صبا قبادی - برای بدست آوردن موفقیت در زندگی مجبوریم بیش از یک بار سعی و تلاش کنیم و پا پس نکشیم اگه یه نگاهی هم به زندگینامه افراد بزرگ تو سایت هایی مثل فرچون و دانشگاه کسب و کار بندازیم متوجه میشیم که راز مموفقیت اکثرشون تلاش متدوام و ثابت قدمی اون هاست - دوشنبه 08 دی 1404
علی - عالی بود - دوشنبه 08 دی 1404
پرده زبرا - پرده های خانه - دوشنبه 08 دی 1404
فن بیان - ممنون بابت اطلاع رسانیتون.
تندخوانی - بابت اطلاع رسانیتون ممنونم.
علم و فناوری - با سلام
علم و فناوری - باسلام
لوکس بلاگ - از اینکه وبلاگ خود را در لوکس بلاگ ایجاد کرده اید کمال تشکر را داریم.مطمئن باشید لوکس بلاگ قوی ترین سیستم ساخت وبلاگ در ایران است.لوکس بلاگ تمامی امکانات ویژه و استاندارد را در حد ایجاد یک وب سایت حرفه ای
مثل سیستم نظر سنجی.سیستم نظر دهی گرافیکی زیبا.سیستم امتیاز دهی 5 ستاره ای به
مطالب.سیستم عضو گیری و ... را
داراست.در اینجا سعی داریم معرفی و راهنمایی کمی در خصوص امکانات لوکس بلاگ داشته باشیم.فرض میکنیم شما تا به حال هیچ وبلاگی نداشته اید.ما شما را یاری میکنیم تا در چند قدم بتوانید یک وبلاگ استاندارد ایجاد کنید.اولین قدم:انتخاب یک قالب
برای وبلاگ است.قالب وبلاگ به معنای ظاهر و محیط وبلاگ شماست که بینندگان ان را میبینند.برای انتخاب قالب در لوکس بلاگ 3 روش موجود است.روش اول میتوانید از منوی سمت راست گزینه -انتخاب قالب- را بزنید از بین 90 قالب موجود یکی را انتخاب نمایید.روش دوم میتوانید از قالبهای اماده دیگر وب سایت ها استفاده نمایید.کافی است در گوگل به فارسی بنویسید قالب وبلاگ و اینتر کنید.لیستی از سایت هایی که قالب وبلاگ ارائه میکنند را مشاهده خواهید کرد.با زدن یکی از ان گزینه ها و انتخاب قالب از ان سایت ها میتوانید -کد قالب بلاگف- را دریافت نمایید.(لوکس بلاگ سازگاری کامل با قالب های بلاگفا دارد)پس نیازی نیست به دنبال قالب لوکس بلاگ باشید.هرکجا هر قالبی مربوط به بلاگفا نیز مشاهده کردید میتوانید در لوکس بلاگ هم استفاده نمایید.بعد از دریافت کد از سایت های ارائه قالب از منوی سمت راست گزینه -ویرایش قالب- را بزنید.صفحه ای باز خواهد شد پر از کدهای مختلف.کدهایی که مشاهده میکنید را به طور کامل پاک کنید و کد قالب جدید که از سایت های ارائه قالب گرفته اید را قرار دهید و ثبت تغییرات را بزنید.اینگونه میتوانید از هزاران قالب مختلف برای وبلاگ خود استفاده نمایید.چناچنه در صورت اشتباه وبلاگ شما به هم ریخت نگران نباشید.در لوکس بلاگ هیچ چیز خراب نمیشود.به راحتی میتوانید از منوی سمت راست -انتخاب قالب- را بزنید و یک قالب انتخاب نمایید.تنظیمات به قبل خواهد برگشت.
قدم بعد از انتخاب قالب
ارسال مطلب است.از منوی سمت راست گزینه ارسال مطلب را بزنید.در این صفحه شما محیطی مشاهده خواهید کرد که میتوانید در ان مطلب بنویسید.نام این محیط
-ویرایشگر- است.این محیط قابلیت های بسیار فراوانی دارد که خود شما باید در طول زمان ان را فراگیرید.مثل تغییر رنگ نوشته ها.تغییر اندازه و نوع نوشته ها.قرار دادن عکس و ...اما در اینجا فقط به نحوه
قرار دادن عکس میپردازیم.برای قرار دادن عکس دو حالت پیش رو داریم.1-شما عکسی در وبلاگ و یا سایت دیگری میبینید و دوست دارید ان عکس در وبلاگ شما نیز نمایش داده شود.در اینصورت روی عکس مورد نظر راست کلیک کرده
و -کپی- را زده.سپس به ویرایشگر خود امده و در ویرایشگر راست کلیک کنید و -پیست و یا چسباندن- را زده.اینگونه ان عکس به وبلاگ شما منتقل خواهد شد.2-ممکن است شما عکسی در کامپیوتر خود داشته باشید و دوست دارید ان را در وبلاگ خود به نمایش بگزارید.در اینصورت مراحل کمی طولانی تر است.در ویرایشگر علامت
را پیدا و کلیک کنید.صفحه ای باز خواهد شد.در این صفحه به دنبال کلیدی با عنوان -آپلود عکس و انتخاب عکس از سرور- بگردید و کلیک کنید.صفحه دیگری باز خواهد شد که در پایین صفحه قسمتی وجود دارد برای انتخاب فایل از کامپیوتر.فایل خود را انتخاب و دکمه آپلود را بزنید.نام عکس شما در بالای ان صفحه به صورت یک لینک نمایش داده میشود.روی نام عکس خود کلیک کنید.عکس شما به ویرایشگر منتقل خواهد شد.به همین راحتی.به همین خوشمزگی.
اکنون که عنوان مطلب و مطلب را نوشته اید میتوانید دکمه ارسال مطلب و انتشار مطلب را بزنید.کار تمام است.شما یک وبلاگ نویس شدید.از این به بعد اگر میخواهید حرفه ای تر باشید ادامه اموزش را دنبال کنید. بهتر است به گزینه های زیر ویرایشگر دقت کنید.اولین گزینه
-اضافه کردن ادامه مطلب- است.فرض کنید شما مطلبی بسیار طولانی در مورد چگونگی ساخت وبلاگ دارید.اگر بخواهدی همه مطلب را یکجا در صفحه اصلی وبلاگ خود نمایش دهید باعث سنگین شدن وبلاگ و شلوغی میشود.پس بهتر است چند سطر اول مطلب خود را در قسمت اول ویرایشگر نوشته و سپس روی
-اضافه کردن ادامه مطلب- کلیک کنید و در ویرایشگر جدید به وجود امده بقیه مطلب را بنویسید.اینگونه مطلب شما در وبلاگ در 2 قسمت نمایش داده خواهد شد.کسانی که علاقه مند به اموزش هستند با خواندن چند سطر اول در صفحه اصلی اگر مشتاق بودند با کلیک روی لینک ادامه مطلب در وبلاگتان میتوانند به ادامه مطلب دسترسی پیدا کنند و ادامه اموزش را بخوانند.در اینجا گزینه هایی مثل
موضوعات است. .همه دوستدار نظم وترتیب هستند.اگر وبلاگ شما در چند
زمینه مختلف مثل عکس و اس ام اس است بهتر از قسمت موضوعات استفاده کنید.برا
این منظور از منوی سمت راست گزینه موضوعات را کلیک کنید.در اینجا میتوانید یک موضوع
اصلی مثل عکس ایجاد کنید.سپس در صورت تمایل میتوانید برای موضوع عکس زیر موضوع هم
بسازید.زیر موضوع عکس میتواند -عکسهای طبیعت- و -عکسهای هنرمندان- و -عکسهای ورزشی-
باشد.سپس دوباره یک موضوع اصلی بسازید با عنوان اس ام اس.و دوباره میتوانید زیر
موضوع هایی نیز برای دسته بندی بیشتر ایجاد کنید.مثل -اس ام اس عاشقانه- و-اس ام اس
عارفانه- و ....بدین صورت شما منظم ترین وبلاگ را خواهید داشت.شما میتوانید اصلا از
زیر موضوع استفاده نکنید و فقط موضوعات اصلی معرفی کنید.در لوکس بلاگ همه چیز به
دلخواه شماست.ولی برای دسته بندی بیشتر زیر موضوع را اختراع کرده ایم.تا به اینجا
شما موضوعات وبلاگ خود را ساخته اید.اکنون میخواهید عکسهای ورزشی در وبلاگ خود
ارسال کنید.ارسال مطلب را زده.مطلب خود را نوشته.اکنونه در پایین ویرایشگر قسمت
موضوعات گزینه موضوع اصلی -عکس- و زیر موضوع -عکسهای ورزشی- را تیک بزنید.اینگونه
وبلاگ شما میفهمد این مطلب مربوط به کدام موضوع است.مطلب را ارسال کنید.اکنون اگر
بیننده ای وارد وبلاگ شما شود و فقط به عکسهای ورزشی علاقه مند باشد با کلیک روی
موضوع عکسهای ورزشی وبلاگ شما تمامی مطالب عکسهای ورزشی را خواهد دید.
کلمات کلیدی یکی از مفید ترین امکانات برای بینندگان و مخصوصا موتور های
جستجو گر است.سعی کنید هنگام ارسال مطلب حتما کلمات کلیدی مفید معرفی کنید.اگر مطلب
شما راجع به دانلود نرم افزار انتی ویروس است در کلمات کلیدی بنویسید دانلود.انتی
ویروس.نرم افزار رایگان. اینگون مطلب شما دارای کلمات کلیدی مناسب مربوط به همین
مطلب است.
عضو گیری در وبلاگ یکی از امکانات مهم و ویژه لوکس بلاگ است.لوکس بلاگ
محیطی فراهم کرده است که بینندگان شما میتوانند در وبلاگ شما عضو شوند.شما اینگونه
میتوانید بیننده های ثابتی برای وبلاگ خود فراهم کنید.با عضویت افراد در وبلاگ شما
ایمیل انها در خبرنامه نیز ثبت میشود.سپس شما میتوانید بعد از اپدیت وبلاگ با ارسال
خبرنامه اعضا را به دیدن وبلاگ تشویق کنید.مزیت بعدی مشارکت اعضا در ارسال مطلب
برای وبلاگ شماست.اعضا از طریق کنترل پنل های خود قادر هستند برای وبلاگ شما مطلب
ارسال کنند.اینگونه شما یک وبلاگ دارید با هزاران نویسنده.میتوانید اعضا را تشویق
به ارسال مطلب کنید تا مسئولیت ارسال مطلب فقط به دوش شما نباشد.
هنگام ارسال مطلب
در زیر ویرایش گر میتوانید گزینه ای با عنوان-دسترسی به مطلب فقط مخصوص اعض-را
مشاهده کنید.با تیک کردن این گزینه بینندگان با زدن ادامه مطلب نمیتوانند ادامه
مطلب شما را مشاهده کنند و با پیام این مطلب مخصوص اعضاست مواجه میشوند.و در زیر ان
مکانی برای ثبت نام است.اگر افراد ثبت نام کنند میتوانند ادامه مطلب را مشاهده
کنند.اینگونه شما سیستم عضو گیری را فعال و مورد استفاده قرار داده اید.
توجه داشته باشید دنیای وبلاگ نویسی و ایجاد سایت بسیار وسیع میباشد.شما در طول
زمان با مهارت های بیشتری اشنا خواهید شد.برای این امر زیاد عجول نباشید.لوکس بلاگ
راحت ترین سیستم برای فراگیری مهارت های وبلاگ نویسی است.در هر قسمت از لوکس بلاگ متن
های راهنمایی اورده شده.با دقت به این راهنما ها میتوانید با این مهارت ها اشنا
شوید.پس حتما راهنما ها را بخوانید و تمرین کنید و در نهایت اگر مشکلی داشتید انرا
با فرم های مخصوص با ما در میان بگذارید.اوقات خوشی را در لوکس بلاگ برای شما
ارزومندیم.
مایلینو - با تشکر از سایت خوبتون و مطاب خوبی که قرار میدید.فروپاشی چگونه رخ می دهد؟
احتمالا نام مجله معتبر و معروف فوربز را شنیده باشید. جزو معتبرترین نشریات کسب وکار، موفقیت، کارآفرینی و ثروت است. این نشریه روی جلد خود را در سال 2007 به نوکیا اختصاص داد و یک تیتر جنجالی زد: «آیا کسی می تواند نوکیا را با یک میلیارد مشتری از تخت پادشاهی به زیر کشد؟». نوکیا آن روزها سلطان بلامنازع موبایل و ارتباطات بود. اما نوکیا فروپاشید: طی سیزده سال سهم بازارش از رتبه اول به رتبه دهم و ارزش شرکت از 250 به کمتر از 4 میلیارد یورو سقوط کرد.
خیلی از ما وسیلهای به نام موبایل را با برند نوکیا شناختیم. به خاطر دارم که یکی از همکلاسیهایمان در دانشگاه، گوشی نوکیایی به نام 6600 را تازه خرید بود (جدیدترین مدل آن زمان) که از دوربینش برای تقلب سر جلسه امتحان استفاده کرد و همه دهانمان از تعجب باز مانده بود که دوربین این گوشی چنان کیفیتی دارد که میشود از برگه بغلدستی عکس گرفت و همان را خواند و نوشت!
یکی از جالبترین تحلیلهایی که در ارتباط با فروپاشی امپراطوری نوکیا منتشر شده است، نتایج مطالعات مشترکی میان یک دانشگاه فنلاندی و مدرسه کسبوکار معتبر اینسید فرانسه است. این نتایج حرفهای شنیدنی را در قالب سه نکته طرح میکند که خود حاصل 120 مصاحبه (شامل 9 مصاحبه با اعضای هیئتمدیره و 19 مصاحبه با مدیران ارشد نوکیا) بوده است. اما این سه راز سقوط چیست؟
راز اول: نبود فضای مناسب برای گفتگوهای صریح، آزاد و بنیادین: در آن بازه زمانی فضای مناسبی برای گفتوگوها و بحثهای جدی و راهبردی وجود نداشت. یکی از مدیران ارشد نوکیا نقل میکند که بین سالهای 2007 تا 2011، خیلی از اعضای هیئتمدیره احساس میکردند که دیگر نمیتوانند راحت و آزاد صحبت کنند و نتیجهاش این بود که تهدیدات اپل و گوگل به میزان کافی منتقل نمیشد و برنامه مناسبی برایش در نظر گرفته نشد!
راز دوم این بود که به صورت احساسی مدیران به سیستمعامل سیمبین وابسته شده بودند و همه گوشیهایش را با این سیستمعامل عرضه میکرد. کسی به خودش اجازه نمیداد به گزینه دیگری فکر کند. مدت ها روی سیستمعامل خودش پافشاری کرد وقتی هم در سال 2012 با تغییر مدیریت به فکر افتادند، دیگر خیلی دیر شده بود!
راز سوم: اینکه تحلیلها و تصمیمات براساس دادههای واقعی نبود و بیشتر احساسی، شهودی و شخصی بود. نقل میشود که وقتی نوکیا تصمیم گرفت بهجای سیمبین از سیستمعامل جدیدی استفاده کند، خیلی از مدیران سیستمعامل ویندوز را پیشنهاد میدادند. این در حالی بود که دادهها و شواهد واقعی افق روشنی برای سیستمعامل ویندوز نشان نمیداد و موفقیت این سیستمعامل بسیار بعید به نظر میرسید. اما نوکیا ویندوز را در گوشیهایش استفاده کرد و نتیجهاش هم شکست کاملش در سال 2013 بود.
تحلیل و تجویز راهبردی:
سه نکتهای که بهعنوان عوامل سقوط نوکیا بیان شد، میتواند عوامل شکست هر سیستم اقتصادی یا سیاسی باشد.
در هر سیستمی که نشود به راحتی نقد کرد، نظر داد، مفروضات را به چالش کشید و خطوط قرمز دایره گفتگوی شما را محدود کند، یک گام به سقوط نزدیک شده است.
در هر سیستمی که وابستگی بی دلیل به گذشته، به تصمیمات گذشته، به نمادهای گذشته زیاد شود به گونه ای که به جای آنکه تصمیم عقلایی بگیریم، بحث ها حیثیتی-ناموسی شود گام بلند دوم را به سمت سقوط برداشته ایم. هر جا احساس کردید داریم تصمیم می گیریم نه به خاطر ساختن آینده بلکه دقیقا به خاطر دفاع از عملکرد گذشته، این یک نشانه بی بدیل سقوط است.
اگر خواسته های شخصی و انتخاب های احساسی-هیجانی جای تصمیم گیری مبتنی بر داده ها، آمار، اطلاعات، مقایسه گزینه ها را گرفت، آنگاه جایگزین شدن احساسات و هیجانات به جای واقعیات و عقلانیت، میخ آخر سقوط را محکم خواهد کوبید. زمانی که چشم هایمان را به واقعیت بستیم و گوش هایمان سنگین شد، سقوط به ما نزدیک می شود
باور کنیم سقوط نزدیک است! خیلی نزدیک؛ لای این شب بوها! تاریخ را بنگریم بزرگ ترین امپراطوری ها به زیر کشیده شدند، شرکت های بزرگ در هم شکستند، مقتدرترین نظام ها به خاطره ها پیوستند و برندهای نام آور سرنوشتی شرم آور پیدا کردند. چرا که خطوط قرمز گلوی گفتگوی آزاد را فشرد، بحث ها حیثیتی-ناموسی شد و دفاع از گذشته به جای ساختن آینده نقش آفرین شد، چشم ها بسته و گوش ها سنگین شد. واقعیت ها و عقلانیت در برابر احساسات و هیجانات شکست خوردند.
فروپاشی از آن چه می بینید به شما نزدیک تر است.
نوشته مشترک وحید شامخی و مجتبی لشکربلوکی
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید
8 عاملی که موفقیت استارتاپ شما را با شکست تهدید می کند
منبع : Forbes
نویسنده : مارتین زوئیلینگ
ترجمه و انتشار در فضای مجازی : محمد امین بامیان
1- نوآوری بدون تجاری سازی ایده، کسب و کار نیست.
ممکن است ایده یا فناوری شما، شگفت انگیز و فرصتی بزرگ باشد ولی این به تنهایی موفقیت کسب و کار شما را تضمین نمی کند. شما هنوز نیازمند راهکاری جهت عرضه محصول، افرادی که بتوانند در کنار هم بصورت یک تیم کار کنند و مشتریانی هستید که حاضر به خرید محصول یا خدمات شما باشند. اطمینان حاصل کنید آنچه ارائه می کنید همان چیزی است که مشتری میخواهد نه آنچه شما توانایی عرضه اش را دارید.
2- عدم تامین منابع مالی (کافی) نتایجی بد بهمراه دارد.
حقوق و دستمزد فروشندگان و سایر کارکنان تان را به موقع پرداخت کنید چرا که در غیر اینصورت ممکن است کارشکنی بسرعت جایگزین وفاداری آنها به شما شود. تصمیمات حیاتی آنها در مواقع بحران میتواند برخلاف استراتژی کسب و کار شما بوده و موجب شکافی عمیق در فرآیند کار شود. تامین کردن پرسنل و پاسخ مناسب به درخواست های بجای آنها بسیار پر اهمیت تر از توسعه کسب و کار است.
3- یک شرکت نمی تواند بطور همزمان چندین خط مشی را دنبال نماید.
"خط مشی" در یک بیان ساده راه و روشی است که کلیه فعالیت ها حول محور آن انجام می پذیرد و همواره باعث پیشبرد استراتژی شما می شود. تعیین خط مشی در برخی شرکت ها برمبنای فناوری و در برخی دیگر بر مبنای مشتریان صورت می پذیرد. این بنیانگذار کسب و کار است که گفتار و عملکرد خط و مشی را تبیین میکند.
4- رهبران استارتاپ بایستی خود نمایانگر اعتماد و شفافیت باشند.
کارآفرینان موفق عرصه فعالیت کسب و کارشان را به گونه ای فراهم می آورند که بوجود آورنده تعهد و وفاداری است. آنها بر عملکرد افراد تمرکز دارند نه بر شخصیت شان. منظورشان همان چیزی است که بر زبان می آورند و آنچه بیان میکنند همان نیت آنهاست و همواره این را ثابت می کنند.
5- ناسازگاری بین اعضای تیم که به بروز اختلافات بیانجامد از سرعت پیشرفت شما می کاهد.
بهترین استارتاپ ها از مباحثات سالم بین مدیران و سایر اعضای تیم اجتناب نمی کنند. با این روش است که افراد باهوش با نگرشی نوآورانه تغییراتی اساسی ایجاد می کنند، اما جر و بحث های جنجالی تنها باعث بروز اختلاف و ایجاد اصطکاک بین افراد می شود و از یک تیم خوب، تیمی ناکارآمد می سازد.
6- تعصب بیجا بر روی راهکارهای اشتباه، نجات بخش نیست.
چنانچه راهکار شما در حل مساله موثر نیست و یا مشکلات جدی در بازار کارتان وجود دارد، در اینصورت هر چقدر هم که مصمم و خبره باشید با راه حل غلط کار به جایی نمی برید بالاخص در سولوشن های با فناوری "های تک" سماجت در ادامه کار برابرست با شکست . در اینگونه مواقع مدیران نیاز دارند تا با واقع بینی و درک اینکه چه زمانی لازم به عقب نشینی است از ادامه دادن مسیر اشتباه اجتناب نموده و با یک ریکاوری خوب تغییر مسیر دهند.
7- رسیدن به موفقیت در زمان کوتاه استراتژی با دوامی برای یک استارتاپ نیست.
آن دسته از کارآفرینانی که کسب ثروت اولویت اصلی آنهاست معمولا دیری نمی پاید که نا امید شده و خیلی زود دست از تلاش می کشند و یا انگیزه شان سست می گردد. ست گودین کارآفرین و نویسنده در حوزه کارآفرینی(با خوشبینی) می گوید: برای رسیدن به موفقیت یک استارتاپ معمولا 6 سال زمان لازم است. اطمینان حاصل کنید از فرآیند کارتان به همان اندازه لذت می برید که از رسیدن به هدف تان
8- بی برنامگی در کسب و کار، عین برنامه ریزی برای شکست است.
اگر نمی دانید به کجا می روید احتمالا به جای دیگری غیر از آنچه می خواهید می رسید. چنانچه طرح و برنامه مشخصی نداشته باشید هر کسی مسیر خود را دنبال می کند، کار تیمی و بهره وری که جهت ادامه حیات کسب و کارتان نیاز دارید از بین می رود. هیچ استارتاپی آنقدر ساده نیست که هر کسی بداند چه در سر شما میگذرد.
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید
10 نوع مشتری که هر کسب و کار باید بشناسد
۱. بیعلاقه : آن ها چیزی که شما فراهم میکنید را نمیخواهند. هانسلمن : ” با تلاش برای تغییر آنها وقتتان را تلف نکنید .“
۲. جداافتاده : فاقد وفاداری هستند. شما را صرفا یک تامینکنندهی دیگر می بینند که گاهی میتوانید کمکشان کنید و هیچ خریدی ندارند.
۳. خوشحال : از انتظارات این مشتریان فراتر رفتهاید و ممکن است نتوانید انتظارات آنها را برآورده سازید.
۴. وفادار : انتظارات بالایی دارند . آنها به شرکت شما برمیگردند، بیشتر خرج میکنند و راجع به شما با دیگران صحبت میکنند.
۵ .ناامید : وقتی کارها درست پیش نرود، ممکن است یک مشتری ناراضی گیرتان بیاید. این سوال را از خودتان بپرسید: ” آیا از آنچه انجام میدهیم رضایت دارید؟ “ در صورت راضی نبودن دلیلاش را جویا شوید.
۶. سرخورده : مشتریان ناامیدی که مورد توجه قرار نمیدهید آزرده می شوند و تجربهشان را به دیگران می گویند. ” به هر قیمتی از به وجود آوردن مشتریان سرخورده پرهیز کنید. هرچه سریعتر با ناامیدی مقابله کنید.
۷. خاموش : این آدمها در گذشته مشتریان خوبی بودند اما به آرامی کنار رفتهاند. بهتر است به جای کسب یک مشتری کاملا تازه، آنها را به بازگشت ترغیب کنید.
۸. تخلیهکننده : این مشتریان سودآور نیستند، پول و همچنین زمان و انرژیتان را تخلیه میکنند. قبل از کنار گذاشتن این گروه، سعی کنید آنها را سودآور کنید.
۹. رها شده : زمانیکه معیارهای مشخصی داشته باشید خلاص شدن از دست مشتریها ایرادی ندارد. از رد کردن مشتریها نهراسید؛ از خودتان بپرسید آیا مشتریان تخلیهکنندهی دیگری هم وجود دارند که لازم است رها شوند.
۱۰. ایدهآل : اینها مشتریانی هستند که میخواهید و باید مدام به دنبالشان باشید.
نتیجه : در حقیقت شناخت درست مشتریان مساوی است با صرف بهینه منابع زمانی، مالی و انسانی.
از امروز اقدام به شناسایی مشتریانتان کنید..
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید
شروعی دوباره، اینبار در جایی دیگر!
سهند بهنام، کارآفرین
خرداد ۱۳۹۷
دبستان که بودم دلم کامپیوتر میخواست، مادرم میرفت کلاس کامپیوتر ولی کامپیوتری تو خونمون نبود، ماجرا مال ۳۰ سال پیشه. عکس کیبورد رو روی کاغذ نقاشی کرده بودم که تایپ با کامپیوتر رو تمرین کنم تا بعدا کامپیوتر دار بشم. اون زمان آتاری تازه اومده بود. ما تو خونمون تیویگیم داشتیم. هنوز ویدئو های بتامکس رو بورس بود و VHS نیومده بود. یه دو سه سالی گذشت، ۱۱ سالم شده بود. چند تا از بچه پولدارهای مدرسه Commodore64 خریده بودن. یه کامپیوتر خیلی ابتدایی که بجای دیسکت، نوارکاست میخورد و به تلویزیون وصل میشد. بین مسیر مدرسه و خونمون یه فروشگاه باز شده بود بنام سوپر تک (تو میدون چیذر) یه غرفه داشت که کومودور و آتاری میفروخت. هنوز آمیگا نیومده بود. هر روز وقتی مدرسه تعطیل میشد میرفتم سروقتش قیمت جدید میگرفتم، اونم همون قیمت قبلی رو تکرار میکرد. یادمه حدود ۲۳۰۰۰ تومن پول داشتم و قیمت اون حدود ۳۰۰۰۰ تومن بود. احتمالا فکر میکردم قراره قیمتها بیاد پایین.
بعد از چند ماه، طرف گفت بیا هرچی داری بده و بردار ببرش. ۲۶۰۰۰ تومن دادم و جای ۴۰۰۰ تومن بقیش ظهرها میرفتم مغازش که اون بره ناهار، منم مغازشو نگه دارم. یک سالی گذشت، کلی برنامه نویسی یاد گرفته بودم. به بچههایی که کومودور داشتن، برنامه و بازی میفروختم. سر همین کسب و کارم نزدیک بود از مدرسه اخراج بشم. ناظم مدرسه نوار کاستها رو تو کیفم پیدا کرده بود و فکر میکرد گلچین آهنگهای سال رو پیدا کرده. احمق نشسته بود ۴ تا نوار یک ساعته، صدای فش فش دیتا گوش کرده بود ببینه بالاخره کجاش اندی میخونه.
با پولی که درآوردم کمودور رو فروختم آمیگا۵۰۰ خریدم، بعد آمیگا ۶۰۰، آمیگا ۱۲۰۰ و تو سن ۱۵ سالگی ۸۰۲۸۶ خریدم. بعد ۸۰۳۸۶، ۸۰۴۸۶ و پنتیوم. سال ۱۳۷۴ اولین بار با یک مودم US-Robotic با سرعت 1200bps و با ترمینال برنامه NC به شبکه BBS وصل شدم. تلفن خونمون با صاحبخونمون مشترک بود، چند بار گوشی رو برداشته بود صدای فش فش شنیده بود، از مادرم پرسیده بود این صدای چیه؟ اونم گفته بود صدا نمیاد!
خلاصه وقتی فهمید کار منه قاطی کرد و ما رو جواب کرد. آخه فهمیده بود با دخترشم دوستم. سال بعدش اولین بار اینترنت و وب رو تجربه کردم. وقتی ۱۷ سالم بود برای خودم خدایی میکردم. آدم تو اون سن زود جوگیر میشه و فکر میکنه دیگه آخرشه. تو اون سن، درآمدم از مدیر مدرسمون بیشتر شده بود. سال ۱۳۷۶ اولین وبسایتمو ساختم و یک سال بعدش تو ۱۸ سالگی من صاحب یک شرکت ارائه دهنده اینترنت بنام ایراتل بودم. ۲۴ تا خط تلفن رو با مودمهای اکسترنال وصل کرده بودم به یه مولتی پورت و با ویندوز NT4 و یه برنامه بنام NT-TacPlus سرویس میدادم. یه دیش ku باند همگذاشته بودم و از KPN هلند دیتا دریافت میکردم و با ۲ تا خط که به ندارایانه وصل بود ارسال دیتا داشتم.
وقتی ۱۸ سالگی یه ISP داری و کلی آدم و شرکت از خدماتت استفاده میکنن حس قدرت داری. انقدر پول درآورده بودم که تو ۲۰ سالگی برای مادرم خونه خریدم. سال بعدش دولت جلوی کار شرکتهای اینترنتی رو گرفت و فقط به رانتهای خودش مجوز داد. منم ورشکسته شدم و نشستم درس خوندم رفتم دانشگاه.
الان که به گذشته نگاه میکنم، باید همون موقع مهاجرت میکردم. ولی خب کسی نبود که راهنماییم کنه. من هر مسیری که میرفتم برام مثل سفر اکتشافی بود و خودم همه چیزو کشف میکردم. تازه اطلاعاتمو با بقیه هم درمیون میزاشتم، هنوزم همینطورم.
از ۲۱ تا ۲۷ سالگی درس خوندم و یک شرکت تو زمینه مسیریابی با GPS راه انداختم, ولی باز هم رانت دولتی جلو کارمو گرفت و مجبور شدم از اول شروع کنم. تو ۲۸ سالگی شرکت شریف تراشه رو راه انداختم. استراتژیم ساخت بزرگترین بانک داده آب کشور بود. میدونستم تا چند سال بعد، آب میشه مشکل اول روی میز دولت. تو ۱۰ سال گذشته بیشتر از ۱۳۰۰۰ دیتالاگر ساختم و تو کشور نصب کردم. چندین ترابایت بیگ دیتا از اطلاعات آب ومحیط زیست جمع کردم. نرم افزارهای پیشرفته تحلیل و پیشبینی برای کاهش هدر رفت آب ساختم و آماده بزرگترین حرکت زندگیم، یعنی کنترل شبکه های آب با هوش مصنوعی شدم. و دوباره داستان تکرار شد. اینبار مدیران فاسد آب و فاضلاب سنگ جلوی پای شریف تراشه انداختن و با ندادن طلبهای شرکت و دادن پروژه ها به رانتهای خودشون این شرکت رو خسته کردن. درآخر هم با تهدید بانکهای اطلاعاتی رو گرفتن و بیزینس پلن ۱۰ ساله شرکت رو نقش بر زمین کردن.
الان که دارم مهاجرت میکنم، هم افسوس این همه عمر و انرژی و سرمایه ای که خرج این مملکت کردم رو میخورم و هم دلم برای این سرزمین میسوزه.مسلما کسی مثل من از شروع دوباره نمیترسه و خسته نمیشه، ولی واقعیت اینه که مهاجرت با همه جاذبههایی که داره، کار سختیه و پره از دلنگرانی و استرس. مخصوصا تو ۳۸ سالگی.
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید
«تنبلی سیستمیک» یا «تنبلی گروهی»
در سال 1913 یک مهندس کشاورزی فرانسوی به نام " رینگلمن " در یک آزمایش طناب کشی بین گروه های 1 تا 8 نفری دریافت که با اضافه شدن هر یک عضو به گروه؛ از میانگین انرژی نفرات برای کشیدن طناب و برنده شدن کاسته می شود.
این پدیده جالب و البته منفی را «تنبلی گروهی » می نامند که به مخدوش شدن مسئولیت مربوط است.
تنبلی گروهی در دو مرحله رخ میدهد:
در مرحله اول کارکنانی که سواری مجانی می گیرند و تنبلی می کنند چون فکر می کنند بقیه اعضاء جای خالی آنها را پر می کنند و در مرحله بعد پرکارها هم درعکس العمل به تنبلی بقیه نفرات دست از تلاش و سخت کوشی برمی دارند.
این تحقیق جالب بعدها با ظرافت بیشتری تکرار شد، به نحوی که افراد ابتدا به صورت انفرادی یعنی در شرایطی که همه مسئولیت فقط بر دوش آنها بود طناب را کشیدند،سپس وقتی چشمانشان بسته بود و فکر می کردند عضو یک گروه طناب کشی هستند کار را ادامه دادند و در حالی که در حالت دوم هم واقعا تنها بودند و فقط تصور می کردند تنها نیستند عملکرد و تلاش کمتری از خود نشان داده و ثبت کردند!!
دو عامل، تنبلی گروهی را تشدید می کند و مدیران باید مراقب آنها باشند:
اول : بزرگ بودن اندازه گروه
دوم: فقدان انگیزه کافی برای وارد شدن و باقی ماندن در گروه
به این ترتیب راه حل هم روشن است:
✔️تشکیل گروه های کاری کوچک
✔️واگذاری مسئولیت های دقیق و قابل اندازه گیری و قابل پیگیری به هر یک از اعضاء
✔️فراهم کردن امکان ارزیابی تلاش و سهم هر عضو توسط سایر اعضاء به نحوی که هر عضو گروه ، بقیه را برای سخت کوشی تحت فشار قرار دهد.
✔️پاداش به هر عضو بر مبنای سهم و نقش او
✔️خلاص کردن گروه از شر تنبل ها!
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید
گاهی خوشاقبالی و بداقبالی یک آهنگ تنها در دستان چند شنونده اول است!
متیو سالگانیک و همکارش (۲۰۰۶) یک بازار تصنعی موسیقی با ۱۴۳۴۱ عضو از بازدیدکنندگان یک وبسایت محبوب در بین جوانان درست کردند.
به شرکتکنندگان یک فهرست از آهنگهای ناشناس از گروههایی ناشناس داده شد. از آنها خواسته شد تا به قسمت مختصری از هر آهنگی که دوست دارند، گوش فرادهند تا بتوانند تصمیم بگیرند چه آهنگی (در صورت وجود) را دانلود کنند و به آهنگهای انتخابی امتیاز دهند.
از حدود نیمی از شرکتکنندگان خواسته شد تا به طور مستقل، بر اساس نام گروههای موسیقی و آهنگها و قضاوت خود در مورد کیفیت موسیقی تصمیمگیری کنند.
نیمه دیگر میتوانستند ببینید هر آهنگ چند بار توسط دیگر شرکتکنندگان دانلود شده است. همچنین، تمام شرکتکنندگان در گروه دوم به صورت تصادفی به هشت دسته تقسیم شدند؛ افراد حاضر در هر دسته خاص میتوانستد تنها دانلودهای دسته خود را مشاهده کنند.
سوال کلیدی این بود که آیا مردم تحت تاثیر انتخاب دیگران قرار میگیرند و آیا موسیقیهای متفاوت در دستههای متفاوت محبوبیت پیدا میکنند؟
آیا افراد از آنچه که دیگران انجام میدادند تلنگر میخوردند؟
کوچکترین شکی وجود ندارد. در تمام هشت دسته، افراد به مراتب آهنگهایی را دانلود کردند که قبلا به تعداد دفعات قابل توجهی دانلود شده بودند و به احتمال بسیار کمتری به سراغ دانلود آهنگهای نامحبوب رفتند. جالبتر اینکه موفقیت آهنگها کاملا غیرقابل پیشبینی بود، و آهنگهایی که در گروه کنترل، که در آن مردم از انتخاب افراد دیگر بیخبر بودند، محبوبیت یافته بودند یا شکست خورده بودند، میتوانستند در دستههای مختلف (دستههای نفوذ اجتماعی) با اقبال بسیار متفاوتی مواجه شوند.
در این دستهها، بر اساس انتخابهای اولین دانلودکنندگان، آهنگها میتوانستند تبدیل به آهنگ محبوب یا منفور شوند. یک آهنگ میتوانست تنها به دلیل ساده "دیده شدن افراد در هنگام انتخاب آهنگ برای دانلود" به یک موفقیت یا یک شکست تبدیل شود.
هشدار: در بسیاری از حوزهها مردم فکر میکنند که در پرتو مهارتها و ویژگیهای یک موسیقیدان، یک بازیگر، یک نویسنده یا یک سیاستمدار موفقیت او اجتناب ناپذیر است و در نتیجه این موفقیت را کاملا قابل پیشبینی میدانند. مراقب این وسوسه باشید! چرا که مداخلات کوچک و حتی تصادفات در یک مرحله کلیدی میتوانند تغییرات زیادی در خروجی ایجاد کنند.
خواننده محبوب امروز، احتمالا از دهها و حتی صدها خواننده هماستعدادش که شما هرگز اسمشان را نشنیدهاید غیرقابل تمایز است. حتی میتوانیم جلوتر برویم. بسیاری از دولتمردان امروزی از دهها یا حتی صدها نفر از سیاستمداران ناکام در نامزدی انتخابات به سختی قابل تمایز هستند.
تلنگر
ریچارد تیلر
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید
۷ موردی که هرگز نباید در مصاحبه شغلی بگویید
1 در شرکت (یا کسبوکار) شما چه کاری انجام میشود؟
هرگز از مصاحبهکننده این سؤال را نپرسید! اگر نمیدانید کار شرکت (یا هر کسبوکار دیگری که متقاضی آن هستید) چیست یا اینکه برای چه کاری مصاحبه میکنید، چرا آنجا هستید؟ باید قبل از مصاحبه وبسایت رسمی شرکت را (در صورت وجود) مطالعه کنید.
2 کارفرمای سابق من آدم مزخرفی بود
اگر شغل سابقتان را تحت شرایط سخت رها کردهاید، شاید فراموش کردن ضربهای که از کارفرمایتان خوردهاید بسیار دشوار باشد و شاید دلتان بخواهد این موضوع را به زبان بیاورید، اما این کار نهتنها راه خوبی برای معرفی خودتان به کارفرمای جدید نیست، بلکه شخصیت شما را نیز زیر سؤال میبرد. زیرا افرادی که خوب تربیت شدهاند به دیگران تهمت نمیزنند و پشت سر آنها غیبت نمیکنند.
3 مشکلی به وجود میآید اگر … ؟
متقاضیان کار معمولا عادت دارند بلافاصله مکالمه را به بحث در مورد نقصهایشان بکشانند. به همین دلیل آنها اغلب سؤالات اینچنینی از مصاحبه کننده میپرسند:
▫️اگر من کار با نرمافزار اکسل را خوب بلد نباشم مشکلی بهوجود میآید؟
▫️من مدرک معتبر اپراتوری ندارم، آیا ایرادی دارد؟
▫️من قبلا هرگز چنین کاری را انجام ندادهام. مشکلی هست؟
اجازه بدهید آنها با توجه به سوابق و رزومه شما بگویند چه چیزی مشکلساز خواهد شد. نیاز نیست شما این کار را بکنید! اگر متقاضی این کار هستید، بهطور قطع مهارتهایی دارید که برای کارفرما مهم است و خودش تصمیم خواهد گرفت که برای آن کار مناسب هستید یا خیر.
4 من در فلان کار مهارت چندانی ندارم
نیازی نیست پرسشهای خیالی برای خودتان درست کنید و از هر چیزی که در آن مهارت کافی ندارید صحبت کنید و مثلا بگویید: «من اطلاعات چندانی درباره کلاندادهها ندارم!» آنها هرچه را که دانستن آن ضروری باشد میپرسند. بنابراین خودتان از پیش، مهارتهایی را که ندارید بازگو نکنید.
5 من بسیار سختکوش هستم ، من بهسرعت یاد میگیرم و مواردی از این قبیل را عنوان نکنید
بسیاری از متقاضیان کار فکر میکنند اگر خود را سختکوش جلوه بدهند یا ثابت کنند که بهسرعت هرچه را بلد نیستند یاد میگیرند بهتر است، اما در واقع اینطور نیست. این کار سطح شما را پایین میآورد و شما را در حالتی قرار میدهد که انگار دارید برای بهدست آوردن کار التماس میکنید.
این رزومه شماست که کارفرما را تحت تأثیر قرار میدهد. اگر شایستگی و اعتماد به نفس کافی داشته باشید، کارفرما در استخدامتان تردید نخواهد کرد. بنابراین لازم نیست با التماس خودتان را فردی معرفی کنید که حاضر است بهسختی کار کند.
6 از شغل سابقم اخراج شدم
بهترین پاسخ در برابر پرسش مصاحبهکننده درباره اینکه چرا کار سابقتان را رها کردید اینست که بگویید: «دیگر زمان مناسبی بود که آن کار را رها کنم. چیزهای زیادی از آن آموختم و دیگر چالشها و جای پیشرفت بیشتری برایم نداشت.»
هرگز نباید بگویید اخراج شدم یا اینکه در شرایط بدی آنجا را ترک کردم. با این حرف ممکن است هر چیزی به ذهن فرد مصاحبهکننده خطور کند.
7 اینکه دقیقا سر وقت به محل کارم برسم چقدر مهم است؟
اگر چنین سؤالی بپرسید، اعتماد فرد مصاحبهکننده نسبت به شما متزلزل خواهد شد. فقط زمانی میتوانید در این مورد سؤال کنید که قرار باشد روی یک برنامه انعطافپذیر کار کنید.
این پرسش که «آیا بهطور معمول برای شخصی که به این سِمت منصوب میشود، ساعتهای کاری انعطافپذیر وجود دارد؟» نشاندهنده حرفهای بودن شماست. در حالیکه پرسیدن «آیا باید دقیقا سر ساعت مشخص به محل کارم برسم؟» کاملا بچگانه است.
برگرفته از: forbes
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید
چگونه با تبعیض در محل کار برخورد کنیم؟
بسیاری از ما شاهد تبعیض در محل کار خود بودهایم؛ یکی از همکارانمان بیشتر از سایرین مورد علاقه رئیس است و معمولا پروژههای بهتر و مهمتر به او سپرده میشوند. اصلا شاید شما همان نورچشمی باشید. خُب مسلما وقتی زیادی مورد توجه رئیس قرار بگیرید، فرصتها و موفقیتهای شغلی، یکی پس از دیگری بهسراغتان میآیند و کسی که قرار است ترفیع شغلی بگیرد شما هستید. چه چیزی از این بهتر؟ ترفیع گرفتن مساوی است با افزایش حقوق و احتمالا زندگی راحت تر.
گاهی این استثنا قائل شدن و تبعیض در محل کار دلیل سادهای دارد. معمولا ما از کار کردن با دوستان و آشنایان خود لذت میبریم و درنتیجه با پارتیبازی دست آنها را در اداره یا شرکت خودمان بند میکنیم.
بنابر تحقیقی که در دانشگاه جورج تاون صورت گرفت، ۹۲٪ از مدیران ارشد بازرگانی شاهد تبعیض در ترفیع کارمندان بودهاند و یکچهارم مدیران شرکتکننده در این تحقیق اذعان کردند که خودشان نیز بین کارمندانشان تبعیض قائل میشوند.
به نظر میرسد تبعیض و پارتیبازی، یک موضوع اپیدمیک و رایج است که اثرات زیانباری بر محیطهای کاری میگذارد.
رفتار دوگانه رئیس با کارمندان خود، حس نارضایتی را در آنها ایجاد میکند و موجب شکاف در تیم کاری میشود. اگر رئیس فرصت درخشش و نشان دادن توانایی را برای تمام کارمندان خود بهوجود نیاورد، در واقع فرصت رشد شرکت خود را از دست میدهد و این در طولانیمدت موجب خسارت و از دست رفتن سرمایه میشود.
اگر قربانی تبعیض شدهاید، چه راهکارهایی میتوانید اتخاذ کنید؟
1 مطمئن شوید که واقعا یک قربانی هستید
اگر احساس میکنید نادیده گرفته میشوید، ابتدا یک گفتوگوی صمیمانه با خود داشته باشید و مطمئن شوید که احساس شما واقعی است. ایگان میگوید: «اگر عملکرد فردی که مورد لطف رئیس قرار دارد، بهتر از شماست، شاید وقت آن رسیده است که با تلاش بیشتر، عملکرد خود را بهتر کنید.»
2 با رئیس خود گفتگو کنید
به شیوهای دیپلماتیک با رئیس خود وارد گفتوگو شوید و گفتوگویی واضح، آرام و موجز داشته باشید. ایگان در اینباره میگوید: «باید درباره نحوه رفتار رئيس خود قضاوت درستی داشته باشید. اگر او را به داشتن رفتار ناعادلانه میان کارمندان متهم کنید، موجب ایجاد حالت تدافعی در رئيس خود میشوید. بهتر است درباره موضوع تبعیض میان کارمندان چیزی نگویید و بهجای آن از رئیس بخواهید فرصتی برای همکاری بیشتر در اختیار شما قرار بدهد.»
3 سختکوش باشید
حرفهای باشید و نشان بدهید برای تیم، شرکت و مشتریان خود اهمیت قائلید. هرگز اجازه ندهید تبعیض در محل کار بر شیوهی کار شما اثر بگذارد.
4 دلیل واقعی تبعیض را پیدا کنید
شاید دلیلِ اینکه رئيس شما به یکی از همکارانتان بیشتر توجه میکند، گذشته و تجربیات مشترک آنهاست یا شاید این توجه براساس عادت یا از روی اعتماد شکل گرفته باشد. با دانستن دلیل این توجه، عادلانه یا ناعادلانه بودن آن مشخص میشود.
5 همکارتان را سرزنش نکنید
معمولا همکار شما مقصر بهوجود آمدن این توجه نیست. هرچند ممکن است داشتن یک رابطه کاری معمولی با چنین فردی مشکل باشد اما او را سرزنش نکنید و با او رفتار مناسبی داشته باشید.
6 مثبتاندیش باشید
هرگاه متوجه تبعیض در محل کار خود شُدید، دید مثبت داشته باشید و مشتاقانه به کار خود ادامه بدهید. اگر اجازه بدهید این امر بر عملکرد و روحیه شما تأثیر بگذارد، کیفیت کار شما افت میکند. اگر درباره این موضوع با همکاران خود صحبت کنید، وجهه بدی در میان آنها پیدا خواهید کرد.
7 صبور باشید
اگر واقعا این توجه ناعادلانه است، صبوری پیشه کنید. بالاخره رئیستان متوجه میشود که توجه به سایرین به نفع شرکت است و بهدنبال فرد مناسب دیگری میگردد.
بنابر توصیه پیلیتنر، سعی کنید عملکرد خوبی داشته باشید تا وقتی چنین زمانی فرا رسید، فرد منتخب «شما» باشید.
8 بهدنبال بهبود شرایط باشید
اگر تبعیض در محل کار شما شَدید است، باید انرژی بیشتری برای ارتباطات خود صرف کنید. باید بهطور مداوم با رئیس خود ملاقات کنید و مطمئن شوید برای گرفتن ترفیع، تواناییهای لازم را دارید.
اگر تبعیض به شکل فاحشی در بخش شما وجود دارد، درباره آن با سایرین صحبت کنید. اگر تعدادتان زیاد باشد، صدای شما شنیده میشود. به رئيستان بگویید که افراد زیادی در اداره خواهان دیدار با او هستند و از او بخواهید بیشتر در جمع کارمندان حضور پیدا کند.
درنهایت چه قربانی تبعیض باشیم و چه از آن سود ببریم، مثبت اندیشی و سختکوشی عواملی هستند که ما را در هر موقعیت شغلی به موفقیت میرسانند.
منبع: forbes
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید
فاجعه تنبلی مذهبی
چندی پیش در سفر عتبات، با ناهماهنگیهای زیادی مواجه شدیم که موجب آزردگی و رنج زوار میشدند. وقتی به مدیر کاروان اعتراض کردم، گفت: به خاطر امام «علیهالسلام» تحمل کنید، ثواب داره!
من به تعبیی به او گفتم که شما به خاطر امام «علیهالسلام»، درست کار کنید و شرافتمندانه رفتار کنید و مسئولیتپذیر باشید!
سپس در نحوه رفتار و توقعات او از مردم اندیشه کردم و متوجه نوعی سوءاستفاده از باورهای مردم شدم! این پدیده رفتاری را «تنبلی مذهبی» یا «طفرهروی به بهانه مذهب» نامیدم.
در همین امتداد تأمل کردم که چقدر در کشور ما، به ویژه در عرصههای گوناگون اداره و حکمرانی، از مذهب و باورهای مذهبی مردم سوءاستفاده میشود.
مسئولان گوناگون در هر موقعیت بحران خویشساخته، طلبکارانه و حق به جانب، از ما میخواهند که به خاطر اسلام، ایران و باورهایمان، نارسائیهای عملکردی آنان را تحمل کنیم! خلاصه اینکه «اگر دین دارید، پس ما را با همه زشتخوئیهایمان تحمل کنید»!
گویا باور به مذهب و اخلاق و عشق به وطن، سنگری شده برای مخفی ساختن آلودهمرامیها و بیلیاقتیهای مدیران و حکمرانان و فرمانداران و شهرداران، در سطوح کوچک و بزرگ.
نسخههای گوناگون تنبلی مذهبی را میتوان در دعاوی و وعدههای «ژنخوبهای شکمسیر» از جانب «مردم»، رصد کرد! به ویژه آنجا که عملکرد نابخردانه خود را مخفی ساخته، ادعا میکنند که «مردم ما مقاومند» یا «مردم ما تابآورند»!
اینکه «مذهب بر قدرت تحمل و تابآوری میافزاید»، بحثی است و اینکه «چرا باید سوء عملکرد شما با باورهای ما جبران شود؟»، بحثی دیگر!
ریشهها و ابعاد تنبلی مذهبی در سازمانهای دولتی:
پدیده «تنبلی مذهبی» یا «تنپروری در سایه مذهب» ( religious loafing)، از جمله بیماریهای خاص جامعه ماست. این پدیده، کژکارد ابزارسازی سیاسی از مذهب بوده، به سوءاستفاده از باورهای لطیف مذهبی مردم انجامیده، ثمره گونهای «ریاکاری آموختهشده» در جریان زندگی کاری است!
منظور از ریاکاری آموختهشده، گونهای ریاکاری حرفهای است که بتدریج به خصلت حرفهای مدیران چاپلوس یا مزور تبدیل شده است!
در حالی که مدیر مسلمان، با اقتباس از خصال پرهیزگاران در روایت امام علی علیهالسلام (خطاب به هُمام در نهجالبلاغه، مشهور به خطبه متقین)، فردی متین، متواضع،سر به زیر، بیادعا، مسئولیتپذیر و نسبت به همگان خدمتگزار است، مدیر ریاکار یا مدیر تنپرور در سایه مذهب، زشتخو، متکبر، پر سر و صدا ، مدعی، مسئولیتناپذیر و از همه دنیا طلبکار است.
بر دانشپژوه اداره دولت و حکومت است که انواع جلوههای رفتاری «تنپروری مذهبی در سازمان» را رصد و شناسایی کرده، علل «بروز، ترویج، پاگیر شدن و متداول شدن آن» را ریشهیابی کند.
هشدار:
تا زمانی که در یک جامعه سازمانی، ریاکاری شرط بقا باشد، اخلاق مقوم حیات شرافتمندانه رشد نمیکند و در فرهنگ سازمان، پاگیر و متجلی نمیشود.
دکتر علی اصغر پورعزت
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تحارت کلیک کنید
چرا باید رزومه شکست داشته باشیم؟
کاترین فسکو ،نویسنده، معتقد است هر شخصی باید رزومه شکست چه شخصی چه به طور علنی داشته باشد. این امر مزایای فروانی را برای شخص به همراه خواهد داشت.
شکست نامی ناخوشایند و کلمهای است که هیچ کس از شنیدنش خوشش نمیآید. ما در عصر رسانهای زندگی میکنیم در آن پرورش شبکه و نشان دادن نام خود در هر مسیر شغلی نیاز است به همین دلیل نام شکست کمتر به گوش ما میخورد، در عوض مردم موفقیتهای خود را بزرگ نشان میدهند. با یک نگاه دقیق به فیسبوک و توییتر میتوان دریافت که دنیا پر از برندگانی است که به طور مداوم موفقیتها و دستاوردهای بزرگ را از لیست کارهای خود خط میزنند.
من نیز چنین حسی دارم. من همانند بقیه دوست دارم موفقیتهایم را جشن بگیرم. زمانی که مقالهای را در مجله درجه یک در بهار گذشته منتشر کردم، این موفقیت را در شبکههای اجتماعی به رخ دیگران کشیدم اما چیزی که در آن پستهای مختلف مشخص نبود سایه آن کلمات بود.
من به تازگی ارزش آن شکستها و به خصوص آوردن آنها از تاریکی به سمت نور را مشاهده کردم. اخیراً عدهای از محققان و نویسندگان شروع به عمومی کردن شکستهایشان کردند که باعث ایجاد رزومه سایه که در کنار موفقیتها، شکستها را نیز نشان میدهد شدهاند.
اگرچه فرض میشود که آنها این رزومهها را برای مصاحبه کاری نمیفرستند اما در وبسایتهای شخصی خود قرار میدهند تا کارهایی که نتایج مطلوب را ارائه نداد و تلاشهایی که قبل از موفقیت انجام دادند را نشان دهند.
رزومه سایه میتواند هر چیزی مانند دستنوشته کارهایی که انجام آن را امتحان کردهاید، یک فایل کامپیوتری مجزا که برای تلاشهای بیثمر فونت و رنگ متفاوت استفاده شده است باشد. این اسناد میتواند خصوصی و یا عمومی باشند. هر دو صورت مزایای خود را دارند.
لیستی که برای خودتان نگه میدارید میتواند به صادق بودنتان کمک کند. کسی که هیچ وقت شکست نمیخورد را تحسین نکنید. زمانی که ما با چالش جدید مواجه میشویم قرار است چندین لحظات زشت را تجربه کنیم.
کودکی که تازه میخواهد راه رفتن یاد بگیرد را تصور کنید. در این مسیر افتادنهای زیادی را تجربه میکنند اما این افتادنها بخشی از فرایند است. اگر اخیراً با شکست مواجه نشدهاید وقت آن است که با چالشهای جدیدی روبهرو شوید.
نگه داشتن لیستی شخصی از شکستها میتوانند اعتماد به نفس ما را تقویت کنند. پس از یک ماه و حتی یک سالی که حس میکنید هیچ کاری انجام ندادهاید نگاه کردن به این لیست شکست میتوانند یادآور خوبی برای تمام کارهایی که برای آن زحمت کشیدید و تلاش کردید باشد.
بسیاری از نویسندگان معروف تمام نامههای رد شدنی که دریافت کردهاند مانند مجموعه هری پاتر و توهایلایت که قبل از پرفروش شدن پاسخ منفی بسیاری را شنیدن را نگه میدارند.
بازیگرانی که برای نقش آزمون میدهند اما آن را دریافت نمیکنند و ورزشکاری که مسابقه را میبازد اما این افراد میدانند که شکست برای موفق شدن نیاز است. بنابراین میتوانید لیستی از شکستهای محشر خود را نگهداری کنید و یا فهرستی از شکستهای معمول را در حرفه کاری خود تهیه کنید.
اگر کمی شجاع باشید عمومی شدن رزومه سایه میتواند بسیار ارزشمند باشد؛ نه فقط به خاطر اینکه افراد موفق را پایین می آورد بلکه به دیگران اهمیت تلاش دوباره را نشان میدهد. به صورت ایده آل این شکست میتواند یادآوری برای خود و درسی برای دیگران به منظور تلاش دوباره باشند.
همچنین این تلاشها تجربیات ارزشمندی برای رسیدن به موفقیت نیاز هستند را نشان میدهند. به عنوان مثال کارگردان معروف استیون اسپیلبرگ پیش از پذیرفته شدن در آموزشگاه مورد نظر خود سه بار رد شد.
شخصی که تازه کاری را آغاز کرده است باید بداند که شکست یک بخش عادی از کار و نکتهای قابل انتظار در فرایند یادگیری است و مهمتر از همه شکست را پذیرفتن به افراد جدید کمک میکنند ببینند که برای هدفی خوب شکست میخورند.
چه رزومه سایه را در وب سایت خود قرار دهید و یا در کشوی میز خود بگذارید به شما کمک خواهد کرد شکست را به عنوان نکتهای از غرور و یادآوری خوب برای رشد خود ببینید. امیدوارم همه ما خوب و اغلب شکست بخوریم.
منبع: Success
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تحارت کلیک کنید