نکته های پیشرفت در کسب و کار و زندگی

تبلیغات

نویسندگان

پشتيباني آنلاين

    پشتيباني آنلاين

درباره ما

    به وبلاگ خوش آمدید امیدوارم بتوانم شما را به موفق شدن در زندگی تان نزدیک تر کنم یاعلی

امکانات جانبی

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    موبایل :
    ایمیل :
    نام اصلی :

آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 2362
    کل نظرات کل نظرات : 4
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 4

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 48
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 64
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 0
    آي پي امروز آي پي امروز : 1
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 1
    بازدید هفته بازدید هفته : 981
    بازدید ماه بازدید ماه : 6756
    بازدید سال بازدید سال : 7724
    بازدید کلی بازدید کلی : 7724

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 216.73.216.196
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : دوشنبه 26 مرداد 1405

آخرین نطرات

    صبا قبادی - برای بدست آوردن موفقیت در زندگی مجبوریم بیش از یک بار سعی و تلاش کنیم و پا پس نکشیم اگه یه نگاهی هم به زندگینامه افراد بزرگ تو سایت هایی مثل فرچون و دانشگاه کسب و کار بندازیم متوجه میشیم که راز مموفقیت اکثرشون تلاش متدوام و ثابت قدمی اون هاست - دوشنبه 08 دی 1404
    علی - عالی بود - دوشنبه 08 دی 1404
    پرده زبرا - پرده های خانه - دوشنبه 08 دی 1404
    فن بیان - ممنون بابت اطلاع رسانیتون.
    پاسخ:هدف ما ایرانی سربلند می باشد و ملتی که بتواند راه خود را به خوبی ادامه بدهد وهم چنین که نظر می دید و ما را در بهتر کردن این وبلاگ یاری می کنید - دوشنبه 08 دی 1404
    تندخوانی - بابت اطلاع رسانیتون ممنونم.
    پاسخ:خواهش می کنم از شما هم ممنونم نظرات خود را با ما به اشتراک می گذارید با تشکر - دوشنبه 08 دی 1404
    علم و فناوری - با سلام
    انجام شد
    - دوشنبه 08 دی 1404
    علم و فناوری - با سلام
    پس دوست عزیز شما بنده رو با نام علم و فناوری و آدرس http://yecnews.ir/ لینک کنید.
    شما هم اسم و آدرس دلخواه خود را برای من از طریق نظرات سایت ارسال کنید
    با تشکر - دوشنبه 08 دی 1404
    علم و فناوری - باسلام
    وبلاگ خوبی دارید خوشحال میشم با هم تبادل لینک داشته باشیم
    درصورت تمایل از طریق نظرات سایت با ما در ارتباط باشید - دوشنبه 08 دی 1404
    لوکس بلاگ - از اینکه وبلاگ خود را در لوکس بلاگ ایجاد کرده اید کمال تشکر را داریم.مطمئن باشید لوکس بلاگ قوی ترین سیستم ساخت وبلاگ در ایران است.لوکس بلاگ تمامی امکانات ویژه و استاندارد را در حد ایجاد یک وب سایت حرفه ای مثل سیستم نظر سنجی.سیستم نظر دهی گرافیکی زیبا.سیستم امتیاز دهی 5 ستاره ای به مطالب.سیستم عضو گیری و ... را داراست.در اینجا سعی داریم معرفی و راهنمایی کمی در خصوص امکانات لوکس بلاگ داشته باشیم.فرض میکنیم شما تا به حال هیچ وبلاگی نداشته اید.ما شما را یاری میکنیم تا در چند قدم بتوانید یک وبلاگ استاندارد ایجاد کنید.اولین قدم:

    انتخاب یک قالب برای وبلاگ است.قالب وبلاگ به معنای ظاهر و محیط وبلاگ شماست که بینندگان ان را میبینند.برای انتخاب قالب در لوکس بلاگ 3 روش موجود است.روش اول میتوانید از منوی سمت راست گزینه -انتخاب قالب- را بزنید از بین 90 قالب موجود یکی را انتخاب نمایید.روش دوم میتوانید از قالبهای اماده دیگر وب سایت ها استفاده نمایید.کافی است در گوگل به فارسی بنویسید قالب وبلاگ و اینتر کنید.لیستی از سایت هایی که قالب وبلاگ ارائه میکنند را مشاهده خواهید کرد.با زدن یکی از ان گزینه ها و انتخاب قالب از ان سایت ها میتوانید -کد قالب بلاگف- را دریافت نمایید.(لوکس بلاگ سازگاری کامل با قالب های بلاگفا دارد)پس نیازی نیست به دنبال قالب لوکس بلاگ باشید.هرکجا هر قالبی مربوط به بلاگفا نیز مشاهده کردید میتوانید در لوکس بلاگ هم استفاده نمایید.بعد از دریافت کد از سایت های ارائه قالب از منوی سمت راست گزینه -ویرایش قالب- را بزنید.صفحه ای باز خواهد شد پر از کدهای مختلف.کدهایی که مشاهده میکنید را به طور کامل پاک کنید و کد قالب جدید که از سایت های ارائه قالب گرفته اید را قرار دهید و ثبت تغییرات را بزنید.اینگونه میتوانید از هزاران قالب مختلف برای وبلاگ خود استفاده نمایید.چناچنه در صورت اشتباه وبلاگ شما به هم ریخت نگران نباشید.در لوکس بلاگ هیچ چیز خراب نمیشود.به راحتی میتوانید از منوی سمت راست -انتخاب قالب- را بزنید و یک قالب انتخاب نمایید.تنظیمات به قبل خواهد برگشت. قدم بعد از انتخاب قالب
    ارسال مطلب است.از منوی سمت راست گزینه ارسال مطلب را بزنید.در این صفحه شما محیطی مشاهده خواهید کرد که میتوانید در ان مطلب بنویسید.نام این محیط -ویرایشگر- است.این محیط قابلیت های بسیار فراوانی دارد که خود شما باید در طول زمان ان را فراگیرید.مثل تغییر رنگ نوشته ها.تغییر اندازه و نوع نوشته ها.قرار دادن عکس و ...اما در اینجا فقط به نحوه
    قرار دادن عکس میپردازیم.برای قرار دادن عکس دو حالت پیش رو داریم.1-شما عکسی در وبلاگ و یا سایت دیگری میبینید و دوست دارید ان عکس در وبلاگ شما نیز نمایش داده شود.در اینصورت روی عکس مورد نظر راست کلیک کرده و -کپی- را زده.سپس به ویرایشگر خود امده و در ویرایشگر راست کلیک کنید و -پیست و یا چسباندن- را زده.اینگونه ان عکس به وبلاگ شما منتقل خواهد شد.2-ممکن است شما عکسی در کامپیوتر خود داشته باشید و دوست دارید ان را در وبلاگ خود به نمایش بگزارید.در اینصورت مراحل کمی طولانی تر است.در ویرایشگر علامت را پیدا و کلیک کنید.صفحه ای باز خواهد شد.در این صفحه به دنبال کلیدی با عنوان -آپلود عکس و انتخاب عکس از سرور- بگردید و کلیک کنید.صفحه دیگری باز خواهد شد که در پایین صفحه قسمتی وجود دارد برای انتخاب فایل از کامپیوتر.فایل خود را انتخاب و دکمه آپلود را بزنید.نام عکس شما در بالای ان صفحه به صورت یک لینک نمایش داده میشود.روی نام عکس خود کلیک کنید.عکس شما به ویرایشگر منتقل خواهد شد.به همین راحتی.به همین خوشمزگی. اکنون که عنوان مطلب و مطلب را نوشته اید میتوانید دکمه ارسال مطلب و انتشار مطلب را بزنید.کار تمام است.شما یک وبلاگ نویس شدید.از این به بعد اگر میخواهید حرفه ای تر باشید ادامه اموزش را دنبال کنید. بهتر است به گزینه های زیر ویرایشگر دقت کنید.اولین گزینه -اضافه کردن ادامه مطلب- است.فرض کنید شما مطلبی بسیار طولانی در مورد چگونگی ساخت وبلاگ دارید.اگر بخواهدی همه مطلب را یکجا در صفحه اصلی وبلاگ خود نمایش دهید باعث سنگین شدن وبلاگ و شلوغی میشود.پس بهتر است چند سطر اول مطلب خود را در قسمت اول ویرایشگر نوشته و سپس روی -اضافه کردن ادامه مطلب- کلیک کنید و در ویرایشگر جدید به وجود امده بقیه مطلب را بنویسید.اینگونه مطلب شما در وبلاگ در 2 قسمت نمایش داده خواهد شد.کسانی که علاقه مند به اموزش هستند با خواندن چند سطر اول در صفحه اصلی اگر مشتاق بودند با کلیک روی لینک ادامه مطلب در وبلاگتان میتوانند به ادامه مطلب دسترسی پیدا کنند و ادامه اموزش را بخوانند.در اینجا گزینه هایی مثل
    موضوعات است. .همه دوستدار نظم وترتیب هستند.اگر وبلاگ شما در چند زمینه مختلف مثل عکس و اس ام اس است بهتر از قسمت موضوعات استفاده کنید.برا این منظور از منوی سمت راست گزینه موضوعات را کلیک کنید.در اینجا میتوانید یک موضوع اصلی مثل عکس ایجاد کنید.سپس در صورت تمایل میتوانید برای موضوع عکس زیر موضوع هم بسازید.زیر موضوع عکس میتواند -عکسهای طبیعت- و -عکسهای هنرمندان- و -عکسهای ورزشی- باشد.سپس دوباره یک موضوع اصلی بسازید با عنوان اس ام اس.و دوباره میتوانید زیر موضوع هایی نیز برای دسته بندی بیشتر ایجاد کنید.مثل -اس ام اس عاشقانه- و-اس ام اس عارفانه- و ....بدین صورت شما منظم ترین وبلاگ را خواهید داشت.شما میتوانید اصلا از زیر موضوع استفاده نکنید و فقط موضوعات اصلی معرفی کنید.در لوکس بلاگ همه چیز به دلخواه شماست.ولی برای دسته بندی بیشتر زیر موضوع را اختراع کرده ایم.تا به اینجا شما موضوعات وبلاگ خود را ساخته اید.اکنون میخواهید عکسهای ورزشی در وبلاگ خود ارسال کنید.ارسال مطلب را زده.مطلب خود را نوشته.اکنونه در پایین ویرایشگر قسمت موضوعات گزینه موضوع اصلی -عکس- و زیر موضوع -عکسهای ورزشی- را تیک بزنید.اینگونه وبلاگ شما میفهمد این مطلب مربوط به کدام موضوع است.مطلب را ارسال کنید.اکنون اگر بیننده ای وارد وبلاگ شما شود و فقط به عکسهای ورزشی علاقه مند باشد با کلیک روی موضوع عکسهای ورزشی وبلاگ شما تمامی مطالب عکسهای ورزشی را خواهد دید.
    کلمات کلیدی یکی از مفید ترین امکانات برای بینندگان و مخصوصا موتور های جستجو گر است.سعی کنید هنگام ارسال مطلب حتما کلمات کلیدی مفید معرفی کنید.اگر مطلب شما راجع به دانلود نرم افزار انتی ویروس است در کلمات کلیدی بنویسید دانلود.انتی ویروس.نرم افزار رایگان. اینگون مطلب شما دارای کلمات کلیدی مناسب مربوط به همین مطلب است.
    عضو گیری در وبلاگ یکی از امکانات مهم و ویژه لوکس بلاگ است.لوکس بلاگ محیطی فراهم کرده است که بینندگان شما میتوانند در وبلاگ شما عضو شوند.شما اینگونه میتوانید بیننده های ثابتی برای وبلاگ خود فراهم کنید.با عضویت افراد در وبلاگ شما ایمیل انها در خبرنامه نیز ثبت میشود.سپس شما میتوانید بعد از اپدیت وبلاگ با ارسال خبرنامه اعضا را به دیدن وبلاگ تشویق کنید.مزیت بعدی مشارکت اعضا در ارسال مطلب برای وبلاگ شماست.اعضا از طریق کنترل پنل های خود قادر هستند برای وبلاگ شما مطلب ارسال کنند.اینگونه شما یک وبلاگ دارید با هزاران نویسنده.میتوانید اعضا را تشویق به ارسال مطلب کنید تا مسئولیت ارسال مطلب فقط به دوش شما نباشد. هنگام ارسال مطلب در زیر ویرایش گر میتوانید گزینه ای با عنوان-دسترسی به مطلب فقط مخصوص اعض-را مشاهده کنید.با تیک کردن این گزینه بینندگان با زدن ادامه مطلب نمیتوانند ادامه مطلب شما را مشاهده کنند و با پیام این مطلب مخصوص اعضاست مواجه میشوند.و در زیر ان مکانی برای ثبت نام است.اگر افراد ثبت نام کنند میتوانند ادامه مطلب را مشاهده کنند.اینگونه شما سیستم عضو گیری را فعال و مورد استفاده قرار داده اید.
    توجه داشته باشید دنیای وبلاگ نویسی و ایجاد سایت بسیار وسیع میباشد.شما در طول زمان با مهارت های بیشتری اشنا خواهید شد.برای این امر زیاد عجول نباشید.لوکس بلاگ راحت ترین سیستم برای فراگیری مهارت های وبلاگ نویسی است.در هر قسمت از لوکس بلاگ متن های راهنمایی اورده شده.با دقت به این راهنما ها میتوانید با این مهارت ها اشنا شوید.پس حتما راهنما ها را بخوانید و تمرین کنید و در نهایت اگر مشکلی داشتید انرا با فرم های مخصوص با ما در میان بگذارید.اوقات خوشی را در لوکس بلاگ برای شما ارزومندیم.

    - دوشنبه 08 دی 1404
    مایلینو - با تشکر از سایت خوبتون و مطاب خوبی که قرار میدید.
    پاسخ:باسلام ما سعی می کنیم که دوستان در مسیر پیشرفت قرار بگیرند و زندگی بهتری داشته باشند و همین طور ایرانی بهتر ممنونم بابت نظرتون نظرهای شما به ما انگیزه ی خوبی می ده برای ادامه راه - دوشنبه 08 دی 1404

منو کاربری

ارسال مطلب ویرایش پروفایل پنل کاربری صندوق پیام ارسال پیام پیام های ارسال شده تالار گفتمان خروج

۱۲ رفتار غیرحرفه‌ای که از متقاضیان کار سر می‌زند

۱۲ رفتار غیرحرفه‌ای که از متقاضیان کار سر می‌زند

 

 

انتخاب یک عکس نامناسب برای حساب کاربری لینکدین.
عکسی که برای حساب کاربری انتخاب می‌کنید، باید تکی و واضح باشد و تمام صورتتان در آن مشخص باشد (از عکسی که مثلا در جشن عروسی گرفته‌اید، استفاده نکنید).

 

 عدم پاسخ‌دهی به ایمیل‌های مرتبط با کاریابی.
اگر برای چند روز در دسترس نیستید و نمی‌توانید به پیام‌های کارفرمایان یا آژانس‌های کاریابی پاسخ دهید، آنها را در جریان بگذارید.

 

 استفاده از رزومه‌ای که غلط املایی یا نگارشی داشته باشد یا قالب‌بندی‌اش نامناسب باشد.

 

 غیبت در جلسه مصاحبه بدون اطلاع قبلی.

 

 حضور در جلسه مصاحبه، بدون آمادگی، یا پرسیدن سوالات ابتدایی مثل «شرکت شما در چه زمینه‌ای فعالیت می‌کند؟».
پیش از مصاحبه به وبسایت شرکت بروید و درباره آن اطلاعات کسب کنید. سوالاتی را که قصد دارید از مسئول مصاحبه بپرسید، آماده کنید.

 

 عدم ارائه توصیه‌نامه شغلی.
باید دست کم سه تا پنج توصیه‌نامه برای ارائه به کارفرمای آینده خود داشته باشید
(توصیه‌نامه، نامه‌ای است از سوی کارفرما، همکار، سرپرست، مشتری سابقتان یا هر کسی که می‌تواند صلاحیت شما را تایید کند).

 

 تغییر عقیده درباره حقوق درخواستی.
وقتی از شما می‌پرسند «حقوق درخواستی شما چقدر است؟»، اگر مطمئن نیستید، درباره آن شغل بیشتر سوال بپرسید؛ سپس حقوق مورد نظرتان را اعلام کنید. اگر مبلغی را اعلام کردید، دیگر نباید نظر خود را عوض کنید.

 

 مطرح نکردن مسائل مهم در مراحل اولیه مصاحبه.
سال‌ها پیش با خانمی مصاحبه کردم که به دنبال یک شغل تمام‌وقت بود. پس از مدتی وقتی آن شغل را به او پیشنهاد دادیم، گفت: «پیشنهادتان را می‌پذیرم اما من هر سه‌شنبه و پنج‌شنبه ساعت ۱۱ صبح کلاس یوگا دارم. از نظر شما که ایرادی ندارد؟» اما از نظر ما ایراد داشت.

 

 پذیرفتن پیشنهاد شغلی و سپس ناپدید شدن.

 

 بدگویی از کارفرمای قبلی.
اگر شرکت سابق خود را با دلخوری ترک کرده باشید، ممکن است وسوسه شوید و از رئیس سابقتان بدگویی کنید. اما با تخریب کارفرمای قبلی، در واقع شخصیت خود را نزد مسئول مصاحبه زیر سوال می‌برید.

 

 اشاره به ضعف‌ها و نارسایی‌ها.
متقاضیان تازه‌کار معمولا عادت دارند در تمام جلسه، درباره ناتوانی‌های خود صحبت کنند. مثلا می‌گویند: «ایرادی ندارد اگر اکسل بلد نباشم؟» یا «من در این زمینه تجربه ندارم».


بعنوان یک متقاضی کار، لازم نیست نقطه ضعف‌هایتان را بیان کنید. اجازه بدهید کارفرما شما را ارزیابی کند. اگر از نظرشان مشکلی در پیشینه شما وجود داشته باشد یا سوالی داشته باشند، خودشان مطرح خواهند کرد.

 

 استفاده از واژه‌هایی مثل «سخت‌کوش» برای توصیف خود.
بعضی از متقاضیان یاد گرفته‌اند بگویند: «من سخت‌کوشم» یا «من خیلی زود یاد می‌گیرم». نیازی نیست برای دریافت یک شغل، خودتان را کوچک کنید یا التماس کنید. هیچ رویکردی نمی‌تواند تا این حد اعتماد کارفرما نسبت به شما را از بین ببرد.

 

علاوه بر اینها، از گفتن این جملات خودداری کنید:
«من محل کار سابقم را با دلخوری یا دعوا و مرافعه ترک کردم» یا «من از کار سابقم اخراج شدم» یا «آیا برای شما مهم است که کارمندتان وقت‌شناس باشد؟». اگر کسی از شما پرسید که چرا شغل خود را ترک کردید، می‌توانید این‌گونه پاسخ دهید: «دیگر وقت آن رسیده بود که فرصت‌های جدید را امتحان کنم» یا «شغلم دیگر من را به چالش نمی‌کشید».


این حق شماست که درباره ساعت شروع و پایان کار اطلاعات کسب کنید اما نیازی نیست که با پرسیدن سوال درباره وقت‌‌شناسی، اعتماد مسئول مصاحبه را از بین ببرید. اگر دوست دارید ساعات کاریتان انعطاف‌پذیر باشد، می‌توانید بپرسید: «آیا امکان تغییر ساعات کار در این جایگاه شغلی وجود دارد؟» این سوال بالغانه‌تر است.

 

نویسنده: Liz Ryan

 

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: یکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 18:54
می پسندم نمی پسندم

چند توصیۀ بسیار زیبا از "پیکاسو" برای آرامسازی

چند توصیۀ بسیار زیبا از "پیکاسو" برای آرامسازی:

 

 

اوّل: تمام عددهای غیرضروری را از زندگیت بیرون بریز!!!!

این عددها شامل: سن، قد، وزن و سایز هستند....

 

دوّم: با دوستان شاد و سرحال معاشرت کن...

 

سوّم: به آموختن ادامه بده و همیشه مشغول یادگیری باش...

 

چهارم: تا می توانی بخند...

 

پنجم: وقتی اشک هایت سرازیر میشوند بپذیر! تحمل کن! و به پیشروی ادامه بده...

 

ششم: رنگ های مشکی و خاکستری و تیره را از زندگیت پاک کن...

 

هفتم: احساساتت را بیان کن، تا هیچ وقت زیبایی هایی را که احاطه ات کرده اند را از دست ندهی...

 

هشتم: شادی هایت را به اطرافت پراکنده کن...

 

نهم: با حدّ و حصرهایی که گذشته به تو تحمیل کرده مبارزه كن...

 

دهم: از بهترین سرمایه ات که سلامتی ات است؛ بهره ببر...

 

یازدهم: از جاده خارج شو و از شهر و کشورهای غریب دیدن کن...

 

دوازدهم: روی خاطرات بد توقف نکن فراموشش کن...

 

سیزدهم: هیچ فرصتی را برای گفتن دوستت دارم به آن هایی که دوستشان داری، از دست نده...

 

چهارده: همیشه به خودت بگو که: زندگی تعداد دم و بازدم های مکرر نیست، بلکه لحظاتی است که "قلبم میتپد."

 

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: یکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 18:40
می پسندم نمی پسندم

10 نکته ای که باید درباره رئیستان بدانید

10 نکته ای که باید درباره رئیستان بدانید

 

 

این روزها همه ما تا حد زیادی با تحلیل کسب‌وکار و رفتار افراد آشنا هستیم. وقتی با عملکرد یک کسب‌وکار آشنا می‌شویم، می‌توانیم نارسایی‌هایی را که در سازمان‌ها وجود دارند، شناسایی کنیم تا در آینده به‌عنوان کارمند یا مشاور به آنها راه‌حل ارائه دهیم.


به این منظور باید بدانیم یک کسب‌وکار چگونه درآمدزایی می‌کند، چگونه ضرر می‌کند، چگونه اولویت‌بندی می‌کند و ما در این میان چه جایگاهی داریم. رئیس ما، نقش اصلی را در این میان بازی می‌کند.

 

 

۱۰ نکته‌ای که هر کارمند باید درباره رئیسش بداند، از این قرارند:

 

 

1- نقش رئیس شما در سازمان چیست؟

 

 2- چرا نقش او مهم است و نقش واحد شما در محقق ساختن اهداف سازمان چیست؟

 

 3- سه اولویت اصلی رئیس شما در سال جاری چیست؟ چرا این سه مورد را به عنوان اولویت‌هایش انتخاب کرده؟

 

 4- عملکرد رئیس شما در پایان سال چگونه ارزیابی می‌شود؟

 

5-  اگر رئیس شما واجد شرایط دریافت پاداش باشد، این پاداش بر چه اساسی به او تعلق می‌گیرد؟

 

6-  چه چیزی رئیس شما را به وجد می‌آورد؟ چه عواملی باعث خوشحالی یا ناراحتی او می‌شوند؟

 

7-  آیا رئیس شما مورد احترام است؟ آیا رهبران ارشد و سایر اعضای تیم به او احترام می‌گذارند؟

 

 8- موثرترین راه برای ارتباط با رئیستان چیست؟ بهترین زمان برای برقراری ارتباط با او چه زمانی است؟

 

 9- داستان رئیس شما چیست؟ (منظور از داستان، پیشینه شغلی و اتفاقاتی است که او طی این سال‌ها در دنیای کسب‌وکار تجربه کرده است)

 

 10- چرا رئیستان از میان آن همه متقاضی، شما را استخدام کرده؟

 

تمرکز بر این سوالات کمک می‌کند تا ببینید رئیس شما چگونه ارزیابی می‌شود و اهداف اصلی او چیستند.


رهبران همیشه از هماهنگی میان تیم‌ها صحبت می‌کنند تا همه مسافران این قایق بزرگ، یعنی کارکنان، بتوانند در یک جهت پارو بزنند و بهترین راه برای همسوسازی تیم‌ها، درک پاسخ این سوال است: «رئیس من به دنبال چه اهدافی است؟ چرا؟ و چگونه به این اهداف خواهد رسید؟»

نویسنده: Liz Ryan

 

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: جمعه 17 آذر 1396 ساعت: 15:10
می پسندم نمی پسندم

7 دروغ بزرگ مدیریت زمان!

7 دروغ بزرگ مدیریت زمان!

 

 

"این کار فقط یک دقیقه طول می کشد"
معمولا کاری که تصور می شود که انجام آن "یک دقیقه طول می کشد" چندین دقیقه و یا بیشتر زمان می برد.
دفعه بعد، اگر فردی از شما درخواست زمان کرد و اطمینان داد که "فقط یک دقیقه طول می کشد"، به او بگویید "این جمله نادرست است. من به شما پنج دقیقه زمان می دهم. از همین حالا می توانید شروع کنید." نباید با این تصور غلط مدیریت زمان را وارد چالش کرد.

 

" من به این هر چه سریعتر نیاز دارم"
زمانی که این جمله را می شنوید، به فرد بگویید که این جمله نادرستی است. از او بخواهید که زمانی را که باید کار را به او تحویل داده شود را به طور دقیق مشخص کند. وقتی از عبارت "هر چه سریعتر" استفاده می شود، دو تاریخ متفاوت در ذهن طرفین شکل می گیرد که باید بر سر آن، به یک توافق رسید.

 

" من این را الان نیاز دارم"
کارها معمولا اضطراری نیستند. دیگران را با کارهای پیش پا افتاده، گول نزنید.
در این مواقع می توانید بگویید که "من مطمئن نیستم که بتوانم این کار را الان انجام دهم. چه می شود اگر از الان تا هفته آینده وقت بخواهم؟" زمان زیادی درخواست کنید که دچار بحران مدیریت زمان نشوید.

 

"من می توانم این را در یک ساعت انجام دهم"
این یک دروغ کوچک است. چرا همیشه انجام کاری، دو برابر زمانی که ما انتظارش را داشتیم طول می کشد؟ به این خاطر که کمتر کسی از ما می تواند زمان دقیق کامل کردن یک کار را بصورت دقیق پیش بینی کند.

 

 "او فرد با 'تاخیری' است"
فردی که همیشه 20 دقیقه دیر به قرار ملاقات و یا انجام امور می پردازد، همیشه همین حدود تاخیر در کارها خواهد داشت. به این فرد نمی توان گفت فرد با تاخیر، این فرد سروقت کارها را انجام می دهد منتها با 20 دقیقه تاخیر!
می توانیم بگوییم که اگر برای او ساعت خاصی را در نظر گرفتیم، احتمالا 20 دقیقه تاخیر خواهد داشت.

 

 "هزینه ای ندارد"

شما "هیچ چیز را در مقابل هیچ چیز" بدست نمی آورید. هر چیزی قیمتی دارد. شاید هزینه کاری، پول شما نباشد اما معمولا در این شرایط، زمان شما است.

 

" به جای اینکه به او نشان دهم چطور این کار را انجام دهد، خودم سریع انجام می دهم"
اگر این جمله در مورد کاری بیان شود که فقط یک بار قرار است انجام شود، می تواند جمله درستی باشد. اما تصور کنید که این جمله در مورد کاری بیان شود که دائما تکرار خواهد شد، در این صورت جمله نادرستی خواهد بود.

منبع: ucan

 

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: جمعه 17 آذر 1396 ساعت: 15:04
می پسندم نمی پسندم

چرا مدیران بزرگ قوانینِ مرسوم را می‌شکنند؟

چرا مدیران بزرگ قوانینِ مرسوم را می‌شکنند؟

 

 

 آیا قاعده طلایی سنتی را به خاطر دارید که می‌گوید: «با افرادتان همان‌طوری رفتار کنید که دوست دارید آنها با شما آنگونه رفتار کنند.»

 

بهترین مدیران دنیا این قاعده طلایی را زیر پا می‌گذارند و به‌گونه‌ای رفتار می‌کنند که انتظار ندارند کارمندانشان آنگونه رفتار کنند.


مثلا اگر آنها افرادی رقابتی و عاشق رقابت کردن با دیگران هستند از کارکنانشان توقع ندارند که عاشق رقابت باشند یا اگر دوست دارند در ملأعام مورد تشویق قرار گیرند، اصراری ندارند که افرادشان را هم در برابر دیگران تشویق کنند.

 

 مدیران بزرگ سعی می‌کنند به‌گونه‌ای رفتار کنند که خود کارکنان دوست دارند با آنها رفتار شود.


مدیران بزرگ با این رویکرد در عمل برای کارمندانشان ارزش قائل می‌شوند.


آنها به درستی می‌دانند که هر کارمندی دارای استعدادها، مهارت‌ها، علایق و احساسات منحصربه‌فردی است و نباید با همه آنها به یک شکل رفتار کرد یا اینکه به همان‌گونه‌ای که خودشان دوست دارند با آنها رفتار شود رفتار کنند.

 

 با این همه بعضی از مدیران در مقابل این رویکرد مدیران بزرگ، با این استدلال مقاومت می‌کنند که توجه کامل به نیازهای منحصربه‌فرد هر کارمندی غیرممکن است.


این استدلال تا حدی درست است، اما مدیران بزرگ برای حل این مساله، راه‌حل فوق‌العاده‌ای دارند: پرسیدن !

 

آنها به‌طور مداوم از کارمندانشان درباره اهداف، دلایل خروج از شغل قبلی‌شان، جنبه‌های مثبت شغل کنونی و توقعات‌شان از مدیران می‌پرسند.


آنها از افرادشان می‌پرسند دوست دارند چطور مورد تقدیر قرار گیرند، چه چیزهایی در ذهن‌شان ماندگار می‌شود، دوست دارند چه رابطه‌ای با مدیرشان داشته باشند و دوست دارند چطور به آنها کمک شود.


آنها از کارکنان و همکاران هر کدام از آنها می‌پرسند که در چه چیزی خوب هستند و در چه چیزی عالی.

 

آنها پس از جمع‌آوری اطلاعات کافی در این مورد برای هرکدام از افرادشان پرونده‌ای ویژه تشکیل می‌دهند و کاری می‌کنند که هر کدام از افرادشان به بهترین کارکنان شرکت تبدیل شوند.


بدون داشتن این اطلاعات، مدیران مانند افراد نابینا با کارمندانشان برخورد خواهند کرد.

 

 چندسال پیش از میشائیل شوماخر، راننده نامدار آلمانی مسابقات فرمول یک در مورد راز پیروزی‌های پرشمارش پرسیدند و او پاسخی داد که می‌تواند سرلوحه تمام مدیران باشد. او گفت:


«علت اصلی پیروزی‌های من در پیست اتومبیلرانی این است که هر جا که بقیه راننده‌ها پایشان را روی پدال ترمز می‌گذارند و از سرعت خودروشان می‌کاهند من پایم را روی پدال گاز می‌گذارم و بر سرعتم می‌افزایم.»

 

مدیران موفق نیز کسانی هستند که هرجا که سایر مدیران درجا می‌زنند و دچار تردید می‌شوند با صلابت و اطمینان تصمیم می‌گیرند و به قواعد مرسوم پشت پا می‌زنند.


این چنین است که برخی از مدیران به اسطوره‌هایی تاثیرگذار و رهبرانی مقتدر در دنیای پیچیده و پرچالش کسب‌وکار امروز تبدیل می‌شوند.

 

منبع : گالوپ

 

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: سه‌شنبه 14 آذر 1396 ساعت: 18:44
می پسندم نمی پسندم

10 چیزی که هرگز نباید در مورد خودتان بگویید!

10 چیزی که هرگز نباید در مورد خودتان بگویید!

 



1 نگوييد من «خرابكار» هستم. لازم نيست بگوييد هميشه در موقعيت‌هاي خوب كار اشتباه انجام داده ام كه الان وضعم اين است.

 

2 نگوييد من «عامل تغييرات» هستم. كسي كه شما را استخدام كند، انتظار دارد بازوي او باشيد.

 

3 نگوييد «استاد حل مشكل» هستم. مشكل را حل كنيد، ديگران از شما تعريف مي‌كنند.

 

4 نگوييد «خلاق» هستم؛ نشان بدهيد كه چه چيزي خلق كرده ايد.

 

5 نگوييد «مشهور» هستم. اگر باشيد، حتما شهرت شما به گوش طرف مقابل رسيده است.

 

6 نگوييد من «رهبر» هستم. اگر رهبر باشيد، ديگران خودخواسته به دنبال‌تان حركت مي‌كنند.

 

7 نگوييد «عضو» فلان گروه‌ام يا بهمان جا درس خوانده‌ام. اينها بخش مهمي از سرگذشت شما هستند، اما شما چه نقشي در آن گروه داشته ايد. اين داستان شماست.

 

8 نگوييد «نويسنده/كارگردان/طراح وب و ...» هستم. به جاي فهرست كردن تخصص‌ها، بگوييد از دانش‌تان چگونه مي‌توانيد استفاده كنيد. شنيده‌ايد كه مي‌گويند همه كاره‌ هيچ كاره است!

 

9 نگوييد «پر كار» هستم. كار زياد وقتي ارزشمند بود كه ماشين‌ها اين همه پيشرفت نكرده بودند. امروز، شيوه تفكر شما ارزشمند است و كسي كه مي‌خواهد از شما استفاده كند، بيشتر نيازمند دقت و خوش فكري شما در كار است.

 

10  نگوييد همه از همكاري با من«سود» برده اند. قرار نيست ارزش حضورتان را تا حد چند برگ اسكناس پايين بياوريد. شما بايد قهرمان داستان كشف و خلاقيت و نوآوري باشيد، پس درباره شخصيت خودتان حرف بزنيد، نه درباره پول.

 

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: شنبه 11 آذر 1396 ساعت: 20:25
می پسندم نمی پسندم

چگونه کارمندان را تشویق به انجام وظایفی فراتر از نقش‌شان کنیم؟

چگونه کارمندان را تشویق به انجام وظایفی فراتر از نقش‌شان کنیم؟

 

 

 هر روز کارمندان تصمیم می‌گیرند که آیا می‌خواهند برای مشارکت در موفقیت سازمان‌شان سنگ‌تمام بگذارند یا خیر. این تصمیم بسیار مهمی است، زیرا زمانی که کارمندان می‌خواهند با کمک کردن به همکاران‌شان، داوطلب شدن برای به عهده گرفتن وظایف خاص، معرفی ایده‌ها و فعالیت‌های جدید، شرکت در جلسات غیراجباری، وقف ساعات اضافی برای تکمیل پروژه‌های مهم و...، کاری بیش از نقش‌های تعریف‌شده سازمانی انجام دهند، شرکت‌هایشان کارآتر می‌شوند.

 

در نتیجه، یک وظیفه مهم برای مدیران موفق، انگیزه دادن به کارمندان‌شان برای تعهد به این گونه رفتارهاست؛ رفتارهایی که محققان آن را «رفتارهای شهروندی» یا citizenship behaviors می‌نامند.

 

 از سوی دیگر، برخی مطالعات نشان داده است که کارمندان گاهی برای اینکه شهروند سازمانی خوب باشند، احساس فشار می‌کنند و ممکن است تنها برای اینکه از طرف سازمان پذیرفته شوند، این کار را انجام دهند.

 

با فرض اهمیت رفتار شهروندی برای موفقیت سازمانی، یک روش بطور بالقوه موثر برای انجام این کار چیزی است که ما آن را «دگرگون‌سازی شهروندی» می‌نامیم. دگرگون‌سازی شهروندی بر مبنای این مفهوم است که کارمندان می‌توانند روش‌هایی را شکل دهند که فراتر از وظیفه خود عمل کنند؛ به طوری که نه تنها در سازمان همکاری کنند، بلکه شخصا از نقاط‌قوت خود به بهترین شکل بهره ببرند.

 

 به این دلیل، ما مدیران را تشویق می‌کنیم تا به کارمندان‌شان اجازه دهند بدانند چه نوع رفتار شهروندی برای کار گروهی آنها مهم‌تر است؛ کارمندان باید در مورد اینکه چه نوع رفتارهای شهروندی با نقاط قوت، انگیزه‌ها و علایق آنها پایدارتر است، با مدیران‌شان رک و راست باشند.

 

به عنوان مثال مهندس درونگرایی که از اجتماع هراس دارد اما گاهی شب‌بیداری برای انجام امور برایش چندان اهمیتی ندارد، ممکن است احساس تعهد کمتری به شرکت در هر رخداد اجتماعی داشته باشد، با اینکه می‌داند اگر نیاز باشد یک فرد تا دیروقت بیدار بماند و یک پروژه مهم را به انجام برساند، آن یک نفر خود اوست.


یا فروشنده‌ای که نمی‌تواند تا پایان جلسات بنشیند اما از فرصت‌ها برای تربیت دیگران استفاده می‌کند، می‌تواند درخواست کند تا از کارهای تیمی ملال‌‌آور دور شود و در عوض زمان اضافی برای مشاوره غیررسمی استخدامی‌های جدید بدست می‌آورد.

 

 با درک این نکته که همه شهروندان خوب شبیه هم نیستند و اجازه دادن به کارمندان برای سازمان دادن رفتار شهروندی‌شان با علایق و استعدادهای منحصربه‌فرد آنها، مدیران می‌توانند همزمان رفاه کارمندان و بهره‌وری کار گروهی را بالا ببرند.


در نهایت، دگرگونی شهروندی باید نیاز مدیران به استراتژی چماق و هویج را کاهش دهد.

 

منبع: HBR

 

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: شنبه 11 آذر 1396 ساعت: 20:21
می پسندم نمی پسندم

وقتى صداقت يک روباه زير سوال ميرود..!

وقتى صداقت يک روباه زير سوال ميرود..!

 


ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﻧﺎﻟﻬﺎﯼ خارجی یک ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻣﺴﺘﻨﺪ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺣﺶ ﺭا ﭘﺨﺶ می کرد...


نشاﻥ مى داد يک ﮔﺮﻭﻩ ﻣﺤﻘﻖ تعدادى ﻻﺷﻪ ﻣﺮﻍ ﺭا ﺩﺍﺧﻞ ﺗﻮﺭﯼ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩند ﻭ ﭼﻨﺪ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺑﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎﯼ ۱۰-۲۰ ﻣﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺣﻔﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩند،
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ يك ﺭﻭﺑﺎﻩ آﻣﺪ ﻭ ﮐﻤﯽ ﺑﻮ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ يك ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺍﯾﻦ ﻻﺷﻪ ﻯ ﻣﺮغ ها ﺭا ﺟﺎﺑﺠﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ؛ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺱ ﺗﯿﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﺑﯿﻦ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ ﺍلآﻥ مى رود ﻭ ﺑﻘﯿﻪ ﻯ ﮔﻠﻪ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺎنش را مى آورد...


ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ يك ﺭوﺑﺎﺕ ﺟﺮﺛﻘﯿﻞ، ﺗﻮﺭﯼ ﺭا ﺟﺎﺑﺠﺎ ﮐﺮﺩند ﻭ آﻭﺭﺩند در ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺩﻭﻡ مخفى اش ﮐﺮﺩند ﻭ ﺑﺎ ﻣﺎﯾﻌﯽ خاص ﺍﺳﭙﺮﯼ ﮐﺮﺩﻧﺪ تا ﺍﺛﺮ ﺑﻮ ﺭا ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ببرند...


ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻌﺪ همان ﺭﻭﺑﺎﻩ ﻭ ۷-۸ ﺗﺎ ﺭﻭﺑﺎﻩ ديگر آمدند ﺳﺮ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺍﻭﻝ، ﻫﺮچه ﮔﺸﺘﻨﺪ ﻣﺮﻏﻬﺎ ﺭا ﭘﯿﺪﺍ ﻧﮑﺮﺩند؛ ﻫﺮچه ﺯﻣﯿﻦ ﺭا ﺑﻮ ﮐﺮﺩند ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻧﺪﺍﺷﺖ؛


آن ۷-۸ ﺗﺎ ﺭفتند ﻭ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﺍﻭﻟﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﮔﺸﺘﻦ ﮐﺮﺩ...


ﺟﺎلب ﺍین ﺑﻮﺩ ﮐﻪ مدام ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﻣﯿﮕﺸﺖ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺳﺮش را ﺑﺎﻻ ﻣﯿﺎﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎنش ﮐﻪ ﺩاشتند ﺩﻭﺭ مى شدند ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻮ ﻣﯿﮑﺸﯿد!!


محققين ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺳﯿﻢ ﮐﻤﯽ ﺭﻭﯼ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺩﻭﻡ ﺭا ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩند ﺗﺎ ﺣﺪﯼ ﮐﻪ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﻣﺮغ ها ﺭا ﺩﻳﺪ.


ﺍﯾﻦ ﺩﻓﻌﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺎﻟﺐ ﺑﻮﺩ؛ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺮغ ها ﺭا ﺑﺎ ﺩﻧﺪاﻥ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺮﺩ،ﺍﯾﻦ ﺗﯿﻢ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺱ آمدند ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ هماﻥ ﮐﺎﺭ ﺭا ﺗﮑﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩند ﻭ ﺗﻮﺭﯼ ﺭا ﺑﻪ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺳﻮﻡ ﺑﺮﺩﻧﺪ و بوى مرغها را با اسپرى پاک كردند؛ ﺭﻭﺑﺎه ها ﻭﻗﺘﯽ دوباره ﺭﺳﯿﺪند ﻫﺮچه ﮔﻮﺩﺍﻟﻬﺎ ﺭا گشتند ﻭ ﻫﺮچه ﺯﻣﯿﻦ ﺭا ﺑﻮ ﮐﺸﯿﺪند، ﭼﯿﺰﯼ ﻧﺒﻮﺩ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺭﻓﺘﻨﺪ...
ﺩﻭﺭﺑﻴﻦ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﺍﻭﻝ ﺭا نشان ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩیگر ﺟﺴﺖ ﻭ ﺟﻮ ﻧﮑﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺩﺍﺧﻞ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺩﻭﻡ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ماﻧﺪ.ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ای ﺻﺒﺮ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﺧﺒﺮﯼ ﻧﯿﺴﺖ، ﻧﺰﺩﯾﮑﺶ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﭼﮏ ﮐﺮﺩند، ﺩﯾﺪند ﮐﺎﻣﻼً ﻣﺮﺩﻩ...


ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻻﺷﻪ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺮﮐﺰ ﺩﺍﻣﭙﺰﺷﮑﯽ ﺑﺮﺩند ﻭ ﮐﻠﯽ آﺯﻣﺎﯾﺶ ﮐﺮﺩند؛ ﺩﯾﺪند ﺩﻗﯿﻘﺎً ﻋﮑﺴﻬﺎ ﻭ آﺯﻣﺎﯾﺸﺎﺕ نشاﻥ مى دهد ﺍﯾﻦ ﺣﯿﻮاﻥ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﯾﮏ ﺷﻮﮎ ﻋﺼﺒﯽ، ﺳﮑﺘﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﺮﺩﻩ!


ﺭﻭﺑﺎﻩ ﮐﻪ ﻧﻤﺎﺩ ﻣﮑﺮ ﻭ ﺣﯿﻠﻪ ﮔﺮﯼ ﺩﺭ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ است ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ مى كند ﺻﺪﺍﻗﺘﺶ ﺑﯿﻦ ﺩﻭﺳﺘﺎنش ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺭﻓﺘﻪ، ﺳﮑﺘﻪ ﻣﯿﺰند ﻭ ﻣﯿﻤﯿﺮد؛ ﺍﺯ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯿﻤﯿﺮد...
ﻭ ﭼﻘﺪﺭ زیادند کسانی كه می آیند ﺭﻭﺯﯼ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﻪ ﺯباﻥ مى آورند، ﺑﻌﺪ ﺟﺎلب اينكه ﺣﺘﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭﻭغ هایشان آﺷﮑﺎﺭ مى شود، ﺭﺍﺳﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﺭﺍﻩ ﻣﻴﺮوند ﻭ ﺍﺻﻼً ﺧﻢ ﺑﻪ ابرﻭ نمى آورند ﻭ ﺍﺳﻔﻨﺎک تر ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺗﮑﺮﺍﺭ، ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻭ ﺗﮑﺮﺍﺭ...


ﭼﻘﺪﺭ زشت است ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮسد ﮐﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺍﺯ او ﺩﺭ ﮐﺮﺍﻣﺖ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﭘﯿﺸﯽ ﺑﮕﯿﺮند.


ﺍﯾﻦ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ گرچه بى رﺣﻤﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ تكان دهنده اى ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺩﺍﺷﺖ.

 

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: شنبه 11 آذر 1396 ساعت: 20:03
می پسندم نمی پسندم

مقاله(هم رنگی جماعت بودن)

مقاله(هم رنگی جماعت)

 

 

آزمایش همرنگ جماعت شدن دکتر سالومون اَش

 

دکتر سالومون اَش؛ روانشناس اجتماعی کالج اسوارثمور ایالت پنسیلوانیا در سال 1951 آزمایش پیشگامانه ای انجام داد که طی آن احتمال انطباق و هم نوایی فرد با استانداردها در شرایط اجبار (به انطباق و هم نوایی و همرنگ جماعت شدن) را بررسی کرد.

 

گروهی از آدم ها برای این آزمایش انتخاب شدند و به آنها تصاویری از خطوط غیر یکسان به لحاظ اندازه نشان داده می شد؛ سوال خیلی ساده بود: طول کدام خط بیشتر است؟

 

ترفند کار اینجا بود که از میان افراد شرکت کننده فقط یک نفر شرکت کننده واقعی بود و مابقی که سیاه لشکر بودند دستور داشتند که به غلط بگویند کدام خط طولانی تر است!

 

با کمال تعجب در همه گروه ها؛ شرکت کننده واقعی با وجود اینکه می دانست پاسخ اشتباه است؛ غالبا با اکثریت هم رای می شد!

 

نتیجه گیری راهبردی:
این آزمایش نشان می دهد که انسان اغلب به جای پیروی از چیزی که فکر می کند درست است، بیشتر مایل است همرنگ جماعت دور و بر خود شود ولو اینکه بداند کاری که انجام می دهد یا نظر و عقیده او درست نیست.

 

ما چه رشته تحصیلی انتخاب می کنیم، چه شهر و کشوری را برای زندگی انتخاب می کنیم؟کجا کار می کنیم؟از چه مسیر هایی رفت و آمد می کنیم؟در چه زمینه هایی سرمایه گذاری می کنیم؟در چه کانال هایی عضو هستیم؟چه برنامه های تلویزیونی می بینیم؟با چه کسی ازدواج می کنیم؟از چه حزبی حمایت می کنیم و به چه کسی رای می دهیم؟

 

آیا پاسخ این سوال ها رای و نظر دیگران است یا حاصل انتخاب خودمان؟!

 

فکر می کنم پاداش همرنگ جماعت شدن این است که همه بجز خودتان شما را دوست دارند!!

 

همچنین کندی در این باره میگوید، هم رنگ جماعت شدن، زندانی کننده آزادی و دشمن رشد است؛ و همچنین متضاد شجاعت ترس نیست، بلکه همرنگ با جماعت شدن است؛ حتی یک ماهی مرده هم می تواند با جریان آب شنا کند!!

 

راهکار چیست؟

 

1  خواهی نشوی همرنگ؟رسوای جماعت شو!اگر به آنچه می دانیم درست است؛ یقین داریم، دنبال همان باشیم ولو تنها می شویم، اتفاقا در این مسیر دوستان و همراهان واقعی و درست پیدا خواهیم کرد؛ به یاد داشته باشیم اکثر ایده های کارآفرینی و اختراعاتی که با موفقیت پا به عرصه وجود گذاشته اند،توسط کارآفرینان و مخترعانی انجام شده اند که ابتدا بر ترس، اضطراب و وحشت تنها ماندن غلبه کرده اند!


2  نگاهی به اطرافیان و دوستانی که بیشترین رابطه را با آنها داریم بیاندازیم و در صورتی که این ارتباطات موجب پیشرفت های مادی، معنوی و اخلاقی نمی شوند، تجدید نظر اساسی داشته باشیم، چرا که به گفته جیم ران مربی بزرگ موفقیت: شما متوسط پنج نفری هستید که بیشترین ارتباط را با آنها دارید.
نوشته شده توسط زینت بخش

 

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: جمعه 10 آذر 1396 ساعت: 11:20
می پسندم نمی پسندم

هوش مالی و سرمایه گذاری برای بچه هاو فرزندان دلبندمان

هوش مالی و سرمایه گذاری برای بچه هاو فرزندان دلبندمان 

 

 


سواد مالی کودکان

در هر سنی چه چیزی به بچه هایمان یاد بدهیم؟

با آن‌ها در چه سنی در مورد پول حرف بزنیم؟

پول توجیبی

 

همه ما (والدین خانه و مدرسه) دوست‌ دارند که بچه‌هایی باهوش داشته باشند. در نظر آن‌ها کودکی که اسم رنگ‌ها را می‌داند، چند لغت انگلیسی بلد است و می‌تواند پایتخت کشورها را نام ببرد، بچه‌ای زیرک است؛ اما معمولا وقتی بحث به پول می‌رسد، با بچه‌ها صادق نیستیم. خیلی پیش می‌آید که از آن‌ها پول قرض کنیم و بدهی خود را نپردازیم.

 

در دارایی آن‌ها دخل و تصرف کنیم. گاهی برایشان بدون مرز پول خرج کنیم و وقتی خواسته‌هایشان بیش از توان مالی ما است، موضوع را به صراحت به آن‌ها توضیح ندهیم. شاید برخی از والدین دوست نداشته باشند فرزندانشان درگیر مفهوم پول شوند؛ اما سواد مالی کودکان جدی‌تر از چیزی است که فکر می‌کنیم. سوادی که می‌تواند بر آینده آن‌ها تاثیر بگذارد.

 

ارزش زمانی پول چیست؟

بعضی از بچه‌ها به پول فیزیکی دل‌بستگی پیدا می‌کنند و به بانک اعتماد ندارند. داشتن کارت‌بانک و تجربه خرید با آن می‌تواند تا حد زیادی اعتماد او را جلب کند. مسائل امنیتی استفاده از کارت را به او توضیح بدهید؛ مثلا به او بگویید که رمز کارتش یک راز بزرگ است و هیچ‌کس (حتی خود شما) نباید از آن خبر داشته باشد.

 

همچنین می‌توانید با او در مورد تورم صحبت کنید. به او بگویید که اگر بهره بانکی ۱۵% است و تورم ۱۰%، پول او بعد از یک‌سال ۵ درصد زیاد شده است. برای او مثال بیاورید. قبلا با ۱۰۰ هزار تومان می‌توانست ۱۰۰ نان بخرد، اما حالا با ۱۰۵ هزارتومانش می‌تواند ۱۰۰ نان بیشتر بخرد. این یعنی ۵ %.

 

سوال اینجا است که در چه سنی در مورد چه چیزهایی با آن‌ها حرف بزنیم؟

7سالگی: پس‌انداز
 7‌سالگی سن بسیار حساسی است. در این سن کودک به مدرسه می‌رود و برای نخستین بار حضور در جامعه را تجربه می‌کند. در این سن معمولا خانواده‌ها به او پول‌توجیبی می‌دهند. به‌این‌ترتیب کودک یاد می‌گیرد که برای خودش خرید کند و مراقب پولش باشد.

 

8سالگی: طلب
8‌سالگی سن خوبی است که کودک با مفهوم طلب آشنا شود. می‌توانیم از او پول قرض بگیریم و برای پرداخت آن یک زمان مشخص کنیم. این زمان را در یک دفترچه یادداشت کنیم و درست سر موقع قرض را به او بازگردانیم.

 

9 سالگی: بدهی
این سن وقت خوبی است که به او تجربه بدهکار بودن را منتقل کنیم. این بار می‌توانیم به او پول قرض بدهیم و از او بپرسیم چه زمان می‌تواند قرض را پس بدهد. می‌توانیم از آموزه‌های قبلی استفاده کنیم. او تا اینجا با دو مفهوم پس‌انداز و طلب آشنا شده است. حالا می‌تواند از پس‌انداز برای پرداخت بدهی‌اش استفاده کند.

 

10 سالگی: ارزش زمانی پول
▪️برای این منظور می‌توانیم برای پس‌انداز او یک حساب پس‌انداز کوتاه‌مدت درست کنیم. پس‌انداز او را در بانک بگذاریم و وقتی پولش بیشتر شد، به او توضیح بدهیم که این پول اضافه از کجا آمده است. لازم است او بداند که گرفتن سود از بانک، رخدادی طبیعی است و این مبلغ اضافه جایزه یا رخدادی استثنایی نیست.

 

11سالگی: مالیات و خیریه
▫️هدف از انتقال سواد مالی این نیست که کودکی ناخن‌خشک تربیت کنیم که همیشه مو را از ماست بکشد. برای همین بود که به او یاد دادیم پول قرض بدهد و به پول فیزیکی دل‌بستگی نداشته باشد.

 

12‌سالگی: شغل
بعضی از بچه‌ها مقداری بیشتر از پول‌توجیبی خود درخواست می‌کنند. پاسخ دادن به درخواست آن‌ها می‌تواند چالش‌برانگیز باشد. آیا باید خواسته‌های آن‌ها را بی‌چون‌وچرا پذیرفت؟ یا باید در مقابل برخی از خواسته‌های او مقاومت کرد؟

 

 کارهایی هم وجود دارند که خارج از حیطه وظایف او هستند؛ مثلا ممکن است او در شستن ظرف یا پاک کردن سبزی مشارکت نداشته باشد. حالا می‌توانید برخی از این وظایف را در مقابل دستمزدی مشخص به او بسپارید.

 

13سالگی: بورس!
▫️بله! بورس! در این سن می‌توانید برای فرزند خود یک کد بورسی بگیرید و پس‌اندازش را به بازار سرمایه ببرید. توصیه می‌شود برای او صندوق قابل معامله در بورس با درآمد ثابت بخرید تا در بدو ورودش ضرر را تجربه نکند. حتی خودتان می‌توانید به مقدار پس‌اندازش اضافه کنید.

 

14 سالگی: سود و زیان
▪️حالا فرزند شما دیگر کودکی آسیب‌پذیر نیست. برای همین می‌شود او را با روی سیاه بازار سرمایه آشنا کرد. البته برای آموزش زیان نباید او را به موقعیتی مضر وارد کنید. بلکه می‌توانید او را با یک سرمایه‌گذاری پرریسک آشنا کنید. (فقط بخش کوچکی از پس‌انداز او را به خطر بیندازید، نه تمام آن را.)

 

15سالگی: به دنیا واقعی خوش‌آمدی
▫️در سن 15 سالگی فرزند شما دبیرستانی است و باید بتواند برای آینده خود تصمیمات مهمی بگیرد. او باید انتخاب رشته تحصیلی کند و برای ورود به دانشگاه آماده شود. اگر مراحل آموزش مالی را به‌خوبی طی کرده باشد، حالا شناخت بهتری از زندگی واقعی خواهد داشت...


 منبع:مدرسه مالی

 

 

کانال تلگرامی عشق پول،دنیای تجارت کلیک کنید


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 08 آذر 1396 ساعت: 18:36
می پسندم نمی پسندم

ليست صفحات

تعداد صفحات : 237
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران