نکته های پیشرفت در کسب و کار و زندگی

تبلیغات

نویسندگان

پشتيباني آنلاين

    پشتيباني آنلاين

درباره ما

    به وبلاگ خوش آمدید امیدوارم بتوانم شما را به موفق شدن در زندگی تان نزدیک تر کنم یاعلی

امکانات جانبی

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    موبایل :
    ایمیل :
    نام اصلی :

آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 2362
    کل نظرات کل نظرات : 4
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 4

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 61
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 21
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 0
    آي پي امروز آي پي امروز : 1
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 1
    بازدید هفته بازدید هفته : 2182
    بازدید ماه بازدید ماه : 6796
    بازدید سال بازدید سال : 7673
    بازدید کلی بازدید کلی : 7673

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 216.73.216.196
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : یکشنبه 25 مرداد 1405

آخرین نطرات

    صبا قبادی - برای بدست آوردن موفقیت در زندگی مجبوریم بیش از یک بار سعی و تلاش کنیم و پا پس نکشیم اگه یه نگاهی هم به زندگینامه افراد بزرگ تو سایت هایی مثل فرچون و دانشگاه کسب و کار بندازیم متوجه میشیم که راز مموفقیت اکثرشون تلاش متدوام و ثابت قدمی اون هاست - دوشنبه 08 دی 1404
    علی - عالی بود - دوشنبه 08 دی 1404
    پرده زبرا - پرده های خانه - دوشنبه 08 دی 1404
    فن بیان - ممنون بابت اطلاع رسانیتون.
    پاسخ:هدف ما ایرانی سربلند می باشد و ملتی که بتواند راه خود را به خوبی ادامه بدهد وهم چنین که نظر می دید و ما را در بهتر کردن این وبلاگ یاری می کنید - دوشنبه 08 دی 1404
    تندخوانی - بابت اطلاع رسانیتون ممنونم.
    پاسخ:خواهش می کنم از شما هم ممنونم نظرات خود را با ما به اشتراک می گذارید با تشکر - دوشنبه 08 دی 1404
    علم و فناوری - با سلام
    انجام شد
    - دوشنبه 08 دی 1404
    علم و فناوری - با سلام
    پس دوست عزیز شما بنده رو با نام علم و فناوری و آدرس http://yecnews.ir/ لینک کنید.
    شما هم اسم و آدرس دلخواه خود را برای من از طریق نظرات سایت ارسال کنید
    با تشکر - دوشنبه 08 دی 1404
    علم و فناوری - باسلام
    وبلاگ خوبی دارید خوشحال میشم با هم تبادل لینک داشته باشیم
    درصورت تمایل از طریق نظرات سایت با ما در ارتباط باشید - دوشنبه 08 دی 1404
    لوکس بلاگ - از اینکه وبلاگ خود را در لوکس بلاگ ایجاد کرده اید کمال تشکر را داریم.مطمئن باشید لوکس بلاگ قوی ترین سیستم ساخت وبلاگ در ایران است.لوکس بلاگ تمامی امکانات ویژه و استاندارد را در حد ایجاد یک وب سایت حرفه ای مثل سیستم نظر سنجی.سیستم نظر دهی گرافیکی زیبا.سیستم امتیاز دهی 5 ستاره ای به مطالب.سیستم عضو گیری و ... را داراست.در اینجا سعی داریم معرفی و راهنمایی کمی در خصوص امکانات لوکس بلاگ داشته باشیم.فرض میکنیم شما تا به حال هیچ وبلاگی نداشته اید.ما شما را یاری میکنیم تا در چند قدم بتوانید یک وبلاگ استاندارد ایجاد کنید.اولین قدم:

    انتخاب یک قالب برای وبلاگ است.قالب وبلاگ به معنای ظاهر و محیط وبلاگ شماست که بینندگان ان را میبینند.برای انتخاب قالب در لوکس بلاگ 3 روش موجود است.روش اول میتوانید از منوی سمت راست گزینه -انتخاب قالب- را بزنید از بین 90 قالب موجود یکی را انتخاب نمایید.روش دوم میتوانید از قالبهای اماده دیگر وب سایت ها استفاده نمایید.کافی است در گوگل به فارسی بنویسید قالب وبلاگ و اینتر کنید.لیستی از سایت هایی که قالب وبلاگ ارائه میکنند را مشاهده خواهید کرد.با زدن یکی از ان گزینه ها و انتخاب قالب از ان سایت ها میتوانید -کد قالب بلاگف- را دریافت نمایید.(لوکس بلاگ سازگاری کامل با قالب های بلاگفا دارد)پس نیازی نیست به دنبال قالب لوکس بلاگ باشید.هرکجا هر قالبی مربوط به بلاگفا نیز مشاهده کردید میتوانید در لوکس بلاگ هم استفاده نمایید.بعد از دریافت کد از سایت های ارائه قالب از منوی سمت راست گزینه -ویرایش قالب- را بزنید.صفحه ای باز خواهد شد پر از کدهای مختلف.کدهایی که مشاهده میکنید را به طور کامل پاک کنید و کد قالب جدید که از سایت های ارائه قالب گرفته اید را قرار دهید و ثبت تغییرات را بزنید.اینگونه میتوانید از هزاران قالب مختلف برای وبلاگ خود استفاده نمایید.چناچنه در صورت اشتباه وبلاگ شما به هم ریخت نگران نباشید.در لوکس بلاگ هیچ چیز خراب نمیشود.به راحتی میتوانید از منوی سمت راست -انتخاب قالب- را بزنید و یک قالب انتخاب نمایید.تنظیمات به قبل خواهد برگشت. قدم بعد از انتخاب قالب
    ارسال مطلب است.از منوی سمت راست گزینه ارسال مطلب را بزنید.در این صفحه شما محیطی مشاهده خواهید کرد که میتوانید در ان مطلب بنویسید.نام این محیط -ویرایشگر- است.این محیط قابلیت های بسیار فراوانی دارد که خود شما باید در طول زمان ان را فراگیرید.مثل تغییر رنگ نوشته ها.تغییر اندازه و نوع نوشته ها.قرار دادن عکس و ...اما در اینجا فقط به نحوه
    قرار دادن عکس میپردازیم.برای قرار دادن عکس دو حالت پیش رو داریم.1-شما عکسی در وبلاگ و یا سایت دیگری میبینید و دوست دارید ان عکس در وبلاگ شما نیز نمایش داده شود.در اینصورت روی عکس مورد نظر راست کلیک کرده و -کپی- را زده.سپس به ویرایشگر خود امده و در ویرایشگر راست کلیک کنید و -پیست و یا چسباندن- را زده.اینگونه ان عکس به وبلاگ شما منتقل خواهد شد.2-ممکن است شما عکسی در کامپیوتر خود داشته باشید و دوست دارید ان را در وبلاگ خود به نمایش بگزارید.در اینصورت مراحل کمی طولانی تر است.در ویرایشگر علامت را پیدا و کلیک کنید.صفحه ای باز خواهد شد.در این صفحه به دنبال کلیدی با عنوان -آپلود عکس و انتخاب عکس از سرور- بگردید و کلیک کنید.صفحه دیگری باز خواهد شد که در پایین صفحه قسمتی وجود دارد برای انتخاب فایل از کامپیوتر.فایل خود را انتخاب و دکمه آپلود را بزنید.نام عکس شما در بالای ان صفحه به صورت یک لینک نمایش داده میشود.روی نام عکس خود کلیک کنید.عکس شما به ویرایشگر منتقل خواهد شد.به همین راحتی.به همین خوشمزگی. اکنون که عنوان مطلب و مطلب را نوشته اید میتوانید دکمه ارسال مطلب و انتشار مطلب را بزنید.کار تمام است.شما یک وبلاگ نویس شدید.از این به بعد اگر میخواهید حرفه ای تر باشید ادامه اموزش را دنبال کنید. بهتر است به گزینه های زیر ویرایشگر دقت کنید.اولین گزینه -اضافه کردن ادامه مطلب- است.فرض کنید شما مطلبی بسیار طولانی در مورد چگونگی ساخت وبلاگ دارید.اگر بخواهدی همه مطلب را یکجا در صفحه اصلی وبلاگ خود نمایش دهید باعث سنگین شدن وبلاگ و شلوغی میشود.پس بهتر است چند سطر اول مطلب خود را در قسمت اول ویرایشگر نوشته و سپس روی -اضافه کردن ادامه مطلب- کلیک کنید و در ویرایشگر جدید به وجود امده بقیه مطلب را بنویسید.اینگونه مطلب شما در وبلاگ در 2 قسمت نمایش داده خواهد شد.کسانی که علاقه مند به اموزش هستند با خواندن چند سطر اول در صفحه اصلی اگر مشتاق بودند با کلیک روی لینک ادامه مطلب در وبلاگتان میتوانند به ادامه مطلب دسترسی پیدا کنند و ادامه اموزش را بخوانند.در اینجا گزینه هایی مثل
    موضوعات است. .همه دوستدار نظم وترتیب هستند.اگر وبلاگ شما در چند زمینه مختلف مثل عکس و اس ام اس است بهتر از قسمت موضوعات استفاده کنید.برا این منظور از منوی سمت راست گزینه موضوعات را کلیک کنید.در اینجا میتوانید یک موضوع اصلی مثل عکس ایجاد کنید.سپس در صورت تمایل میتوانید برای موضوع عکس زیر موضوع هم بسازید.زیر موضوع عکس میتواند -عکسهای طبیعت- و -عکسهای هنرمندان- و -عکسهای ورزشی- باشد.سپس دوباره یک موضوع اصلی بسازید با عنوان اس ام اس.و دوباره میتوانید زیر موضوع هایی نیز برای دسته بندی بیشتر ایجاد کنید.مثل -اس ام اس عاشقانه- و-اس ام اس عارفانه- و ....بدین صورت شما منظم ترین وبلاگ را خواهید داشت.شما میتوانید اصلا از زیر موضوع استفاده نکنید و فقط موضوعات اصلی معرفی کنید.در لوکس بلاگ همه چیز به دلخواه شماست.ولی برای دسته بندی بیشتر زیر موضوع را اختراع کرده ایم.تا به اینجا شما موضوعات وبلاگ خود را ساخته اید.اکنون میخواهید عکسهای ورزشی در وبلاگ خود ارسال کنید.ارسال مطلب را زده.مطلب خود را نوشته.اکنونه در پایین ویرایشگر قسمت موضوعات گزینه موضوع اصلی -عکس- و زیر موضوع -عکسهای ورزشی- را تیک بزنید.اینگونه وبلاگ شما میفهمد این مطلب مربوط به کدام موضوع است.مطلب را ارسال کنید.اکنون اگر بیننده ای وارد وبلاگ شما شود و فقط به عکسهای ورزشی علاقه مند باشد با کلیک روی موضوع عکسهای ورزشی وبلاگ شما تمامی مطالب عکسهای ورزشی را خواهد دید.
    کلمات کلیدی یکی از مفید ترین امکانات برای بینندگان و مخصوصا موتور های جستجو گر است.سعی کنید هنگام ارسال مطلب حتما کلمات کلیدی مفید معرفی کنید.اگر مطلب شما راجع به دانلود نرم افزار انتی ویروس است در کلمات کلیدی بنویسید دانلود.انتی ویروس.نرم افزار رایگان. اینگون مطلب شما دارای کلمات کلیدی مناسب مربوط به همین مطلب است.
    عضو گیری در وبلاگ یکی از امکانات مهم و ویژه لوکس بلاگ است.لوکس بلاگ محیطی فراهم کرده است که بینندگان شما میتوانند در وبلاگ شما عضو شوند.شما اینگونه میتوانید بیننده های ثابتی برای وبلاگ خود فراهم کنید.با عضویت افراد در وبلاگ شما ایمیل انها در خبرنامه نیز ثبت میشود.سپس شما میتوانید بعد از اپدیت وبلاگ با ارسال خبرنامه اعضا را به دیدن وبلاگ تشویق کنید.مزیت بعدی مشارکت اعضا در ارسال مطلب برای وبلاگ شماست.اعضا از طریق کنترل پنل های خود قادر هستند برای وبلاگ شما مطلب ارسال کنند.اینگونه شما یک وبلاگ دارید با هزاران نویسنده.میتوانید اعضا را تشویق به ارسال مطلب کنید تا مسئولیت ارسال مطلب فقط به دوش شما نباشد. هنگام ارسال مطلب در زیر ویرایش گر میتوانید گزینه ای با عنوان-دسترسی به مطلب فقط مخصوص اعض-را مشاهده کنید.با تیک کردن این گزینه بینندگان با زدن ادامه مطلب نمیتوانند ادامه مطلب شما را مشاهده کنند و با پیام این مطلب مخصوص اعضاست مواجه میشوند.و در زیر ان مکانی برای ثبت نام است.اگر افراد ثبت نام کنند میتوانند ادامه مطلب را مشاهده کنند.اینگونه شما سیستم عضو گیری را فعال و مورد استفاده قرار داده اید.
    توجه داشته باشید دنیای وبلاگ نویسی و ایجاد سایت بسیار وسیع میباشد.شما در طول زمان با مهارت های بیشتری اشنا خواهید شد.برای این امر زیاد عجول نباشید.لوکس بلاگ راحت ترین سیستم برای فراگیری مهارت های وبلاگ نویسی است.در هر قسمت از لوکس بلاگ متن های راهنمایی اورده شده.با دقت به این راهنما ها میتوانید با این مهارت ها اشنا شوید.پس حتما راهنما ها را بخوانید و تمرین کنید و در نهایت اگر مشکلی داشتید انرا با فرم های مخصوص با ما در میان بگذارید.اوقات خوشی را در لوکس بلاگ برای شما ارزومندیم.

    - دوشنبه 08 دی 1404
    مایلینو - با تشکر از سایت خوبتون و مطاب خوبی که قرار میدید.
    پاسخ:باسلام ما سعی می کنیم که دوستان در مسیر پیشرفت قرار بگیرند و زندگی بهتری داشته باشند و همین طور ایرانی بهتر ممنونم بابت نظرتون نظرهای شما به ما انگیزه ی خوبی می ده برای ادامه راه - دوشنبه 08 دی 1404

منو کاربری

ارسال مطلب ویرایش پروفایل پنل کاربری صندوق پیام ارسال پیام پیام های ارسال شده تالار گفتمان خروج

همه می توانند کارآفرین باشند

همه می توانند کارآفرین باشند          

 

بطور ساده کارآفرین به شخص حقیقی یا حقوقی ای گفته می شود که توانایی تحمل ریسک اغلب مالی را دارد و می تواند یک ایده اولیه را به یک فعالیت اقتصادی تبدیل کند. همه ما می توانیم یک کارآفرین باشیم، چه کارمند، چه کشاورز و ... در هر پست و مقامی که باشیم در راه انجام فعالیت های خود می توانیم کارآفرین بوده و ایده های خود برای بهبود انجام کارها را به واقعیت تبدیل کنیم.

 

یک کشاورز می تواند با راه اندازی روشهای جدید کاشت، آبیاری، نگهداری و ... کمیت یا کیفیت محصولات خود را بالا ببرد. یک کارمند می تواند برای انجام فعالیت های روزانه و البته در چهارچوب اختیارات خود روشهای جدیدی را اختیار کند تا انجام کارها برای خود و ارباب رجوع سریعتر و با کیفیت بالاتری صورت پذیرد.

 

یک مهندس یا شرکت می تواند با قبول هزینه های تولید آزمایشگاهی، نمونه ای از یک محصول را تولید کرده و در صورت مفید بودن آنرا تولید انبوه نماید و به جامعه خود خدمت کند. یک مربی تیم فوتبال می تواند با اتخاذ روشهای مدیریتی و arrange یک تیم به موفقیت های بسیار دست پیدا کند و ....

 

همانطور که مشاهده می کنید در تمام مثالهایی که آورده شد نوعی ریسک وجود دارد. این ریسک ممکن است باعث از بین رفتن محصول کشاورز شود یا باعث شود تا کارمند توبیخ یا اخراج شود و یا سرمایه گذاری آن مهندس یا شرکت به هدر رود. و دست آخر آنکه آن مربی تیم ممکن است سمت یا اعتبار خود را از دست دهد. بنابراین مشاهده می کنید که بسادگی میتوان این نتیجه را گرفت که "کارآفرینی بدون ریسک امکان پذیر نمی باشد." شاید از همین جمله بتوان فهمید که چرا در کشور ما در میان جوانان کارآفرینی جایگاه والایی ندارد، فعلا" اجازه دهید بحث فنی را ادامه دهیم.

 

● کارآفرین چه ویژگی هایی دارد

 

▪ خود اتکایی از اولین خصوصیات یک کار آفرین می باشد. با کمک این نیرو کارآفرین می تواند به مبارزه با سختی ها بپردازد. بنابراین اگر می خواهید کار آفرین باشید باید این توانایی را در خود تقویت کنید.

 

▪ نیاز به انجام دادن و بدست آوردن از دیگر خصوصیات یک کارآفرین می باشد. اینگونه اشخاص بصورت دائم نیاز به آن دارند که محصول یا خدمتی را ایجاد کنند. از ساده ترین نوع آن مثلا" در فعالیت های خانگی گرفته تا پیچیده ترین کارهایی که ممکن است در تولید یک محصول یا خدمت به آن لازم باشد.

 

▪ استفاده از نهایت بهره وری از دیگر ویژگی های یک کارآفرین هست. یک کارآفرین همواره می خواهد از وقت خود بهترین استفاده را کند.

 

▪ تحمل ریسک از دیگر ویژگی های اینگونه افراد می باشد. یک کارآفرین می تواند ریسک ناشی از شکست را پذیرفته و تحمل کند. این ریسک ممکن است مالی یا حیثیتی باشد و یا از دست دادن بسیاری چیزها که مردم عادی در زندگی آنها را داراند، باشد.

 

▪ آنها شکارچی فرصت ها هستند. کارآفرین بسادگی می تواند میان یک اتفاق بدون خاصیت با دیگری که در دل آن فرصت شکوفایی نهفته است، تمایز قائل شود و دومی را شکار کند.

 

▪ نیاز به پیشرفت دائمی از دیگر ویژگی های این افرا می باشد. حتی هنگامی که کارآفرین فعالیت اقتصادی را راه اندازی کرد متوقف نمی شود او علاقه دارد که همه روزه به پیشرفت های جدیدی دست پیدا کند.

 

▪ کارآفرین توانایی بالایی در کنترل خود دارد. تحقیقات نشان می دهد که اغلب کارآفرینان بیشتر از آنکه بتوانند محیط بیرون را کنترل و مدریت کنند بر خود تسلط دارند. اثر جنبی این خاصیت می تواند همان قدرت کنترل بر محیط نیز باشد.

 

▪ آنها همواره به هدف نگاه می کنند و شب و روز فکرشان رسیدن به هدف می باشد. دقت کنید که تمرکز بر هدف برای بسیاری از مردم دشوار است اغلب به کاری که در حال انجام دادن آن هستند فکر می کنند نه هدف.

 

▪ کارآفرین توانایی تشخصی اولویت ها را دارد. خوب می داند چه کاری، چه موقع باید انجام شود و حاضر است بر سر آن با دیگران مبارزه کند.

 

▪ خوش بینی از ویژگی های مهم و بارز یک کارآفرین است. برای همین بسیاری از کارآفرینان جوان هستند چرا که آنها معمولا" به هر کاری خوشبین می باشند. کارآفرین در برخورد با مشکل بدون آنکه ذهن خود را مخدوش کند مبارزه می کند تا آنرا از میان بردارد. حتی اگر مشکل بزرگ باشد به خود میگود "الان که نمی شود آنرا حل کرد به کار دیگری می پردازم و بعد سراغ آن می آیم".

 

▪ شجاعت از دیگر ویژگی های یک کارآفرین می باشد. دقت کنید که تحمل ریسک با شجاعت تفاوت بسیاری دارد، به این مثال توجه کنید. یک مدیر کارآفرین یک شرکت را در نظر بگیرید. او هموراه در حال ایجاد تغییر در شرکت می باشد تا به هدفهای خود نزدیک شود. اگر شکست بخورد باید ریسک یا همان هزینه آنرا بپردازد فرض کنید که پول و امکانات هم دارد و می پردازد. چیزی که این فرد نیاز دارد صفتی است بنام "شجاعت" او باید دل انجام این تغییرات و به نوعی بازی با سرنوشت خود، کارمندان و شرکت را داشته باشد.

 

▪ کارآفرین معمولا" قدرت تحمل بالایی دارد. این قدرت تحمل از مسائل کاری شروع شده و یقینا" به مسائلی که در اجتماع یا خانواده او بدون شک رخ خواهد داد کشیده خواهد شد. قدرت تحمل جاذبه ایجاد می کند در حالی که عدم داشتن آن فرد را مجذوب می کند. مثال ساده آنکه فردی که قدرت تحمل بالایی ندارد معمولا" در یک شرکت دولتی که قدرت تحمل و زنده بودن بالا دارد مشغول بکار عادی و بدون جنبیش می شود.

 

▪ کارآفرین انگیزه داخلی بالایی برای انجام کار دارد. دقت کنید که اگر فردی دارای انگیزه بسیار قوی برای انجام کاری باشد و آن انگیزه در درون آن نباشد در هر لحظه ممکن است که فرد آن کار را رها کند. اما نیروی انگیزشی در کارآفرین در درون خود او وجود دارد و تا زنده هست به کار و فعالیت ادامه می دهد. تفاوت گرمای زمین و خورشید را مقایسه کنید، اگر خورشید برود زمین سرد خواهد شد اما اگر زمین برود خورشید همچنان گرم خواهد شد.


تاریخ ارسال پست: جمعه 16 آبان 1399 ساعت: 20:28
می پسندم نمی پسندم

واقعيت‌هاي راه‌اندازي كا‌في‌شاپ

واقعيت‌هاي راه‌اندازي كا‌في‌شاپ

 

چکيده:

جك ويلسون مي‌گويد: «من يك برنامه كاري براي راه‌اندازي يك كافي شاپ نوشته‌ام و آن را به يك مقام عالي رتبه در شهر نشان داده‌ام، ولي او سود حاصله را خيلي كم برآورد كرده است.

 

واقعيت‌هاي راه‌اندازي كا‌في‌شاپ

 

اين نوع كار رويا و اشتياق من بوده و اعتقاد دارم نكته كليدي در اين حرفه موقعيت مكاني آن است. لطفا براي آگاهي من به برخي از پارامتر‌هايي كه تاكيد بر آنها‌، مي‌تواند باعث بهتر شدن اين طرح كار شود اشاره كنيد.» پاسخ: «شورواشتياق به انجام يك كار هرگز نمي‌تواند در يك صنعت دشوار جايگزين يك طرح كسب و كاردقيق و انتظارات واقع‌گرايانه شود.»اگر زير بناي طرح كار شما از نظرمالي توجيه‌پذيرنباشد‌، احتمال پيشرفت آن كم است. يك برنامه كامل يا حتي پيدا كردن يك موقعيت مكاني خوب نيز نمي‌تواند باعث حفظ كسب و كاري شود كه درآمد حاصل از آن نمي‌تواند هزينه‌ها را پوشش دهد و بنابراين به سود دهي نيز نمي‌رسد. اولين مشكلي كه در بيشتر مناطق براي راه‌اندازي يك كافي شاپ مستقل با آن مواجه مي‌شويم، رقابت با شركت‌هاي زنجيره‌اي‌ بزرگ نظير «استار باكس» و «پيتز كافي» است كه مشترياني به شدت وفادار دارند.دومين مشكل اين است كه كالاهاي اين‌چنيني كه به طورميانگين قيمت پاييني دارند (يك فنجان قهوه بين 50/2 تا 4 دلار است) داراي محدوديت زماني در فروش نيز هستند. طبق نتايج به دست آمده بيش از 90 درصد از مردم آمريكا چاي يا قهوه خود را قبل از ساعت 11صبح مي‌خرند. ساعت كاري شما از 6 تا 11صبح است كه ساعات ازدحام آن بين ساعت 7تا 8 مي‌باشد و اگر شما در اين زمان پرسنل كافي براي جوابگويي به مشتريان نداشته باشيد سبب ازدحام شده و اين خود موجبات نارضايتي مشتريان را فراهم مي‌كند و موجب عدم بازگشت مشتريان مي‌شود و اگر با ازدياد كارمند روبه‌رو باشيد، هزينه حقوق كارمندان زيان بار خواهد بود، چرا كه كار شما ساعت 11 پايان مي‌پذيرد. كافي شاپ‌هاي مستقل براي افزايش درآمد خود غذاهاي پختني نظير ساندويچ‌، اسنك و سالاد را نيز به ليست غذاي خود مي‌افزايند. همچنين ميزباني مناسبت‌هاي خاص در ساعات بعدازظهر مانند مراسم موسيقي براي آماتورها يا مراسم جمع‌آوري اعانه براي خيريه‌ها اين امكان را فراهم مي‌كند كه ساعات كاري مفيد افزايش پيدا كند.

 

دوباره برنامه‌ريزي كنيد

و حالا با توجه به تجربيات يك فرد حرفه‌اي‌ دوباره به برنامه كسب‌وكار خود نگاه كنيد و يك طرح واقع‌بينانه براي دادوستد و درآمد خود تهيه كنيد. شما بايد با بازديد از كاررقيبان خود به ميزان درآمد و نحوه دادوستد آنها پي ببريد و اين كه چگونه آنها توانستند كار خود را بر اساس مشتريان زياد پايه‌ريزي كنند؟ آيا آنها مكاني را براي اين كه مشتريان بتوانند در آن جا خودرو خود را پارك كنند و اسنك و قهوه خود را در ماشين صرف كنند، فراهم كرده‌اند؟ و وجه تمايز شما از رقبا چيست؟مخارج طرح خود را جمع‌بندي كنيد و مطمئن باشيد مواردي را كه معمولا كم اهميت تلقي مي‌شوند مانند حق بيمه و ماليات را در بر گرفته باشد‌. فراموش نكنيد در كافي‌شاپ بايد محصولات لبني در انبار ذخيره و نگهداري شود كه اين كالا‌ها گران و فاسد شدني هستند.

در اولين بازرسي‌ها براي محل كافي‌شاپ در منطقه بايد به هزينه اجاره و كرايه آن توجه لازم شود و اگر چنانچه به بازسازي احتياج داشته باشد هزينه‌هاي آن نيز منظور گردد. در بسياري از مواقع مكان‌هاي مناسب براي اين مشاغل بسيار گران هستند و حتما بايد توجه شود كه محل شما داراي پاركينگ باشد و همچنين دسترسي به آن جا مشكل نباشد.

حالا هزينه‌هاي مواد خوراكي و نيروي كار خود را در مقايسه با ميزان دريافتي مورد انتظار قرار دهيد و محاسبه كنيد بعد از چه مدت مي‌توانيد هزينه‌هاي خود را پوشش دهيد و به سودآوري خواهيد رسيد؟اگر در همين مرحله نتايج نااميدكننده‌اي به دست آورديد‌، اين مي‌تواند براي شما نوعي هشدار باشد. البته ممكن است آنچه مشكل آفرين شده نه برنامه شما كه واقعيت كسب و كار باشد.

 


تاریخ ارسال پست: جمعه 16 آبان 1399 ساعت: 20:24
می پسندم نمی پسندم

وضعيت كار در قرن ۲۱

وضعيت كار در قرن ۲۱

 

نويسنده: چارلز هندي

مترجم: سيد حبيب الله شاهركني

چارلز بي هندي مدير، اقتصاددان، محقق و پروفسور دانشكده مديريت لندن است. او در سال ۱۹۳۲ در يك خانواده روحاني مسيحي در ايرلند متولد شد. پدرش معاون اسقف ايرلند بود. او تحصيلات خود را در دانشگاه آكسفورد و سپس در دانشكده مديريت «اسلون» دانشگاه ماساچوست آمريكا (ام.آي.تي) با درجه بسيار خوب به پايان رساند.

وي پس از پايان تحصيلات در انگلستان و قبل از ورود به ام.آي.تي، مدتي به عنوان مدير بازاريابي براي شركت نفتي بين المللي شل و همچنين در مقام اقتصاددان و استاد مديريت در آسياي جنوب شرقي و لندن به كار پرداخت.وي داراي انديشه هاي ژرف در زمينه مسايل مديريتي واجتماعي است، به طوري كه نه فقط فعل و انفعالات محيط كسب و كار را موردبررسي قرار مي دهد، بلكه دنياي پيراموني و محيط اجتماعي را هم تجزيه و تحليل و راهنماييهايي براي دگرگوني و بهبود شرايط پيشنهاد مي كند.

چارلز هندي كتابها و مقالات متعددي نوشته كه كتاب «عصر تضاد و تناقض» او كه دنباله كتاب «عصر سنت گريزي» است كه توسط مجلات مهم به عنوان يكي از ۱۰ كتاب برگزيده در زمينه كسب و كار معرفي شده است.

آنچه درپي مي آيد چكيده اي از نظرات چارلز هندي درخصوص وضعيت كار در قرن حاضر مي باشد كه با بهره گيري از كتابهاي وي تهيه و تنظيم شده است.

ما در يك دوران ويژه به سر مي بريم. در اين دوران تغييراتي در شرايط كاري افراد رخ داده و مي دهد كه باعث مي شود برخلاف گذشته بيشتر انسانها بيش از آنكه به سازمانهاي بزرگ وابسته باشند به كار مستقل يا پيمانكاري روي بياورند. آنها ديگر تمام وقت خود را در يك سازمان سپري نخواهندكرد، بلكه به فعاليتهاي پاره وقت خواهند پرداخت. فقط كمتر از نيمي از نيروي كار در سازمانهاي مختلف مشاغل تمام وقت «مناسب» به دست مي آورند و باقي افراد كاركنان مستقلي هستند كه تعدادشان سال به سال بيشتر مي شود. بيشتر اين افراد به اين دليل كارگر پاره وقت يا موقت هستند كه يا خود مي خواهند و يا جز اين چاره ديگري ندارند.

اصولا ويژگي سازمانهاي امروزي اين است كه آنها بر هسته اي از مديران و كارگران ضروري استوارند كه پيمانكاران خارج از سازمان و مستخدمان پاره وقت، آنها را ياري مي دهند. البته اين روش، شيوه جديدي براي ساماندهي امور نيست، چرا كه مقاطعه كاران بزرگ و كوچك طي نسلهاي متمادي اين كار را كرده اند. آنچه تازگي دارد رشد اين شيوه از سازماندهي در حرفه‌هاي بزرگ و نهادهاي بخش دولتي است كه به دليل ارزانتر بودن، درميان آنها گسترش يافته است. اين سازمانها به اين نتيجه رسيده اند كه گرچه راحت تر است كه كاركنان خود را به صورت تمام وقت دراختيار داشته باشند، اما دراختيار داشتن تمام نيروي كار، نوعي اسراف در سازماندهي منابع انساني ضروري است. لذا نگاه داشتن آنها در خارج از سازمان، به صورت كاركن مستقل يا در استخدام مقاطعه كاران متخصص و خريد خدمات آنها به هنگام نياز ارزانتر تمام مي شود.

براين اساس، سازمانهاي امروزي از سه گروه مختلف مردم تشكيل شده اند كه هركدام از آنها انتظارات متفاوتي دارند و شيوه مديريت بر آنها فرق مي كند. آنها از حقوق مختلفي برخوردارند و به اشكال مختلف سازماندهي مي شوند.

گروه اول را متخصصان، تكنسين ها و مديران صاحب صلاحيتي تشكيل مي دهند كه وجودشان براي سازمان ضروري است. آنها حامل دانش سازماني هستند كه سازمان را از همتايانش متمايز مي سازد، به طوري كه اگر آنها از دست بروند، سازمان هم از دست خواهدرفت. بنابراين، ازنظر سازمان آنها ارزشمندند و بايد باشند و جايگزين كردنشان دشوار است. سازمانها با دادن سكه هاي طلا، حقوقهاي بالا، منافع حاشيه اي و اتومبيل هاي گرانقيمت آنها را بيش از پيش به خود نزديك مي كنند. درعوض از آنها انتظار مي رود به سختي و با طي مسافتهاي طولاني كار كنند و تعهد و انعطاف پذيري داشته باشند. ۴۰ يا ۴۵ ساعت كار در هفته براي اين گروه نيست، معدودي از آنها از تمام مرخصي استحقاقي خود استفاده مي كنند، و يا پيش از آنكه شب شود، خانه و خانواده خود را مي بينند. از آنها انتظار مي رود كارها را مطابق تمايل سازمان انجام دهند و درعوض، بيش از پيش حقوق خوب دريافت دارند. درنيتجه اين وضع، آنها ازنظر سازمان، گران قيمتند و تعدادشان نيز كم است.

گروه دوم، پيمانكاراني هستند كه با سازمان قرارداد مي بندند تا كارها را انجام دهند. اين گروه هم از افراد و هم از سازمان تشكيل شده اند. منظور از افراد يادشده، كاركنان متخصص يا تكنسين هاي مستقلي هستند كه بسياري از آنها در گذشته از مستخدمان اصلي سازمان بوده اند و نقش خود را در هسته اصلي ايفا كرده اند و اكنون ترجيح داده اند كه جزو كاركنان مستقل باشند. منظور از سازمانها هم سازمانهايي هستند كه از سازمانهاي اصلي كوچكترند، ولي با وجود اين، هسته ها و پيمانكاران فرعي خاص خود را دارند. آنها در قبال نتيجه اي كه به دست مي آورند، پول مي گيرند و نه به ازاي مدت زماني كه صرف مي‌كنند، آنها حق الزحمه دريافت مي دارند نه حقوق. پيامد اين وضع واجد اهميت است به اين معنا كه سازمان مركزي مي‌تواند كنترل خود را فقط ازطريق بررسي نتايج اعمال كند و نه ازطريق بررسي روشها، گروه سوم، نيروي كار انعطاف پذير يا كليه كارگران پاره وقت و موقتي هستند كه رشد يابنده ترين بخش عرضه اشتغال را تشكيل مي دهند.

اين افراد، همان بازار كارند، بازاري كه كارفرمايان آن طور كه دوست دارند و هنگامي كه نياز دارند وارد آن مي شوند، تا هرچقدر كه مي توانند پول كمتري بابت آن بپردازند (كه البته اين فلسفه كوته بينانه است).

اين قبيل افراد بايد جدي گرفته شوند، زيرا آنها كار پاره وقت يا موقت خود را انتخاب مي كنند. آنها مهارتهايي دارند كه مي‌توانند افزايش يابند، مي توانند تعهد به كار داشته باشند و قابليتها و نيروهايي دارند كه اگر از آنها خواسته شود مي توانند ارائه دهند. آنها لزوما درپي به دست آوردن پست يا ارتقاي مقام نيستند، آنها علايق و دلمشغوليهايي فراتر از شغل خود را دارند و لذا آمادگي پذيرش تشويقهاي موردنياز كاركنان هسته اي را ندارند. آنها بيشتر به يك شغل و گروه كاري متعهدند تا به مقام يا سازمان.

از آنجا كه با اين افراد به عنوان كاركنان موقت برخورد مي شود، آنها نيز واكنشي موقتي از خود نشان مي دهند. اين نيروها، هيچگاه بلندپروازي كاركنان هسته اي را نخواهند داشت. آنچه آنها خواهانش هستند دريافت حقوق و برخورداري از شرايط آبرومندانه و برخورد مناسب و همراهاني خوب است. آنها شغل دارند نه مقام و نبايد بيش از آنچه انتظار دارند، در جريانات امور سهيم باشند و نبايد هم از آنها انتظار داشت كه در پيروزيهاي سازمان شادماني كنند. آنها كمتر دل درگرو عشق سازمان مي‌بندند و در فرهنگ آنها كار بيشتر، مستلزم و مستحق پول بيشتر است. چنين اشخاصي كارگران پيماني هستند و انتظار دارند كه با آنها پيمان منصفانه بسته و اين پيمان محترم شمرده شود.

سازمانهاي امروز كه بدين ترتيب سازماندهي مي شوند، معمولا به كسي وعده سمت نمي دهند. درعوض براي افراد فرصتهايي فراهم مي كنند تا آنها تواناييهاي خود را باور سازند و از بعضي فرصتها استفاده كنند كه برايشان ايجاد مي شوند. از اين سازمانها، نمي توان انتظار داشت كه بيش از اين به فكر آينده افراد باشند و مراتب پيشرفت آنها را فراهم سازند. حال ديگر افراد بايد به فكر خودشان باشند و به خاطر بسپارند كه در اين دنياي جديد، هركس فقط به اندازه شغل فعلي خود خوب است و تضميني براي آينده وجود ندارد. درچنين شرايطي، آموزش به نوعي سرمايه گذاري و تجربه گسترده به نوعي دارايي تبديل مي‌شود، مشروط براينكه اين تجربه سطحي نباشد.

در اين وضعيت، سازمانها ديگر افراد منفعلي را نمي پذيرند كه به تعهداتشان عمل نمي كنند و افراد را در مشاغلي نگه نمي‌دارند كه نيروهاي جوانتر با دستمزدي معمولا پايين تر مي توانند انجام دهند.

درعوض، خيلي از افراد هم از سازمانها به عنوان محلي براي كارآموزي استفاده مي كنند و در دهه سي سالگي به صورت مستقل به عنوان كارفرما يا مشاور فعاليت خود را شكل مي دهند و يا در پيمانكاريها، نقش يك متخصص را ايفا مي كنند.

امروزه نه سازمانها و نه كاركنان به استخدام به عنوان مقوله اي مادام العمر نگاه نمي كنند. اكنون ديگر وضع فرق كرده است و افراد بدون اينكه تقصيري داشته باشند شغل خود را از دست مي دهند. حال شرايط به گونه اي است كه ۱۰ درصد از جمعيتي كه در سن كاركردن قرار دارند، فاقد كاري هستند كه در ازاي آن حقوق دريافت كنند و اين رقم بالايي است. البته عده ديگري هم هستند كه در زمره اين ۱۰ درصد نيستند، اما در فقر زندگي مي كنند مثل بسياري از كاركنان مستقل.

در يك جمع بندي، شرايط كاري را در قرن حاضر مي توان چنين توضيح داد:

ـ كارگران تمام وقت دائم، اقليت نيروي كار را تشكيل مي دهند؛

ـ ۷۰ تا ۸۰ درصد از مشاغل، بيشتر به مهارتهاي فكري نياز دارند تا مهارتهاي بدني؛

ـ افراد مستقل، درجهاني شديدا رقابتي، با مازادي از نيروي كار جوياي شغل روبه رو هستند؛

ـ سازمانها بيش از پيش از افراد هوشمندي تشكيل شده اند كه كارهاي هوشمندانه اي انجام مي دهند؛

ـ افراد شاغل غالبا اطلاعاتي بيش از فرماندهان خود دارند و حس مسئوليت پذيري آنها براي انجام وظيفه چنان كامل است كه به فرمان كسي براي انجام كار گوش نمي دهند، لذا بايد آنها را متقاعد كرد؛

ـ مديران جديد برعكس مديران قديمي كه عالم بر همه چيز بودند و مي توانستند همه كارها را انجام دهند و هر مسئله اي را حل كنند، مي خواهند بدانند كه هر مسئله اي را چگونه مي توان حل كرد و در اين راه از ظرفيت كاركنان تحت مديريت شان استفاده مي كنند؛

ـ به تدريج واژه مدير از بين خواهدرفت و افراد به عنوان رهبر تيم، گردانندگان پروژه، هماهنگ كنندگان و يا به طوركلي مجريان فعاليت خواهندكرد.

 

 


تاریخ ارسال پست: جمعه 16 آبان 1399 ساعت: 20:22
می پسندم نمی پسندم

موسسا ت تامين سرمايه در ايران

موسسا ت تامين سرمايه در ايران

 

چکيده:

موسسات تامين سرمايه نه يك شركت سرمايه‌گذاري هستند، نه يك بانك؛ بلكه فعاليت آنها بيشتر مربوط به تامين مالي شركت‌ها است

 

شيوه‌هاي مختلفي براي تامين مالي وجود دارد كه موسسات تامين سرمايه از طريق آن منابع مورد نياز براي نقدينگي و سرمايه در گردش طرح‌ها را تجهيز مي‌كنند كه از جمله مي‌توان به تامين مالي از روش فروش سهام و اوراق بهادار ديگر اشاره كرد. موسسات تامين سرمايه در مقابل بانك‌هاي تجاري قرار مي‌گيرند.

بانك‌هاي تجاري از طريق سپرده‌گذاران و مشتريان و حساب‌هاي پس‌انداز اقدام به اعطاي تسهيلات مي‌كنند، در حالي كه موسسات تامين سرمايه  فاقد نقدينگي براي اعطاي وام‌هاي نقدي هستند. اين موسسات به عنوان واسطه عمل مي‌كنند و فروشندگان سهام را به خريداران آن متصل مي‌كنند. در واقع، شركت‌هايي كه مي‌خواهند به غير از اخذ وام از روشي ديگر تامين مالي كنند به سراغ اين موسسات مي‌آيند.  به همين دليل نقش اين موسسات در اقتصاد، بسيار حائز اهميت است.

با تاسيس موسسات تامين سرمايه در ايران، اين گمان نمي‌رفت كه اين موسسات بتوانند تمام فعاليت‌هاي مربوط به وظايف اصلي خود را به جز چند مورد انجام دهند. بر اين اساس، موسسات تامين سرمايه در ايران هنوز داراي نقايص و محدوديت‌هايي هستند. در اين نوشتار سعي شده است علاوه بر بيان اين محدوديت‌ها و نقايص، پيشنهادهايي هم براي بهبود وضعيت اين موسسات بيان شود كه بعضي از آنها به شرح ذيل هستند:

1- پذيره‌نويسي سهام يكي از وظايف اصلي اين موسسات است؛ ولي اين  فعاليت هنوز در ايران به صورت گسترده‌اي انجام نمي‌شود (يكي از دلايل پذيره‌نويسي سهم،  شفاف‌سازي قيمت آن است). شركت‌هايي كه موفق نمي‌شوند سهامشان را به فروش برسانند، از طريق اين موسسات آن را مي‌فروشند كه اين فعاليت به نوبه خود منجر به بهبود وضعيت بازار سرمايه و در نتيجه رونق اقتصادي مي‌شود. علاوه بر پذيره‌نويسي سهام، اوراق مشاركت و ساير ابزارهاي مالي نيز توسط اين موسسات پذيره‌نويسي مي‌شود.

2- فعاليت اين موسسات در حوزه تملك و ادغام و همچنين ساختار دهي مجدد شركت‌ها در ايران هنوز مطرح نيست و كمتر به آن توجه مي‌شود، در صورتي كه اين كار يكي از فعاليت‌هاي اصلي اين موسسات است و در بيشتر كشورها به عنوان مهم‌ترين فعاليتشان تلقي مي‌شود.

3- نگرش بورس به اين موسسات در ايران با نگرش بورس‌هاي جهان به اين موسسات متفاوت است.  در واقع، در ايران اين دو نهاد حرف يكديگر را درست درك نمي‌كنند و به سختي مي‌توانند فعاليت خود را با هم هماهنگ كنند كه اين نيز يكي از نقايص و محدوديت‌هاي اين موسسات است كه بايد اين دو به ميزان قابل‌توجهي به هم نزديك شوند. اين نزديك شدن، خود منجر به  رونق هرچه بيشتر اين موسسات و همچنين رونق بازار سرمايه مي‌شود.

4- تعداد اين موسسات در ايران بسيار كم است.  اين نيز يكي از عواملي است كه باعث شده  اين شركت‌ها نتوانند تا حدودي نقايص و محدوديت‌هاي خود را رفع كنند، زيرا افزايش تعداد اين موسسات، منجر به افزايش رقابت بين آنها شده و در نتيجه كيفيت كار اين موسسات  بالا مي‌رود. اين كيفيت هم به نوبه خود منجر به كارآيي و بهبود وضعيت بازار، به خصوص بازار سرمايه مي‌شود و در نتيجه رونق اقتصادي را به همراه خواهد داشت؛ بنابراين دولت براي رسيدن به اهداف اقتصادي خود بايد به اين موسسات بيشتر توجه كند.

5- ارتباطات بين‌المللي در موسسات تامين سرمايه در ايران ضعيف است كه خود دلايل مختلفي دارد كه يكي از دلايل آن ناشي از روابط سياسي است. به دليل تاثير بازارهاي جهاني بر يكديگر و همچنين نزديك بودن آنها به‌هم، بايد اين ارتباطات به نوبه خود قوي شود؛ يا اين‌ كه حداقل با كشورهايي كه قوانين آنها شبيه قوانين ايران است، به خصوص  كشورهاي اسلامي، اين ارتباطات گسترش يابد.

6- در فرآيند اجراي اصل 44 قانون اساسي، اين موسسات مي‌توانند راهگشا باشند. اين احساس وجود دارد كه بخش خصوصي براي خريد شركت‌هاي قابل‌واگذاري با كمبود منابع مالي مواجه است و سيستم بانكي ايران آن‌گونه كه بايد از بخش خصوصي حمايت نمي‌كند؛ بنابراين اين موسسات مي‌توانند با كمك به بخش خصوصي، فرآيند واگذاري شركت‌هاي دولتي را تسهيل و تسريع كنند.

در نتيجه بهتر است توجه دولت به اين موسسات افزون‌تر شود.

7- فرآيند شكل‌گيري و ايجاد يك نهاد يا ابزار جديد مالي در ايران كند و مشكل است. در واقع، يك ابزار جديد براي اينكه فعاليت خود را آغاز كند، نياز به گذشت زمان بسيار است و اين نيز يكي از عواملي است كه باعث شده است اين موسسات در ايران نسبت به ديگر كشور‌ها عقب تر باشند.

در واقع بايد فيلترها و بوروكراسي حاكم براي فعال شدن ابزار جديد كمتر شده تا فعاليت اين موسسات تسهيل و تسريع شود.يكي از دلايل اين موضوع، كمبود قوانين و مقررات، به خصوص در حوزه مسائل مالياتي، ابزارها و نهادهاي جديد است كه با تصويب قانون «توسعه ابزارها و نهادهاي مالي جديد به منظور تسهيل اجراي سياست‌هاي كلي اصل چهل و چهارم قانون اساسي» به نظر مي‌رسد روند توسعه ابزارها سريع‌تر شود.

8- اين موسسات هنوز توسط تعدادي از نهادها و سازمان‌ها مورد پذيرش قرار نگرفته‌اند. براي مثال، سازمان خصوصي‌سازي نقش اين موسسات را آن‌گونه كه بايد قبول نكرده است. در صورتي كه فعاليت اين دو نهاد مكمل يكديگر است و مي‌تواند در بسياري از زمينه‌ها واگذاري شركت‌هاي دولتي به بخش خصوصي، راهگشا باشد.

9- بانك مركزي به بورس و ساير موسساتي كه با بورس رابطه نزديك دارند به عنوان يك رقيب نگاه مي‌كند؛ بنابراين تمايل زيادي به ورود ابزارهاي جديدي كه به بازار پول مربوط مي‌شوند ندارد. اين نيز به نوبه خود موجب محدوديت و عدم‌رشد مناسب اين موسسات مي‌شود.

10- عدم‌آشنايي و آگاهي سرمايه‌گذاران و شركت‌هايي كه به تامين مالي نياز دارند با اين موسسات از يك طرف و عدم‌سابقه طولاني اين موسسات از طرف ديگر، سبب شده است كه اين موسسات نتوانند رونق و رشد مناسبي داشته باشند. بديهي است تلاش در جهت حل و فصل اين مشكلات و توجه به پيشنهاداتي كه ارائه شده است منجر به تقويت هرچه بيشتر نقش موسسات تامين مالي در بازار سرمايه كشورمان خواهد شد.

* مدرس دانشگاه - حسابدار رسمي


تاریخ ارسال پست: سه‌شنبه 13 آبان 1399 ساعت: 23:23
می پسندم نمی پسندم

نحوه تعيين قيمت سهام

نحوه تعيين قيمت سهام

 

چکيده:

بورس اوراق بهادار مكاني است، كه در آن انواع مختلف اوراق بهادار مانند سهام عادي، اوراق قرضه، اختيار معامله اوراق بهادار و قراردادهاي آتي مورد دادو ستد قرار مي‌گيرد.

 

 قيمت سهام:

بورس اوراق بهادار مكاني است، كه در آن انواع مختلف اوراق بهادار مانند  سهام عادي، اوراق قرضه، اختيار معامله اوراق بهادار  و قراردادهاي آتي  مورد دادو ستد قرار مي‌گيرد.

مهمترين وظيفه بورس اوراق بهادار، ايجاد يك بازار كارآ و پيوسته براي اوراق بهادار است به گونه اي كه هر لحظه بتوان اوراق بهادار را به قيمت عادلانه ونزديك به قيمت معامله قبلي خريد و فروش گردد. بنابراين بورس بايد بتواند نقدينگي كافي را براي سرمايه‌گذاران ايجاد كند. در چنين بازاري، سرمايه‌گذاران خواهند توانست كه اوراق بهادار خود را سريعاً به نقد تبديل و يا داراييهاي نقدي خود را صرف سرمايه‌گذاري در اوراق بهادار نمايند.

وظيفه مهم ديگر بورس، ‌تعيين قيمت اوراق بهادار است. قيمت در اين بازار براساس  عرضه و تقاضا ي اوراق بهادار تعيين مي‌شود.  تمام سفارشهاي خريد و فروش اوراق بهادار از اقصي نقاط كشور به محل بورس ارسال و با توجه به حجم عرضه و تقاضا، قيمت سهام تعيين مي‌گردد.

يك بازار كارآ بايد اين امكان را فراهم آورد كه براساس اطلاعات منتشر شده در بازار، اوراق بهادار مورد ارزيابي  قرار گيرد و آثار آن در قيمت اوراق بهادار منعكس گردد ؛ به عبارت ديگر، بورس اوراق بهادار نسبت به تحولات و رويدادهاي مختلف حساسيت نشان مي‌دهد. در كشورهاي ديگر، شركتهايي كه قصد فروش سهام به عموم را دارند براي عرضه سهام به عموم و تعيين ارزش سهام از خدمات موسسات تهيه سرمايه و يا بانكهاي سرمايه‌گذاري   استفاده مي‌كنند. اين موسسات كه داراي تجربيات طولاني در تعيين ارزش سهام شركتها هستند، با توجه به اوضاع عمومي‌بازار سرمايه وتجزيه و تحليل وضعيت مالي ودورنماي سودآوري شركت و همچنين قيمت سهام شركتهاي مشابه، اقدام به تعيين قيمت سهام مي‌كنند. اين موسسات علاوه بر تعيين قيمت سهام، مسئوليت فروش و عرضه عمومي‌سهام را نيز به عهده دارند.

قيمت سهام شركتهايي كه سهام‌ آنها براي اولين بار به عموم عرضه مي‌شود به دليل بالا بودن ريسك  و نگراني مربوط به عدم سابقه قيمت معاملاتي و نامشخص بودن قابليت نقدينگي معمولاً كمتر از قيمت سهام شركتهاي مشابهي كه داراي سابقه طولاني معاملات  سهام هستند، درنظر گرفته مي‌شود. با توجه به اينكه در كشورهاي ديگر مقررات خاصي در مورد افشاي اطلاعات جامع در مورد شركتهايي كه سهامشان قرار است به عموم عرضه گردد وجود دارد، اين موسسات مسئوليت تهيه كتابچه اطلاعات مربوط به شركت را نيز به عهده مي‌گيرند. اين اطلاعات توسط اين موسسات تهيه و صحت و جامعيت آن توسط مراجع رسمي‌تائيد مي‌شود ودر نتيجه تا حدود زيادي اعتماد  مردم به سرمايه‌گذاري در سهام عرضه شده را افزايش مي‌دهد.(راعي،تلنگي،1383)

 

 مدلهاي تعيين ارزش سهام عادي: ‌

در تئوريهاي مالي، ارزش اوراق بهادار از طريق محاسبه ارزش فعلي عايدات آينده آنها به دست مي آيد، به عبارت ديگر، براي تعيين ارزش اوراق بهادار،  ابتدا بايد ميزان عايدات ناشي از اوراق بهادار را همراه با زمان  دريافت  آنها تعيين نمودو سپس با توجه به نرخ تنزيلي كه با ميزان ريسك اينگونه اوراق بهادار متناسب باشد، ارزش فعلي آنها را محاسبه كرد. چون نرخ تنزيل و يا نرخ بازده مورد توقع سرمايه‌گذاران  تابعي از ميزان ريسك عايدات آينده است، لذا نرخ تنزيل مورد استفاده بايد با ريسك عايدات آينده‌آنها متناسب باشد. بنابراين براي تعيين  ارزش سهام عادي، ابتدا بايد سه عنصر اصلي تعيين ارزش يعني: 

(1)ميزان عايدات آينده، (2)‌ زمان  دريافت عايدات، (3)  ميزان عدم اطمينان نسبت به تحقق عايدات ،مشخص گردد.

همانگونه كه قبلاَ اشاره شد، ميزان عايدي كه به يك سهم عادي تعلق مي‌گيرد‌، تابعي از ميزان سود خالص شركت است. ميزان سود خالص شركت نيز تابعي از ميزان فروش و حجم هزينه هاي ثابت و متغير عملياتي  و غيرعملياتي شركت است. با توجه به متغير بودن اين عوامل و نوسان پذيري آنها از يك سال به سال بعد، امكان تخمين دقيق سود شركت در سالهاي آينده وجود  ندارد. البته مي‌توان، توان كسب سود شركت را با توجه به  عوامل دروني و بروني شركت تعيين كرد.

اگر درآمد متعلق به هر سهم را با  EPS و نرخ بازده مورد توقع سهامداران عادي را با K نشان دهيم و اگر شركت صددرصد سود خود را تقسيم كند، ارزش هر سهم به طريق زير قابل محاسبه خواهد بود.

 

  مدل بدون رشد: 

اگر ميزان سرمايه‌گذاري شركت در هر سال را فقط به ميزان استهلاك دارائيهايش فرض كنيم، دراين صورت ظرفيت توليد و توان كلي كسب سود شركت ثابت مي ماند كه مي‌توان آن را با  EPS نشان داد دراين صورت ارزش هر سهم برابر خواهد بود با: 

 

 با توجه به اينكه جمع كسرهاي داخل پرانتز برابر با 1/K است. خواهيم داشت: 

معادله5-2                                                                  

به عبارت ديگر براي تعيين ارزش هر سهم كافي است درآمد متعلق به هر سهم را به نرخ بازده مورد توقع سهامداران ( نرخ تنزيل ) تقسيم كنيم.

 

 مدل با رشد: 

در مدل قبل، فرض براين بود كه شركت هيچ گونه سرمايه‌گذاري جديدي انجام  نمي‌دهد و اگر شركت به منظور توسعه فعاليت خود‌، به سرمايه‌گذاري تمام يا قسمتي از سود خود اقدام كند، قدرت كسب سودش افزايش يافته، سودهاي آينده ‌آن رشد خواهد يافت. نرخ رشد سودهاي آينده به ميزان  سرمايه‌گذاري،  و نرخ بازدهي اين سرمايه‌گذاري بستگي دارد. اگر درصد سود سرمايه‌گذاري شده را با  b و نرخ بازده سرمايه‌گذاري را با r و نرخ  رشد سود را با g نشان دهيم نرخ رشد برابر خواهد بود با:                                              g  = b.r

و ميزان سود نقدي تقسيمي  (D) به سهامداران برابر خواهد بود با: 

D = (1-b)EPS

در چنين حالتي ارزش يك سهم برابر خواهد بود با: 

 

با توجه به اينكه

EPS2=EPS1(1+g) = EPS1(1+br)

EPSn=EPS1(1+g)n-1=EPS1(1+br)n-1

با جايگزيني معادلات فوق در فرمول تعيين ارزش خواهيم داشت: 

 

اگر فرض كنيم كه   K>br باشد ( كه فرض معقولي است ) فرمول فوق خلاصه خواهد شد: 

معادله6-2        

لذا در اين فرمول مشاهده مي‌شود كه ارزش يك سهم، تابعي از درآمد متعلق به هر سهم  (EPS)، درصد سود سرمايه‌گذاري شده (b)، نرخ بازدهي سرمايه‌گذاري (r) و نرخ بازده مورد توقع سهامداران (K) است.

ارزش تعيين شده براي هر سهم طبق معادله6-2 در دو حالت برابر با ارزش تعيين شده طبق معادله5-2 است.

اول :  موقعي كه شركت سود خود را سرمايه‌گذاري ننموده (b = 0 ) و تمام آن را تقسيم كند ؛ در اين صورت معادله6-2 به شكل زير درخواهد آمد: 

 كه شبيه معادله5-2 است                                      

دوم:  موقعي كه نرخ بازده سرمايه‌گذاري شركت با نرخ بازده مورد توقع سهامداران برابراست  (r = k ). در اين صورت معادله6-2 به شكل زير درخواهد آمد.

 

به عبارت ديگر براي آن دسته از شركتهايي كه نرخ بازده سرمايه‌گذاريشان با نرخ بازده مورد توقع سهامداران برابر است، معادله5-2مي‌تواند براي تعيين ارزش سهام بكار رود. با توجه به اينكه نرخ بازده مورد توقع سهامداران تابعي از نرخ بازده ساير فرصتهاي سرمايه‌گذاري مشابه است، شركتها مي‌توانند با سرمايه‌گذاري مجدد سود، موجبات افزايش ارزش سهام را فراهم نمايند مشروط براين كه نرخ بازده سرمايه‌گذاريشان بيشتر از نرخ بازده سرمايه‌گذاري ساير شركتهاي مشابه باشد.

برخي شركتها مي‌توانند فرصتهاي سرمايه‌گذاري بسيار سود آور را به لحاظ برخورداري از موقعيتهاي انحصاري براي مدت محدودي داشته باشند. اين موقعيتهاي انحصاري مي‌تواند ناشي از مزيتهاي تكنولوژي، نزديكي به مواد اوليه، برخورداري از وضعيت رقابتي مناسب در بازار و حمايتهاي دولتي و گمركي باشد. لذا براي آنگونه شركت‌ها به جاي در نظر گرفتن يك نرخ رشد بايد چند نرخ رشد را كه با نرخ بازدهي فرصتهاي سرمايه‌گذاري در مقاطع زماني مختلف متناسب است، در نظر گرفت.(صالح آبادي،سياح،1384)

 

 نحوه تعيين قيمت در بورس ايران

در بورس، كميته قيمت گذاري، مسئوليت تعيين قيمت پايه براي سهامي‌كه در بورس پذيرفته مي‌شوند را به عهده دارد. فرمول مورد استفاده براي تعيين قيمت پايه به شرح زير است: 

ارزش هر سهم  

در اين فرمول EPS1، پيش‌بيني درآمد هر سهم در سال بعد و K نرخ تنزيل و يا نرخ بازده مورد توقع سهامداران است. براي محاسبه  EPS1 ابتدا ميانگين  EPS براي سه سال قبل محاسبه مي‌گردد و سپس  براساس نرخ رشد  EPS در سه سال گذشته ميانگين نرخ رشد سالانه و قيمت پايه به شرح زير محاسبه مي‌گردد: 

 

قيمت پايه  

همانگونه كه ملاحظه مي‌گردد،  كميته قيمت گذاري در تعيين قيمت پايه به عامل رشد سودهاي آينده توجه نموده است، ولي در تعيين ارزش سهم از مدلي استفاده كرده  كه فرض مي‌كند سودهاي آينده رشدي ندارند. همانطور كه در بخش قبلي توضيح داديم، سهامي‌كه سود آنها رشدي ندارد براساس فرمول زير قابل محاسبه هستند: 

ارزش هر سهم  

در مورد آن دسته از سهامي‌كه به خاطر سرمايه‌گذاريهاي آينده،  انتظار مي‌رود  سودشان افزايش يابد، فرمول تعيين ارزش به شرح زير است: 

ارزش هر سهم  

 

 مزايا و معايب نسبتهاي قيمت به سود هر سهم   و ارزش دفتري به ارزش بازار سهام  :

الف) مزايا: 

1. مفيد بودن:  اين ضرايب، ابزار مفيدي جهت ارزش گذاري شركت‌ها مي‌باشند.

2. سادگي:  اين ضرايب به خاطر سادگي محاسبات مي‌توانند روش‌هاي خوبي براي ارزشيابي شركت‌ها باشند.

3. مربوط بودن:  اين ضرايب همان ضرايبي هستند كه سرمايه‌گذاران براي سرمايه‌گذاري از آن استفاده مي‌نمايند.

ب ) معايب:

1. مبتدي بودن:  به علت ابتداعي بودن اين ضرايب كه چند متغير با يكديگر تأثيرگذارند اين ضرايب عملاً كارايي خود را از دست مي‌دهند.

2. ايستاد بودن (غيرپويا):  ضرايب فوق ارزش شركت را در يك لحظه از زمان نشان مي‌دهند و نمي‌توانند پويايي شركت در حال رقابت را اندازه‌گيري كنند.

 

 بازده سهام: 

بازده مثبت سرمايه‌گذاري شامل دو قسمت يعني سود تقسيم شده و ديگري منفعت ناشي از افزايش ارزش سهام مي‌باشد. از طرف ديگر، كاهش قيمت سهام عادي در بازار، معني بازدهي منفي ( براي سهام ) است. پيش‌بيني بازده به طور كامل امكان پذير نيست از اين رو صاحبان سهام عادي هنگام خريد اين اوراق ريسك مي‌كنند.

شركت براي اينكه بتواند ثروت صاحبان خود را به حداكثر برساند بايد به گونه اي عمل كند، كه از مجموع دو رقم متعلق به سود سهام پرداختي و افزايش قيمت سهام در بازار، مطلوبترين تركيب به دست آيد. اگر چه  امكان دارد دست شركت در تعيين سياست تقسيم سود، كاملاً باز باشد، ولي نمي‌تواند در قيمت سهام در بازار تأثيري داشته باشد، يعني شركت مي‌تواند در مورد مقدار و دفعاتي كه سود سهم مي‌پردازد اعمال نظر كند، ولي قيمت بازار سهام شركت به روابط متقابل خريداران و فروشندگان  سهام در بازار بستگي دارد.

قيمت سهام شركت به دو عامل بستگي دارد: 

1. قدرت سودآوري شركت و

2. درجه عدم اطمينان  ( ريسك ) نسبت به دريافت سودهاي آتي.

پس يكي از اطلاعات مورد نياز سرمايه‌گذاران آگاهي از ريسك سرمايه‌گذاري مربوطه است زيرا بازده بدون ريسك  امكان پذير نيست و از اين جهت تصميمات سرمايه‌گذاري برپايه درك و تنظيم ريسك و بازده مورد انتظار بنا مي شود.(جهانخاني،پارسائيان،1375)


تاریخ ارسال پست: سه‌شنبه 13 آبان 1399 ساعت: 23:20
می پسندم نمی پسندم

تركيدن حباب بورس به ضرر مردم و به كام بازيگران بازار

تركيدن حباب بورس به ضرر مردم و به كام بازيگران بازار

    

چکيده:

مردم مي بينند كارشناسان (!) مي گويند حباب نيست، كسي بازار را داغ نكرده و به يكباره بازار داغ شده است؛

 

تركيدن حباب بورس به ضرر مردم و به كام بازيگران بازار مردم مي بينند كارشناسان (!) مي گويند حباب نيست، كسي بازار را داغ نكرده و به يكباره بازار داغ شده است؛ آيا آنان از خود نمي پرسند كه از اول امسال تا امروز، چه شده كه 20% سود كرده اند؟! چه كاري كه يك ماه 20% سود مي دهد و در نتيجه، مردم فريب سود بادآورده اي را مي خورند و دارايي آنها بر باد مي رود! سرويس اقتصادي ـ پديده تكرار شده بورس در سال هاي نه چندان دور دوباره تكرار مي شود. عده اي بازيگر بازار، با خريد و فروش سهام در ميان خود، قيمت ها را بالا مي برند و مردمي را كه در فكر سود بدون زحمت هستند، به طمع مي اندازند و سهام را در بالاترين قيمت به مردم مي فروشند و خود خارج مي شوند. به گزارش «تابناك»، اين بازي ادامه دارد، پس از مدتي، بورس سقوط مي كند و اين مردم كه پس انداز خود را كه با هزار اميد ذخيره كرده اند و مزاياي پايان خدمت ساليان جواني شان را در بورس مي آورند، به يكباره مي مانند با سهامي كه نصف قيمت شده است و زيان مي بينند، ولي سود را چه كساني مي برند؟ كساني كه مي دانستند، آينده جهش هاي بي منطق بورس و افزايش شاخص چه سرانجامي دارد؛ كارگزاراني كه هر كه سود ببرد و يا زيان، آنها سود خودشان را مي برند. مصاحبه هاي رسانه ها هم كه با كارشناسان بازار سرمايه است و آنان نيز عمدتاً كارگزاراني هستند كه داغ شدن بازار به سودشان است. مردم مي بينند كارشناسان (!) مي گويند حباب نيست، كسي بازار را داغ نكرده و به يكباره بازار داغ شده است، از خود نمي پرسند كه از اول امسال تا امروز، چه شده كه 20% سود كرده اند؟ چه كاري كه يك ماه 20% سود مي دهد و در نتيجه مردم فريب سود بادآورده اي را مي خورند و دارايي آنها بر باد مي رود! در واقع، امروز صف هاي فروش را شركت هاي حقوقي و كساني كه مي دانند حباب يعني چه، تشكيل مي دهند و تنها فروشندگان سهام با قيمت بالا هستند و خريداران نيز مردم بي اطلاعي كه مي خواهند در يك ماه 20% سود ببرند. از سويي، غير از اينكه اين جريان زيان مالي به مردم مي رساند، زيان اقتصادي آن براي كشور جاي تأمل دارد! اين وجوه مردم، به جاي اينكه صرف خريد سهام شركت هايي شود كه نقدينگي جامعه را به بخش توليدي مي كشاند، صرف خريد و فروش فقط چهارصد شركتي مي شود كه از صبح تا ظهر، ده بار بخشي از سهام آن دست به دست مي شود، اما ارزش افزوده اقتصادي آن كجاست؟ اين در حالي است كه در سال گذشته، شاخص 13000 بود و امروز 26000؛ يعني دو برابر و كارشناسان تا 18000 را رشد بازار و آن را خوب و منطقي مي دانند و اين در اثر فعاليت اقتصادي، بهبود شرايط رواني بخش اقتصاد، رد شدن از تله جوسازي تحريم و ساير اقداماتي بود كه جاي تشكر از دولت را داشت. در همين حال، اما سازمان بورس به عنوان مرجع نظارتي، به دليل اين كه دوره پنج ساله مديريتش رو به پايان است، از جريان سفته بازي چشم پوشي كرده و بلكه به آن دامن زد و از آن دفاع كرد. گفتني است، دو بار پيش، حباب بازار در سال 76 و 84 بود؛ يعني پايان دولت ها و در آغاز دولت هاي بعد بود كه حباب تركيد. خاطره شش سال گذشته را به ياد داريم كه شاخص از نزديك 14000 به زير 8000 رسيد و باز هم اين مردم بودند كه مالباخته شدند. امروز اما باز هم همان داستان تكرار شده است؛ با اين فرق كه هنوز دو سال به پايان دولت مانده و گويا مسئوليت پنج ساله مديريت سازمان بورس، رو به پايان است و تنها خواهان افزايش شاخص به هر قيمتي هستند و راه را براي بازيگران باز گذاشته اند و... .


تاریخ ارسال پست: سه‌شنبه 13 آبان 1399 ساعت: 23:17
می پسندم نمی پسندم

ترازوي نامتعادل فاركس

ترازوي نامتعادل فاركس

 

پس از جنگ جهاني دوم دولت ها جهت بازسازي اقتصادي كشورهاي خود تصميم گرفتند تا با ثابت نگه داشتن قيمت ارزها نسبت به دلار امريكا با آرامش به تحكيم مبادلات تجاري بين خود بپردازند. اما اين مورد تا سال ۱۹۷۱ بيشتر دوام نيافت و پس از آن به دليل شرايط خاص جهان مقرر شد تا ارزها به آزادي در مقابل يكديگر مبادله شده و قيمت يك ارز با توجه به عرضه و تقاضاي بازار تعيين شود.

پس از آن بانك ها كه به لحاظ ماهيت بانكي خود هميشه درگير جريان ارزهاي خارجي بودند به فكر مديريت منابع ارزي خود افتادند و به همين جهت يك جريان بين بانكي را به وجود آوردند تا به آن وسيله بتوانند ارزهايي را كه در آينده ارزش بيشتري خواهند داشت تهيه و آنهايي را كه تصور مي شد ارزش خود را ازدست بدهند، بفروشند.

هفته گذشته با كليات فاركس آشنا شديم. امروز به بررسي مراحل انجام يك معامله مي پردازيم.

به طور كلي هر معامله دو بخش خريد و فروش را شامل مي شود. نخستين مرحله كار، باز كردن يك موقعيت معامله و سپس بستن آن است. بنابراين زماني كه انتظار مي رود ارزش يورو در مقابل ارز ديگري افزايش يابد، به اين معنا است كه مي توان با يورو، ارز ارزان تري را خريداري كرد تا وقتي كه ارزش آن افزايش يافت با نرخ بالاتري فروخته شود.

در اين شرايط چنانچه معامله گر بتواند معامله خود را به موقع ببندد با كاهش يا افزايش نرخ ارزهاي مختلف در مقابل يكديگر، سود كسب خواهد كرد.

البته هر معامله گر براي انجام معامله نيازمند يك واسطه است.

در گذشته شركت هاي معامله گر نقش واسط بين سرمايه گذار و بروكر (كارگزار) را بازي مي كردند، اما امروز اغلب افراد به طور مستقيم با قيمت هاي واقعي معاملاتي در فاركس دسترسي داشته و خود به انجام معامله مي پردازند.

مشتري براي ورود به بازار و آغاز معامله، قراردادي را به نام خود يا شركت واسط منعقد كرده و از آن به بعد پذيراي ريسك مي شود. سرمايه گذار مبلغ شخصي خود را به عنوان سپرده تضميني به بانك واريز مي كند. مقدار اين سپرده متناسب با ميزان معامله بانك و اعتبار معاملاتي كه به مشتري داده شده تعيين مي شود. اگر شركت واسطه از اين معامله متضرر شود، سرمايه گذار مسوول اين ضرر بوده و با سپرده خود آن را جبران خواهد كرد. در مقابل چنانچه شركت واسطه از معامله انجام شده سود ببرد، نسبت به اين سود در مقابل سرمايه گذار مسوول است و سود اصلي مورد نظر به حساب سپرده سرمايه گذار واريز مي شود.

يكي از ويژگي هاي فاركس آن است كه سرمايه گذار مي تواند به صورت موقتي معامله كرده و هر زماني كه مي خواهد آن را ببندد. معامله گر مي تواند براي معاملات خود از استراتژي هاي بلندمدت استفاده كند. در اين استراتژي ها، معامله گر يك يا دو بار در روز بايد بازار را چك كرده يا از روش هاي كوتاه مدت كه نيازمند بررسي بازار است براي چند ساعت در روز استفاده كند.

در فاركس اين يك حقيقت است كه هر معامله گر مي تواند روزانه تا بيش از صددرصد سرمايه خود سود كرده يا درست به همان ميزان متضرر شود، اما در كنار اين امر، بايد به يك حقيقت ديگر اشاره كرد كه تقريباً ۹۰ درصد معامله گران و سرمايه گذاران در اين بازار ضرر مي كنند و فقط ۱۰ درصد از فعالان اين حوزه موفق مي شوند. به اعتقاد بسياري از كارشناسان اين حوزه قبل از ورود به فاركس بايد علم و دانش لازم و كافي را در اين زمينه كسب و سپس اقدام به معامله كرد. تنها در اين صورت است كه سرمايه گذار مي تواند موقعيت مناسبي در بازار پيدا كرده و دست به معامله بزند. بنابراين به دور از هرگونه احساساتي مي تواند سرمايه خود را مديريت كند. اين در حالي است كه بسياري از معامله گران فاركسي انتظار دارند برپايه شانس موفق شوند، اما نبايد فراموش كرد كه هيچ كسي در بازار به طور كامل و صددرصد برنده نيست. زيرا فاركس بازار بسيار بزرگي است كه نه تنها يك معامله گر بلكه گاهي، حتي يك دولت بزرگ هم نمي تواند كاملاً مسير و جهت طولاني مدت اين بازار را كنترل كند.

مبادلات در اين بازار بين ارزهاي مختلفي انجام مي شود، اما ۴ جفت ارز مهم وجود دارد كه تقريباً سريع ترين نقدينگي را براي فعالان به ارمغان مي آورد. اين ارزها عبارتند از يورو/ دلار امريكا، دلار امريكا/ ين ژاپن، پوند انگلستان/ دلار امريكا و دلار امريكا/ فرانك سوئيس. 


تاریخ ارسال پست: جمعه 22 فروردین 1399 ساعت: 00:44
می پسندم نمی پسندم

تحليل بنيادي در بازار سرمایه

تحليل بنيادي

 

تحليل بنيادي عبارت است از مطالعه و بررسي شرايط اقتصاد‌ملي، صنعت و وضعيت شركت. هدف اصلي از انجام اين‌گونه مطالعات، تعيين ارزش واقعي سهام (ارزش‌ذاتي) شركت‌هاست. تحليل بنيادي معمولاً بر اطلاعات و آمار كليدي مندرج در صورت‌هاي مالي شركت تمركز مي‌نمايد تا مشخص كند كه آيا قيمت سهام به‌درستي ارزشيابي شده‌است يا نه؟

بخش قابل‌ملاحظه‌اي از اطلاعات بنيادي، بر اطلاعات و آمار اقتصادملي، صنعت و شركت تمركز دارد.

▪ رويكرد معمول در تحليل شركت، دربرگيرنده چهار مرحله اساسي است:

۱) تعيين وضعيت كلي اقتصاد كشور.

۲) تعيين وضعيت صنعت.

۳) تعيين وضعيت شركت.

۴) تعيين ارزش سهام شركت.

در ادامه، هريك از مراحل بالا را تشريح‌مي‌كنيم.

● تجزيه و تحليل اقتصاد

وضعيت اقتصاد ملي از آن جهت مطالعه و بررسي مي‌شود كه مشخص‌شود آيا شرايط‌كلي براي بازار سهام مناسب است يا نه؟ آيا تورم موثر است؟ نرخ‌هاي ‌بهره در حال افزايش است يا كاهش؟ آيا مصرف‌كنندگان كالاها را مصرف ‌مي‌كنند؟ تراز تجاري مطلوب است؟ عرضه پول انبساطي است يا انقباضي؟ اينها تنها بخشي از سئوالاتي است كه تحليل‌گر بنيادي براي تعيين‌كردن تأثيرات شرايط اقتصادي بر بازار سهام با آنها مواجه‌است.

● تجزيه و تحليل صنعت

وضعيت صنعتي كه شركت در آن قرار دارد، تأثير قابل‌توجهي بر نحوه فعاليت شركت دارد. اگر وضعيت صنعت مطلوب نباشد، بهترين سهام موجود در اين صنعت نيز نمي‌تواند بازده مناسبي داشته‌باشد. به‌قول ‌معروف، سهام ضعيف در صنعت قوي، بهتر از سهام قوي در صنعت ضعيف است.

● تجزيه و تحليل شركت‌

بعد از تعيين وضعيت اقتصاد و صنعت، خود شركت نيز بايد تجزيه و تحليل شود تا از سلامت مالي آن اطمينان حاصل‌گردد. اين تحليل، معمولاً از طريق بررسي صورت‌هاي مالي شركت انجام‌مي‌شود. از روي اين صورت‌ها مي‌توان نسبت‌هاي مالي سودمندي را محاسبه‌نمود.

نسبت‌هاي مالي به پنج دسته اصلي تقسيم مي‌شوند:

۱) نسبت‌هاي سودآوري‌

۲) نسبت‌هاي قيمتي‌

۳) نسبت‌هاي نقدينگي‌

۴) نسبت‌هاي اهرمي‌

۵) نسبت‌هاي كارايي(فعاليت)

هنگام تحليل نسبت‌هاي مالي شركت، نتايج حاصل از اين تحليل بايد با نتايج ساير شركت‌هاي موجود در آن صنعت مقايسه‌شود تا عملكرد شركت، شفاف‌تر و روشن‌تر گردد. در ادامه، حداقل يك نسبت معروف را از هردسته معرفي‌مي‌كنيم.

● حاشيه ‌سود ‌خالص‌

حاشيه‌سود‌خالص شركت، يكي از نسبت‌هاي ‌سودآوري است كه از طريق‌ تقسيم‌كردن سود خالص به كل فروش محاسبه‌مي‌شود. اين نسبت نشان مي‌دهد كه‌از يك‌تومان فروش شركت، چه ‌مقدار آن به سود خالص تبديل‌ شده ‌است. به‌ عنوان ‌مثال، حاشيه‌ سودخالص ۳۰ درصد نشان‌مي‌دهد كه‌از يك‌تومان فروش محصولات شركت، ۳ ريال سودخالص به ‌دست ‌آمده‌است.

● نسبت P/E

نسبت P/E (نسبت قيمت سهام به عايدي هر سهم) از طريق تقسيم‌كردن قيمت جاري سهام به عايدي هر سهم (EPS) در چهار فصل گذشته به‌ دست‌ مي‌آيد.

اين نسبت نشان‌مي‌دهد كه سرمايه‌گذار براي خريدن يك‌تومان از عوايد شركت، چقدر بايد بپردازد. به ‌عنوان‌ مثال، اگر قيمت جاري سهام، ۲۰ تومان و عايدي هر سهم در چهار فصل گذشته، ۲تومان‌باشد، آنگاه نسبت P/E، ۱۰ به ‌دست‌ مي‌آيد. به‌ عبارت ‌ديگر، براي خريد يك‌تومان از عوايد شركت، بايد ۱۰تومان بپردازيم. البته، انتظارت سرمايه‌گذاران از عملكرد آتي شركت، نقش بسيار مهمي در تعيين نسبت جاري P/E ايفا مي‌كند. رويكرد متداول در تحليل‌هاي مالي اين است كه نسبت‌هاي‌ P/E شركت‌هاي موجود در يك صنعت را با يكديگر مقايسه‌كنيم. اگر تمام شرايط ديگر يكسان باشد، شركتي كه P/E آن كمتر است، ارزش بهتري دارد.

● ارزش دفتري هر سهم‌

ارزش دفتري هر سهم شركت، يكي از نسبت‌هاي ‌قيمتي است كه‌ از تقسيم‌كردن كل ‌دارايي‌هاي ‌خالص شركت (دارايي‌ها منهاي بدهي‌ها) به كل سهام موجود آن به‌دست ‌مي‌آيد. ارزش دفتري هر سهم مي‌تواند در تعيين اين موضوع كمك‌كند كه آيا سهام شركت، كمتر يا بيشتر از حد قيمت‌گذاري شده‌است (اين موضوع، به روش‌هاي حسابداري مورد استفاده شركت و همچنين، عمر دارايي‌هاي آن نيز بستگي دارد). اگر سهامي به قيمتي بسيار پايين‌تر از ارزش دفتري آن به ‌فروش ‌رود، مي‌تواند نشانگر اين باشد كه اين سهام، كمتر از ارزش واقعي خود، قيمت‌گذاري شده‌است.

 

● نسبت جاري

نسبت جاري، يكي از نسبت‌هاي نقدينگي است كه از تقسيم‌كردن دارايي‌هاي جاري به بدهي‌هاي جاري شركت محاسبه‌مي‌شود. اين نسبت، توانايي شركت را براي پرداخت بدهي‌ها و تعهدات جاري آن نشان‌مي‌دهد. هرقدر اين نسبت بالاتر باشد، قدرت نقدينگي آن نيز بالاتر خواهد‌بود. به‌ عنوان‌ مثال، اگر اين نسبت ۳ باشد، بيانگر آن است كه دارايي‌هاي جاري شركت، براي پرداخت ۳ برابر بدهي‌هاي جاري آن، كفايت‌مي‌كند.

● نسبت بدهي

نسبت بدهي شركت، يكي از نسبت‌هاي اهرمي است كه از تقسيم‌كردن كل بدهي‌ها به كل دارايي‌هاي شركت محاسبه‌مي‌شود. اين نسبت نشان‌مي‌دهد كه كل‌دارايي‌هاي شركت تا چه ‌حد از طريق بدهي‌ها تأمين شده است. به ‌عنوان ‌مثال، اگر نسبت‌ بدهي ۴۰ درصد باشد، بيانگر آن است كه ۴۰ درصد از دارايي‌هاي شركت از طريق ايجاد بدهي يا قرض‌گرفتن وجوه تأمين شده‌است. بدهي‌ها، همانند تيغ دولبه‌ عمل‌مي‌كنند. اگر شرايط كلي اقتصاد نامناسب و روند حركت نرخ‌هاي‌ بهره، فزاينده باشد، آنگاه شركت‌هايي كه نسبت بدهي بالايي دارند، با مشكلات مالي عديده‌اي مواجه خواهندبود. اما اگر شرايط اقتصادي مناسب باشد، بدهي مي‌تواند از طريق تأمين‌مالي‌كردن رشد شركت با هزينه‌هاي پايين‌تر، سودآوري را افزايش دهد.

● گردش موجودي‌ها

گردش ‌موجودي‌هاي ‌شركت، يكي از نسبت‌هاي‌ كارايي است كه از تقسيم‌كردن قيمت‌ تمام ‌شده ‌كالاي ‌فروش‌ رفته به موجودي‌ها محاسبه‌مي‌شود. اين نسبت، كارايي شركت را در مديريت موجودي‌ها نشان‌ مي‌دهد. اين كارايي، از طريق محاسبه تعداد دفعات گردش موجودي‌ها در طول سال اندازه‌گيري‌ مي‌شود. اين دسته از نسبت‌ها، وابستگي ‌شديدي به نوع صنعت دارند. به‌ عنوان ‌مثال، گردش موجودي‌ها در فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي، به‌مراتب بالاتر از صنايع توليدكننده هواپيماست. در اينجا نيز مقايسه‌كردن گردش‌موجودي‌ها در كليه شركت‌هاي يك صنعت، اهميت زيادي دارد.

● ارزشيابي قيمت سهام

تحليل‌گربنيادي، پس از مطالعه و تعيين‌ شرايط اقتصادملي، وضعيت صنعت و در نهايت شركت، به‌بررسي اين موضوع مي‌پردازد كه آيا قيمت سهام شركت به‌درستي تعيين‌شده‌است يا نه؟ براي تعيين قيمت سهام، الگوهاي گوناگون ارزشيابي تهيه و تدوين شده است.

ـ عمده‌ترين اين الگوها عبارتند از:

الگوهاي سود سهام - اين الگوها، بر ارزش فعلي سودهاي سهام مورد انتظار تمركز دارند. الگوهاي عوايد - اين الگوها، بر ارزش فعلي عوايد مورد انتظار تمركز دارند. الگوهاي دارايي‌ها - اين الگوها، بر ارزش دارايي‌هاي شركت تمركز دارند. 


تاریخ ارسال پست: جمعه 22 فروردین 1399 ساعت: 00:42
می پسندم نمی پسندم

پيمان آتي

 پيمان آتي :

 

پيمان آتي نوع ي استاندارد قرارداد آتي است . در اين قرارداد تحويل كالا و پرداخت قيمت آن در زمان آينده انجام مي شودو در خصوص ماهيت و قيمت كالا ، در زمان عقد قرارداد همه چيز تعريف مي شود . قيمت مورد توافق ,قيمت آتي و تاريخ تحويل مورد معامله ,تاريخ سررسيد يا تاريخ تحويل ن اميده مي شود كه از طريق نهادهاي واسطه با عنوان موسسه پاياپاي انجام مي گيرد . لذا ريسك كم تري را مي طلبد . در اين قرارداد خريدار و فروشنده مبلغي را براي ضمانت اجراي قرارداد نزد اتاق پاياپاي مي گذارند . در صورت كاهش ريسك وديعه 5 تا 7 درصد ارزش كل قرارداد و در صورت بورس بازي 1 تا 3 درصد تقليلمي يابد. پيمان آتي از سال 1972 شروع شد و در سال 1975 هيات بازرگاني شيكاگو اولين پيمان آتي را روي اوراق بهادار باانجام داد.

 

(Government National Mortgage Association) GNMA پشتوانه رهن وامروزه پيمان آتي روي انواع اورا ق بهادار از قبيل اوراق قرضه , اوراق خزانه , اوراق تجاري , گواهي سپرده بانكي و هم چنين و ساير شاخص ها انجام مي گيرد. بازارهاي نظام يافته كه در سر تاسر جهان S&p روي انواع شاخص هاي سهام از جمله 500 به انجام پيمان آتي مي پردازند شامل :

 

 بورس مر كانتيل شيكاگو، بورس كالاي امكس (IMM) -2 بازار بين المللي پول (CBT) -1 هيات تجاري شيكاگو بورس اوراق بهادار تورنتو بورس بين المللي (NYFE ) -5 بورس آتي نيويورك (COMEX ) -4 بورس كالا (ACE )پيمان آتي مالي لندن 8- بورس پيمان آتي سيدني

 

 

يك ويژگي پيمان آتي قابل فسخ بودن قرارد اد در طول دوره تا سررسيد است در حقيقت طرفين با پرداخت وجه يا باپرداخت وجه وديعه به عنوان جريمه، قادر به فسخ قرارداد خواهندبود.

 

 

كاركرد پيمان آتي :

 

 

1. پوشش ريسك :استفاده ازاختيار فروش و خريد مي تواند ريسك ناشي از تغييرات قيمت كالا و انواع نرخ ها را از بين ببرد.

 

 3. بورس بازي : در بورس بازي دو گروه وجود دارند كه يك گروه به دنبال بورس بازي و استفاده از فرصت هاي بازار براي رسيدن به حداكثر سود هستند. اين گروه به وسيله نوسانات قيمت ها به دنبال سودند و گروهي دنبال كاهش ريسك.

 

 انواع پيمان آتي :

 

 

1. پيمان آتي نرخ ارز: روشي براي كاهش ريسك نرخ ارز است كه يكي از مهم ترين آن بورس بازار بين المللي پول وابسته به بورس مركنتايل شيكاگو است و اولين آن نيز در سال 1972 ، انجام گرفت.

 

 2. پيمان آتي نرخ سود : اين پيمان در مورد اوراق دولتي به كار مي رود در امريكا و در اكثر كشورها اوراق بهادار با درآمد ثابت از طرف اين قراردادها معامله مي شود.

 

 اسناد خزانه :نوعي اوراق قرضه دولتي است كه با كسر به فروش مي رسد و در تاريخ سرر سيد با قيمت اسمي بازخريد مي شود. در اين صورت سودي پرداخت نمي شود و ما به التفاوت فروش و باز خريد، سود دارنده اوراق است.

 

 

قيمت فروش اين اوراق از طريق نرخ تنزيل مشخص مي شود

 

 

Dy=(F-P/F)*360/TY

 

 تعداد روز قرارداد =TY قيمت فروش =P, قيمت اسمي =F, نرخ تنزيل =Dy

 

 

P=F(1-dyTy/360)

 

 قيمت اسناد خزانه =P

 

 

BEY=F-P/P *365/TY

 

 نرخ بازدهي اسناد خزانه =BEY

 

 

3. پيمان آتي شاخص سهام : مشخصه آن عدم تحويل دارايي تعهد شده است البته از آن جا كه شاخص سهام خوديك دارايي مشهود نيست و ارزش مجموعه اي از سهام است ، لذا تحويل آن غير ممكن است . در امريكا 4 شاخص سهام وجود دارد كه شامل : S&500 نيويورك ,وليولاين ,ميجر ماركت ,

 

 

 قيمت قرارداد / پيمان آتي :

 

 

قيمت آتي يك دارايي عبارت است از ، پيش بيني بازار مالي از قيمت آن دارايي در تاريخ مشخصي از آينده . قيمت آتي بر اساس انتظارات بازار پيمان آتي و مشاركت كنندگان در آن مشخص مي شود بنابراين قيمت عادلانه اي وجود دارد . اما مشاركت كنندگان در بازار تنها به دنبال قيمت عادلانه نيستند بلكه به قصد پوشش ريسك و گروه ديگري به قصد بورس بازي و انتفاع در اين بازار حضور مي يابند در هر حال هر فرد به دنبال قيمت پيمان است.

 

 

بر اين اساس قيمت قرارداد/پيمان آتي با وجود سه دسته اطلاعات زير قابل محاسبه است :

 

 

1.  قيمت اوراق قرضه در بازار نقد

 

 2.  نرخ سود اوراق قرضه يا سود دارايي مورد معامله(نرخ بازدهي )

 

 3.  نرخ سود بازار براي دريافت وام تا تاريخ سررسيد (نرخ هزينه تامين مالي )

 

 بدون توجه به انتخاب وضعيت خريد يا فروش پيمان آتي قيمت اوراق را مي توان از رابطه زير بدست آورد.

 

 

F(t)=P+Tp(c-r)

 

 بنابراين قيمت آتي يك دارايي عبارت است قيمت نقد دارايي به علاوه يك جز كه مثبت يا منفي است . بنابراين پيمان آتي رابطه بين نرخ تامين مالي كوتاه مدت و بازدهي جاري اوراق قرضه را نشان مي دهد . اين فرمول فوق براي زمان كم تراز يك سال مورد استفاده بوده و سود دريافتي به صورت سود ساده است . در مدت زمان بيش از يك سال و زماني كه تقسيم سود انجام نمي شود از رابطه زير استفاده مي كنيم.

 

 

F=P+P (1+C/K)Kt-(1+r/k)kt

 

 تفاوت قيمت آتي با قيمت نقد جاري عبارت است از هزينه نگهداري دارايي تا زمان تحويل . كه معامله گران براي كسب سود نمي گذارند كه اختلاف اين دو قيمت از هزينه نگهداري آنان بيش تر شود.

 

 قيمت آتي و قيمت نقد مورد انتظار نيز با هم در ارتباطند و در صورت اختلاف واضح بين آن ها از معاملات آربيتراژي استفاده مي شود تا به سوي هم ميل كنند.

 

 ارزش قرارداد/ پيمان آتي:

 

 

در زمان هاي مختلف ارزش قرارداد / پيمان آتي برابر صفر است چرا كه در صورت اختلاف قيمت شرايط آربيتراژي به وجودمي آيد و معامله گران بازار بعد از انجام معاملات آربيتراژي بازار را به تعادل مي كشانند در تاريخ سررسيد ارزش قرارداد آتي برابر است با قيمت نقد دارايي تعهد شده و اين همان خاصيت هم گرايي است.

 

 ارزش قرارداد /پيمان آتي را در تاريخ سررسيد به صورت زير است.

 

 Vt=Pt-F

 

 قيمت آتي = F, قيمت نقد = p t , بازدهي قرارداد تا تاريخ سررسيد =Vt

 

 رابطه ارزش قرارداد در طول دوره قرارداد به صورت زير است.

 

 Vt=Ft-F/(1+r)(T-t)=(Ft-F)(1+r)-(T-t)

 

 نرخ سود بدون ريسك =r قيمت تعيين شده در قرارداد = F , t قيمت قرارداد در تاريخ = Ftزمان باقيمانده تا سررسيد = t

 

 اگر سود به طور پيوسته محاسبه شود ارزش قرارداد آتي در طول دوره قرارداد را مي توان به صورت فوق نوشت.

 

 نقش موسسات پاياپاي :

 

 1. ضمانت طرفين معامله

 

 2. بازي كردن نقش موقعيت مقابل در معامله

 

 3. موسسه پاياپاي نقش خريدار را براي فروشندگان و نقش فروشنده را براي خريدار بازي مي كند و در حقيقت بعد ازانجام اولين قرارداد بين طرفين معامله رابطه آن ها قطع مي شود. پس مشاركت كنندگان اين بازار قبل از تاريخ سررسيد بدون توجه به تمايل طرف مقابل و ريسك نكول و يا هر عامل ديگري قادر خواهند بود پيمان آتي خود را تبديل به نقد كنند.

 

 پرداخت وديعه :

 

 سرمايه گذاران در بازار پيمان آتي سپرده اي را تحت عنوان وديعه هنگام عقد قرارداد نزد موسسه پاياپاي مي گذارند كه مقدار آن توسط بورسي كه قرارداد در آن منعقد مي شود تعيين مي شود . وديعه بايد به صورت نقد باشد و اگر 24 ساعت ازقرارداد بگذرد قرارداد فسخ خواهد شد و وديعه مزبور قبل از تاريخ سررسيد به صورت روزانه با نرخ روز قابل نقد شدن است


تاریخ ارسال پست: جمعه 22 فروردین 1399 ساعت: 00:35
می پسندم نمی پسندم

پيش به سوي بهبود بازارهاي سرمايه

پيش به سوي بهبود بازارهاي سرمايه

بازارهاي سرمايه كارآ

 

اوراق بهادار مالي بيانگر ادعا بر جريان‌هاي نقدي آتي است؛ بنابراين ارزش ذاتي آن، ارزش حال جريان‌هاي نقدي است كه مالك اوراق بهادار انتظار دارد دريافت كند.

از جنبه نظري، فرصت‌هاي سودآور نشان‌دهنده وجود سهام «كمتر ارزشگذاري شده» و «بيشتر ارزشگذاري شده» است كه سرمايه‌گذاران را تحريك مي‌كند تا معامله كنند و معاملات آنها باعث مي‌شود تا قيمت سهام به سمت ارزش حال جريان‌هاي نقدي آتي حركت كند، چون اطلاعات جديد به شكل تصادفي موضع مطلوب يا نامطلوب نسبت به انتظارات دارند. تغيير قيمت سهام در يك بازار كارآ بايد تصادفي باشد كه منجر به قضيه مشهور «گام زدن تصادفي» در قيمت سهام مي‌شود؛ بنابراين سرمايه‌گذاران نمي‌توانند بازده‌هاي غيرعادي بالا (با ريسك تعديل شده) در بازار كارآ به‌دست آورند جايي كه قيمت‌ها، ارزش ذاتي را منعكس مي‌سازند.

آنطور كه يوجين فاما (1991)توضيح مي‌دهد، كارآيي بازار حالت طيف گونه دارد. هر اندازه هزينه‌هاي معاملاتي، شامل هزينه‌هاي كسب اطلاعات و معامله كردن، در بازاري پايين‌تر باشد آن بازار كارآتر است. در آمريكا، اطلاعات قابل‌اطمينان درباره بنگاه‌ها نسبتا ارزان به دست مي‌آيد (به دلايلي مثل الزام به افشاي اطلاعات و نيز فناوري ارائه اطلاعات) و معامله اوراق بهادار ارزان است. به اين دلايل تصور مي‌شود كه بازارهاي اوراق بهادار آمريكا نسبتا كارآ است.

كارآيي اطلاعات قيمت سهام به دو طريق اصلي اهميت دارد. نخست اينكه سرمايه‌گذاران برايشان مهم است كه آيا راهبردهاي مختلف معامله كردن، قابليت كسب بازده‌هاي اضافه‌تر (يعني جلو زدن از بازار) را دارد. دوم اگر قيمت سهام به درستي همه اطلاعات را منعكس كند، سرمايه‌گذاري جديد به سمت با ارزش‌ترين مورد استفاده خود مي‌رود.

رياضيدان فرانسوي لوين باشيله نخستين تحليل دقيق بازده بازار سهام را در پايان‌نامه خود انجام داد. اين كار عالي توانست استقلال آماري را در بازده‌هاي سهام مستند سازد. (يعني بازده امروز سهام هيچ علامتي درباره ميزان يا جهت بازده فردا نمي‌دهد) و اين يافته باعث شد تا بازده سهام را به صورت گام تصادفي، بسيار بيشتر از نظريه بازارهاي كارآ مدلسازي كند. متاسفانه كار باشليه عمدتا در خارج از رشته رياضي تا دهه 1950 ناديده گرفته شد. يكي از اولين افراد كه محتواي اطلاعاتي بالقوه قيمت‌هاي سهام را تشخيص داد جان بور ويليامز (1938) در بررسي ارزش ذاتي بود كه استدلال كرد قيمت سهام براساس بنيان‌هاي اقتصادي است. نگاه جايگزين كه تا پيش از ويليامز غلبه داشت شايد به بهترين نحو با تمثيل مسابقه زيبايي جان مينارد كينز شرح داده شود كه هر تحليلگر سهام آن سهامي را توصيه نمي‌كند كه او بهتر از همه فكر مي‌كند، بلكه در عوض آن سهامي را در نظر مي‌گيرد كه فكر مي‌كند ساير تحليلگران بهترين مي‌دانند؛ بنابراين به نظر كينز قيمت سهام، بيش از آنكه براساس بنيادهاي اقتصادي تعيين شود بر پايه سفته‌بازي است. در بلندمدت، قيمت‌ها توسط سفته‌بازي حركت مي‌كند كه احيانا به آن سمتي ميل مي‌كند كه بر اساس بنيان‌هاي اقتصادي باشد، اما آن طور كه كينز در متني ديگر اشاره مي‌كند «در بلندمدت ما همه مرده‌ايم.»

تا پيش از دهه 1950 توجه اندكي به بازده سهام و معناي اقتصادي آن مي‌شد چون درك اندكي از نقش بازارهاي سهام در تخصيص سرمايه وجود داشت. اين از نظر افتادگي از چندين عامل ناشي مي‌شد: (1) تاكيد كينز بر ماهيت سوداگرانه قيمت سهام باعث شد عده بسياري باور كنند كه بازار سهام چيزي بيشتر از «قماربازي» نيست بدون اينكه نقش اقتصادي اساسي داشته باشد، (2) بيشتر اقتصاددانان طي بحران بزرگ و عصر پس از جنگ جهاني دوم، بر سرمايه‌گذاري تحت هدايت دولت تاكيد كردند و (3) شركت‌هاي امروزي و نياز فوري به تهيه مبالغ عظيم سرمايه، پيشرفت نسبتا جديدي است، اما اختراع قدرت محاسباتي در دهه 1950 كه تحليل تجربي دقيق با مجموعه داده‌هاي بيشتر را شدني‌تر ساخت، توجه دوباره پژوهشگران دانشگاهي را برانگيخت.

در 1953، آماردان انگليسي موريس كندال، استقلال آماري در بازده‌هاي هفتگي از شاخص‌هاي گوناگون سهام انگليس را مستند كرد. هري رابرتس (1959) نتايج مشابهي براي شاخص صنعتي داوجونز پيدا كرد و بعدا يوجن فاما (1965) شواهد جامعي نه فقط از استقلال آماري بازده سهام ارائه داد، بلكه نتيجه گرفت كه فنون مختلف «نمودارگراها» (يعني تحليلگران فني) هيچ قدرت پيش‌بيني نداشتند. در حالي كه اين شواهد معمولا در طرفداري از مدل گام تصادفي بازده سهام ديده مي‌شد، هيچ درك رسمي از معناي اقتصادي آن وجود نداشت و برخي به اشتباه اين تصادفي بودن را نشانه اين مي‌ديدند كه بازده سهام بي‌ارتباط با بنيان‌ها است؛ بنابراين معني يا محتواي اقتصادي نداشت. خوشبختانه اثر به موقع ساموئلسون (1965) و بنويت ماندلبروت (1966) تبيين كرد كه چنين تصادفي بودن بازده‌ها بايد از بازار سهام خوش كاركرد انتظار برود. بينش كليدي آنها اين بود كه رقابت به ما مي‌فهماند سرمايه‌گذاري در سهام يك «بازي عادلانه» است؛ يعني معامله‌گر سهام نبايد انتظار غلبه بر بازار بدون داشتن برتري اطلاعاتي را داشته باشد. اساس «بازي عادلانه» اين است كه قيمت سهام امروز بيانگر انتظارات سرمايه‌گذاران با توجه به همه اطلاعات موجود است. پس قيمت در فردا بايد تغيير كند فقط اگر انتظارات سرمايه‌گذاران از رويدادهاي آينده تغيير كند و مادامي كه انتظارات سرمايه‌گذاران نااريب است چنين تغييراتي بايد به صورت تصادفي مثبت يا منفي باشد. اين نوع نگاه جديد ريشه در گسترش نظريه انتظارات عقلايي اقتصاد كلان داشت؛ بنابراين برخي اقتصاددانان، نظريه بازار كارآ را «نظريه بازارهاي عقلايي» مي‌نامند. بعدها پذيرفته شد كه مدل «بازي عادلانه» جايي هم براي تغيير قيمت مثبت در نظر مي‌گيرد كه براي پاداش‌دهي به سرمايه‌گذاران ريسك‌گريز ضروري است.

در 1970، يوجن فاما مقاله اكنون مشهور خود «بازارهاي سرمايه كارآ: مروري بر كارهاي نظري تجربي» را منتشر كرد. فاما آثار موجود را يكپارچه كرد و با تعريف سه نوع متفاوت كارآيي بازار، به تمركز و جهت‌گيري پژوهش‌هاي آينده كمك كرد: نوع ضعيف، نوع نيمه قوي و نوع قوي. در نوع ضعيف بازار كارآ، بازده آينده را نمي‌توان از بازده گذشته يا ساير شاخص‌هاي بازاري مثل حجم معاملات يا نسبت اختيار فروش به اختيار خريد پيش‌بيني كرد. در بازار كارآي نيمه‌قوي، قيمت‌هاي بازار همه اطلاعات در دسترس عموم درباره بنيان‌هاي اقتصادي شامل داده‌هاي بازار عمومي (به شكل ضعيف) و نيز محتواي گزارشات مالي، پيش‌بيني‌هاي اقتصادي، اعلان‌هاي شركت و غيره را بازتاب مي‌دهد. تفكيك بين قالب‌هاي ضعيف يا نيمه‌قوي، اساسا به اين معنا است كه مشاهده داده‌هاي بازار عمومي بدون هزينه است، در صورتي كه اگر قيمت‌ها تمام اطلاعات در دسترس عموم مثل داده‌هاي حسابداري، اطلاعات عمومي درباره رقابت و دانش خاص صنعت را بازتاب دهند به سطح بالاي تحليل بنيادي نياز است. در قالب قوي كه بالاترين سطح كارآيي بازار را داريم، قيمت‌ها همه اطلاعات عمومي و خصوصي را منعكس مي‌كنند. اين قالب افراطي عمدتا يك حالت محدودكننده است، چون كه مستلزم حتي اطلاعات خصوصي مديران شركت درباره بنگاه خودشان است كه قبلا در قيمت سهام

آمده است.

روش ساده تفكيك بين سه نوع كارآيي بازار، به رسميت شناختن اين واقعيت است كه قالب ضعيف مانع از سودآور شدن فقط تحليل فني مي‌شود، در حالي كه قالب نيمه قوي دلالت دارد كه حتي كساني كه اطلاعات انحصاري دارند نمي‌توانند انتظار كسب بازده مازاد داشته باشند. سانفورد گراسمن و جوزف استيگليتز (1980) تشخيص دادند كه سطوح شديدا بالاي كارآيي بازار، سازگاري دروني ندارند: جلوي فرصت‌هاي سودآور لازم براي انگيزه‌دهي به تحليل اوراق بهادار كه براي توليد اطلاعات لازم است را مي‌گيرد. حرف اصلي آنها اين است كه نواقص بازار، شامل هزينه‌هاي تحليل و معامله اوراق بهادار، كارآيي بازار را محدود مي‌كند؛ بنابراين ما بايد انتظار ديدن سطوح كارآيي متفاوت بين بازارها را داشته باشيم كه بستگي به هزينه‌هاي تحليلگري و معامله دارد. هر چند كارآيي با قالب ضعيف اجازه تحليل بنيادي سودآور را مي‌دهد، تصور يك بازار كه كمتر از قالب ضعيف باشد؛ اما به يك معناي نسبتا كارآ مشكل است؛ بنابراين بهتر است كه كارآيي بازار را به معناي كلي‌تر و پيوسته‌اي تعريف كنيم، به طوري كه واكنش قيمت سريع‌تر را مساوي با كارآيي اطلاعاتي بيشتر بگيريم.

در حالي كه بيشتر پژوهش‌هاي تجربي دهه 1970 از كارآيي بازار نيمه قوي حمايت مي‌كرد، تعدادي از ناسازگاري‌هاي آشكار در اواخر دهه 1970 و ابتداي دهه 1980 به‌وجود آمد. اين به اصطلاح نابهنجاري‌ها چنين مواردي را شامل مي‌شد «اثر بنگاه كوچك» و «اثر ژانويه» كه هر دو با هم، تمايل سهام سرمايه‌سازي كوچك را به كسب بازده‌هاي بيش از اندازه به ويژه در ژانويه مستند مي‌سازند، اما اقتصاددانان مالي امروزه بيشتر نابهنجاري‌ها را به تصريح نادرست مدل قيمت‌گذاري دارايي يا اصطكاك بازار نسبت مي‌دهند. براي مثال اثرات بنگاه كوچك و ژانويه اكنون اين طور درك مي‌شود كه پاداش‌هاي ضروري براي جبران سرمايه‌گذاران سهام كوچك داده مي‌شود كه نقدشوندگي كمتري به ويژه در آغاز سال دارند. فاما (1998) نيز اشاره مي‌كند كه نابهنجاري‌ها گاهي اوقات مستلزم كم‌واكنشي و برخي اوقات زياده واكنشي است؛ بنابراين مي‌توان آنها را به صورت رويدادهاي تصادفي ديد كه اغلب ديده مي‌شوند موقعي كه دوره‌هاي زماني با روش‌شناسي متفاوتي به كار مي‌رود.

چالش‌هاي جدي‌تر به نظريه بازار كارآ از پژوهش در بازده‌هاي بلندمدت ظاهر شد. رابرت شيلر (1981) استدلال كرد كه بازده شاخص سهام نوسان زيادي نسبت به كل سود سهام دارد و عده بسياري اين يافته را نشانه تاييد نظر كينز ديدند كه قيمت سهام را عمدتا سفته‌بازان تغيير مي‌دهند به جاي اينكه ناشي از بنيان‌هاي اقتصاد باشد. در كاري مرتبط ورنر ديونت و ريچارد تالر (1985)، شواهدي از واكنش زيادي در سهام تكي طي دوره‌هاي سه تا پنج ساله ارائه دادند. يعني اينكه قيمت سهم‌هايي كه عملكرد نسبتا خوبي طي افق‌هاي سه تا پنج سال داشته‌اند ميل به بازگشت به ميانگين‌هاي خود طي سه تا پنج سال بعدي دارند كه منجر به بازده مازاد منفي مي‌شود. قيمت سهم‌هايي كه عملكرد نسبتا ضعيفي داشته‌اند ميل به برگشت به ميانگين دارند و منجر به بازده مازاد مثبت مي‌شود. اين را «برگشت به ميانگين» مي‌نامند. لورنس سامرز (1986) نشان داد كه در تئوري، قيمت‌ها مي‌توانند نوسانات كوتاه مدت و بلندمدتي از مقادير بنيادي داشته باشند كه قابل‌رديابي با بازده‌هاي افق كوتاه مدت نيست. پشتيباني تجربي اضافي از بد قيمت‌گذاري را ناراسيمهان جگاديش و شريدان تيميان (1993) كردند كه دريافتند آن سهم‌هايي كه بازده‌هاي نسبتا بالا يا پايين طي فواصل زماني سه يا دوازده ماهه كسب مي‌كنند به اين روند طي سه تا دوازده ماه بعدي ادامه مي‌دهند.

اين ناكارآيي‌هاي آشكارا به پيدايش مكتب فكري جديدي به نام ماليه رفتاري كمك كرد كه با شواهدي از حوزه روانشناسي كه مردم هنگام شكل‌گيري انتظارات، دچار خطاهاي شناختي منظمي مي‌شوند با فرض انتظارات عقلايي برخورد كرد. يك چنين خطايي كه «واكنش زيادي» را در قيمت سهام تبيين مي‌كند «يابنده بيانگر» است كه ادعا مي‌كند آدم‌ها سعي مي‌كنند روندهايي را شناسايي كنند حتي در جايي كه روندي وجود ندارد و اين رفتار منجر به باور اشتباهي مي‌شود كه الگوهاي آينده شباهت به الگوهاي گذشته اخير دارد. از طرف ديگر، ميزان تغييرات در بازده سهام را مي‌توان با «تكيه‌گاه» تبيين كرد، ميل به اينكه باورهاي اوليه را وزن زيادي بدهد و اطلاعات جديد مرتبط را وزن اندكي بدهد. نتيجه اين مي‌شود كه جنبش مشاهده شده در افق‌هاي مياني را مي‌توان در افق‌هاي زماني طولاني‌تر برون‌يابي كرد تا واكنش زيادي بسط يابد، اما اين دلالت بر هر راهبرد تجاري به آساني قابليت استخراجي ندارد، چون نقطه‌اي جنبش متوقف مي‌شود و واكنش كمتر شروع مي‌شود كه هرگز تا پس از وقوع آن معلوم نمي‌شود.

مقاومت با اين نظر كه قيمت سهام به شكل منظم زياد، واكنش نشان مي‌دهد همچنين تفسير رفتاري از اين شواهد، در دو جبهه پيش مي‌رود. نخست فاما و كنت فرنج (1988) دريافتند كه سهام بازده‌هاي بزرگ‌تري طي شرايط اقتصادي دشوارتر به‌دست مي‌آورند، زماني كه سرمايه نسبتا كمياب‌تر بوده و پاداش ريسك مربوط به نرخ‌هاي بهره بالا است. نرخ‌هاي بهره بالاتر ابتدائا قيمت‌ها را به زير مي‌كشد، اما سرانجام قيمت‌ها با بهبود شرايط كسب‌و‌كار باز مي‌گردند؛ بنابراين الگوي بازگشت به ميانگين در مورد بازده‌هاي كل را شاهد خواهيم بود. دوم اينكه هواداران نظريه بازار كارآ استدلال كردند كه ناتواني شناختي افراد معين تاثير اندكي بر بازار سهام دارد، چون سهام بد قيمت‌گذاري شده بايد سرمايه‌گذاران عقلايي را جذب كند كه سهام كم قيمت‌گذاري شده را خريداري و سهام زياده قيمت‌گذاري شده را مي‌فروشند.

منتقدان نظريه بازار كارآ به هر دو اين اتهامات پاسخ دادند. در واكنش به شواهد فاما و فرنچ، جيمز پتربا و لورنس سامرز استدلال كردند كه الگوي بازگشت به ميانگين در بازده شاخص كل، بيش از آن نوسان‌پذير است كه فقط با شرايط اقتصادي ادواري توضيح داده شود. آنها ادعا كردند كه برگشت ميانگين افراطي، مشابه با ماجراي نوسان‌پذيري افراطي شيلر از قيمت‌هايي ناشي شد كه از بنيان‌هاي اقتصاد فاصله مي‌گيرند. قيمت‌گذاري اشتباه مي‌تواند دوام آورد، چون كه فرصت‌هاي اندكي براي معاملات آربيتراژ ريسك پايين فراهم مي‌سازد. براي مثال چگونه بايد يك نفر به حباب در سهام اينترنتي انتهاي دهه 1990 واكنش نشان دهد؟ پيش فروش بيشتر اين سهام دشوار بود و حتي اگر امكان فروش داشت، يك پيش‌فروش‌كننده كاملا آگاه و عقلايي با اين ريسك مواجه بود كه معامله‌گراني كه كاملا عقلايي نيستند (همچنين مشهور به «معامله‌گران اختلال‌زا») باعث خواهند شد تا قيمت‌ها از بنيان‌هاي خود فاصله بگيرند؛ بنابراين بازار لزوما تصحيح نمي‌شود، به محض اينكه معامله‌گران عقلايي قيمت‌گذاري اشتباه را تشخيص دهند. در عوض، تصحيح زماني رخ مي‌دهد كه قيمت‌گذاري اشتباه چنان بزرگ شود كه معامله‌گران اختلال‌زا اعتماد خود را به روند از دست بدهند يا معامله‌گران عقلايي در واكنش به ريسك اضافي كه معامله‌گران اختلال‌زا ايجاد كردند، وارد شوند.

مشهورترين مثال از ناسازگاري آشكار با نظريه بازار كارآ، سقوط بازار سهام در 1987 و آغاز حركات قيمت سهام اينترنت در اواخر دهه 1990 بود. برخي اقتصاددانان، قطعا يك اقليت، معتقدند كه سقوط 1987 و جهش و افت سهام اينترنت با كارآيي بازار سازگار هستند. براي مثال مارك ميچل و جفري نتر (1989) استدلال كردند كه افول شديد بازار در روزهاي پيش از سقوط بازار در 1987 توسط يك واكنش ابتدائا عقلايي به پيشنهاد مالياتي غيرمنتظره رخ داد كه در مقابل باعث خشكيدن موقت نقدينگي به علت حجم فروش بسيار بالاتر از آنچه بازار آمادگي پذيرش داشت، گرديد. بورس‌ها، معامله‌گران و تنظيم‌گران از اين تجربه درس گرفتند تا بازارها را كارآتر بسازند. يورتون مالكيل (2003) حباب اينترنت را تحليل كرد و اشاره نمود كه تعيين حجم شركت اينترنتي مشكل است و در حالي كه معامله‌گران در بيشتر موارد پس از واقعه اشتباه مي‌كردند، هيچ فرصت آربيتراژ استفاده نشده آشكاري وجود نداشت.

جدا از اينكه آيا چنين حالتي استثنا يا قاعده است شرايط مساعد بازار در انتهاي دهه 1990 براي سهام فناوري يا اينترنت نشان‌دهنده نقش حياتي بازار سهام در تخصيص منابع است. بنگاهي كه سهامش اضافه ارزش يافته است، به‌سرعت متوجه مي‌شود كه تامين منابع مالي بيشتر از طريق عرضه ثانويه آسان‌تر است، چون قيمت‌هاي بالاتر به معناي اين است كه درصد كوچك‌تري از مالكيت بنگاه را بايد عرضه كرد تا مبلغ معيني سرمايه تهيه شود. شرايط مساعد همچنين براي بنگاه‌هاي سهامي خاص، تامين مالي از طريق وارد بورس كردن سهام خود را آسان‌تر مي‌سازد. افزون بر اين، بازار IPO به اصطلاح داغ، بنگاه‌هاي سرمايه مخاطره‌پذير را ترغيب مي‌كند تا منابع خود را در صنايع و بخش‌هاي داغ سرمايه‌گذاري كنند به اميد اينكه بنگاه‌ها را در چنين بازار مساعدي وارد

بورس كنند.

عده بسياري چنين شرايط بازار مساعدي را با ارزش‌گذاري گزينه‌هاي رشد بازار و ايجاد انگيزه لازم تا بخش ايجاد سرمايه را ممكن سازد سازگار مي‌بينند، اما در حالي‌كه شرايط بازار مساعد توانايي جذب سرمايه لازم براي رشد صنعت جديد نوپا را دارد، به نظر مي‌رسد كه بازار سهام فناوري و اينترنت در انتهاي دهه 1990 زيادي گرم شد و سرمايه بيش از حدي جذب اين بخش شد؛ بنابراين در انتهاي دهه 1990، آن بازدهي‌اي كه يك سرمايه‌گذار در اين بخش مي‌توانست به نحو عقلايي انتظار داشته باشد به زير آنچه شرايط اقتصادي مي‌توانستند توجيه كنند سقوط كرده بود و همچنين زير آنچه بيشتر سرمايه‌گذاران واقعا انتظار داشتند.

در حالي‌كه قيمت‌ها با نوسانات طولاني و كند خود از بنيان‌هاي اقتصاد فاصله مي‌گيرند، نظريه بازار كارآ دست كم به دو شيوه مهم هنوز مفيد است. نخست طي افق‌هاي كوتاه‌تر، از قبيل روز، هفته يا ماه، شواهد قابل‌ملاحظه‌اي وجود دارد كه نظريه بازار كارآ توانايي تبيين جهت تغيير قيمت سهام را دارد. يعني واكنش قيمت سهام به اطلاعات جديد، تقريب خوبي از تغيير ارزش ذاتي سهام است. دوم اينكه نظريه بازار كارآ به صورت يك محك عمل مي‌كند كه قيمت‌ها چگونه بايد رفتار كنند اگر سرمايه‌گذاري و ساير منابع به نحو كارآ تخصيص يابند. اينكه بازارها دقيقا چقدر به اين محك نزديك باشند به شفافيت اطلاعات، كارآمدي تنظيم و احتمال بيرون راندن معامله‌گران اخلال‌زا توسط آربيتراژهاي عقلايي بستگي دارد. در واقع كارآيي اطلاعات قيمت سهام بين بازارها و كشورها فرق مي‌كند. هر آنچه كه نواقص بازار سرمايه باشد، به نظر مي‌رسد بديل بهتري براي تخصيص سرمايه‌ها وجود ندارد.

در واقع جنبش خصوصي‌سازي دهه‌هاي 1990 و 2000 نشان مي‌دهد كه اكثر دولت‌ها شامل چين، اينك اين واقعيت را تشخيص داده‌اند؛ بنابر اين پژوهش‌هاي دانشگاهي در اين حوزه، احتمال زيادي مي‌رود روي شرايطي متمركز شوند كه كارآيي اطلاعاتي بازارهاي سرمايه را تبيين كرده و بهبود مي‌بخشد به جاي اينكه بررسي كند آيا بازارهاي سرمايه كارآ هستند يا خير.


تاریخ ارسال پست: جمعه 22 فروردین 1399 ساعت: 00:33
می پسندم نمی پسندم

ليست صفحات

تعداد صفحات : 237
صفحه قبل123...237صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران