صبا قبادی - برای بدست آوردن موفقیت در زندگی مجبوریم بیش از یک بار سعی و تلاش کنیم و پا پس نکشیم اگه یه نگاهی هم به زندگینامه افراد بزرگ تو سایت هایی مثل فرچون و دانشگاه کسب و کار بندازیم متوجه میشیم که راز مموفقیت اکثرشون تلاش متدوام و ثابت قدمی اون هاست - دوشنبه 08 دی 1404
علی - عالی بود - دوشنبه 08 دی 1404
پرده زبرا - پرده های خانه - دوشنبه 08 دی 1404
فن بیان - ممنون بابت اطلاع رسانیتون.
تندخوانی - بابت اطلاع رسانیتون ممنونم.
علم و فناوری - با سلام
علم و فناوری - باسلام
لوکس بلاگ - از اینکه وبلاگ خود را در لوکس بلاگ ایجاد کرده اید کمال تشکر را داریم.مطمئن باشید لوکس بلاگ قوی ترین سیستم ساخت وبلاگ در ایران است.لوکس بلاگ تمامی امکانات ویژه و استاندارد را در حد ایجاد یک وب سایت حرفه ای
مثل سیستم نظر سنجی.سیستم نظر دهی گرافیکی زیبا.سیستم امتیاز دهی 5 ستاره ای به
مطالب.سیستم عضو گیری و ... را
داراست.در اینجا سعی داریم معرفی و راهنمایی کمی در خصوص امکانات لوکس بلاگ داشته باشیم.فرض میکنیم شما تا به حال هیچ وبلاگی نداشته اید.ما شما را یاری میکنیم تا در چند قدم بتوانید یک وبلاگ استاندارد ایجاد کنید.اولین قدم:انتخاب یک قالب
برای وبلاگ است.قالب وبلاگ به معنای ظاهر و محیط وبلاگ شماست که بینندگان ان را میبینند.برای انتخاب قالب در لوکس بلاگ 3 روش موجود است.روش اول میتوانید از منوی سمت راست گزینه -انتخاب قالب- را بزنید از بین 90 قالب موجود یکی را انتخاب نمایید.روش دوم میتوانید از قالبهای اماده دیگر وب سایت ها استفاده نمایید.کافی است در گوگل به فارسی بنویسید قالب وبلاگ و اینتر کنید.لیستی از سایت هایی که قالب وبلاگ ارائه میکنند را مشاهده خواهید کرد.با زدن یکی از ان گزینه ها و انتخاب قالب از ان سایت ها میتوانید -کد قالب بلاگف- را دریافت نمایید.(لوکس بلاگ سازگاری کامل با قالب های بلاگفا دارد)پس نیازی نیست به دنبال قالب لوکس بلاگ باشید.هرکجا هر قالبی مربوط به بلاگفا نیز مشاهده کردید میتوانید در لوکس بلاگ هم استفاده نمایید.بعد از دریافت کد از سایت های ارائه قالب از منوی سمت راست گزینه -ویرایش قالب- را بزنید.صفحه ای باز خواهد شد پر از کدهای مختلف.کدهایی که مشاهده میکنید را به طور کامل پاک کنید و کد قالب جدید که از سایت های ارائه قالب گرفته اید را قرار دهید و ثبت تغییرات را بزنید.اینگونه میتوانید از هزاران قالب مختلف برای وبلاگ خود استفاده نمایید.چناچنه در صورت اشتباه وبلاگ شما به هم ریخت نگران نباشید.در لوکس بلاگ هیچ چیز خراب نمیشود.به راحتی میتوانید از منوی سمت راست -انتخاب قالب- را بزنید و یک قالب انتخاب نمایید.تنظیمات به قبل خواهد برگشت.
قدم بعد از انتخاب قالب
ارسال مطلب است.از منوی سمت راست گزینه ارسال مطلب را بزنید.در این صفحه شما محیطی مشاهده خواهید کرد که میتوانید در ان مطلب بنویسید.نام این محیط
-ویرایشگر- است.این محیط قابلیت های بسیار فراوانی دارد که خود شما باید در طول زمان ان را فراگیرید.مثل تغییر رنگ نوشته ها.تغییر اندازه و نوع نوشته ها.قرار دادن عکس و ...اما در اینجا فقط به نحوه
قرار دادن عکس میپردازیم.برای قرار دادن عکس دو حالت پیش رو داریم.1-شما عکسی در وبلاگ و یا سایت دیگری میبینید و دوست دارید ان عکس در وبلاگ شما نیز نمایش داده شود.در اینصورت روی عکس مورد نظر راست کلیک کرده
و -کپی- را زده.سپس به ویرایشگر خود امده و در ویرایشگر راست کلیک کنید و -پیست و یا چسباندن- را زده.اینگونه ان عکس به وبلاگ شما منتقل خواهد شد.2-ممکن است شما عکسی در کامپیوتر خود داشته باشید و دوست دارید ان را در وبلاگ خود به نمایش بگزارید.در اینصورت مراحل کمی طولانی تر است.در ویرایشگر علامت
را پیدا و کلیک کنید.صفحه ای باز خواهد شد.در این صفحه به دنبال کلیدی با عنوان -آپلود عکس و انتخاب عکس از سرور- بگردید و کلیک کنید.صفحه دیگری باز خواهد شد که در پایین صفحه قسمتی وجود دارد برای انتخاب فایل از کامپیوتر.فایل خود را انتخاب و دکمه آپلود را بزنید.نام عکس شما در بالای ان صفحه به صورت یک لینک نمایش داده میشود.روی نام عکس خود کلیک کنید.عکس شما به ویرایشگر منتقل خواهد شد.به همین راحتی.به همین خوشمزگی.
اکنون که عنوان مطلب و مطلب را نوشته اید میتوانید دکمه ارسال مطلب و انتشار مطلب را بزنید.کار تمام است.شما یک وبلاگ نویس شدید.از این به بعد اگر میخواهید حرفه ای تر باشید ادامه اموزش را دنبال کنید. بهتر است به گزینه های زیر ویرایشگر دقت کنید.اولین گزینه
-اضافه کردن ادامه مطلب- است.فرض کنید شما مطلبی بسیار طولانی در مورد چگونگی ساخت وبلاگ دارید.اگر بخواهدی همه مطلب را یکجا در صفحه اصلی وبلاگ خود نمایش دهید باعث سنگین شدن وبلاگ و شلوغی میشود.پس بهتر است چند سطر اول مطلب خود را در قسمت اول ویرایشگر نوشته و سپس روی
-اضافه کردن ادامه مطلب- کلیک کنید و در ویرایشگر جدید به وجود امده بقیه مطلب را بنویسید.اینگونه مطلب شما در وبلاگ در 2 قسمت نمایش داده خواهد شد.کسانی که علاقه مند به اموزش هستند با خواندن چند سطر اول در صفحه اصلی اگر مشتاق بودند با کلیک روی لینک ادامه مطلب در وبلاگتان میتوانند به ادامه مطلب دسترسی پیدا کنند و ادامه اموزش را بخوانند.در اینجا گزینه هایی مثل
موضوعات است. .همه دوستدار نظم وترتیب هستند.اگر وبلاگ شما در چند
زمینه مختلف مثل عکس و اس ام اس است بهتر از قسمت موضوعات استفاده کنید.برا
این منظور از منوی سمت راست گزینه موضوعات را کلیک کنید.در اینجا میتوانید یک موضوع
اصلی مثل عکس ایجاد کنید.سپس در صورت تمایل میتوانید برای موضوع عکس زیر موضوع هم
بسازید.زیر موضوع عکس میتواند -عکسهای طبیعت- و -عکسهای هنرمندان- و -عکسهای ورزشی-
باشد.سپس دوباره یک موضوع اصلی بسازید با عنوان اس ام اس.و دوباره میتوانید زیر
موضوع هایی نیز برای دسته بندی بیشتر ایجاد کنید.مثل -اس ام اس عاشقانه- و-اس ام اس
عارفانه- و ....بدین صورت شما منظم ترین وبلاگ را خواهید داشت.شما میتوانید اصلا از
زیر موضوع استفاده نکنید و فقط موضوعات اصلی معرفی کنید.در لوکس بلاگ همه چیز به
دلخواه شماست.ولی برای دسته بندی بیشتر زیر موضوع را اختراع کرده ایم.تا به اینجا
شما موضوعات وبلاگ خود را ساخته اید.اکنون میخواهید عکسهای ورزشی در وبلاگ خود
ارسال کنید.ارسال مطلب را زده.مطلب خود را نوشته.اکنونه در پایین ویرایشگر قسمت
موضوعات گزینه موضوع اصلی -عکس- و زیر موضوع -عکسهای ورزشی- را تیک بزنید.اینگونه
وبلاگ شما میفهمد این مطلب مربوط به کدام موضوع است.مطلب را ارسال کنید.اکنون اگر
بیننده ای وارد وبلاگ شما شود و فقط به عکسهای ورزشی علاقه مند باشد با کلیک روی
موضوع عکسهای ورزشی وبلاگ شما تمامی مطالب عکسهای ورزشی را خواهد دید.
کلمات کلیدی یکی از مفید ترین امکانات برای بینندگان و مخصوصا موتور های
جستجو گر است.سعی کنید هنگام ارسال مطلب حتما کلمات کلیدی مفید معرفی کنید.اگر مطلب
شما راجع به دانلود نرم افزار انتی ویروس است در کلمات کلیدی بنویسید دانلود.انتی
ویروس.نرم افزار رایگان. اینگون مطلب شما دارای کلمات کلیدی مناسب مربوط به همین
مطلب است.
عضو گیری در وبلاگ یکی از امکانات مهم و ویژه لوکس بلاگ است.لوکس بلاگ
محیطی فراهم کرده است که بینندگان شما میتوانند در وبلاگ شما عضو شوند.شما اینگونه
میتوانید بیننده های ثابتی برای وبلاگ خود فراهم کنید.با عضویت افراد در وبلاگ شما
ایمیل انها در خبرنامه نیز ثبت میشود.سپس شما میتوانید بعد از اپدیت وبلاگ با ارسال
خبرنامه اعضا را به دیدن وبلاگ تشویق کنید.مزیت بعدی مشارکت اعضا در ارسال مطلب
برای وبلاگ شماست.اعضا از طریق کنترل پنل های خود قادر هستند برای وبلاگ شما مطلب
ارسال کنند.اینگونه شما یک وبلاگ دارید با هزاران نویسنده.میتوانید اعضا را تشویق
به ارسال مطلب کنید تا مسئولیت ارسال مطلب فقط به دوش شما نباشد.
هنگام ارسال مطلب
در زیر ویرایش گر میتوانید گزینه ای با عنوان-دسترسی به مطلب فقط مخصوص اعض-را
مشاهده کنید.با تیک کردن این گزینه بینندگان با زدن ادامه مطلب نمیتوانند ادامه
مطلب شما را مشاهده کنند و با پیام این مطلب مخصوص اعضاست مواجه میشوند.و در زیر ان
مکانی برای ثبت نام است.اگر افراد ثبت نام کنند میتوانند ادامه مطلب را مشاهده
کنند.اینگونه شما سیستم عضو گیری را فعال و مورد استفاده قرار داده اید.
توجه داشته باشید دنیای وبلاگ نویسی و ایجاد سایت بسیار وسیع میباشد.شما در طول
زمان با مهارت های بیشتری اشنا خواهید شد.برای این امر زیاد عجول نباشید.لوکس بلاگ
راحت ترین سیستم برای فراگیری مهارت های وبلاگ نویسی است.در هر قسمت از لوکس بلاگ متن
های راهنمایی اورده شده.با دقت به این راهنما ها میتوانید با این مهارت ها اشنا
شوید.پس حتما راهنما ها را بخوانید و تمرین کنید و در نهایت اگر مشکلی داشتید انرا
با فرم های مخصوص با ما در میان بگذارید.اوقات خوشی را در لوکس بلاگ برای شما
ارزومندیم.
مایلینو - با تشکر از سایت خوبتون و مطاب خوبی که قرار میدید.لطفا با دنده سنگین حرکت کنید!
معمولا اخطار با دنده سنگین را در0 سراشیبیها میبینیم. سراشیبیها در زندگی امروزی کم نیست. وقتی فرصتی بیش از ظرفیت و توانمندی خود در اختیار داریم، تقریبا هر جا که یک مانع متعارف برداشته میشود، یک سراشیبی پیش روی ما ظاهر میشود.
موارد زیر تنها نمونههایی از سراشیبیهای ممکن در مسیر کار و زندگی هستند:
وقتی مدیر من به علت اعتمادی که به من دارد، دستم را باز میگذارد تا خودم، حیطه وظایف و مسئولیتهایم را تعیین کنم.
وقتی یک ابزار اطلاعرسانی رایگان مثل کانال تلگرام در اختیارم قرار میگیرد و میتوانم با مخاطبان خود در مورد هر چیزی که به ذهنم میرسد صحبت کنم.
وقتی وبلاگ دارم و فکر میکنم میتوانم هر موضوعی را تحلیل کنم.
وقتی میتوانم پای سایت یا اکانت شبکه اجتماعی هر فردی – مستقل از جایگاه او نسبت به من – در مورد او و رفتار و زندگی و تصمیمهایش اظهار نظر کنم.
وقتی میتوانم در حوزههایی که تخصص ندارم فعالیت کنم.
وقتی میتوانم بهخاطر رابطهای که دارم، تقریبا هر مبلغی که دلم میخواهد وام بگیرم و به شرکت تزریق کنم.
وقتی میبینم مشتریهای بسیاری برای محصول و خدماتم وجود دارد و میتوانم آنها را بهسرعت جذب کنم (بدون اینکه زیرساختهای درونسازمانی را برای آن حجم از مشتری فراهم کرده باشم).
وقتی فرصت همکلامی و همنشینی و دوستی با فرد یا افرادی را پیدا میکنم که در حالت عادی، از طبقه اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی من، فاصله قابل توجهی دارند و ممکن بود فرصت همراهشدن با آنها هرگز برای من پیش نیاید.
وقتی دیگری در مسیری که حرکت میکرده، زمین خورده و فرصت مناسبی است تا من هم – که قبلا همقد او نبودم – در حال عبور لگدی هم به او بزنم یا از روی او عبور کنم.
وقتی این اختیار به من داده میشود که براساس قضاوت شخصی خود، در مورد جذب و استخدام چند عضو جدید برای شرکت تصمیم بگیرم و انتظار هم نمیرود که در مورد تصمیمهایم پاسخگو باشم.
وقتی دوستی مرا در جایی معرفی میکند و رابطه تازهای برایم میسازد و دیگران به اعتبار معرفی او، به من اعتماد میکنند.
وقتی کسب و کارم بهسرعت رشد میکند و چشمها به سویم دوخته میشود تا در مورد کسب و کار و هر چیز دیگری خارج از فضای کسب و کار، اظهار نظر کنم.
وقتی کسی اجازه میدهد یک گام به حریم خصوصی او نزدیکتر شوم یا اصلا گام در حریم خصوصی او بگذارم.
وقتی یک همکار یا دوست در یک جلسه، کمی کنار میکشد تا کمرنگتر شود و من بهتر دیده شوم.
به این فهرست بالا، میتوان دهها و صدها مورد دیگر اضافه کرد.
من و احتمالا شما تجربههای فراوانی داریم که در چنین شرایطی قرار گرفتهایم و گاهی فراموش کردهایم با دنده سنگین حرکت کنیم.
محیط و شرایط محیطی، منابع و فرصتها، اقبال عمومی به ما، همگی کمک کردهاند سریعتر از آنچه باید حرکت کنیم و بیشتر از آنچه مناسب است، شتاب بگیریم.
فکر میکنم بسیاری از ما، هزینههای این بیدقتی را هم پرداخت کردهایم و شاید هماکنون در حال پرداخت آن باشیم.
محمدرضا شعبانعلی
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید
چرا مدیران از واگذاری وظایف اجتناب میکنند؟
همه ما، حتی اگر حرفهای باشیم، گاهی به کمک دیگران نیاز داریم. درخواست کمک از دیگران کسر شأن نیست. فقط کافی است غرور خود را کنار بگذاریم و به استعدادهایی که دیگران دارند و ما نداریم، احترام بگذاریم. تنها در صورتی میتوانید خودتان و اعضای تیمتان را به سمت پیشرفت هدایت کنید که از دانش و مهارتهای تک تک آنها استفاده کرده باشید.
اگر شما همه کارها را به تنهایی بر عهده بگیرید، هر چقدر هم که تلاش کنید، میزان محدودی از کارها را انجام خواهید داد. به هر حال، شما انسان هستید و در طول روز، مدت زمان معینی را میتوانید کار کنید.
وقتی در کار خود مهارت دارید، دیگران از شما انتظار دارند که بیشتر با آنها همکاری کنید و این باعث میشود فشار کار و مشغله شما بیشتر شود و ناتوانی در انجام کوهی از درخواستها، موجب احساس اضطراب و نارضایتی در شما میشود و در نتیجه، دیگران از شما مایوس خواهند شد.
اما اگر یک فرصت کاری فوقالعاده به شما پیشنهاد شد (مثل یک پروژه)، میتوانید با شکستن این محدودیتها، موفقیت خود را تضمین کنید. یکی از بهترین راهها برای شکستن محدودیتها این است که انجام بخشی از کارها را به دیگران واگذار کنید. اگر در واگذاری وظایف مهارت داشته باشید، میتوانید در کمترین زمان، یک تیم موفق و قدرتمند تشکیل دهید.
برای آنکه واگذاری را یاد بگیریم، ابتدا باید به این سوال پاسخ دهیم که «چرا افراد از واگذاری وظایف فراریاند؟»
افراد از واگذاری وظایف دوری میکنند چون این کار زحمت دارد.
فرض کنید که میخواهید برای تبلیغ خدماتی که ایدهاش را خودتان داده بودید، بروشوری طراحی کنید. از آنجا که این ایده برای شماست و از کم و کیف آن خبر دارید، احتمالا ترجیح میدهید همه کارها را خودتان به تنهایی انجام دهید و میگویید: «این طور راحتترم.» اما بلافاصله این سوال پیش میآید که «آیا این بهترین راه برای استفاده بهینه از زمان است؟»
شاید انجام کارها به تنهایی، در ظاهر آسان به نظر برسد چون مجبور نیستید استراتژی خود را برای دیگران توضیح دهید. اما به این دو دلیل، بهتر است وظایف را تقسیم کنید:
اولا، از آنجا که شما مسوولیت هدایت پروژه را بر عهده دارید، اگر وظایف را تقسیم کنید، میتوانید مهارتهای خود را در جهت توسعه استراتژی به کار ببرید. اما اگر تمام مسوولیت را خودتان به تنهایی به دوش بکشید، نمیتوانید از زمان خود بهطور بهینه استفاده کنید.
ثانیا، وقتی دیگران را در انجام پروژه مشارکت میدهید، در واقع به رشد مهارتها و توانمندیهایشان کمک کردهاید. در نتیجه، اگر بعدها پروژه مشابهی پیش بیاید، میتوانید با اطمینان خاطر، آن را به اعضای تیمتان محول کنید، بدون اینکه مجبور باشید دائما در کارها دخالت کنید.
با واگذاری وظایف، میتوانید زمان و مهارتهایتان را گسترش دهید. از سوی دیگر، تقسیم وظایف به رشد و پیشرفت کارکنان کمک میکند تا از همه پتانسیلهای خود در سازمان استفاده کنند.
منبع: EmployeeConnect
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید
چگونه به رئیس خود کمک کنید تا مدیریت ذره بینی بر شما را کنار بگذارد؟
طبق گزارشی 80 درصد از کارمندان آمریکا معتقدند فرصت انجام کاری که در آن بهترین هستند را در محل کار ندارند. متاسفانه یکی از دلایل رایج آن اینست که رئیس آنها بسیار مشغول انجام این کار برای آنهاست.
رهبرانی که مدیریت ذره بینی داشته و پایین تر از سطح خود نقش ایفا می کنند باعث احساس محدودیت کارکنان و رضایت شغلی کمتر آنها می شوند و کارکنان مجبور می شوند تا در سطحی کمتر از نقش محوله کار کنند.
اگر شما هم احساس می کنید که رئیستان بیش از خودتان درگیر کار شماست، قطعاً تنها نیستید. توضیحات مختلفی می تواند برای مدیریت ذره بینی رئیستان وجود داشته باشد. در اینجا به پنج موردی اشاره می شود که می توانید از طریق آنها به رئیستان کمک کنید تا شما را در انجام کارهایتان راحت بگذارد.
آگاهی را با روشن کردن انتظارات آزمایش کنید
از رئیس خود بخواهید کمکی را که از شما انتظار دارد با شما در میان بگذارد و از او راجع به حیطۀ نقش خود سؤال کنید.
اگر پاسخ های او با دیدگاه شما در یک راستا بود، متوجه می شوید که از درگیری بیش از حد خود در کار شما آگاه نیست. اما اگر پاسخ هایش به نوعی سطح درگیری او را توجیه می کرد، آنگاه مکالمه ای که باید آغاز کنید باید راجع به انتظارات نامنطبق راجع به کار واقعی شما باشد.
بگذارید بداند که این میزان دخالت او چه احساسی به شما می دهد. راجع به مثال های خاصی صحبت کنید که به نظرتان در آن زمینه ها بیش از حد خود را درگیر کار شما کرده است و چرا احساس می کردید که انجام آن کار وظیفۀ شما بوده است.
اگر راجع به حیطۀ نقشتان دارای توافق نبودید، احساستان را از اینکه چرا تعریف محدودتر او از نقشتان به شما اجازۀ رشد نداده و رضایت کاملتان را فراهم نمی آورد، با او در میان بگذارید.
بپرسید که آیا از عملکردتان راضی نیست؟
دخالت بیش از حد رئیستان در کار شما می تواند نوعی بازخورد پنهان باشد. بپرسید که آیا از منظر او در شیوۀ انجام کارتان نقصی وجود دارد؟
از دیگر سو، اگر رئیستان علناً می گوید که از عملکرد شما ناراضی است، می توانید راجع به آن صحبت کنید. بگذارید بداند که می خواهید کار را به بهترین نحو انجام دهید و از اینکه او تنها راه انجام کار را در این می بیند که خودش آن را انجام دهد، معذب هستید. از رئیستان بخواهید تا هرگاه کار شما انتظارات او را برآورده نمی سازد، به شما بازخورد داده و راهنمایی تان کند نه اینکه مداخله کرده و خودش آن را انجام دهد.
به عواقب ناخواسته اشاره کنید
دخالت های نابجای رئیس شما می تواند عواقبی بیش از آنچه وی تصور می کند داشته باشد و باعث بدجلوه کردن هردوی شما بشود.
مداخلۀ بیش از حد رئیستان در شغل شما نشان می دهد که او به جای کار خود باید کار شما را انجام دهد و باعث می شود اینگونه به نظر برسد که گویی به شما اعتماد ندارد. گرچه ممکن است نیت او خیر باشد، ولی عواقب ناخواستۀ این کار بسیار بیشتر از «کمکی» است که ارائه می کند.
به کمک هم راه حلهای جایگزین بیابید
به رئیستان کمک کنید تا به درک روشنی از هدف اصلی مشارکت خود دست یابد.
ممکن است از کار شما بیش از کار خود لذت ببرد، خصوصاً اگر کار قبلی او بوده باشد؛ یا ممکن است فکر کند که این کار را بهتر از شما انجام می دهد. به همین دلیل ممکن است بترسد که کار شما باعث بد جلوه کردن او شود. ممکن است بخواهد احساس کند که به عنوان یک رئیس مورد نیاز هست، به همین خاطر مداخله کردن را به عنوان شیوه ای برای احساس مفید بودن برای زیردستانش می بیند.
هریک از این نیازها بنیانی درست دارند، اما حد متناسبی از دخالت برای مدیران وجود دارد. به عنوان مثال آنها می توانند پیشنهادهایی جهت تقویت نتایج ارائه دهند. با مذاکره کردن با مدیرتان سطح مشخصی از دخالت را پیدا کنید که منطقی بوده، برای طرفین رضایت بخش باشد و نیازهای هر دو طرف را مورد توجه قرار دهد.
منتظر نمانید
جمع شدن رنجش و خشم سمی در درونتان می تواند بسیار خطرناک باشد. هرچه بیشتر صبر کنید، احتمال اینکه انگیزه هایی را به رئیستان نسبت بدهید و دلایلی را برای توضیح رفتار او بتراشید بیشتر می شود.
ممکن است به درجه ای از خشم برسید که به دفتر رئیستان بروید و بر سر او فریاد بزنید: "چرا من را اینجا نگه داشته ای؟ اگر می خواهی خودت این پست لعنتی را داشته باشی، خوب داشته باش! ولی من را با آن «پیشنهادات» انفعالی که همه می دانند برای تصحیح کار من هست، تحقیر نکن." !
منبع: Forbes
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید
بازخورد هفتگی؛ موثرترین راهکار برای ارتقای عملکرد تیم
هاروارد بیزینس ریویو در شماره آوریل ۲۰۱۵ در مقالهای با نام «بازآفرینی مدیریت عملکرد» به تجربه نوین شرکت خدمات دیلویت (Deloitte) (مستقر در نیویورک با عمر ۱۷۰ ساله و درآمد سالیانه بیش از ۳۴ میلیارد دلار و بیش از ۲۱۰ هزار کارمند) پرداخته است.
تیمهایی در سازمان دارای بهترین عملکرد هستند که رهبران آنها، با هر یک از اعضای تیم به صورت «حداقل هفتگی» نشستهای کوتاه بررسی (Check-in) برگزار کنند.
رهبران این تیمها در این ارتباطات؛ فعالیتهای زیر را انجام میدهند:
شفاف کردن انتظاراتی که از فرد طی هفته آتی دارند.
تعیین و یا اصلاح اولویتهای کاری
بازخورد دادن در مورد فعالیتهای هفتهی گذشته کارمند
انتقال اطلاعات جدید و مفید در مورد پروژه به فرد
هدایت و مربیگری دلسوزانه و نشان دادن راههای پیشرفت و بهبود عملکرد به فرد.
مسئولان این شرکت تمامی رهبران تیمها را «موظف» به برگزاری «حداقل یک نشستکوتاه» (Check-in) با «هر عضو« تیم خود در «هر هفته» کردهاند و معتقدند در غیر این صورت، ممکن است «اولویت کارها فراموش شود و به جای اینکه مکالمهی رهبر و عضو تیم معطوف به آیندهی نزدیک گردد، به بحث در مورد چرایی عملکرد درگذشته توجه شود.
علاوه بر این طبق بررسی کارشناسان این شرکت، هر اندازه که بسامد این نشستهای کوتاه بیشتر باشد، احتمال دلبسته شدن/ماندن فرد به سازمان افزایش خواهد یافت.
در پایان این جمله نیز درسآموز است؛ جملهای که به نظر میرسد در پاسخ به اعتراض یا دلخوری برخی از رهبران تیمها (مبنی بر اینکه ما برای انجام فعالیتهای معمول خود نیز وقت نداریم، چرا کار دیگری برای ما میتراشید؟!) عنوان شده باشد:
برای [سازمان] ما؛ این نشستهای بررسی و بازخورد، کاری اضافه بر کارهای رهبر تیم نیست؛ بلکه کار رهبر تیم، همین است!
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید
استفاده از اینترنت در محل کار:
خوب یا بد؟
در نظرسنجی آنلاین جدیدی که از سوی مرکز تحقیقات Pew صورت گرفته، بیشتر پاسخ دهندگان ادعا کرده اند که اینترنت، ایمیل و تکنولوژی های مربوطه آنان را تبدیل به کارمندانی کاراتر نموده است. در حالی که فقط 7 درصد از شرکت کنندگان در این نظرسنجی عکس این مطلب را ادعا کرده اند.
نتایج نظرسنجی مذکور کاملا قابل پیش بینی بودند ولی این تحقیق حداقل نکات ظریفی را نیز برایمان آشکار می سازد.
تنها 4 درصد از شرکت کنندگان رای به "بسیار مهم" بودن دسترسی شان به شبکه های اجتماعی مانند فیسبوک، توئیتر و لینکدین داده بودند و در مقابل، 61 درصد متقاعد بودند که وجود ایمیل برایشان حیاتیست.
همین نکته به فیسبوک تلنگری وارد کرده تا نسخه ای تازه صرفا برای استفاده در محل کار را گسترش دهد. از طرفی لینکدین نیز در حال فرستادن ایمیل های بیشمار است تا شما را به سایتش بکشاند، حتی زمانی که دنبال پیدا کردن کار جدیدی نیستید و باید در این رویه تغییر ایجاد شود.
آقای Lee Rainie، مدیر تحقیقات اینترنت، دانش و تکنولوژی در مرکز تحقیقات Pew می افزاید: "ایمیل، کارایی خود را در محل کار به عنوان یک ابزار ضروری، روز به روز بیشتر به اثبات رسانده است."
با وجود اینکه صحبت در خصوص عادت کردن بیش از حد افراد به تلفن همراهشان بسیار است، بیش از یک سوم از پاسخ دهندگان به نظرسنجی فوق به این مطلب اشاره داشته اند که وجود یک خط تلفن ثابت برایشان ضرروی بوده و تنها یک چهارم نظرشان را در مورد مهم بودن تلفن همراه ثبت کرده بودند.
در همه پرسی موسسه Pew که به صورت آنلاین و سراسری برگزار شد، 535 آمریکایی بزرگسال که شاغل تمام وقت یا نیمه وقت بودند شرکت کرده و درصد خطای نتایج این نظرسنجی، بالاتر یا پایین تر از پنج درصد اعلام شده است.
شرکت کنندگان گفتند که دسترسی به اینترنت، آنان را در محل کارشان فعال تر و انعطاف پذیر تر نموده ولی 35 نیز درصد ابراز داشتند به خاطر وجود اینترنت، ساعات بیشتری در حال کار هستند. کارکنانی که در محیط اداری مشغول به کارند، مزایای بیشتری را گزارش داده و از طرفی ذکر کرده اند که به دلیل وجود اینترنت و تکنولوژی های پیشرفته، انتظارات بیشتری نیز از آنان می رود. بیشترین مزیت اینترنت هم ایجاد ارتباط گسترده تر با افرادی که خارج از محل کار افراد هستند عنوان شده است.
در مقایسه با نظرسنجی مشابهی که از سوی این مرکز تحقیقات در سال 2014 انجام گرفته بود، درحال حاضر دسترسی بیشتری به اینترنت در محل کار وجود دارد، اما کارفرمایان نیز قوانین بیشتری به منظور استفاده ی کاربردی یا محدودشده کارمندانشان از اینترنت وضع کرده اند.
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید
چگونه به سوالات مصاحبه رفتاری پاسخ دهیم؟
در دهه ۱۹۸۰، رویکردی وارد حوزه منابع انسانی شد که فکر میکردیم یک مد زودگذر است اما پس از سالها، هنوز هم در بعضی شرکتها طرفدارانی دارد. رویکردی به نام «مصاحبه رفتاری».
در مصاحبه رفتاری، مسئول مصاحبه از متقاضی کار سوالاتی میپرسد که با این عبارت آغاز میشوند: «از زمانی بگو که توانستی...» متقاضی کار نیز در جواب این سوال، داستانش را روایت میکند که در گذشته چگونه توانسته یک موقعیت بحرانی را مدیریت کند (مثلا برخورد با یک مشتری عصبانی).
مصاحبه رفتاری یکی از بدترین روشها برای جذب نیرو است. یک راه سادهتر و موثرتر این است که از او بخواهید خودش را در شرایط واقعی سازمان شما تجسم کند و در برابر مشکلات واقعی واکنش نشان دهد.
اما اگر بهعنوان متقاضی کار در جلسه مصاحبه با سوالاتی از این دست مواجه شدید، نمیتوانید بگویید «من به این سوال پاسخ نمیدهم چون مصاحبه رفتاری یک روش منسوخ و از کار افتاده است.»
اگر شغل مربوطه را میخواهید، چارهای ندارید جز اینکه به سوالات مصاحبه پاسخ دهید.
اما چطور خودمان را برای این سوالات آماده کنیم؟
در پاسخ به سوال «از زمانی بگو که توانستی...»، یک داستان تعریف کنید. این داستان باید شامل سه بخش باشد: چه مشکلی پیش آمده بود که مجبور شدی وارد عمل شوی، چه راه حلی بهکار بردی و چرا راه حل خوبی بود؟
رایجترین سوالاتی که با عبارت «از زمانی بگو...» آغاز میشوند، از این قرارند:
از زمانی بگو که...
▪️از اشتباهت درس گرفتی.
▪️مجبور بودی کارها را بدون راهنمایی مدیرت پیش ببری.
▪️ناچار شدی در میانه یک پروژه تغییر مسیر دهی.
▪️مجبور بودی با یک شخص بدقلق کنار بیایی.
▪️نحوه انجام یک کار را به شخصی یاد دادی.
▪️محل کارت را از خطر نجات دادی.
▪️مدیریت یک پروژه را بر عهده داشتی.
▪️یاد گرفتی چگونه کاری را انجام دهی.
میتوانید این سوالات را اینگونه پاسخ دهید:
مسوول مصاحبه: از زمانی بگویید که از یک اشتباه درس گرفتید.
- حتما! یک روز مدیرم به خارج از شهر رفته بود که از واحد پشتیبانی گزارش کردند یک مشتری عصبانی با آنها تماس گرفته که سفارشهایش را به موقع دریافت نکرده بود.
من مسئول رسیدگی به سفارشهای ارسال نشده بودم، بنابراین با موسسه باربری تماس گرفتم تا محموله گمشده را جستوجو کنند و معلوم شد که محموله در میانه مسیر، به مقصد دیگری فرستاده شده است.
از نمایندگان فروشمان در محل اقامت آن مشتری خواستم نمونههای شکلات خود را به او ارسال کنند تا ۸۰ درصد سفارش مشتری جبران شود. سپس از پست سفارشی خواستم که مابقی شکلاتها را به مشتری برساند.
تنها اشتباهم این بود که سفارش اصلی را کنسل نکردم و محموله اصلی هم به او تحویل داده شد و او به یکباره با کوهی از شکلات مواجه شد که تاریخ انقضا داشتند و ممکن بود فاسد شوند.
یکی از نمایندگان فروش را به مغازه او فرستادم تا شکلاتهای اضافی را تحویل بگیرد. از آن روز یاد گرفتم که راه حل سریع مهم است اما نتیجه نیز به همان اندازه حائز اهمیت است.
مسوول مصاحبه: از زمانی بگویید که مجبور بودید با یک فرد بدقلق کنار بیایید.
- وقتی در مدرسه بودم، در کتابفروشی مدرسه کار میکردم. یکی از همکارانم خیلی بدقلق بود. همیشه طوری به ما دستور میداد که انگار رئیسمان است. جالب اینجاست که همیشه اشتباه میکرد و به مشتری قیمتهای اشتباه میداد. وقتی مشتری از دست او ناراحت میشد، او صندوق را ترک میکرد و میگفت: «من نمیتوانم از پسش بر بیایم» و بعد یکی از ما مجبور میشدیم اوضاع را آرام کنیم.
الان به آن روزها میخندم چون کار کردن در کنار او به من یاد داد که چگونه سرعت عمل داشته باشم و حواسم به کار بقیه باشد که اگر دردسری درست کردند، وارد عمل شوم.
وقتی فارغالتحصیل شدم، او هنوز در آن کتابفروشی کار میکرد و خدا میداند، شاید هنوز هم آنجاست!
خواه با چنین سوالاتی مواجه شوید، خواه نشوید، بهتر است همیشه داستانی برای روایت کردن داشته باشید.
نویسنده: Liz Ryan
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید
به شکار استعدادهای افرادتان بروید
هرکسی دارای استعدادهای متعددی است و الگوهای مختلف تفکر، احساسات و رفتارها را در اختیار دارد که میتوان از آنها به شکل مولدی استفاده کرد. تحقیقات نشان داده که هر فردی میتواند حداقل یک کار را بهتر از ۱۰ هزار نفر دیگر انجام دهد.
بنابراین اگر مدیری بخواهد استعدادهای افرادش را به عملکرد تبدیل کند باید هر فرد را در همان شغلی بکار گیرد که بهطور طبیعی برای آن ساخته شده و با آن پیوند احساسی و فکری دارد.
چنین روشی در همه جا جواب میدهد چه در ورزش، چه در هنرهای تجسمی و کسب و کار و حتی سینما.
نمونه مشهور این به کارگیری درست در سینما به فیلم مشهور بوچ کسیدی مربوط میشود، جایی که کارگردان ابتدا تصمیم داشت پل نیومن را در نقش ساندانس و رابرت رد فورد را در نقش بوچ به بازی بگیرد؛ اما پس از ضبط چند سکانس از فیلم کاملا مشخص شد که هر کدام از این دو بازیگر بزرگ توانایی ایفای نقشهای محوله را ندارند و بهتر است که نقش آنها با هم عوض شود و نتیجه آن شد که این فیلم به یکی از فیلمهای ماندگار تاریخ سینما تبدیل شود.
اما در دنیای کسب و کار این نقشدهی باید با دقت و حساسیت بیشتری صورت پذیرد، چرا که اولا باید به درستی مشخص کرد که درون افراد چه چیزی وجود دارد و صرف نگاه کردن به ویژگیهای فیزیکی افراد کافی نیست و ثانیا اغلب مدیران تحت تاثیر کیفیتهایی مانند دانش و مهارتهای افراد قرار میگیرند و در نتیجه از توجه کافی به استعدادهای آنها غفلت میکنند.
به همین دلیل هم هست که افرادی که دارای تحصیلات بالا در زمینه بازاریابی هستند، اولین گزینه برای تصدی پست بازاریابی در شرکتها در نظر گرفته میشوند و افراد دارای مدرک حسابداری برای فعالیت در بخش حسابداری کاندیدا میشوند.
هر چند ایرادی در به کارگیری افراد در بخشهای مختلف بر اساس دانش و مهارتهایشان وجود ندارد اما نکته اساسی در کماهمیت جلوه دادن عامل استعدادهای هر فرد نهفته است. بهطوری که اگر بعنوان فاکتوری در صدر فهرست عوامل تعیینکننده در انتخاب فرد در شغل قرار نگیرد، ریسک شکلگیری و ارائه عملکرد متوسط یا ضعیف به شدت افزایش خواهد یافت.
کشف استعدادهای درونی افراد از جمله رازهای نانوشته برای موفقیت مدیران بزرگ محسوب میشود. مدیران بزرگ پس از شناسایی استعدادهای درونی افرادشان آنها را در مناسبترین قسمت به کار میگیرند.
بعنوان مثال، یک مدیر فروش موفق، فروشندهای که دارای روحیه تهاجمی و با اعتماد به نفس بالاست را در منطقهای به کار میگیرد که به تحولی بزرگ و جلب توجه اساسی مشتریان بالقوه و بالفعل نیاز دارد، در حالی که همین مدیر برای منطقهای که ساکنان آن افرادی نکتهسنج و حساس هستند، فروشندهای صبور و اهل مدارا و برقراری رابطهای نزدیک و محترمانه را کاندیدا میکند.
منبع: گالوپ
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید
آیا در آینده به اندازه کافی کار وجود خواهد داشت؟
امروزه، این نگرانی مطرح میشود که با توجه به رشد اتوماسیون آیا مشاغل کافی برای نیروی کار آینده وجود خواهد داشت یا نه.
تاریخ ثابت کرده که چنین نگرانیهایی بیاساس است:
بازارهای کار در طول زمان خودشان را با تغییرات ناشی از ویرانگریهایی که تکنولوژی ایجاد میکند، تطبیق میدهند؛ حتی اگر دستمزدها برای مدتی تحت تاثیر قرار بگیرد و کاهش یابد.
اگر تاریخ راهنمای ما باشد، میتوانیم انتظار داشته باشیم که ۸ تا ۹ درصد تقاضای نیروی کار در سال ۲۰۳۰ مشاغلی به شکل جدید خواهند بود که پیش از آن وجود نداشتهاند.
تحلیلهای مختلف ما را به این نتیجهگیری میرسانند که با کمک رشد اقتصادی، نوآوری و سرمایهگذاری کافی، آنقدر شغل جدید ایجاد میشود که اثر اتوماسیون جبران شود.
چالش بزرگتری که وجود دارد این است که مطمئن شویم کارکنان از مهارتها و حمایت مورد نیاز برای تغییر به سوی مشاغل جدید، برخوردارند. کشورهایی که نمیتوانند این تحول را مدیریت کنند، شاهد افزایش بیکاری و کاهش شدید دستمزدها خواهند بود.
وسعت ایجاد مشاغل جدید در آینده با توجه به اثر اتوماسیون، بر اساس چهار فاکتور مهم در هر کشوری کاملا متفاوت است. این چهار فاکتور عبارتند از:
▪️سطح دستمزد: کشورهایی که سطح دستمزد بالاتری دارند، بیشتر تحت تاثیر اتوماسیون در کسبوکار قرار میگیرند. اما به هر حال، اگر شرکتها از اتوماسیون برای افزایش کیفیت، کنترل بیشتر تولید یا مزایای دیگری فراتر از کاهش هزینههای نیروی کار استفاده کنند، کشورهایی که سطح دستمزد پایینی هم دارند، تحت تاثیر قرار خواهند گرفت.
▪️رشد تقاضا: اقتصادهایی که در رکود بهسر میبرند یا رشد بسیار کمی دارند، نمیتوانند مشاغل جدید زیادی ایجاد کنند.
بنابراین انتظار میرود کشورهایی که رشد اقتصادی بالاتری دارند، تقاضای نیروی کار بیشتری را تجربه کنند.
▪️جمعیتشناسی: کشورهایی مثل هند که نیروی کار به سرعت در حال رشدی دارند، از «تقسیم جمعیت در سن کار» که رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) را در صورت استخدام نیروی کار جوان افزایش میدهد، بهره میبرند. کشورهایی مثل ژاپن که جمعیت نیروی کارشان در حال کاهش است، در آینده شاهد کاهش GDP خواهند بود.
▪️ترکیب بخشهای اقتصادی و مشاغل: پتانسیل اتوماسیون برای کشورهای مختلف، نشاندهنده ترکیب بخشهای اقتصادی و ترکیب مشاغل در هر بخش است. بهعنوان مثال، ژاپن پتانسیل اتوماسیون بیشتری نسبت به آمریکا دارد، چون وزن بخشهایی مثل تولید صنعتی که قابلیت استفاده از اتوماسیون را دارند، بالاتر است.
منبع: McKinsey
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید
رفتارهای مشخص غرور کاذب مدیریتی را شناسایی کنید
اینکه میبینیم مدیران ارشد اجرایی از غرور کاذب رنج میبرند، اغلب آزاردهنده است. منظور از غرور کاذب اعتماد به نفس بیش از حد است که میتواند آنها و سازمانهایی را که آنها هدایت میکنند، نابود کند.
قدرت وسیع آنها منجر به این میشود که هم احتمالا از غرور کاذب رنج ببرند و هم احتمال بیشتری دارد که در موقعیتی باشند که صدمات بزرگی به سازمان وارد کنند.
غرور کاذب یک ویژگی اکتسابی و نه یک اختلال شخصیتی ریشهدار است. این ویژگی به تدریج و با رشد بیشتر قدرت یک رهبر سازمانی ایجاد میشود و البته میتواند مدیریت شده و حتی در نطفه خفه شود.
رفتارهای فردی بیشماری از سوی مدیران اجرایی میتواند نشاندهنده غرور کاذب اولیه باشد:
سرزنش دیگران یا نیروها در زمان وقوع رخدادهای اشتباه، باور به اینکه تنها آنها میتوانند کار درست را انجام دهند، شکست در جستوجوی بازخورد و مشاهده عدم توافق بهعنوان تحقیر شخصی.
آنها معتقدند که قوانین سازمان برای آنها کاربردی ندارد. آنها با افراط در خودستایی، رفتار خودبینانه با همکاران یا مشتریان، نقض ارزشهای شرکت و شکست در مدلسازی رفتار نمونه، زمینه رفتارهای نادرست را فراهم میکنند و اینها در حالی است که از سایرین انتظار رفتار درست را دارند.
اینکه این رفتارها نشاندهنده غرور کاذب حقیقی هستند یا خیر، میتواند بستگی به تکرار، درجه یا تعداد داشته باشد.
«تکرار» را در نظر بگیرید: همه افراد میتوانند گاهی دچار اعتماد به نفس بیش از حد شوند یا گاهی تلاش کنند تا تقصیرها را گردن فرد دیگری بیندازند. اما فردی که بهطور مداوم این رفتارها از او سر میزند نسبت به کسی که سهوا دچار خطا میشود، بیشتر در معرض خطر غرور کاذب قرار دارد.
همین طور برای «درجه» میتوان چنین توضیح داد که بهعنوان مثال کسی که هیچ انتقادی را برنمیتابد یا بدتر از آن فردی که انتقاد کرده است را تنبیه میکند به شدت در معرض قرار گرفتن در تله غرور کاذب است.
غرور کاذب میتواند در مورد «تعداد» نیز صدق کند؛ جایی که حجم زیادی از رفتارهای گوناگون مضر وارد یک توده عظیم از سازمان میشود.
اگر سازمانی تنها یک یا دو نفر داشته باشد که قدرتشان باعث ایجاد غرور و تکبر در آنها شود، این امر میتواند در افراد زیردست دلسردی ایجاد کند، استعدادهای ارزشمند را وادار به فرار از سازمان کند و با تضعیف تیمها منجر به استراتژیهای غلط و نابجا شود.
چه شما یک عضو هیاتمدیره باشید یا یک مدیر عامل، یک مدیر ارشد، یک کارمند با پتانسیل بالا یا یک مدیر منابع انسانی، باید بدانید که این غرور کاذب دقیقا چه بلایی سر سازمان میآورد و به این ترتیب میتوانید اثرات مخرب آن را بر مشاغل و شرکتتان متوقف کنید.
منبع: strategy-business
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید
رفتارشناسی عکس پروفایل
حدود 7% رابطه، از طریق زبان و گفتار است و بقیه تحت تاثیر: صوت، لحن، زبان بدن، اشارات، تصویر، تصورات و تخیلات ابراز می شود.
در فضای مجازی، افراد از "عکس پروفایل" بعنوان شناسه معرفی استفاده میکنند که حاوی یک پیام ذهنی و غیرکلامی است.
در همین راستا، پُست ها، عکس نوشته ها، نام کاربری، شناسه رمز، امضاء، استیکرها و... همه از این ویژگی برخوردارند.
به عبارتی؛ در انتخاب این شاخصه ها، خودآگاه و ناخودآگاه (که نقش بسیار ویژه ای دارد) ما به طور غیرمستقیم و به عنوان یک رفتار غیرکلامی، به بیان دیدگاه های خود می پردازیم.
پنج نکته مهم:
1- مسائل روانشناختی، واجد هویتی با آزمون و خطا بوده و بنابراین، موارد تقدیمی، اطلاق تام ندارد.
2- مطالعه رفتار یک شخص از پیچیدگی های خاص خود برخوردار است.
3- بیان این موارد، لزوماً دلیل بر غیر طبیعی بودن رفتار نیست!
4- قضاوت در مورد رفتار یک شخص، نیاز به اخذ شرح حال کامل و مصاحبه چهره به چهره دارد. بنابراین ارزیابی در این زمینه، تنها اشاره دارد به بخشی از رفتار آدمی.
5- هدف کلی تاکیدی بر این نکته است که:
هیچ رفتاری (کلامی و غیرکلامی)(خودآگاه و ناخودآگاه) بی معنی نیست!
عدم انتخاب عکس پروفایل
بیان کننده:
- عدم علاقه به معرفی
- جلب توجه معکوس
- فعالیت برای مدت کوتاه
- قصد بر ناشناس باقی ماندن
- تردید در تصمیم و انتخاب
- عدم تمایل برای بیان جنسیت
- ارائه یک شخصیت مبهم
- محک زدن سایر افراد
- بی حوصلگی
- گاهی افسردگی با عبارت "فاقد عکس"
- ابراز بی مهابای مطالب
عکس طبیعت
- مورد استفاده عموم خانمها
- بیان لطافت و زیبایی
- ابراز ویژگی مهربانی
- علاقه به محل تولد
- در جستجوی صلح و آرامش
- گاهی نماد مهد و زمین و مادر
- عدم علاقه به شرکت در بحث های جنجالی و تنش آور
- گاهی نشان از اضطراب درون که بدنبال آرامش طبیعت است.
(البته نوع عکس؛ گل، گیاه، حیوان و... در جای خود معنای خاص خود را دارد)
عکس کودک
- اعلام نقش مادری
- برگشت ناخودآگاه به زمان کودکی
- در جستجوی صداقت، مهربانی و روراستی دوران کودکی
- به دنبال حمایت و نوازش خانواده و محیط اطراف
- نمادی از پاک نهادی
- گاهی نشان از اضطراب، ترس و افسردگی که خود را با تمایل به برگشت به زمان کودکی و جلب توجه ومحبت آن زمان نشان میدهد.
- نشانی از مظلومیت و معصومیت
- وابستگی بیشتر به خانواده
عکس کارتون
- حاکی از رویا و تخیل
- فرار ناخودآگاه از واقعیات زندگی
- به نوعی مشغولیت به بازی کودکانه
- کودک درون فعال
- نشانی از تحرک، فعالیت و جنب و جوش
- اهل مزاح و شوخی و طنز
- مملو از شیطنت های دوران کودکی
عکس ترسناک و مخوف
- نشانی از اضطراب، ترس و وحشت درونی
- در جستجوی خطر
- وجود تمایلات خودآزارانه یا دگرآزارانه
- آشفتگی ذهن و رفتار
- اهل بگو مگو و جر و بحث
- عموماً ناسازگار
- نمادی از عصبانیت و پرخاشگری در شخصیت
عکس تاریخی
- اهل گفتگو
- تمایل به ارائه توضیحات و جزئیات یک مطلب
- "همزادپنداری" و تمایل به تقلید از مشاهیر حوزه ی ادب ، فرهنگ و تاریخ
- گاهی تمایل به کم حرفی (علی رغم پُرنویسی!)
- گرایش بیشتر به درون گرایی
- علاقه مند به کاوش و دارای ذهن جستجوگر
عکس خود شخص
- بیانی از صداقت و روراستی
- خوشبین به دیگران
- ساده دلی
- گاهی نشان از مطرح کردن خود (در صورت ژست خاص)
- گاهی تمایل به جذب محبت دیگران (در صورت ژست خاص)
عکس نمادها و نشانه ها
- احساس تعلق
- تبلیغ
- بازاریابی
- بسته به نوع نشانه، توضیحی خاص دارد.
بعنوان مثال:
- دینی و فرهنگی (نشانه های مذهبی)
- پزشکی ( مار؛پادزهر و درمان)
- مهندسی (چند حجمی)
- بازرگانی (مارکی از یک محصول)
- سیاسی (پرچم)
تغییر مداوم عکس پروفایل
- تنوع طلبی
- واجد سلائق مختلف
- عموماً سازگار با اطرافیان، ولی ناسازگار با درون خویش!
- بیانی از تحرک و پویایی
- گاهی بیان کننده پرش افکار
- گاهی معرف دمدمی مزاجی!
- گاهی بیان کننده ی اضطراب و تشویش
- تمایل به نمایشگری
- گریزان از یکنواختی
- گاهی بروز شیطنت های دوران کودکی
(تغییر؛ عموماً منطبق با روحيات روانشناختی و تعارض های ناخودآگاه فرد می باشد!)
عکس های با تم عاشقانه
(شامل: دختران دلفریب، قلب تیرخورده!، برهنگی، درآغوش گرفتن و...)
- در جستجوی محبت
- عواطف بسیار شکننده
- در بسیاری از موارد: تجربه ی حداقل یک بار شکست عشقی!
- وجود اضطراب، تنش، افسردگی، غم و اندوه در مقاطعی از زندگی
- تمایل به انزوا
- عموماً زودرنج
- خستگی زودرس
- شیوع بالا از نظر وابستگی عاطفی
- گاهی تفکرات بدبینانه (با توجه به شکست قبلی)
- غلبه احساس بر قوه تعقل در اوج وابستگی
- واجد تمایلات آشکار یا سرکوب شده جنسی
منبع: دکترعلیرضاسفیدچیان،
/سواد رسانه ای
کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید