نکته های پیشرفت در کسب و کار و زندگی

تبلیغات

نویسندگان

پشتيباني آنلاين

    پشتيباني آنلاين

درباره ما

    به وبلاگ خوش آمدید امیدوارم بتوانم شما را به موفق شدن در زندگی تان نزدیک تر کنم یاعلی

امکانات جانبی

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    موبایل :
    ایمیل :
    نام اصلی :

آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 2362
    کل نظرات کل نظرات : 4
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 0
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 4

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 43
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 64
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 0
    آي پي امروز آي پي امروز : 1
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 1
    بازدید هفته بازدید هفته : 976
    بازدید ماه بازدید ماه : 6751
    بازدید سال بازدید سال : 7719
    بازدید کلی بازدید کلی : 7719

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 216.73.216.196
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : دوشنبه 26 مرداد 1405

آخرین نطرات

    صبا قبادی - برای بدست آوردن موفقیت در زندگی مجبوریم بیش از یک بار سعی و تلاش کنیم و پا پس نکشیم اگه یه نگاهی هم به زندگینامه افراد بزرگ تو سایت هایی مثل فرچون و دانشگاه کسب و کار بندازیم متوجه میشیم که راز مموفقیت اکثرشون تلاش متدوام و ثابت قدمی اون هاست - دوشنبه 08 دی 1404
    علی - عالی بود - دوشنبه 08 دی 1404
    پرده زبرا - پرده های خانه - دوشنبه 08 دی 1404
    فن بیان - ممنون بابت اطلاع رسانیتون.
    پاسخ:هدف ما ایرانی سربلند می باشد و ملتی که بتواند راه خود را به خوبی ادامه بدهد وهم چنین که نظر می دید و ما را در بهتر کردن این وبلاگ یاری می کنید - دوشنبه 08 دی 1404
    تندخوانی - بابت اطلاع رسانیتون ممنونم.
    پاسخ:خواهش می کنم از شما هم ممنونم نظرات خود را با ما به اشتراک می گذارید با تشکر - دوشنبه 08 دی 1404
    علم و فناوری - با سلام
    انجام شد
    - دوشنبه 08 دی 1404
    علم و فناوری - با سلام
    پس دوست عزیز شما بنده رو با نام علم و فناوری و آدرس http://yecnews.ir/ لینک کنید.
    شما هم اسم و آدرس دلخواه خود را برای من از طریق نظرات سایت ارسال کنید
    با تشکر - دوشنبه 08 دی 1404
    علم و فناوری - باسلام
    وبلاگ خوبی دارید خوشحال میشم با هم تبادل لینک داشته باشیم
    درصورت تمایل از طریق نظرات سایت با ما در ارتباط باشید - دوشنبه 08 دی 1404
    لوکس بلاگ - از اینکه وبلاگ خود را در لوکس بلاگ ایجاد کرده اید کمال تشکر را داریم.مطمئن باشید لوکس بلاگ قوی ترین سیستم ساخت وبلاگ در ایران است.لوکس بلاگ تمامی امکانات ویژه و استاندارد را در حد ایجاد یک وب سایت حرفه ای مثل سیستم نظر سنجی.سیستم نظر دهی گرافیکی زیبا.سیستم امتیاز دهی 5 ستاره ای به مطالب.سیستم عضو گیری و ... را داراست.در اینجا سعی داریم معرفی و راهنمایی کمی در خصوص امکانات لوکس بلاگ داشته باشیم.فرض میکنیم شما تا به حال هیچ وبلاگی نداشته اید.ما شما را یاری میکنیم تا در چند قدم بتوانید یک وبلاگ استاندارد ایجاد کنید.اولین قدم:

    انتخاب یک قالب برای وبلاگ است.قالب وبلاگ به معنای ظاهر و محیط وبلاگ شماست که بینندگان ان را میبینند.برای انتخاب قالب در لوکس بلاگ 3 روش موجود است.روش اول میتوانید از منوی سمت راست گزینه -انتخاب قالب- را بزنید از بین 90 قالب موجود یکی را انتخاب نمایید.روش دوم میتوانید از قالبهای اماده دیگر وب سایت ها استفاده نمایید.کافی است در گوگل به فارسی بنویسید قالب وبلاگ و اینتر کنید.لیستی از سایت هایی که قالب وبلاگ ارائه میکنند را مشاهده خواهید کرد.با زدن یکی از ان گزینه ها و انتخاب قالب از ان سایت ها میتوانید -کد قالب بلاگف- را دریافت نمایید.(لوکس بلاگ سازگاری کامل با قالب های بلاگفا دارد)پس نیازی نیست به دنبال قالب لوکس بلاگ باشید.هرکجا هر قالبی مربوط به بلاگفا نیز مشاهده کردید میتوانید در لوکس بلاگ هم استفاده نمایید.بعد از دریافت کد از سایت های ارائه قالب از منوی سمت راست گزینه -ویرایش قالب- را بزنید.صفحه ای باز خواهد شد پر از کدهای مختلف.کدهایی که مشاهده میکنید را به طور کامل پاک کنید و کد قالب جدید که از سایت های ارائه قالب گرفته اید را قرار دهید و ثبت تغییرات را بزنید.اینگونه میتوانید از هزاران قالب مختلف برای وبلاگ خود استفاده نمایید.چناچنه در صورت اشتباه وبلاگ شما به هم ریخت نگران نباشید.در لوکس بلاگ هیچ چیز خراب نمیشود.به راحتی میتوانید از منوی سمت راست -انتخاب قالب- را بزنید و یک قالب انتخاب نمایید.تنظیمات به قبل خواهد برگشت. قدم بعد از انتخاب قالب
    ارسال مطلب است.از منوی سمت راست گزینه ارسال مطلب را بزنید.در این صفحه شما محیطی مشاهده خواهید کرد که میتوانید در ان مطلب بنویسید.نام این محیط -ویرایشگر- است.این محیط قابلیت های بسیار فراوانی دارد که خود شما باید در طول زمان ان را فراگیرید.مثل تغییر رنگ نوشته ها.تغییر اندازه و نوع نوشته ها.قرار دادن عکس و ...اما در اینجا فقط به نحوه
    قرار دادن عکس میپردازیم.برای قرار دادن عکس دو حالت پیش رو داریم.1-شما عکسی در وبلاگ و یا سایت دیگری میبینید و دوست دارید ان عکس در وبلاگ شما نیز نمایش داده شود.در اینصورت روی عکس مورد نظر راست کلیک کرده و -کپی- را زده.سپس به ویرایشگر خود امده و در ویرایشگر راست کلیک کنید و -پیست و یا چسباندن- را زده.اینگونه ان عکس به وبلاگ شما منتقل خواهد شد.2-ممکن است شما عکسی در کامپیوتر خود داشته باشید و دوست دارید ان را در وبلاگ خود به نمایش بگزارید.در اینصورت مراحل کمی طولانی تر است.در ویرایشگر علامت را پیدا و کلیک کنید.صفحه ای باز خواهد شد.در این صفحه به دنبال کلیدی با عنوان -آپلود عکس و انتخاب عکس از سرور- بگردید و کلیک کنید.صفحه دیگری باز خواهد شد که در پایین صفحه قسمتی وجود دارد برای انتخاب فایل از کامپیوتر.فایل خود را انتخاب و دکمه آپلود را بزنید.نام عکس شما در بالای ان صفحه به صورت یک لینک نمایش داده میشود.روی نام عکس خود کلیک کنید.عکس شما به ویرایشگر منتقل خواهد شد.به همین راحتی.به همین خوشمزگی. اکنون که عنوان مطلب و مطلب را نوشته اید میتوانید دکمه ارسال مطلب و انتشار مطلب را بزنید.کار تمام است.شما یک وبلاگ نویس شدید.از این به بعد اگر میخواهید حرفه ای تر باشید ادامه اموزش را دنبال کنید. بهتر است به گزینه های زیر ویرایشگر دقت کنید.اولین گزینه -اضافه کردن ادامه مطلب- است.فرض کنید شما مطلبی بسیار طولانی در مورد چگونگی ساخت وبلاگ دارید.اگر بخواهدی همه مطلب را یکجا در صفحه اصلی وبلاگ خود نمایش دهید باعث سنگین شدن وبلاگ و شلوغی میشود.پس بهتر است چند سطر اول مطلب خود را در قسمت اول ویرایشگر نوشته و سپس روی -اضافه کردن ادامه مطلب- کلیک کنید و در ویرایشگر جدید به وجود امده بقیه مطلب را بنویسید.اینگونه مطلب شما در وبلاگ در 2 قسمت نمایش داده خواهد شد.کسانی که علاقه مند به اموزش هستند با خواندن چند سطر اول در صفحه اصلی اگر مشتاق بودند با کلیک روی لینک ادامه مطلب در وبلاگتان میتوانند به ادامه مطلب دسترسی پیدا کنند و ادامه اموزش را بخوانند.در اینجا گزینه هایی مثل
    موضوعات است. .همه دوستدار نظم وترتیب هستند.اگر وبلاگ شما در چند زمینه مختلف مثل عکس و اس ام اس است بهتر از قسمت موضوعات استفاده کنید.برا این منظور از منوی سمت راست گزینه موضوعات را کلیک کنید.در اینجا میتوانید یک موضوع اصلی مثل عکس ایجاد کنید.سپس در صورت تمایل میتوانید برای موضوع عکس زیر موضوع هم بسازید.زیر موضوع عکس میتواند -عکسهای طبیعت- و -عکسهای هنرمندان- و -عکسهای ورزشی- باشد.سپس دوباره یک موضوع اصلی بسازید با عنوان اس ام اس.و دوباره میتوانید زیر موضوع هایی نیز برای دسته بندی بیشتر ایجاد کنید.مثل -اس ام اس عاشقانه- و-اس ام اس عارفانه- و ....بدین صورت شما منظم ترین وبلاگ را خواهید داشت.شما میتوانید اصلا از زیر موضوع استفاده نکنید و فقط موضوعات اصلی معرفی کنید.در لوکس بلاگ همه چیز به دلخواه شماست.ولی برای دسته بندی بیشتر زیر موضوع را اختراع کرده ایم.تا به اینجا شما موضوعات وبلاگ خود را ساخته اید.اکنون میخواهید عکسهای ورزشی در وبلاگ خود ارسال کنید.ارسال مطلب را زده.مطلب خود را نوشته.اکنونه در پایین ویرایشگر قسمت موضوعات گزینه موضوع اصلی -عکس- و زیر موضوع -عکسهای ورزشی- را تیک بزنید.اینگونه وبلاگ شما میفهمد این مطلب مربوط به کدام موضوع است.مطلب را ارسال کنید.اکنون اگر بیننده ای وارد وبلاگ شما شود و فقط به عکسهای ورزشی علاقه مند باشد با کلیک روی موضوع عکسهای ورزشی وبلاگ شما تمامی مطالب عکسهای ورزشی را خواهد دید.
    کلمات کلیدی یکی از مفید ترین امکانات برای بینندگان و مخصوصا موتور های جستجو گر است.سعی کنید هنگام ارسال مطلب حتما کلمات کلیدی مفید معرفی کنید.اگر مطلب شما راجع به دانلود نرم افزار انتی ویروس است در کلمات کلیدی بنویسید دانلود.انتی ویروس.نرم افزار رایگان. اینگون مطلب شما دارای کلمات کلیدی مناسب مربوط به همین مطلب است.
    عضو گیری در وبلاگ یکی از امکانات مهم و ویژه لوکس بلاگ است.لوکس بلاگ محیطی فراهم کرده است که بینندگان شما میتوانند در وبلاگ شما عضو شوند.شما اینگونه میتوانید بیننده های ثابتی برای وبلاگ خود فراهم کنید.با عضویت افراد در وبلاگ شما ایمیل انها در خبرنامه نیز ثبت میشود.سپس شما میتوانید بعد از اپدیت وبلاگ با ارسال خبرنامه اعضا را به دیدن وبلاگ تشویق کنید.مزیت بعدی مشارکت اعضا در ارسال مطلب برای وبلاگ شماست.اعضا از طریق کنترل پنل های خود قادر هستند برای وبلاگ شما مطلب ارسال کنند.اینگونه شما یک وبلاگ دارید با هزاران نویسنده.میتوانید اعضا را تشویق به ارسال مطلب کنید تا مسئولیت ارسال مطلب فقط به دوش شما نباشد. هنگام ارسال مطلب در زیر ویرایش گر میتوانید گزینه ای با عنوان-دسترسی به مطلب فقط مخصوص اعض-را مشاهده کنید.با تیک کردن این گزینه بینندگان با زدن ادامه مطلب نمیتوانند ادامه مطلب شما را مشاهده کنند و با پیام این مطلب مخصوص اعضاست مواجه میشوند.و در زیر ان مکانی برای ثبت نام است.اگر افراد ثبت نام کنند میتوانند ادامه مطلب را مشاهده کنند.اینگونه شما سیستم عضو گیری را فعال و مورد استفاده قرار داده اید.
    توجه داشته باشید دنیای وبلاگ نویسی و ایجاد سایت بسیار وسیع میباشد.شما در طول زمان با مهارت های بیشتری اشنا خواهید شد.برای این امر زیاد عجول نباشید.لوکس بلاگ راحت ترین سیستم برای فراگیری مهارت های وبلاگ نویسی است.در هر قسمت از لوکس بلاگ متن های راهنمایی اورده شده.با دقت به این راهنما ها میتوانید با این مهارت ها اشنا شوید.پس حتما راهنما ها را بخوانید و تمرین کنید و در نهایت اگر مشکلی داشتید انرا با فرم های مخصوص با ما در میان بگذارید.اوقات خوشی را در لوکس بلاگ برای شما ارزومندیم.

    - دوشنبه 08 دی 1404
    مایلینو - با تشکر از سایت خوبتون و مطاب خوبی که قرار میدید.
    پاسخ:باسلام ما سعی می کنیم که دوستان در مسیر پیشرفت قرار بگیرند و زندگی بهتری داشته باشند و همین طور ایرانی بهتر ممنونم بابت نظرتون نظرهای شما به ما انگیزه ی خوبی می ده برای ادامه راه - دوشنبه 08 دی 1404

منو کاربری

ارسال مطلب ویرایش پروفایل پنل کاربری صندوق پیام ارسال پیام پیام های ارسال شده تالار گفتمان خروج

چرا مردم به سرعت، انتخابات، فوتبال یا سایر انتخاب‌های پیچیده را دوقطبی می کنند؟

چرا مردم به سرعت، انتخابات، فوتبال یا سایر انتخاب‌های پیچیده را دوقطبی می کنند؟

 

ریشه این مساله به ساختار ذهنی و کودکی ما بر می گردد.
اولین انتخاب‌های پیش روی یک کودک، با سوال بله یا خیر شروع می‌شود. مثلاً از یک کودک می‌پرسیم که این غذا را دوست داری یا خیر؟
این ساده‌ترین شکل از انتخاب است که هرکسی با هر سطح از هوش از پس آن بر می‌آید. ممکن است نتواند پاسخ صحیح بدهد ولی می‌تواند سریعاً پاسخ دهد. چرا که فقط لذت انتخاب را تجربه می‌کند و به دلیل این که تنها یک گزینه پیش روی اوست، رنج از دست دادن را تجربه نمی‌کند.

 

سن کودک که بیشتر می‌شود، سوال بله یا خیر تبدیل به سوال پیچیده‌تری می‌شود. از او می‌پرسیم که ماکارونی بیشتر دوست دارد یا پیتزا؟
اینجا کودکی که به انتخاب‌های زوجی بله-خیر عادت کرده است، باید ویژگی‌های دو غذا را با هم مقایسه کند و پاسخ بدهد.

 

این نوع از انتخاب علاوه بر لذت انتخاب، رنج انتخاب را نیز به کودک تحمیل می‌کند، چرا که با انتخاب هر گزینه‌ای، گزینه دیگر را از دست می‌دهد. به همین دلیل است که برخی از کودکان در این نوع از انتخاب دچار تردید می‌شوند. اما اگر از همان کودک مجدداً بپرسیم که آیا ماکارونی دوست دارد و سپس، در صورت دریافت پاسخ منفی، از وی بپرسیم که آیا پیتزا دوست دارد، راحت‌تر به پاسخ نهایی دست می‌یابیم.

 

راهکاری که اشاره شد، در فروش و مذاکره و بازاریابی بسیار اهمیت دارد، چرا که بسیاری از مشتریان همانند یک کودک، اطلاعات ناقصی درباره یک محصول یا خدمت دارند و اگر بخواهند بین حتی دو گزینه انتخاب کنند، دچار تردید می‌شوند، لذا تبدیل دو گزینه به یک سوال بله-خیر بصورتی که در مثال بالا اشاره شد، می تواند تاثیر چشمگیری در متقاعدسازی مخاطبان و افزایش فروش شما داشته باشد.

 

اگر تعداد گزینه‌ها بیش از دو گزینه باشد و با یک انتخاب پیچیده طرف باشیم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

 

فرض کنید می‌خواهیم بین 3 گزینه پیچیده انتخاب کنیم، به دلیل ساختار مقایسه‌ای زوجی مغز ما که ریشه در ذات بشر و کودکی ما دارد، مغز ما معمولاً گزینه الف و ب را با یکدیگر، گزینه ب و ج را با یکدیگر و گزینه الف و ج را نیز با یکدیگر مقایسه می‌کند تا بتواند مساله انتخاب را تاحدی ساده‌تر کند.

 

حال فرض کنید بجای 3 گزینه پیچیده، 5 گزینه پیچیده پیش روی ما باشد. چنانچه با مقایسه زوجی بخواهیم این گزینه‌ها را با یکدیگر مقایسه کنیم، باید 10 مقایسه زوجی صورت پذیرد تا به جواب نهایی دست پیدا کنیم که برای بسیاری از افراد باهوش جامعه نیز مساله پیچیده ای محسوب می‌شود.

 

نکته مهم این است که حتی افراد باهوش جامعه نیز وقتی بین 5 گزینه، 1 گزینه را انتخاب می‌کنند، بجای لذت بردن از انتخاب خود، دچار رنج ناشی از عدم انتخاب 4 گزینه دیگر می شود، چرا که ما بصورت غریزی، ویژگی‌های مثبت پنج گزینه را با یکدیگر ترکیب می‌کنیم و یک گزینه ایده‌آل غیرواقعی در ذهن خود ایجاد می‌کنیم. این گزینه ایده‌آل غیرواقعی که قطعاً ویژگی‌هایی فراتر از گزینه انتخابی ما دارد و وجود خارجی ندارد، باعث تحمیل رنج انتخاب به ما می شود.

 

لذا به واسطه ظرفیت پردازشی محدود مغز عموم مردم و گریز از رنج انتخاب، ما در ناخودآگاه مان علاقه‌مندیم تا 10 گزینه را به سرعت و بدون تحلیل زیاد به 2 گزینه یا نهایتاً 3 گزینه تبدیل کنیم و حتی برای انتخاب بین این سه گزینه از روش تبدیل آن به مقایسه‌های زوجی بله یا خیر استفاده می‌کنیم.

 

به همین دلیل است که عموم مردم کشور بجای انتخاب بین 5 تیم باشگاهی بزرگ کشور و حمایت از آنها، تمایل به حمایت از دو تیم محبوب و قدیمی دارند. چرا که انتخاب بین این دو، پیچیدگی کمتری نسبت به انتخاب بین 5 تیم دارد و با هواداری از این دو تیم پرطرفدار، فشار اجتماعی کمتری را نیز متحمل می‌شوند.

 

در هنگام انتخابات سیاسی نیز، معمولاً همین اتفاق رخ می‌دهد. مردم به سرعت، انتخابات را دو قطبی می‌کنند تا بتوانند راحت‌تر بین یکی از دو قطب اصلی موجود که بیشترین طرفدار را دارد، انتخاب کنند

 

نوشته حسین مرادی

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تحارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: سه‌شنبه 01 خرداد 1397 ساعت: 18:58
می پسندم نمی پسندم

سيستم بازخورد گرفتن از مشتريان و كاركنان را با يكديگر تركيب كنيد.

سيستم بازخورد گرفتن از مشتريان و كاركنان را با يكديگر تركيب كنيد.

 

 

معمولا شركت ها از مشتريان در مورد كالاها و خدمات خود بازخورد مي‌گيرند.

 

ولي معدود شركت‌هايي همان سوالات را از كاركنان خود مي‌پرسند. این از دست دادن یک فرصت استثنائی است.

 

شهود زیادی می تواند از مربوط کردن سیستم بازخوردهای مشتریان و کارکنان بدست بیاید بویژه در زمانی که دیدگاه کارکنان و مشتریان با یکدیگر همگرا نیست.

 

 

اگر از مشتریان خود می‌پرسید:

 

 

"آیا مشکل شما حل شد؟"


یا "آیا ما توانستیم مشکل شما را به راحتی حل کنیم؟

 

" از کارکنان تان همزمان بپرسید" آیا توانستی مشکل مشتری را حل کنی؟"


یا " آیا منابع و ابزارهای لازم را برای حل مشکل مشتری در اختیار داشتی؟".

 

توجه به ترکیب پاسخ‌ها به این سوالات شهود جدیدی در مورد مشتریان به شما خواهد داد.


همینطور مدیران می‌توانند از این داده‌ها استفاده کنند تا نیروی انسانی خود را بهتر هدایت کنند، دسترسی‌های بیشتری به ابزارها، منابع و اطلاعات مورد نیاز برای حل مشکلات مشتریان فراهم کنند و کارکنانی را که پتانسیل‌های رهبری و ایده های نوآورانه دارند، شناسایی کنند.

 

ترکیب این دو سیستم یک حلقه یادگیری قدرتمندی در سازمان ایجاد می‌کند و باعث می‌شود تا کارکنان، بیشتر درگیر کار شوند و شرکت با سرعت بیشتری به نیازها و انتظارات در حال تغییر مشتریان پاسخ دهد.

 

برگرفته از کتاب:Listen to Your Employees, Not Just Your Customers

 

نویسنده: Beth Benjamin

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: سه‌شنبه 01 خرداد 1397 ساعت: 18:55
می پسندم نمی پسندم

17 مورد از الهام بخش ترین سخنان جف بزوس، موسس آمازون و ثروتمندترین فرد جهان

17 مورد از الهام بخش ترین سخنان جف بزوس، موسس آمازون و ثروتمندترین فرد جهان

 

 

جف بزوس موسس آمازون، یکی از ثروتمندترین افراد آمریکا به شمار می‌رود؛ او با بهره‌گیری از اصول خاص و هوش خود به جایگاه فعلی رسیده است.

 

در ادامه ۱۷ سخن الهام بخش از او آورده شده است که نشان می‌دهد او چگونه در طی ۲۰ سال گذشته، آمازون را به یک کمپانی ۲۰۰ میلیارد دلاری تبدیل کرده است.

 

 در مورد رضایت‌مندی از خود: "یک شرکت نباید عادت کند که همواره در اوج باشد؛ زیرا درخشش و در اوج بودن، همیشگی نیست."

 

 ابتکار و نوآوری: "وقتی مجبور باشید از کمترین چیزها بیشترین استفاده را ببرید، اینجاست که نوآوری و ابتکار خودش را نشان می‌دهد. برای رهایی از یک جعبه‌ تنگ و تاریک، تنها راهی که وجود دارد اینست که ابتکار عمل نشان دهی و راهی به سوی بیرون پیدا کنی."

 

 پیشرفت: "اگر تمام توجه‌ خود را به رقبای خود معطوف کنید، در این صورت باید بنشینید و منتظر بمانید تا اینکه رقبای شما یک حرکتی بکنند؛ اما توجه به نیازهای مشتریان و مشتری‌مداری باعث می‌شود که همواره پیشرو باشید."

 

 ارزش‌هایی که باید در شرکت خود ایجاد نمایید: "بخشی از این ارزش‌ها در طول مسیرتان مشخص می‌شوند. درس‌ها و تجربیاتی که در طی فعالیت حرفه‌ای خود کسب می‌کنید، ارزش‌های شرکت شما را تعیین می‌نماید."

 

 ایده‌های نو: "گاهی اوقات خوش اقبالی باعث می‌شود که افراد به طور غیر منتظره ایده‌های بکر و نویی را کشف نمایند."

 

 در مورد منتقدانتان: "اگر نمی‌خواهید مورد انتقاد قرار بگیرید محض رضای خدا، دست به هیچ کار جدیدی نزنید و همچنان به روال گذشته، کارهای خود را انجام دهید."

 

 در مورد انگیزش: "من قویا معتقدم که نمایندگی‌های یک شرکت نتایج بهتری را بدست می‌آورند. آنها اهمیت بیشتری به کارشان می‌دهند. کاری که آنها انجام می‌دهند صرفا انجام یک وظیفه نیست. در این مورد باید کسب و کاری وجود داشته باشد و این کسب و کار باید معقول و منطقی باشد؛ اما این تنها دلیلی نیست که باعث می‌شود آنها کارشان را خوب انجام بدهند؛ زیرا اهداف و دلایل خاصی به آنها انگیزه می‌دهد تا کارشان را به خوبی انجام دهند."

 

 انتخاب دوست: "زندگی کوتاه‌تر از آنست که صرف کسانی شود که هیچ تدبیر و درایتی ندارند."

 

در مورد اخلاقیات: "چیزی که من را خیلی ناراحت می‌کند اینست که وقتی از کنار بانکی عبور می‌کنم تبلیغاتی را ببینم که با استفاده از آن سعی می‌کنند مردم را متقاعد نمایند تا برای هزینه‌های غیر ضروری، خانه‌شان را در رهن بانک قرار دهند و وام بگیرند. این یک ترفند شیطانی است."

 

 استراتژی: "ما سه ایده‌ بزرگ در آمازون داشته‌ایم که بعد از گذشت دو دهه همچنان به آن ایده‌ها وفادار مانده‌ایم. این ایده‌های بزرگ دلیل موفقیت ما بوده‌اند؛ مشتری مداری، نوآوری و شکیبایی."

 

 رشد و ترقی: "هر کسب و کاری باید همیشه جوان باقی بماند. اگر شما پا به پای نیازهای مشتری پیش بروید مانند وول ورث موفق خواهید بود."

 

 نقطه‌ اتکا: "اگر سرسخت و سمج نباشید کارها را خیلی زود و در مرحله‌ آزمایش و تجربه‌اندوزی رها خواهید کرد و اگر فرد انعطاف‌پذیری نباشید در مواجهه با مشکلات، سر خود را به دیوار خواهید کوبید و نخواهید دید که چه راه حل‌های متفاوتی برای حل مشکلتان وجود دارد."

 

 بازاریابی: "در گذشته ۳۰ درصد از زمان خود را صرف این می‌کردید که کالا و خدماتی درجه یک و بی نظیر را به مشتری ارائه کنید و ۷۰ درصد از زمان‌تان را صرف تبلیغات آن می‌کردید؛ اما در دنیای امروز، باید دقیقا برعکس عمل کنید."

 

 قیمت‌گذاری: "دو نوع شرکت وجود دارد. آن‌هایی که تلاش می‌کنند تا هزینه‌ بیشتری را از مشتری مطالبه کنند و آن‌هایی که تلاش می‌کنند هزینه‌ کمتری را مطالبه نمایند. آمازون شرکتی است که در گروه دوم قرار می‌گیرد."

 

 قدرت و اختیار دادن به گروه کاری: "زمانی که گروه کاری من بخواهد کاری را انجام دهد، به آنها " نه" نخواهم گفت. اما اگر گروه کاری من نخواهد یک کاری را انجام دهد ممکن است که خواست آن ها را بپذیرم. وقتی چندین راه برای رسیدن به توافق وجود داشته باشد شما می‌توانید ریسک‌پذیری گروه‌تان را بالا ببرید."

 

 جلب کردن توجه مشتری: "ممکن است بهترین تکنولوژی را در اختیار داشته باشید و شاید بهترین نمونه از کسب و کار را داشته باشید؛ اما اگر روایت و بیان درستی از برند خود نداشته باشید، هیچ فرقی با بقیه نخواهید داشت و توجهی را جلب نخواهید کرد."

 

 انتخاب سود اندک: "کم کردن ما به التفاوت هزینه‌های تولید و قیمت فروش، عاملی بوده که باعث شده است فرصت‌های زیادی پیش روی آمازون قرار بگیرد."

 

منبع: BUSINESSINSIDE

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: سه‌شنبه 01 خرداد 1397 ساعت: 18:52
می پسندم نمی پسندم

چرا آموزش‌های رهبری نتیجه بخش نیست؟

چرا آموزش‌های رهبری نتیجه بخش نیست؟

 

 

شرکت ها به امید بهبود مهارتهای رهبری در بین مدیران خود و یا افراد با پتانسیل شرکت، هزینه های زیادی را صرف آموزش می کنند. اما بعد چند بار تکرار این آموزش ها به این نتیجه می رسند که تغییری در رفتار مدیران به وجود نیامده است. بنابراین از تکرار این دوره ها صرف نظر می کنند. اما چرا؟

 

اغلب دوره های رهبری در بهترین حالت به صورت وورک‌شاپ دو یا سه روزه انچام می پذیرد. در این دوره کارآموزان، چیزهای زیادی را در مورد رفتار مورد نظر یاد می گیرند و در دوره با خودشان می گویند که من حتما این موارد را در محیط کار به کار خواهم بست. اما بعد از دو الی سه هفته فقط مفاهیمی از کلاس در ذهن شان است و نمی دانند چگونه آن را به کار بگیرند.

 

اگر بخواهیم صادق باشیم، طراحی اغلب دوره های رهبری به گونه ای است که مدیریت کردن آن آسان و همچنین درآمدزایی آن سریع باشد. بنابراین از دوره هایی که بر اساس “شکل دهی رفتار” طراحی شده باشند خبری نیست.

 

ایده ساده است. تغییر رفتار از طریق آموزش شامل دو مرحله اساسی است:

 

 

1) یادگیری: که در کلاس اتفاق می افتد.

 

2)بکارگیری: که در محیط کار اتفاق می افتد.

 

 

اغلب دوره های آموزشی رکن دوم را به سازمان ها می سپارند اما واقعیت این است که شرکت ها توانایی مدیریت کردن این فرایند تغییر را ندارند. برای اینکه دوره های رهبری جواب بدهد، آموزش دهندگان می بایست آستین ها را بالا بزنند و در به نتیجه رسیدن “بکارگیری یادگیری” شرکت ها را یاری کنند.

 

البته شرکت ها نیز باید توجه خود را از “نفر ساعت آموزش” به “تغییر رفتار مثبت” معطوف کنند. شاید هزینه بیشتری داشته باشد ولی بهتر از برگزاری سال های سال آموزش های بی اثر است. از امروز روی طراحی و اجرای برنامه های آموزشی “بلندمدت” تغییر رفتاری متمرکز شوید تا نتیجه بگیرید.


حتما در این طرحی سعی کنید سایر کارکردهای منابع انسانی نیز با آموزش شما همخوان باشد. برای مثال اگر کار تیمی را آموزش می دهید، روی پاداش تیمی هم کار کنید.

 

اچ آر یار

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: سه‌شنبه 01 خرداد 1397 ساعت: 18:48
می پسندم نمی پسندم

۵ راه شگفت‌زده کردن مشتریان

۵ راه شگفت‌زده کردن مشتریان

 

 

قبل از شروع هر کاری،‌ از خود بپرسید «آیا کاری که می‌کنید قابلیت تاثیرگذاری بر مشتری‌ها را دارد؟» اگر نتوانید جواب این سوال را پیدا کنید، به احتمال زیاد کسب‌وکارتان مشتریان ثابتی نخواهد داشت.

 

تاثیرگذار بودن کسب‌وکارهای کوچک به قدری مهم است که باید یکی از اصل‌های ارتباط شما و مشتری‌ها باشد. چرا؟ زیرا اگر بتوانید آن‌ها را تحت تاثیر قرار بدهید، مشتری‌های ثابتی پیدا خواهید کرد که آن‌ها نیز با تعریف کردن از برند شما باعث جذب مشتری‌های جدید می‌شوند.

 

اکنون سوال اینجاست که چگونه مشتری‌ها را تحت تاثیر قرار دهید؟ اگر شما مشتری‌هایتان را بشناسید، متوجه می‌شوید چه چیزی آن‌ها را شگفت‌زده می‌کند. با توجه به نکات زیر، شما می‌توانید عامل تاثیرگذار مخصوص کسب‌وکار خود را پیدا کنید.

 

 

1  استفاده از دست‌خط خودتان

چه چیزی به مشتری‌ها نشان می‌دهد که شما برای آن‌ها وقت بیشتری گذاشته‌اید؟ یک دست‌نوشته! ما این روزها به ندرت یادداشت یا دست‌نوشته دریافت می‌کنیم؛ اما حتما به یاد می‌آورید که وقتی از دوستان کارت پستال یا نوشته‌ای دریافت می‌کردید،‌ چقدر هیجان‌زده می‌شدید. «ایتسی» سفارش من را با این یادداشت تحویل داد: «ممنون کیمبرلی، امیدوارم از خریدت لذت ببری!» من بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم و به سرعت عکسش را در «اسنپ چت» به اشتراک گذاشتم. این کار نیازمند اختصاص دادن وقت بیشتر برای هر مشتری است اما نتیجه بسیار خوبی خواهد داشت.

 

2  اهمیت بسته‌بندی

در سال ۲۰۱۶، ۵۱ درصد از خریدها به صورت آنلاین بود. سفارش‌های آنلاین باید برای مشتری‌ها ارسال شوند، بنابراین بسته‌بندی آن‌ها باید متفاوت باشد. کاری کنید که باز کردن بسته‌بندی به یک لحظه خاطره‌انگیز تبدیل شود. زمانی که از یک شرکت محلی جواهری خریدم، آن را در یک کیسه کوچک که در جعبه‌ای براق قرار داشت، به همراه یک بروشور کوچک درباره شرکت و چند برچسب تحویل دادند. همه چیز طوری طراحی شده بود که باز کردن بسته‌بندی را جذاب‌تر کند. شما هم با دقت در بسته‌بندی می‌توانید مشتری‌ها را تحت تاثیر قرار دهید.

 

3  اعتماد به مشتری

گاهی اوقات اعتمادکردن به مشتری‌ها می‌تواند بهترین راه برای تحت تاثیر قرار دادن آن‌ها باشد. سرپرست بازاریابی ما، ‌کوین اسرج، یک آباژور از یک شرکت لوازم خانگی خریده بود؛ بعد از باز کردن بسته‌بندی متوجه شد یکی از پایه‌ها کمی آسیب دیده است؛ او با شرکت تماس گرفت، در حالی که هنوز تردید داشت، زیرا به احتمال زیاد باید برای برگرداندن آن بسته بزرگ به شرکت هزینه‌ای پرداخت می‌کرد: اما در کمال تعجب آن‌ها جنس جدیدی ارسال کردند و جنس قبلی را برای اثبات از مشتری نخواستند. آن‌ها همه چیز را برای مشتری آسان کرده بودند. واضح است که این کار هر کسی را تحت تاثیر قرار می‌دهد و او را برای خریدهای بعدی مشتاق‌تر می‌کند.

 

4  هدیه‌ها تاثیرگذارند

مردم عاشق وسایل مجانی هستند، اما تاثیر یک هدیه دور از انتظار و هوشمند بسیار بیشتر است. سال گذشته یکی از دوستانم دندان عقلش را کشیده بود. کشیدن دندان معمولا تجربه جالبی نیست اما بسته‌ای که در روز بعد دریافت کرد این تجربه را برای او کمی خوشایندتر کرد. درون بسته یک کارت هدیه ده دلاری برای خرید ماست یخ‌زده و یک یادداشت از دندان‌پزشکش بود. او نوشته بود که ماست یخ‌زده به بهبود درد لثه‌هایش کمک خواهد کرد. حتما شما می‌توانید واکنش ما و دوستم را تصور کنید،‌ بله ما بسیار شگفت‌زده شدیم.

 

5 و حالا کمی تفاوت

مردم زمانی تحت تاثیر قرار می‌گیرند که شما کارهای معمولی را به صورت خارق‌العاده انجام دهید. همه ما از خراب شدن وسیله محبوبمان پس از کمی استفاده نا امید می‌شویم. معمولا مشتری باید به دنبال رسید خرید بگردد تا اگر کالا هنوز شامل گارانتی می‌شود آن را تعویض کند. اما یک کارخانه چاقوسازی در سن‌دی‌گو (این کارخانه متعلق به دو فرد با تجربه است که برای ارتش چاقو می‌سازند) عکس‌العمل متفاوتی دارد؛ آن‌ها به محصولات خود اعتماد زیادی دارند، بنابراین چاقوهای آن‌ها گارانتی مادام‌العمر دارند؛‌ آن‌ها با این تفاوت مشتری‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهند./یادانه

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: شنبه 29 اردیبهشت 1397 ساعت: 14:01
می پسندم نمی پسندم

مهمترین مانع آزادی در کشوراین است ‌که مردم از ترس معاش حرف نزنند!

مهمترین مانع آزادی در کشوراین است ‌که مردم از ترس معاش حرف نزنند!

 



اتفاق مهمی که دو دهه است در دنیا افتاده، این است که کاریزما از بین رفته اما این امر هنوز وارد ایران نشده و ایران هنوز کشور افراد است نه سیستم ها.

 

در دنیای امروز توانایی‌ها و مهارت‌های فرد مهم است و کاریزما در این دنیا هیچ جایگاهی ندارد.ما و ژاپن دو کشوری هستیم که از ۱۶۰ سال قبل ازخارج از جهان غرب وارد دوره مدرنیته شدیم اما انتخاب و گزینش ما از متون توسعه و مدرنیته بسیار متفاوت است. ما اول سراغ آزادی سیاسی رفتیم و ژاپنی ها سراغ سیستم و تشکل رفتند.

 

بنیان توسعه در نظام تولید یک کشور است و فونداسیون ساختمان توسعه، نظام اقتصادی است. در ۱۱۰ سال گذشته ایران یک هزار و ۵۰۰ میلیارد دلار نفت فروخته و ژاپن یکصد و ۷۰ هزار میلیارد دلار درآمد داشته است!

 

در فهم توسعه و اولویت‌بندی‌های توسعه در ۱۶۰ سال قبل دقیق نبودیم و اولویت خود را موضوعی تلقی کردیم که در مباحث توسعه، نتیجه توسعه تلقی می‌شود.

 

کشوری که تولید نکند و نتواند در بازار بین‌الملل سهمی برای اقتصاد خود بگیرد، نمی‌تواند دنبال آزادی سیاسی برود. ما ایرانی ها در هنر، فلسفه، پزشکی و … در بین ملت‌ها جایگاه بسیار بالایی داریم اما در این‌که حکمرانی یک امر تخصصی است، جایگاه خوبی نداریم.

 

حاکمیت هایی در یک قرن داشتیم که به تشکل جامعه اعتقادی نداشتند و فرهنگ تشکل در جامعه ما ضعیف بوده است. اگر بخواهیم در کشوری به سمت سالم‌سازی نظام اجتماعی حرکت کنیم، باید قدرت سیاسی از قدرت اقتصادی جدا شود.پیشرفت اقتصادی اصول دارد و در کشوری که حاکمیت مالک اقتصاد است، نباید منتظر توسعه باشیم.

 

حوزه تفکر باید حوزه آمار و ارقامِ درست باشد و با حدس و گمان نمی‌شود کار کرد؛ لذا یکی از دلایل عدم موفقیت در سیاست خارجی این است که تحلیل ما از وقایع جهان براساس آمار و ارقام نیست. شناخت نادقیق ما در سیاستگذاری‌ها بسیار اثر دارد و هرچه به سمت حدس و تصورات برویم، به همان درجه در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری مشکل خواهیم داشت و هرچه به سمت آمار، پژوهش و ارقام دقیق برویم، موفق خواهیم شد.

 


برای سالم‌سازی نظام اجتماعی، حاکمیت نه تنها نباید صاحب قدرت اقتصادی باشد، بلکه باید میانجی باشد، باید سیاست‌هایی طراحی کند که با همه مردم جامعه کار کند و نگاهی به تمام اقشار و جریان های اجتماعی داشته باشد. تمرکززدایی از مسوولیت‌ها، ایجاد توازن میان جریان ها و وجود رسانه های نقاد و مستقل در زمینه سالم سازی نظام اجتماعی نیاز است و بهترین روش مبارزه با فساد مالی در دنیا، آزادی رسانه‌هاست.

 

در ایران طی یک قرن اخیر جامعه بزرگ‌تر از دولت نشده و دولت و حاکمیت خیلی بزرگ‌تر از جامعه است و جامعه نقش کلیدی در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری ندارد. توسعه، تک شخصیتی است و افکار روشن و مشخص می‌خواهد و ما نیازمندیم فرهنگی ایجاد کنیم که افراد شخصیت خود را نشان بدهند و یک شخصیتی شدن شهروندان از ملزومات سالم‌سازی یک نظام اجتماعی است.

 

مهمترین مشکل سیاسی در توسعه ایران عدم گردش قدرت در ایران است .حدود ۴ هزار نفر داریم که ثابت هستند.

 

مهمترین مشکل فکری عدم توسعه ایران فقدان قرارداد اجتماعی است .هر هشت سال یک بار تعریف‌مان از عدالت، آزادی، بخش خصوصی و … را عوض می‌کنیم.

 

توسعه یافتگی نیاز به ارتباطات جهانی دارد و کار با شبکه جهانی موجب رشد می‌شود و نداشتن ارتباطات جهانی ضد توسعه است.

 

کشوری که تولید ثروت نکند، نمی‌تواند هویت خود را حفظ کند و ریشه تولید ثروت در بخش خصوصی هر کشور است و این تجربه جهانی است.

 

از مهمترین موانع آزادی در کشور، کنترل اقتصادی حاکمیت است و این‌که مردم از ترس معاش حرف نزنند.

 

دکتر محمود سریع القلم

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: شنبه 29 اردیبهشت 1397 ساعت: 13:58
می پسندم نمی پسندم

شادی را در هر شغلی که دارید بجویید

شادی را در هر شغلی که دارید بجویید

 

 

 شما بیشتر از آنچه فکر می‌کنید در آن شغلی که دوستش دارید، دارای قابلیت و پتانسیل پیشرفت هستید. بعضی‌ها هستند که استعدادهای خود را در زمینه‌هایی که دوستش دارند، دست‌کم می‌گیرند یا استانداردهای سختگیرانه و بیش از اندازه بالایی را در آن زمینه برای خود در نظر می‌گیرند.

 

 ناگفته پیداست یک فرد علاقه‌مند به نقاشی نباید اولین اثرش را با شاهکارهای نقاشی دنیا مقایسه کند و باید توجه داشته باشد که استاد شدن در نقاشی نیازمند زمان و تلاش زیادی است و در این مسیر الهام گرفتن و آموختن از استادان، ایده بهتر و مفیدتری نسبت به مقایسه بی‌هدف و کورکورانه خود با آنها و ایجاد احساس یأس و ناامیدی به خاطر فاصله‌ای که بین خود و آنها وجود دارد، است.

 

 اگر عاشق کاری که می‌کنید هستید، می‌توانید و باید از سفر پرماجرای پیشرفت و تعالی در کارتان لذت ببرید و از احساس کوچک بودن و عقب ماندن دوری بجویید. بعضی‌ها به من گفته‌اند که هویدا کردن گوهر درون چیز خوبی است اما صاحبان مشاغل سخت یا یک نظافتچی چطور می‌توانند به شغلشان علاقه داشته باشند؟

 

 من با گوشزد کردن این مساله که آنها درباره علایق افراد مختلف عجولانه و کورکورانه قضاوت می‌کنند، مثال‌هایی از افرادی با عشق و علاقه‌ای خاص برایشان می‌زنم. یکی از کسانی که برای امضای کتاب قبلی‌ام نزد من آمده بود به من گفت که مادرش به مدت ۲۰ سال، نظافتچی اداره بوده و به آن کار دلبستگی شدیدی داشته است چرا که لذتی که پس از مرتب کردن چیزها و پاکیزه شدن همه چیز احساس می‌کرده غیر قابل وصف بوده است و علاوه‌بر این او را از دغدغه‌ها و مسوولیت‌های خانه و خانواده آسوده می‌کرده و او برای چند ساعت، «خود خودش» بود.

 

 با این همه هستند بسیاری افرادی که از روی اجبار و برای گذراندن زندگی چنین مشاغلی را به‌عهده می‌گیرند که به هیچ عنوان علاقه‌ای به آن ندارند. توصیه من به چنین افرادی این است که در هر روز حداقل چند ساعتی را به کارهایی که عاشقش هستند و در آن استعداد دارند، اختصاص بدهند تا از زندگی‌شان لذت ببرند و برای انجام کارشان انرژی کافی داشته باشند.

 

 هویدا کردن گوهر درون، چیزی شبیه شهود ناگهانی است که برای عرفا رخ می‌دهد. چند سال پیش، مردی که حدود ۶۰ سال داشت، به من گفت که گوهر درونش را به صورت کاملا تصادفی و در یک لحظه شناسایی کرده است. او برای من تعریف کرد هنگامی که ۲۰ سال داشت و در حال تحصیل در رشته مهندسی بود، اتفاقی برایش افتاد که مسیر زندگی‌اش را دگرگون ساخت:

 

یک روز او با یکی از همکلاسی‌هایش که پدرش صاحب یک رستوران بود، قرار ملاقات گذاشت و محل ملاقات هم رستوران پدر دوستش بود. هنگامی که او برای احوال‌پرسی با پدر دوستش پا به آشپزخانه رستوران گذاشت که اولین تجربه حضورش در آشپزخانه یک رستوران بود، خود را در محیطی پر از آشپزها، دیگ‌های بزرگ در حال بخار، بوی غذاهای مختلف و... یافت و در همان لحظه بود که فهمید برای دایر کردن رستوران و آشپزی کردن در آن ساخته شده است.

 

از فردای آن روز او به کلاس‌های آموزش آشپزی و رستوران‌داری رفت و به مدت ۴۰ سال در این زمینه فعالیت کرد و چندین رستوران زنجیره‌ای را تاسیس کرد.

 

منبع: کتاب Finding Your Element

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 ساعت: 21:37
می پسندم نمی پسندم

حسابداری ذهنی!

حسابداری ذهنی!

 

 

در زوریخ از دور دیدم که یک مامور پلیس، یک برگه‌ جریمه را زیر برف‌پاک‌کن ماشینم گذاشت. بله، در جای ممنوع پارک کرده بودم. تمام جاپارک‌ها پر بودند، عجله داشتم و پیداکردن جاپارک قانونی در مرکز زوریخ دشوار.
برای یک لحظه می‌خواستم بروم و برایش توضیح بدهم. خودم را مقابل آن مامور تصور کردم. درحالی‌که نفس‌نفس می‌زنم و موهایم به‌هم ریخته، سعی می‌‌کنم که او را متقاعد کنم که وضعیتم را درک کند، اما بی‌خیالش شدم. سال‌ها کسب تجربه به من یاد داده که چنین کارهایی تنها باعث می‌شود احساس حماقت کنید، حقیر به نظر بیایید و آخر سر آرامش‌تان را هم از دست بدهید.

 

پیش‌تر برگه‌های جریمه‌ پارک ممنوع برآشفته‌ام می‌کردند، اما این روزها با لبخند آن‌ها را پرداخت‌شان می‌کنم. هزینه‌اش را از یک حساب بانکی می‌پردازم که برای کمک‌های مالی در نظر گرفته‌ام. هر ماه ۵۰ دلار برای کارهای خیر کنار می‌گذارم و جریمه‌هایم را هم از همان محل می‌پردازم.

 

در دنیای روان‌شناسی این ترفند ساده به‌عنوان حسابداری ذهنی شناخته می‌شود. من این را از ریچارد تیلر، یکی از بنیان‌گذاران اقتصاد رفتاری، وام گرفته‌ام. 

 

حسابداری ذهنی یکی از مغالطه‌های منطقی کلاسیک به‌شمار می‌آید. مردم بسته به آن‌که پول را از کجا به‌دست آورده‌اند با آن رفتار متفاوتی دارند. به‌همین خاطر است که روی مبلغی که در خیابان پیدا می‌کنید، در مقایسه با پولی که برایش زحمت کشیده‌اید، کمتر حساسیت دارید و سریع‌تر و سهل‌انگارانه‌تر خرجش می‌کنید.


مثال برگ جریمه‌ پارک‌ممنوع نشان می‌دهد که چه‌طور می‌توانید از این مغالطه‌ منطقی به سود خودتان استفاده کنید. درواقع شما به‌خاطر آرامش ذهنی‌تان عمدا خودتان را فریب می‌دهید.

 

فرض کنید کیف پولتان را در یک سفر به یک مکان گم کرده‌اید و دقایقی بعد آن را پیدا می‌کنید و می‌بینید که همه‌چیز سر جای خودش هست به‌جز پول‌ها. آیا به این اتفاق به چشم یک دزدی نگاه می‌کنید یا یک‌جور کمک مالی به کسی که احتمالا وضعیتش بسیار بدتر از شماست؟


هرچه‌قدر هم با ذهن‌تان کلنجار بروید نمی‌توانید این واقعیت که پولتان به سرقت رفته است را تغییر دهید، اما آن‌چه می‌توانید تغییر دهید، اهمیت اتفاقات پیش‌آمده و تعبیرتان از ماجراست.

 

داشتن یک زندگی خوب تا حد زیادی به تفسیر سازنده از وقایع بستگی دارد. من همیشه در ذهنم درصدی به قیمت‌های رستوران‌ها و فروشگاه‌ها اضافه می‌کنم. اگر یک لیوان نوشیدنی پنج‌هزار تومان برایم خرج داشته باشد، لازم است که برای هزینه‌کرد هفت هزار تومان برای آن، درآمد داشته باشم. این یک نمونه مفید از حسابداری ذهنی است تا بتوانم مخارجم را مدیریت کنم.

 

من ترجیح می‌دهم هزینه هتل و رستوران را از قبل پرداخت کنم. به‌این‌ترتیب روبه‌روشدن با صورت‌حساب در روز پایانی سفر، لذتم را خراب نمی‌کند. دنیل کانمن، برنده‌ نوبل، این اثر را قاعده‌ی اوج- پایان (Peak-end rule) می‌نامد. شما نقطه‌ اوج و پایان تعطیلات خود را به‌خاطر خواهید داشت. پس اول پرداخت کنید، بعدا استفاده کنید. این نوعی حسابداری ذهنی است که زهر پرداخت پول را می‌گیرد.

 

 هنر خوب‌زندگی‌کردن
 رولف دوبلی

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 ساعت: 21:32
می پسندم نمی پسندم

۸ استراتژی برای مقابله با همکاری که می‌خواهد وجهه شما را خراب کند

۸ استراتژی برای مقابله با همکاری که می‌خواهد وجهه شما را خراب کند

 

 

یکی از دوستان شکایت می‌کرد و می‌گفت: «ما دو نفر با موقعیت کاملا یکسان در دفتری مشغول به کار هستیم. بهانه‌ مدیر بخش برای عدم ارتقای شغلی ما دو نفر، این بود که فقط یک نفر می‌تواند ارتقا پیدا کند و در نتیجه در سال جاری چنین چیزی ممکن نیست، چون اگر یک نفر ارتقای شغلی پیدا کند، نفر دیگر ناراحت خواهد شد».

 

از همان زمان، آن کارمند دیگر شروع کرد به بی‌ارزش‌کردنِ من نزد مدیرمان. او از هر کاری که من انجام می‌دادم، ایراد می‌گرفت، درباره‌ ساعات اضافه‌کاری من دروغ می‌گفت، حتی از قول من نقل کرد که رئیس آدم احمقی است! من متوجه شدم مدیرمان هر چه او می‌گوید، باور می‌کند.
حالا این دوست مذکور چه باید بکند؟

 

در ادامه ، ۸ استراتژی برای مقابله با همکاری که می‌خواهد وجهه شما را خراب کند بیان می شود.

 

1 عمل کنید، عکس‌العمل نشان ندهید

به‌جای آنکه صرفا عکس‌العمل نشان دهید، دست به عمل بزنید. همین‌طوری ننشینید و منتظر بمانید که همکارتان دستورکار را تعیین نماید.

 

2 با رئیس‌تان به‌طور مستقیم صحبت کنید

از او بپرسید برای ارتقاگرفتن چه باید بکنید. بعد هم سکوت کنید و به آنچه می‌گوید گوش دهید. اگر با جملاتی شبیه به اینکه «نمی‌توانم هر دوی شما را ارتقا دهم» شروع می‌کرد، بگویید: «می‌فهمم. می‌خواهم بدانم برای بهبود شرایط خودم به چه مهارت‌هایی نیاز دارم و چه پروژه‌هایی را باید به انجام برسانم تا شایستگی پیشرفت را داشته باشم».

 

3 با رئیس به‌طور مرتب ملاقات کنید

این مورد بسیار مهم است، به‌ویژه برای ساخت روابط بین رئیس و مرئوس و جلوگیری از شایعات، حتی پیش از آنکه آغاز شوند. اگر فقط ۱۵ دقیقه، آن هم یک هفته درمیان وقت بگذارید، رئیس‌تان خواهد فهمید که شما چه می‌کنید و چه فکری در سر دارید.

 

4 با همکارتان روبرو شوید

منظورم راه انداختنِ دعوا نیست. منظورم این است که به‌طور مستقیم با او صحبت کنید و بگویید: «می‌دانم حرف‌هایی که در مورد من می‌زنی درست نیستند. دیگر این کار را نکن. من اهل تقلب نیستم. کارم را به‌خوبی انجام می‌دهم. اگر تلاشی برای خراب‌کردن من بکنی، همه چیز را مستند می‌کنم و گزارش می‌دهم».
با این کار شما هم کاملا مشخص کردید که در جریان زیرآب‌زنی‌های او هستید و اجازه نمی‌دهید قسر دربرود.

 

5 مثبت بمانید

بعد از آنکه درباره‌ رفتار نامناسب همکارتان با او صحبت کردید، می‌توانید حرف‌تان را با این جمله به پایان ببرید: «اینکه به‌خوبی در کنار هم کار کنیم، برای رسیدن به اهداف‌مان بسیار مهم است. من دوست دارم رابطه‌ خوبی با تو داشته باشم». بعد هم مثبت بمانید. ناله و شکایت نکنید و پشت سر او هم حرف نزنید.

 

6 همه چیز را مستند کنید

کار خود را مستند کنید. دروغ‌های او را مستند کنید. هر چیزی را که به آن شک دارید، بنویسید.

 

7 از خودتان دفاع کنید، بدون آنکه تدافعی باشید

این کار از آنچه فکر می‌کنید، دشوارتر است. وقتی همکارتان با این ادعا که شما فلان مشکل را به‌وجود آوردید، به رئیس‌تان شکایت می‌برد، بی‌خیال نشوید، اما شکایت هم نکنید. فقط در گفت‌وگوهای معمو‌ل‌تان از او بخواهید مشکلات را بیان کند. بعد هم طبق استراتژی قبلی، شما اسناد خودتان را از کاری که کرده‌اید، دارید و می‌توانید نشان دهید که تصورات او اشتباه است.

اگر در جلسه‌ای هستید و همکارتان حرفی می‌زند که حقیقت ندارد، فقط این پاسخ را بدهید: «راستش این درست نیست. من فلان کار را انجام دادم و ایشان بودند که بهمان کار را کردند».

 

8 بدانید که رئیس آدم ساده‌لوحی نیست

مدیران معمولا متوجه می‌شوند که کارمندی در تلاش است کارمند دیگر را تخریب کند. بنابراین حتی اگر دقت به خرج می‌دهید که نگذارید همکارتان زیرآب شما را بزند، درعین‌حال می‌توانید طوری رفتار کنید که انگار مدیرتان حقیقت را می‌داند. این شیوه لازم است، چون در غیر این‌صورت فقط خودتان سرخورده خواهید شد.

حالا اگر بخواهیم بدبینانه نگاه کنیم، عجیب نیست که هیچ‌یک از این دو همکار تا پایان سال ارتقای شغلی نیابند، اما دوست مذکور می‌تواند روی تقویت روابط خود با مدیر کار کرده، و مطمئن شود که او برای کارش ارزش قائل است و این او را در موضع بسیار قدرتمندتری نسبت به گذشته قرار خواهد داد.

 

منبع: businessinsider

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 ساعت: 21:28
می پسندم نمی پسندم

سندورم های سازمانی را بشناسید.

سندورم های سازمانی را بشناسید.

 

 

1- تروریسم سازمانی (Organizational Terrorism Syndrome)
در تعدادی از سازمان های سلسله مراتبی که افراد در سطوح سازمانی مختلف اشتغال دارند، این احتمال وجود دارد که کارکنان به خاطر حفظ موقعیت خویش و هم چنین آماده‌ سازی زمینه‌ی لازم برای ارتقای شغلی خود، افراد هم ردیف خود را نزد مدیر سازمان بد جلوه دهند، که به این عمل ترور شخصیت یا تروریسم سازمانی می‌گویند.

 

2- سندرم گروه اندیشی (Group Thinking Syndrome)
گروه اندیشی یک نحوه‌ ی تفکر است که در آن اعضاء گروه تحت فشار گروهی، آن چنان محو جو می شوند که از ارزیابی های واقع بینانه باز می‌ مانند و به یک راه حل که مورد نظر گروه است دل می بندند و آن را باور می کنند.
مهم‌ترین نشانه‌ها و عوارض ناشی از گروه اندیشی عبارت است از:
توهّم آسیب ناپذیری
گریز از نقد منطقی
یک سو نگری و تعصب گروهی
کلیشه گرایی و تفکر قالبی
اِعمال فشار بر اعضا
چشم پوشی مفرط از لغزش های گروه
اتفاق آراء و توافق جمعی بی منطق و
نادیده گرفتن اطلاعات مخالف.

 

3- سندرم آپولو (Apollo Syndrome)
این سندرم اشاره به حالتی دارد که در آن افراد با قابلیت‌ های بسیار بالا در جمع عملکرد ضعیفی دارند. در مبحث مدیریت منابع انسانی، موضوع Apollo Syndrome به فردی اشاره می کند که در رزومه خود، به طور اغراق آمیزی نتیجه و موفقیت تیم هایی که در آن حضور داشته را به خود نسبت می دهد و کارفرمایان پس از استخدام متوجه می شوند چه کلاه بزرگی سرشان رفته است!

 

4- سندرم استکهلم (Stockholm Syndrome)
در این سندرم کارکنان سازمان که سرخورده از بی عدالتی در سازمان خود می باشند، با به اصطلاح «آدم بدها» که می‌توان آنها را رقبای خونین سازمان دانست احساس همبستگی بیشتری می‌کنند و در جهت تامین منافع رقیب بر‌ می آیند.

 

5- سندرم تغییر مکرر (Repetitive Change Syndrome)
زمانی که سازمانها بیش از توان معقول کارکنان خود در پذیرش تغییر اقدام به بمباران تغییرات می‌کنند تقریبا هیچ یک از این تغییرات به ثمر نخواهد نشست و یا به صورت ناقص اجرا خواهد شد. فرسایش کارکنان نیز از پیامد های اینگونه تغییرات است. شرکت‌ هایی که از این سندرم رنج می‌برند، بیش از حد روی تغییرات داخلی تمرکز می‌کنند و از نیازهای مشتریان خود غفلت می‌کنند.

 

6- پارادوکس آبلین (Abeliene Paradox)
پارادوکس یا تناقض آبلین اشاره به مواقعی دارد که گروهی از افراد به صورت جمعی تصمیمی می‌ گیرند که بر خلاف تمایلات تمامی افراد گروه است! گاهی اعضا پیشنهادات و نظراتی را می دهند و بر سر آن توافق می‌ کنند که مد نظر هیچ یک نبوده است، و نتیجه بالطبع رضایت بخش نخواهد بود.

 

7- سندرم در اینجا اختراع نشده است (Not Invented Here Syndrome)
گاهی اوقات برخی تیم‌ ها از پذیرش تکنیک‌ ها و فناوری‌ هایی که خود ایجاد نکرده‌اند سر باز می‌ زنند. روانشناسان اعتقاد دارند که در این سندرم، کارکنان سازمان به دنبال مطرح شدن در سازمان بوده و تلاش دارند تا برای خود اعتبار شخصیتی کسب نمایند. دراین شرایط کارکنان آنقدر کوچک و حقیر می‌شوند که حتی از انجام بهترين روش‌ها و ایده‌ ها امتناع می‌ورزند. این سندرم موجب بسته ‌شدن فضای سازمان می‌ شود و روابط سازمان با نهادهای دیگر را دچار خدشه می‌کند.

 

8- سندرم غفلت جمعی (Pluralistic Ignorance Syndrome)
گاهی اوقات می بینیم که یک موقعیت اظطراری و یا ابهام آمیز در سازمان بوجود آمده، ولی موقتا دست نگه میداریم و طوری رفتار کنیم که گوئی اتفاقی نیفتاده است و به دور و بر خود نگاه می کنیم، ببینیم دیگران چه واکنشی نشان می‌ دهند. در چنین وضعی افراد دیگر نیز به همان دلایل طوری رفتار می‌کنند که گوئی اتفاقی نیفتاده است و به دور و بر خود نگاه می کنند که ببینند دیگران چه واکنشی نشان می‌ دهند. این نمونه‌ ای بارز از پدیده‌ ی غفلت جمعی است که در سازمانهای دور بر خود نیز کم و بیش شاهد آن هستیم.

 

9- سندرم سیب لک‌ دار (Bad Apple Syndrome)
می دانیم که اندازه ‌ی گروه، هدف گروه، اتکاء متقابل اعضاء گروه به یکدیگر و هویت گروه همگی عواملی هستند که بر چگونگی عملکرد جمعی گروه اثر می‌گذارند.
چنانچه عضوی از گروه این عوامل را خدشه دار و به آن آسیب برساند، این آسیب به کل گروه سرایت خواهد کرد. همچون سیبی که با نمایان شدن لکه خرابی بر آن، فساد و تخریب در آن گسترش یافته و سیب از بین خواهد رفت. فلذا به محض مشاهده‌ ی فساد می‌توان ابتدا اقدامات درمانی را صورت داد و در صورت تایید درمان ناپذیر بودن آن، باید عضو دچار شده را اخراج تا بیماری کل سازمان را فرا گیرد.

 

به نقل از اکادمی مدیریت منابع انسانی

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 ساعت: 21:23
می پسندم نمی پسندم

ليست صفحات

تعداد صفحات : 237
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران