از او دلجویی کنید تا رضایت وی به صورت کامل جلب شود. در غیر این صورت هزینه ای که برای جذب او انجام داده اید بر باد فنا خواهد رفت و خبر پراکنی های وی در جاهای مختلف باعث خواهد شد هزینه جذب کاربر برای شما بالاتر برود و برنامه های بازاریابی و تبلیغاتتان افزایش چشم گیری داشته باشد.

 

 سامان فائق

منبع:
https://college.tapsell.ir/advertising-mistakes/

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید

 


تاریخ ارسال پست: شنبه 23 تیر 1397 ساعت: 17:00
می پسندم نمی پسندم

با کارمندان باید چطور رفتار کرد؟

 با کارمندان باید چطور رفتار کرد؟

 

 

اگر دوست دارید کاری کنید کارمندانتان با علاقه شخصی خودشان برای شما کار کنند و نه به خاطر حقوق شان، بهتر است به آنها به جای پول، تخصص، تعلق و تعمق بدهید...

 

 

1-  آنها را متخصص کنید :

به عقیده پروفسور کانتر، رئیس و مدیر یک کارمند، باید کارمندش را متخصص تربیت کند.

باید کاری کند مهارتهایشان هر روز بهتر شود و در کاری که می کنند تبحر داشته باشند.

حتی در سخت ترین شرایط، بدترین کارمندان هم با کمی پشتیبانی، راهنمایی و کمک میتوانند بهترین عملکردشان را به نمایش بگذارند و از خودشان و کارشان راضی باشند.

 

2-  آنها باید به شرکت علاقه داشته باشند :

کارمندان شما انگیزه بیشتری پیدا خواهند کرد اگر بدانند متعلق به سیستمی معتبر هستند.

برای مثال، نمونه بارز این اقدام شرکت اپل است. کارمندان این شرکت حقوق بیشتری نسبت به شرکت های دیگر دریافت نمی کنند! ، اما به طرز عجیبی به این شرکت احساس تعلق دارند و کارمند شرکت اپل بودن را افتخار میدانند.

بنابراین سعی کنید کارمندانتان را جزئی از شرکت تان بدانید؛ آنها را با افراد مختلف در قسمت های مختلف شرکت آشنا کنید، سعی کنید در مشکلات بزرگ از آنها کمک بخواهید. کاری کنید کارمندانتان بدانند وجودشان در شرکت شما مهم است.

 

3-  در شغل آنها تعمق ایجاد کنید :

معنا و مفهوم در انجام یک کار، بیش از خود آن کار مهم است.
اگر حتی شما به عنوان کارآفرین، هیچ مفهوم و ارزشی در کارتان نبینید، از فردا انگیزه ای برای ادامه کارتان نخواهید داشت ! پس کارمندانتان را درک کنید، به آنها یاد بدهید که چرا کاری که میکنند مهم است و چرا بودن خود آنها بر سر کار مهم تر است؟


و در آخر، همیشه به خاطر داشته باشید:

 

یک مدیر موفق همیشه بر شانه کارمندان موفق ایستاده است.


/نبوغ مالی

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید

 


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 20 تیر 1397 ساعت: 17:02
می پسندم نمی پسندم

ليست صفحات

تعداد صفحات : 237
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران