صبا قبادی - برای بدست آوردن موفقیت در زندگی مجبوریم بیش از یک بار سعی و تلاش کنیم و پا پس نکشیم اگه یه نگاهی هم به زندگینامه افراد بزرگ تو سایت هایی مثل فرچون و دانشگاه کسب و کار بندازیم متوجه میشیم که راز مموفقیت اکثرشون تلاش متدوام و ثابت قدمی اون هاست - دوشنبه 08 دی 1404
علی - عالی بود - دوشنبه 08 دی 1404
پرده زبرا - پرده های خانه - دوشنبه 08 دی 1404
فن بیان - ممنون بابت اطلاع رسانیتون.
تندخوانی - بابت اطلاع رسانیتون ممنونم.
علم و فناوری - با سلام
علم و فناوری - باسلام
لوکس بلاگ - از اینکه وبلاگ خود را در لوکس بلاگ ایجاد کرده اید کمال تشکر را داریم.مطمئن باشید لوکس بلاگ قوی ترین سیستم ساخت وبلاگ در ایران است.لوکس بلاگ تمامی امکانات ویژه و استاندارد را در حد ایجاد یک وب سایت حرفه ای
مثل سیستم نظر سنجی.سیستم نظر دهی گرافیکی زیبا.سیستم امتیاز دهی 5 ستاره ای به
مطالب.سیستم عضو گیری و ... را
داراست.در اینجا سعی داریم معرفی و راهنمایی کمی در خصوص امکانات لوکس بلاگ داشته باشیم.فرض میکنیم شما تا به حال هیچ وبلاگی نداشته اید.ما شما را یاری میکنیم تا در چند قدم بتوانید یک وبلاگ استاندارد ایجاد کنید.اولین قدم:انتخاب یک قالب
برای وبلاگ است.قالب وبلاگ به معنای ظاهر و محیط وبلاگ شماست که بینندگان ان را میبینند.برای انتخاب قالب در لوکس بلاگ 3 روش موجود است.روش اول میتوانید از منوی سمت راست گزینه -انتخاب قالب- را بزنید از بین 90 قالب موجود یکی را انتخاب نمایید.روش دوم میتوانید از قالبهای اماده دیگر وب سایت ها استفاده نمایید.کافی است در گوگل به فارسی بنویسید قالب وبلاگ و اینتر کنید.لیستی از سایت هایی که قالب وبلاگ ارائه میکنند را مشاهده خواهید کرد.با زدن یکی از ان گزینه ها و انتخاب قالب از ان سایت ها میتوانید -کد قالب بلاگف- را دریافت نمایید.(لوکس بلاگ سازگاری کامل با قالب های بلاگفا دارد)پس نیازی نیست به دنبال قالب لوکس بلاگ باشید.هرکجا هر قالبی مربوط به بلاگفا نیز مشاهده کردید میتوانید در لوکس بلاگ هم استفاده نمایید.بعد از دریافت کد از سایت های ارائه قالب از منوی سمت راست گزینه -ویرایش قالب- را بزنید.صفحه ای باز خواهد شد پر از کدهای مختلف.کدهایی که مشاهده میکنید را به طور کامل پاک کنید و کد قالب جدید که از سایت های ارائه قالب گرفته اید را قرار دهید و ثبت تغییرات را بزنید.اینگونه میتوانید از هزاران قالب مختلف برای وبلاگ خود استفاده نمایید.چناچنه در صورت اشتباه وبلاگ شما به هم ریخت نگران نباشید.در لوکس بلاگ هیچ چیز خراب نمیشود.به راحتی میتوانید از منوی سمت راست -انتخاب قالب- را بزنید و یک قالب انتخاب نمایید.تنظیمات به قبل خواهد برگشت.
قدم بعد از انتخاب قالب
ارسال مطلب است.از منوی سمت راست گزینه ارسال مطلب را بزنید.در این صفحه شما محیطی مشاهده خواهید کرد که میتوانید در ان مطلب بنویسید.نام این محیط
-ویرایشگر- است.این محیط قابلیت های بسیار فراوانی دارد که خود شما باید در طول زمان ان را فراگیرید.مثل تغییر رنگ نوشته ها.تغییر اندازه و نوع نوشته ها.قرار دادن عکس و ...اما در اینجا فقط به نحوه
قرار دادن عکس میپردازیم.برای قرار دادن عکس دو حالت پیش رو داریم.1-شما عکسی در وبلاگ و یا سایت دیگری میبینید و دوست دارید ان عکس در وبلاگ شما نیز نمایش داده شود.در اینصورت روی عکس مورد نظر راست کلیک کرده
و -کپی- را زده.سپس به ویرایشگر خود امده و در ویرایشگر راست کلیک کنید و -پیست و یا چسباندن- را زده.اینگونه ان عکس به وبلاگ شما منتقل خواهد شد.2-ممکن است شما عکسی در کامپیوتر خود داشته باشید و دوست دارید ان را در وبلاگ خود به نمایش بگزارید.در اینصورت مراحل کمی طولانی تر است.در ویرایشگر علامت
را پیدا و کلیک کنید.صفحه ای باز خواهد شد.در این صفحه به دنبال کلیدی با عنوان -آپلود عکس و انتخاب عکس از سرور- بگردید و کلیک کنید.صفحه دیگری باز خواهد شد که در پایین صفحه قسمتی وجود دارد برای انتخاب فایل از کامپیوتر.فایل خود را انتخاب و دکمه آپلود را بزنید.نام عکس شما در بالای ان صفحه به صورت یک لینک نمایش داده میشود.روی نام عکس خود کلیک کنید.عکس شما به ویرایشگر منتقل خواهد شد.به همین راحتی.به همین خوشمزگی.
اکنون که عنوان مطلب و مطلب را نوشته اید میتوانید دکمه ارسال مطلب و انتشار مطلب را بزنید.کار تمام است.شما یک وبلاگ نویس شدید.از این به بعد اگر میخواهید حرفه ای تر باشید ادامه اموزش را دنبال کنید. بهتر است به گزینه های زیر ویرایشگر دقت کنید.اولین گزینه
-اضافه کردن ادامه مطلب- است.فرض کنید شما مطلبی بسیار طولانی در مورد چگونگی ساخت وبلاگ دارید.اگر بخواهدی همه مطلب را یکجا در صفحه اصلی وبلاگ خود نمایش دهید باعث سنگین شدن وبلاگ و شلوغی میشود.پس بهتر است چند سطر اول مطلب خود را در قسمت اول ویرایشگر نوشته و سپس روی
-اضافه کردن ادامه مطلب- کلیک کنید و در ویرایشگر جدید به وجود امده بقیه مطلب را بنویسید.اینگونه مطلب شما در وبلاگ در 2 قسمت نمایش داده خواهد شد.کسانی که علاقه مند به اموزش هستند با خواندن چند سطر اول در صفحه اصلی اگر مشتاق بودند با کلیک روی لینک ادامه مطلب در وبلاگتان میتوانند به ادامه مطلب دسترسی پیدا کنند و ادامه اموزش را بخوانند.در اینجا گزینه هایی مثل
موضوعات است. .همه دوستدار نظم وترتیب هستند.اگر وبلاگ شما در چند
زمینه مختلف مثل عکس و اس ام اس است بهتر از قسمت موضوعات استفاده کنید.برا
این منظور از منوی سمت راست گزینه موضوعات را کلیک کنید.در اینجا میتوانید یک موضوع
اصلی مثل عکس ایجاد کنید.سپس در صورت تمایل میتوانید برای موضوع عکس زیر موضوع هم
بسازید.زیر موضوع عکس میتواند -عکسهای طبیعت- و -عکسهای هنرمندان- و -عکسهای ورزشی-
باشد.سپس دوباره یک موضوع اصلی بسازید با عنوان اس ام اس.و دوباره میتوانید زیر
موضوع هایی نیز برای دسته بندی بیشتر ایجاد کنید.مثل -اس ام اس عاشقانه- و-اس ام اس
عارفانه- و ....بدین صورت شما منظم ترین وبلاگ را خواهید داشت.شما میتوانید اصلا از
زیر موضوع استفاده نکنید و فقط موضوعات اصلی معرفی کنید.در لوکس بلاگ همه چیز به
دلخواه شماست.ولی برای دسته بندی بیشتر زیر موضوع را اختراع کرده ایم.تا به اینجا
شما موضوعات وبلاگ خود را ساخته اید.اکنون میخواهید عکسهای ورزشی در وبلاگ خود
ارسال کنید.ارسال مطلب را زده.مطلب خود را نوشته.اکنونه در پایین ویرایشگر قسمت
موضوعات گزینه موضوع اصلی -عکس- و زیر موضوع -عکسهای ورزشی- را تیک بزنید.اینگونه
وبلاگ شما میفهمد این مطلب مربوط به کدام موضوع است.مطلب را ارسال کنید.اکنون اگر
بیننده ای وارد وبلاگ شما شود و فقط به عکسهای ورزشی علاقه مند باشد با کلیک روی
موضوع عکسهای ورزشی وبلاگ شما تمامی مطالب عکسهای ورزشی را خواهد دید.
کلمات کلیدی یکی از مفید ترین امکانات برای بینندگان و مخصوصا موتور های
جستجو گر است.سعی کنید هنگام ارسال مطلب حتما کلمات کلیدی مفید معرفی کنید.اگر مطلب
شما راجع به دانلود نرم افزار انتی ویروس است در کلمات کلیدی بنویسید دانلود.انتی
ویروس.نرم افزار رایگان. اینگون مطلب شما دارای کلمات کلیدی مناسب مربوط به همین
مطلب است.
عضو گیری در وبلاگ یکی از امکانات مهم و ویژه لوکس بلاگ است.لوکس بلاگ
محیطی فراهم کرده است که بینندگان شما میتوانند در وبلاگ شما عضو شوند.شما اینگونه
میتوانید بیننده های ثابتی برای وبلاگ خود فراهم کنید.با عضویت افراد در وبلاگ شما
ایمیل انها در خبرنامه نیز ثبت میشود.سپس شما میتوانید بعد از اپدیت وبلاگ با ارسال
خبرنامه اعضا را به دیدن وبلاگ تشویق کنید.مزیت بعدی مشارکت اعضا در ارسال مطلب
برای وبلاگ شماست.اعضا از طریق کنترل پنل های خود قادر هستند برای وبلاگ شما مطلب
ارسال کنند.اینگونه شما یک وبلاگ دارید با هزاران نویسنده.میتوانید اعضا را تشویق
به ارسال مطلب کنید تا مسئولیت ارسال مطلب فقط به دوش شما نباشد.
هنگام ارسال مطلب
در زیر ویرایش گر میتوانید گزینه ای با عنوان-دسترسی به مطلب فقط مخصوص اعض-را
مشاهده کنید.با تیک کردن این گزینه بینندگان با زدن ادامه مطلب نمیتوانند ادامه
مطلب شما را مشاهده کنند و با پیام این مطلب مخصوص اعضاست مواجه میشوند.و در زیر ان
مکانی برای ثبت نام است.اگر افراد ثبت نام کنند میتوانند ادامه مطلب را مشاهده
کنند.اینگونه شما سیستم عضو گیری را فعال و مورد استفاده قرار داده اید.
توجه داشته باشید دنیای وبلاگ نویسی و ایجاد سایت بسیار وسیع میباشد.شما در طول
زمان با مهارت های بیشتری اشنا خواهید شد.برای این امر زیاد عجول نباشید.لوکس بلاگ
راحت ترین سیستم برای فراگیری مهارت های وبلاگ نویسی است.در هر قسمت از لوکس بلاگ متن
های راهنمایی اورده شده.با دقت به این راهنما ها میتوانید با این مهارت ها اشنا
شوید.پس حتما راهنما ها را بخوانید و تمرین کنید و در نهایت اگر مشکلی داشتید انرا
با فرم های مخصوص با ما در میان بگذارید.اوقات خوشی را در لوکس بلاگ برای شما
ارزومندیم.
مایلینو - با تشکر از سایت خوبتون و مطاب خوبی که قرار میدید.بازارگردانها و نقش آنها در روند معاملات
به عنوان مثال زماني كه انبوه سفارشات فروش وجود دارد متخصصان بازار متعهد به خريد سهام جهت تثبيت قيمت هاست.) اما از آنجايي كه مبالغ قابل توجهي سرمايه مورد نياز است تا متخصصان بازار يا بازارگردان هاي انفرادي به انجام وظايف خود بپردازند، در اغلب موارد آنها تحت پوشش شركت ها سازماندهي مي شوند. به طور نمونه در بورس نيويورك شركت هاي بازارگردان در اندازه هاي ۲ عضو تا بيش از ۲۰ نفر رتبه بندي شده اند. نكته قابل توجه اينكه شركت هاي بازارگردان يا بازارگردان تخصصي مي توانند براي بازارگرداني بيش از يك سهم در نظر گرفته شوند ولي يك متخصص بازار يا بازارگردان منفرد فقط براي هر سهم روي تابلو بورس درنظر گرفته شده است.
● شيوه هاي بازارگرداني
بازارگرداني به دو شيوه انجام مي گيرد. در يك شكل كه با عنوان معاملات وكالتي مي توان از آن نام برد، بازارگردان از طريق يك مشتري خود سهمي را به قيمت پايين تر خريده و به مشتري ديگري با قيمت بالاتر مي فروشد. در اين شيوه بازارگردان تنها يك واسطه معامله است و مالكيتي روي سهم مذكور ندارد. در حالت دوم كه اصطلاحاً مي توان معامله مالكيتي عنوان كرد بازارگردان از طريق در اختيار گرفتن سهم و مالكيت آن در مدتي كه خود مناسب مي داند و سپس فروش آن در قيمت مورد نظر، سود متعارف را كسب مي كند.
ماهيت عملياتي بازارگردان ها به گونه اي است كه آنان نياز به دانش و آگاهي گسترده از مسائل بازار سرمايه و اقتصاد دارند. به عبارتي در اختيار داشتن تحليلگران مالي از جمله پيش شرط هاي اساسي در شكل گيري و فعاليت بازارگردان ها است. در زير با توجه به اهميت موضوع و استناد به مفاهيم تكنيكي، بررسي دقيق تري در شيوه عملياتي و نحوه كار بازارگردان ها ارائه مي شود.
بازارگرداني در بازارهاي در حال توسعه و كم ثبات به لحاظ مسائل سياسي، اقتصادي و سياستگذاري نيز با مفهوم آن در بازارهاي توسعه يافته مغايرت بنيادين دارد. بررسي ها نشان مي دهد كه پهنا و عمق بازارهاي توسعه يافته با درحال ظهور تفاوت معني دار دارد و ضمناً منحني هاي عرضه و تقاضاي بازارهاي در حال ظهور نيز پيوستگي ندارد.
ارزش بازار سهام براساس عرضه و تقاضا در هر لحظه تعيين مي شود و به اين ترتيب مجموعه در تعادل قرار مي گيرد. نكته قابل توجه در تعادل بازار دارايي مالي آن است كه همواره شاهد تعامل دو بازار براي هر دارايي مالي هستيم: بازار گردشي، بازار غيرگردشي. در بازار گردشي عرضه ها و تقاضاها در زمان هاي مختلف موجب شكل گيري قيمت تعادلي مي شوند، در صورتي كه در بازار غيرگردشي عرضه و تقاضاي موجودي سهام منتشره مد نظر قرار مي گيرد.
از آنجا كه تمامي دارندگان سهام يك شركت در يك لحظه به معامله مبادرت نمي كنند بنابراين كشش پذيري عرضه در بازار غيرگردشي اندك بوده و تغييرات قيمت بر ميزان عرضه موجودي دارايي مالي اثرات چنداني نخواهد داشت. به اين ترتيب حصول تعادل ماندگار در بازار منوط به تعادل در هر دو بازار است. دارايي هاي مالي با بازارهايي به ويژگي هاي فوق است كه مورد توجه موسسات مالي بازارگرداني واقع مي شوند. بازارگردان ها ضمن تعيين گسترده اي از نوسانات قيمت حول ارزش ذاتي كه نقطه تعادل است، اقدام به خريد و فروش سهام مي كنند و به اين ترتيب از نوسانات نامناسب قيمت دارايي مالي ممانعت به عمل مي آورند. آنان همواره تعداد مشخصي از هر دارايي مالي را براي ايجاد نظم و توازن در بازار نگهداري مي كنند و در ازاي چنين اقداماتي منافعي حاصل مي آورند.
● عوامل تاثيرگذار بر فعاليت بازار گردان ها
▪ عرض بازار: وجود جريان مستمر دوسويه سفارشات خريد و فروش سهام و به عبارتي حضور تعداد زيادي از خريداران و فروشندگان در قيمت تعادلي (ارزش ذاتي) مبين ميزان عرض بازار سرمايه است. به اين ترتيب بازار اوراق بهاداري كه داراي ويژگي فوق باشد را «نقد شونده» نيز مي نامند. بازارگردان ها در چنين بازاري با تفاضل (سود) اندك نيز حاضر به فعاليت هستند.
▪ عمق بازار: وجود جريان پيوسته سفارشات خريد و فروش در قيمت هاي بالاتر و پايين تر از قيمت تعادلي را عمق بازار مي نامند. به اين معني كه منحني عرضه و تقاضا حول ارزش بازار دارايي مالي، كاملاً كشش پذير و پيوسته است. در چنين شرايطي با بروز عدم تعادل ناگهاني ميان سفارشات عرضه و تقاضا، قيمت دارايي مالي اندكي تغيير يافته و مجدداً وضعيت تعادل حاصل خواهد شد. به اين ترتيب حتي منحني تغييرات قيمت نيز در بازار با ژرفاي كافي، پيوسته خواهد بود. بازارگردان ها در بازارهاي با ژرفاي زياد با كمترين تفاضل قيمت خريد و فروش نيز به فعاليت خود ادامه خواهند داد. در صورتي كه در بازار كم عرض و كم عمق كه منحني عرضه و تقاضا اوراق بهادار گسسته و كم كشش است همواره ميزان تفاضل چشمگير خواهد بود. در چنين بازاري فعاليت بازارگردان ها در مقايسه با هزينه هايي كه بر بازار وارد مي آورند به گونه اي است كه از جذابيت حضور آنان به شدت كاسته مي شود.
▪ نسبت سرمايه گذاران اطلاعات مدار به نقدينه مدار: سرمايه گذاراني كه در بازار مشاركت دارند در دو طبقه جاي مي گيرند. گروهي از آنان مازاد منابع مالي داشته و درپي سرمايه گذاري اين منابع هستند. گروه ديگر شامل سرمايه گذاراني هستند كه اعتقاد دارند بيش از سايرين نسبت به اوراق بهادار يك شركت خاص، اطلاعات در اختيار دارند. به اين ترتيب آنان با اتكا به اطلاعات خود به ارزيابي قيمت اوراق بهادار مي پردازند و نسبت به خريد يا فروش اوراق اقدام مي كنند.
سودآوري فعاليت بازارگردان ها به طور ميانگين از سرمايه گذاران نقدينه مدار حاصل مي شود. به همين نحو، سرمايه گذاران اطلاعات مدار كه اطلاعات نادرست در اختيار داشته باشند نيز بر منافع بازارگردان ها مي افزايند. از سوي ديگر همواره اطلاعات مدارهايي كه اطلاعات درست را كسب كرده اند موجب زيان فعاليت بازارگردان ها مي شوند. به اين ترتيب در بازارهايي كه سرمايه گذاران اطلاعات مدار نسبت به نقدينه مدار فزوني يابند، احتمال زيان در فعاليت بازارگرداني را افزايش مي دهند و مسلماً بازارگردان ها متقاضي تفاضل (Spread) بيشتري خواهند بود.
شايان ذكر است كه افزايش «تفاضل» موجب مي شود تا منافع حاصل از عمليات بازارگردان در بازار سرمايه كمتر از هزينه هاي عمليات آنان شود. بنابراين ماهيت عملياتي بازارگردان ها به گونه اي است كه آنان نياز به دانش و آگاهي گسترده از مسائل بازار سرمايه و اقتصاد دارند. به عبارتي در اختيار داشتن تحليلگران مالي از جمله پيش شرط هاي اساسي در شكل گيري و فعاليت بازارگردان ها است. از سوي ديگر دستيابي به منافع مالي گسترده نيز در زمره ضروريات اقدامات اثر بخش آنان است. ليكن سطح كارآيي بازار سهام را نمي توان به فراموشي سپرد. شكل گيري و آغاز فعاليت نهادهاي بازارگردان در بازارهاي در حال ظهور كه عموماً از سطح كارايي ضعيف برخوردارند، همواره آنان را با مخاطرات: عدم دسترسي به اطلاعات صحيح و معتبر، نابساماني ها و تشتت سياستگذاري در بازار مالي، آثار تحولات سياسي و اقتصادي روبه رو مي سازد.
بازار سهام; امكانات و حقوق سهامداران
سهام در بازرگاني و امور مالي به عنوان بخش يا پارهاي از مالكيت در يك بنگاه اقتصادي است. اين سهام به طور معمول در بازارهاي عمومي سهام قابل خريد و فروش هستند. چنانچه دارندهء سهام ميتواند نفع يا عايدي اين سرمايه را اگر بتواند آن را به قيمتي بالاتر از قيمت خريد بفروشد، به دست آورد.
شركتهاي سهامي، سهامداران را قادر ميسازند كه در منافع شركت شريك باشند. پرداختهاي مربوط به منافع مشاركت به سهامداران، سود سهام ناميده ميشود. به علاوه همچنان كه سهامدار در منافع شركت ذيحق است، در صورتي كه شركت در آستانه انحلال قرار گيرد در فروش خود كارخانه نيز صاحب حق است. سهامداران همچنين ميتوانند شخصا يا توسط نمايندگانشان، در موضوعات مربوط به شركت، راي بدهند. هنگامي كه شركت سهام تازهاي را منتشر ميسازد، آنان در خريد تعداد معيني از سهام عرضه شده قبل از عرضهء عمومي، داراي حق تقدم هستند. سهامداران همچنين گزارشهاي دورهاي، معمولا سه ماهه كه در آن اطلاعاتي در زمينهء روندهاي فعاليت شركت درج شده، دريافت ميكنند.
سهام معمولا قابل تبديل است; به اين معنا كه ميتوان به اشخاص ديگر واگذار و يا فروخت.
سهامدار به عنوان شخصيت داراي مالكيت بازرگاني و دارندهء مسووليت محدود در قوانين بازرگاني و تجارت، محسوب ميشود. مسووليت محدود به اين معناست كه سهامدار شخصا در قبال بدهي شركت مسوول نيست. بخش عمدهء سرمايهء سهامدار در صورت زيان دهي و سقوط فعاليتهاي شركت در معرض نابودي قرار ميگيرد. اين امر در صورتي رخ ميدهد كه زيانهاي شركت معادل سرمايهگذاري اوليه باشد. ميزان سرمايهگذاري صاحب سهام عبارت است از مبلغي كه در هنگام خريد سهام پرداخت شده است. اين ترتيبات با ساير شكلهاي سازمانهاي بازرگاني كه به عنوان واحد شخصي يا شراكتي شناخته ميشوند، تفاوت دارد. دارندگان واحدهاي اخيردر قبال بدهكاري ناشي از كسب و كارشان، شخصا مسووليت دارند.
● بنگاههاي اقتصادي_ چگونه سهام منتشر ميكنند؟
بنگاهها اقتصادي به منظور سرمايهگذاري در فعاليتهاي مربوط به خود، مبادرت به انتشار سهام ميكنند. اين روش افزايش سرمايه، فقط براي بنگاههايي كه به صورت شركت سهامي تشكيل شدهاند امكانپذير است و بنگاههاي شخصي و شراكتي فاقد چنين امكاني هستند. شركت سهامي وجوه حاصل از فروش سهام جديد را ميتواند به چندين شكل هزينه كند. بسته به نوع شركت و موضوع فعاليت آن،اين امر ميتواند در راه گسترش تحقيقات و توسعهء عمليات شركت صورت گيرد; اختصاص به خريد تجهيزات تازه شود; تسهيلات تازه و يا بهبود تسهيلات پيشين را تامين كند يا به استخدام نيروي كار جديد اختصاص يابد.
روش ديگر افزايش سرمايه عبارت است از سرمايهگذاري اعتباري كه از طريق فروش اوراق قرضه انجام ميشود كه نوعي وام با تحمل بهرهء معين است. با انتشار اوراق قرضه، شركت متعهد ميشود سود معيني را در دورههاي تعيين شده به وامگذار - دارندهء اوراق قرضه- بپردازد و در سررسيد، كل مبلغ آن را بازپرداخت كند. اين اوراق، گواهي وام هستند در حاليكه سهام گواهي مالكيت در شركت محسوب ميشوند. سهام و اوراق قرضه كلا به عنوان اوراق بهادار معرفي ميشوند. (در حال حاضر در ايران، شركتهاي سهامي بخش خصوصي مجاز به انتشار اوراق قرضه نيستند و اين حق صرفا در اختيار دولت به منظور جذب نقدينگي جامعه و به كارگيري آن در طرحهاي ملي و در مواردي حتي به هدف به كارگيري اين وجوه براي تامين كسر بودجهء دولت كاربرد دارد.)
هنگامي كه يك شركت در اولين گام مبادرت به انتشار سهام به صورت عمومي ميكند، از همكاري يك بانك سرمايهگذاري جهت راهاندازي بازار اوليهء سهام (IPO) استفاده ميكند. بانك سرمايهگذاري، سهام منتشره از سوي شركت را در قيمت توافق شده يكجا خريداري ميكند; آن گاه اين سهام را به مشتريان بانك و يا اشخاص ديگر عرضه ميكند. شركتهايي كه داراي بازار اوليه ميشوند معمولا شركتهاي تازهاي هستند كه به مبلغ قابل توجهي از سرمايه نيازمندند. يك شركت سهامي ميتواند فقط يك بازار اوليه داشته باشد، هنگامي كه براي اولين بار مبادرت به عرضهء عمومي سهام ميكند. پس از آن شركت به عنوان شركت سهامي عام شناخته ميشود. يك شركت سهامي عام كه نياز به افزايش سرمايه براي توسعهء بيشتر كسب و كار خود دارد ممكن است انتشار سهام بيشتري را در آينده درخواست كند. اين كار به عنوان افزايش سهام در آينده يا افزايش سهام در جريان ناميده ميشود.برخي شركتها ممكن است، شكل عمومي يعني شركت سهامي عام را انتخاب نكنند. در اين حالت، شركت به عنوان شركت خصوصي - شركت سهامي خاص - محدود ميشود. اين امر زماني از سوي موسسان شركت برگزيده ميشود كه آنان نخواهند ديگران را در سود خود شريك كنند يا مايل نباشند كنترل شركت در اختيار شركا قرار گيرد.
غالب اطلاعاتي كه روزانه توسط رسانههاي خبري در بارهء خريد و فروش سهام گزارش ميشود، دربارهء سهامي است كه قبلا منتشر شده است. خريد و فروش روزانهء سهام به ندرت به بازار اوليهء سهام مربوط ميشود. اكثريت سهام معامله شده به عنوان معاملات دست دوم سهام (IPS) محسوب ميشود. از اين رو شركتهايي كه در ابتدا اين سهام را انتشار دادهاند در اين عمليات مستقيما نقشي ندارند.
ارزش سرمايهاي شركت CAPITALIZED VALUE مربوط به ارزش بازار سهام شركت ميشوند كه قبلا منتشر شدهاند و هم اكنون در دست دارندگان اين سهام قرار دارند بنابراين از سوي آنان قابل خريد و فروش هستند. ارزش سرمايهاي شركت ممكن است بيشتر و يا كمتر از ارزش دفتري - يا اسمي - BOOK VALUE شركت باشد. ارزش دفتري - يا اسمي- عبارت است از ارزش داراييهاي شركت كه در صورتهاي مالي زير عنوان حقوق صاحبان سهام منعكس و از دفاتر رسمي شركت استخراج ميشوند. ارزش سرمايهاي شركت همچنين ممكن است بيشتر يا كمتر از ارزش جايگزيني Replacement Value شركت باشد; يعني ارزشي كه در حال حاضر اگر شركت تصميم به جايگزيني داراييهاي خود بگيرد، خرج برميدارد. شركتها برخي اوقات به تجزيه سهام split ميپردازند. به اين ترتيب كه سهام در جريان outstanding share را با سهام جديد به ارزش اسمي تازهاي معادل نيم، يك سوم و يا يك چهارم قيمت اسمي پيشين تعويض كند. دراين حالت هر سهم پيشين به دو، سه يا چهار سهم جديد تقسيم ميشود.
هنگامي كه يك شركت سهام خود را به اين ترتيب افزايش ميدهد، وجه تازهاي به دست نميآورد. تجزيهء سهام معمولا هنگامي كه مديريت شركت قيمت هر سهم شركت را خيلي بالا ميپندارد، انجام ميگيرد. به وسيلهء تجزيهء سهام و كاهش قيمت آن به چند بار كمتر، خريد سهام تازه توسط سرمايهگذاران بيشتري انجام ميگيرد و اين امكان را در اختيار شركت قرار ميدهد كه جهت افزايش سرمايهء شركت در آينده از طريق انتشار سهام در جريان جديد، خريداران بيشتري را جذب كند.
● مردم چگونه سهم ميخرند؟
نفع اقتصادي، انگيزهء ابتدايي را براي خريد سهام ايجاد ميكند. نفع يا بازده هر سهم شامل دو بخش است: سود سهامكه پرداختهاي دورهاي ناشي از فعاليت سودآور شركت طي يك دورهء مالي مشخص است را در برميگيرد; و افزايش بهاي بازار سهم كه ناشي از وجود تقاضا براي خريد آن در بازار سهام - بورس اوراق بهادار - است. در بازار سرمايه، يك سرمايهگذار در واقع فقط با دو گزينه جهت بهرهبرداري از سرمايهگذاري خود در يك شركت روبهرو ميشود. خريد سهم يا اوراق قرضه اوراق قرضه همانند يك مطالبهء مالي در مقابل شركت است و از لحاظ ريسك مالي بر تمامي انواع سهام اولويت دارد. از اينرواوراق قرضه به نسبت سهام، سرمايهگذاري مطمئنتري است; بهويژه در وضعيت ضدتورمي يعني دورهاي كه بهاي كالاها و خدمات همچنين بهاي انواع داراييها و از جمله سهام به طور عموميسقوط ميكنند. در حاليكه سهام معمولا در وضعيت تورمي يعني دورهاي كه بهاي كالاها و خدمات به طور عمومي افزايش مييابند، برتري دارد; زيرا سهام شاخص داراييهايي است كه احتمالا در شرايط افزايش عمومي قيمتها با نرخ بيشتري نسبت به بهاي ساير كالاها و خدمات رشد ميكند. در اين حالت چون قيمت اسمي اوراق قرضه - يعني بهايي كه شركت انتشاردهندهء اين اوراق در سررسيد آن متعهد به پرداخت است - ثابت است، نميتواند آنگونه كه سهام شركتها در اين اوضاع و احوال افزايش قيمت پيدا ميكند، سودي را از اين زاويه به صاحبان خود برساند.
● واسطهگري مالي
سرمايهگذاران ميتوانند به دو طريق متفاوت سهام داشته باشند. راه اول مالكيت مستقيم است كه سرمايهگذاران سهام شركت معيني را به سبد سهام (PORTFOLIO ) شخصي خود ميافزايند. به اين ترتيب حساب موجودي خود از سهام (ACCOUNT ) را افزايش دادهاند. نوع دوم، مالكيت مستقيم و از طريق مشاركت در يك شركت موسوم به واسطهگري مالي است. شركت واسطهگري مالي - نهاد سرمايهگذاري - از طريق مديريت سرمايهگذاري شركت كه وجوه سهامدار خود را در انواع مختلف سهام شركتهاي ديگر سرمايهگذاري ميكند تصور ميشود كه روش مطمئنتر از سرمايهگذاري در يك شركت معين است يعني واجد ريسك كمتري است. متنوعسازي سهام و ايجاد سبد سهام، وسيلهاي است كه سهامدار با احتمال خطر كمتري در سرمايهگذاري خود مواجه ميشود، زيرا ريسك (عدم اطمينان) در تعداد زيادي بنگاه اقتصادي و نه در تعداد كمي از آنها پخش ميشود. در اين حالت سرمايهگذاران، سهام شركت واسطهگري مالي را به حساب شخصي خود ميافزايند; در حالي كه شركت واسطه، خود مستقيما مالك سهام شركتهاي ديگر است.
● دلالها و كارگزاران
سرمايهگذاران معمولا جهت خريد و فروش اوراق بهادار از خدمات دلالها و كارگزاران استفاده ميكنند. برخي از اين كارگزاران به عنوان كارگزار تمام وقت محسوب ميشوند. كارگزاران تمام وقت، انواع گستردهاي از خدمات شامل شرايط مشاورهء سرمايه گذاري را براي سرمايهگذاران فراهم ميكنند. برخي ديگر، كارگزاران درصدي محسوب ميشوند. كارگزاران درصدي تنها به ارايهء خدمات در زمينهء خريد و فروش سهام به سفارش سرمايهگذاران ميپردازند. در مورد واسطهگريهاي مالي، سرمايهگذاران ميتوانند به طور مستقيم به آنان رجوع كنند. از اين قرار براي معامله با اين گروه، سرمايهگذاران نيازي به خدمات كارگزاران و دلالها ندارند. در هر دوي اين موارد، سرمايهگذار جهت تصميم گيري درباره اينكه با كدام يك از واسطهگريهاي مالي به معامله سهام بپردازد، بهتر است كه از مشاوره با مشاوران مالي متخصص در بازار سهام، استقبال كند.
با مفهوم P/E آشنا شويم
● مقدمه
P/E يا نسبت قيمت به سود يكي از افزارهاي قديمي و عموما" پر استفاده به منظور ارزش گذاري سهام است. هر چند محاسبه ي P/E بسيار ساده است اما تفسير آن عملا" دشوار مي نمايد . در شرايط معيني اين نسبت بسيار گويا و در زمان ها ي ديگر كاملا" بي معنا جلوه مي كند . از اين رو ، غالبا" سرمايه گذاران اين اصطلاح را نادرست به كار مي گيرند و درتصميماتشان بيش از حد لازم به آن وزن مي دهند .
در بخش هاي بعدي اين مقاله ابتدا به تشريح و تبيين P/E مي پردازيم، سپس چگونگي استفاده از اين نسبت را در تجزيه و تحليل سهام بازگو مي كنيم ، و سرانجام به شرايطي مي پردازيم كه نبايد از اين نسبت استفاده شود .
● P/E چيست ؟
P/E كوتاه شده ي نسبت price(P ياقيمت سهم) به Earning Per Share( EPS يا سود هرسهم) است . همان گونه كه از نام آن پيدا است ، براي محاسبه ي P/E آخرين قيمت روز سهام يك شركت به سود هر سهم (EPS) آن تقسيم مي شود :
قيمت سهم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ = P/E
سود هر سهم
غالبا" P/E در تاريخ هايي محاسبه مي شود كه شركت ها اطلاعات EPS (معمولاٌ سه ماهانه) را افشاء مي كنند. اين P/E را كه بر مبناي آخرين EPS محاسبه مي شود بعضا" P/E دنباله دار نيز مي گويند . اما گاهي از EPSبرآوردي براي محاسبه P/E استفاده مي شود،اينEPS معمولاٌ معرف سود برآوردي سال آينده است. در اين صورت به P/E محاسبه شده P/E برآوردي يا پيشتاز گفته مي شود. محاسبه ي P/E گاهي روش سومي هم دارد كه مبتني بر ميانگين دو فصل گذشته و برآورد دو فصل باقيمانده ي سال است . تفاوت عمده اي بين اين سه نوع وجود ندارد اما بايدبدانيد كه از محاسبات داده هاي تاريخي واقعي در مقايسه با برآوردهاي تحليل گران مالي استفاده كنيد .
مشكل بزرگ محاسبه ي P/E مربوط به شركت هايي است كه سود آور نيستند و از اين رو EPS منفي دارند . در خصوص چگونگي رفتار با اين پديده ديدگاه هاي متفاوتي وجود دارد . برخي قائل به وجود P/E منفي هستند ، گروهي در اين حالت P/E را صفر مي دانند و بسياري ديگر هم معتقدند كه ديگر P/E محلي از اعراب ندارد .
به لحاظ تاريخي دربورس اوراق بهادار تهران عموماٌ ميانگينP/E در دامنه ي۲/۳ تا ۲/۱۳تجربه شده است. نوسان P/E در اين دامنه عمدتا" بستگي به شرايط اقتصادي هر زمان دارد . درحال حاضر ميانگين P/E كل شركت هاي پذيرفته شده در بورس تهران حدود۲/۸ مي باشد. همچنينP/E بين شركت ها و صنايع مي تواند كاملا" متفاوت باشد .
● كاربرد P/E
به لحاظ نظري ، P/E يك سهم به ما مي گويد كه سرمايه گذاران چند ريال حاضرند به ازاي هر ريال سود يك شركت پرداخت نمايند. به همين جهت به آن ضريب سهام نيز مي گويند . به عبارت ديگر اگر P/E يك سهم ۲۰ باشد بدين معني است كه سرمايه گذلران حاضرند ۲۰ ريال براي هر ريال از سود اين سهم( كه شركت توليدمي كند) بپردازند .
الف) رشد سود
آنچه در بحث بالا به آن پرداختيم رشد شركت ها است . قيمت سهام بازتاب انتظارات سرمايه گذاران از ارزش و رشد آينده ي شركت است . اما توجه كنيد كه اندازه ي سود (EPS ) معمولا" مبتني بر سود هاي (EPSهاي) گذشته است .
اگر شركتي انتظار رشد دارد بنابراين انتظار داريم كه سودش نيز رشد نمايد . در نتيجه تفسيري بهتر از P/E آن است كه خوش بيني بازار از آينده ي رشد يك شركت را باز تاب مي دهد .
اگر P/E شركتي بالاتر از ميانگين بازار يا صنعت باشد بدين معني است كه بازار در ماه ها يا سال هاي آينده انتظارات بزرگي از سهم اين شركت دارد . شركتي با P/E بالا بايد سود هاي فزاينده ايجاد كند، در غير اين صورت قيمت سهمش سقوط خواهد كرد .
مثالي از شركت ايران خودرو گوياي اين بحث است .
ب) ارزاني يا گراني
P/E در مقايسه با قيمت بازار شاخص بهتري براي ارزش گذاري سهم است . مثلا" به شرط پايداري ساير متغيرها ، سهمي با قيمت ۲۰۰ ريال و P/E برابر ۱۰ بسيار گران تر از سهمي با قيمت۲۰۰۰۰وP/E برابر۱۰ است . توجه كنيد كه محدوديت هايي در اين مثال وجود دارد . شما نمي توانيد P/E هاي دو شركت كاملا" متفاوت را براي ارزش گذاري بهتر آنها مقايسه كنيد. به عبارت ديگر تعيين بالا يا پايين بودن P/E بدون توجه به دو عامل اصلي بسيار دشوار است : ۱) نرخ رشد شركت و ۲) صنعت.
۱) نرخ رشد شركت
آيااندازه ي رشد گذشته ي شركت ها مي تواند معرف نرخ هاي انتظاري از رشد آينده باشد ؟ هر چند پاسخ اين پرسش نمي تواند صريح باشد اما در عمل سرمايه گذاران براي پيش بيني سود (EPS ) و محاسبه ي P/E از نرخ هاي رشد گذشته استفاده مي كنند .
۲) صنعت
مقايسه ي شركت ها تنها در صورتي فايده منداست كه به يك صنعت تعلق داشته باشند ، مثلا" شركت هاي صنعت ... عمدتا" داراي ضرايب P/E پايين هستند چون به رغم ثبات صنعت رشد پاييني دارند . از طرف ديگر شركت هاي صنعت .... به دليل انتظار رشداز P/E هاي بالايي برخوردارند .
● دام هاي كاربرد P/E
تا بدين جا آموختيم كه در شرايط معيني P/E مي تواند ما را در تعيين بالا يا پايين بودن ارزش يك شركت كمك كند . همچنين پي برديم كه P/E تنها در شرايط معيني معتبر است .اما علاوه براين دام هاي ديگري نيز در تحليل P/E وجود دارد كه در ادامه درباره ي برخي از آنها بحث مي شود .
● حسابداري
سود يك اندازه ي حسابداري است كه در محاسبه اش از اقلام غير نقدي نيز استفاده مي شود . معيارهاي اندازه گيري سود بر طبق اصول حسابداري همگاني (GAAP ) مقرر مي شوند . اين اصول در گذر زمان تغيير مي كند و در هر كشوري نيز متفاوت از ديگر كشورها است . از اين رو محاسبه ي سود ( EPS) بسته به چگونگي دفتر داري و حسابداري مي تواند به صورت هاي متفاوت ارائه شود . در نتيجه مقايسه ي سودها (EPS ها ) با يك ديگر گاهي به مقايسه ي سيب و پرتقال مي ماند .
● تورم
در شرايطي كه اقتصاد كشور تورم بالا يي را تجربه مي كند طبعاٌ كالاها و هزينه هاي استهلاك به دليل بالا رفتن هزينه هاي جايگزيني كالاها و تجهيزات در مقايسه با سطح عمومي قيمت ها كم نمايي مي شود . بنابراين در زمان هاي تورمي P/E ها عموما" پايين تر مي آيند زيرا بازار سودها را كه به صورت ساختگي به بالا گرايش دارد تخريب شده مي بيند . بررسي P/E همانند تمامي نسبت ها ، در گذر زمان براي پي بردن به روند آن ارزشمند است . تورم اين بررسي را دشوارمي كند زيرا اطلاعات گذشته در امروز از فايده مندي كم تري برخوردارند .
● تفسيري ديگر
P/E پايين لزوما" بدين معني نيست كه ارزش يك شركت كم نمايي شده است . بلكه به معناي آن است كه بازار معتقد است شركت در آينده ي نزديك با مشكل روبرو خواهد شد . سهمي كه قيمتش پايين مي آيد معمولا" دليلي دارد .
عمده ترين دليلش اين است كه سود شركت كم تر از سود انتظاري اش خواهد بود . اين مساله P/E دنباله دار بازتابي ندارد مگر آن كه سود در عمل نيز محقق گردد .
● تنها به اتكاي P/E سهام نخريد
يكي از پر بسامد ترين اشتباهاتي كه سرمايه گذاران غير حرفه اي مرتكب مي شوند خريد سهام صرفا" به اتكاي P/E بالا يا پايين است . توجه كنيد كه ارزش يابي سهام تنها با تكيه بر شاخص هاي ساده اي مانند P/E ساده انگارانه و نادرست است . P/E بالا ممكن است به معني بيش نمايي ارزش سهم باشد و هيچ تضميني وجود ندارد كه بعدا" به سرعت پايين نيايد . ضمنا" توجه كنيد كه حتي اگر ارزش سهمي كم نمايي شده باشد ممكن است ماه ها يا حتي سال ها طول بكشد تا بازار ارزش آن را اصلاح نمايد .
درهر صورت تجزيه و تحليل سهام امري بسيار پيچيده تر از دانستن چند نسبت ساده است . به عبارت ديگر هر چند كليدي براي معماي ارزش گذاري سهام است اما تمام آن نيست . از اين رو توصيه مي شود كه سرمايه گذاران براي خريد سهام با خبرگان سرمايه گذاري رايزني نمايند . پاسارگاد نيك آماده است تا سرمايه گذاران علاقمند را با قواعد سرمايه گذاري آشنا سازد .
●● نتيجه گيري
P/E همه چيز يا به عبارتي حرف آخر را درباره ي ارزش سهم نمي گويد اما براي مقايسه ي شركت هاي يك صنعت ، كل بازار يا روند تاريخي P/E يك شركت فايده مند است .
به ياد بسپاريد كه :
الف ) P/E يك نسبت است و از تقسيم P (PRICE يا قيمت روز سهم ) به E (EPS يا سود هر سهم ) به دست مي آيد .
ب) سه نوع EPS به نام هاي EPS دنباله دار ، آينده و ميانگين وجود دارد .
ج) به لحاظ تاريخي ، ميانگين P/E ها در بازه ي ۲/۳ – ۲/۱۳ قرارمي گيرد .
د) به لحاظ نظري ، P/E يك سهم به ما مي گويد كه سرمايه گذاران حاضرند چند ريال به ازاي هر ريال سود بپردازند .
ه) تفسير بهتري از P/E اين است كه آن بازتاب خوشبيني بازار از آينده ي رشد يك شركت است .
و) P/E در مقايسه با قيمت بازار شاخص بهتري براي ارزش گذاري يك سهم است .
ز) بدون در نظر گرفتن نرخ هاي رشد صنعت ، صحبت از بالا يا پايين بودن P/E يك شركت بي معناست .
ح) تغيير در اصول حسابداري شامل وجود چندين روش مجاز براي سود (EPS ) تجزيه و تحليل P/E را دشوار مي كند .
ط) P/E ها عموما" در زمان تورم حاد پايين تر مي آيند .
ي) تفاسير بسياري پيرامون دليل پايين بودن P/E يك شركت وجود دارد .
ه) تنها به اتكاي ضريب P/E اقدام به خريد و فروش سهام نكنيد .
با چه سرمايهاي بايد وارد بورس اوراق بهادار شويم؟
بر اساس اين گزارش آگاهي از اينكه چه مبلغي بايد در بازار سهام سرمايه گذاري كنيد، به شكل باور نكردني در تعيين مسير مالي و سرمايه گذاري شما مهم است، همه ما بر اساس ويژگي شخصي، ثروت خالص، و ريسك پذيري متفاوت هستيم.
يك پيشنهاد ساده اين است كه "50 درصد ثروت خالص خود را در بازار سهام سرمايه گذاري كنيد ". اين پيشنهاد براي كسي كه قصد آغاز فعاليت در اين مسير را دارد بسيار مبهم و نامعين است.
اين نوشتار سعي مي كند به شما نشان دهد كه زماني كه مي خواهيد تصميم بگيريد چقدر پول در بازار اوراق بهادار سرمايه گذاري كنيد، چه عواملي مهم است . سرانجام فقط شما تصميم خواهيد گرفت كه چه ميزان سرمايه را به بازار سهام بياوريد، با اين حال اينها عوامل مهمي هستند كه شما بدان نياز داريد.
*سن شما:
جوانترها پشتكار بيشتري دارند و مي توانند بيشتر در بازار حضور داشته باشند چون كه وقت بيشتر براي بدست آوردن پولي كه شايد در بازار از دست داده اند، را دارند. سرمايه گذاران و كساني كه نزديك به سن بازنشستگي هستند اين نعمت را ندارند و مجبورند به سرمايه گذاري محتاطانه روي آورند، زيرا اشخاص بازنشسته در وضعيت استاندارد زندگي خودشان معمولاً به سود پول سرمايهگذاري شده خود متكي هستند. آنها احتياج دارند كه كمتر سرمايه گذاري كنند تا خطرشان هم كاهش پيدا كند.
- مي خواهيد چقدر فعال باشيد؟
به طور كلي، پذيرش ريسك بيشتر، انتظار از نفع و زيان را بالا مي برد، به عبارت ديگر با سرمايه گذاري بيشتر ريسك بيشتري مي پذيريد.(حتي اگر در سهام كم خطر سرمايه گذاري كنيد)، بنابراين از خودتان درباره اهداف فعلي و بلندمدت بپرسيد و تعيين كنيد كه به چه ميزان مي توانيد در يك دوره زماني فعال باشيد.
- در بورس به خود چه نمره اي مي دهيد؟
من فقط 25درصد دارايي خالص خود را در بورس سرمايه گذاري مي كنم. با وجود اين فكر مي كنم براي سالهاي باقيمانده، بايد ريسك بيشتري را بپذيرم،زيرا دانش، مهارت و تجربه بيشتري كسب خواهم كرد. شما هم ببينيد كه در حال حاضر به خود چه نمره اي در سرمايه گذاري مي دهيد.
- پولي كه براي معيشت به آن نياز داريد را سرمايه گذاري نكنيد.
پولي كه به سادگي نمي توانيد به دست آوريد را سرمايه گذاري نكنيد، پولي را كه در بازار سهام، سرمايه گذاري مي كنيد هرگز، هرگز، هرگز از پولي نباشد كه نمي توانيد از عهده از دست دادن آن برآييد. صرفنظر از اينكه چه مقدار سرمايه گذاري شده ، اگر پولي كه به آن در زندگي خود نياز داريد، سرمايه گذاري كنيد، خطر و فشار زيادي را به خودتان تحميل كرده ايد.
- فقط به اندازه اي سرمايه گذاري كنيد كه به راحتي تحمل از دست دادن آنرا داشته باشيد:
تا زماني كه همه ما اميدواريم در سرمايه گذاري خود موفق مي شويم، فرض اينكه كه احتمالاً نمي توانيم هر مبلغي را كه سرمايه گذاري كرده ايم از دست بدهيم، غيرواقعي است. پس زماني كه از خود مي پرسيد "چقدر بايد سرمايه گذاري كنم؟ " به ياد داشته باشيد كه احتياج به درك اين واقعيت داريد كه در چه آستانه اي اگر همه پولي را كه سرمايه گذاري كرده ايد از دست رود، راحت هستيد. نه فقط اين مطلب به شما در تعيين سطح خطري كه مي پذيريد كمك خواهد كرد، بلكه شما را درباره سرمايه گذاريتان حساس نخواهد كرد. با تمام اين مفروضات كه بدان اشاره شد، شما بايد يك برآورد دقيق از اين كه چه مقدار پول بايد سرمايه گذاري شود، داشته باشيد.
- افسانه هاي متداول درباره بازار سرمايه:
من به عنوان سرمايه گذاري كه در بازار سرمايه فعاليت مي كند، تعداد زيادي باورهاي كاملاً غلط و غيرواقعي راجع به بازار سرمايه شنيده ام.گاهي اوقات باورهاي مضر و عقايد نادرست موجب دادن نظرهاي غلط و مخرب در قبال سبد سرمايه گذاري شما مي شود. در ادامه به چند نمونه از اين افسانه ها در بازار آمريكا اشاره مي شود.
1- فروش استقرضي سهام (Short Selling) يك فعاليت ضد آمريكايي است
عقيده آن است كه زمانيكه شما اقدام به فروش استقراضي مي كنيد، در واقع اعتقاد داريد كه در آينده شركت عملكرد ضعيف تري خواهد داشت و شما منفعت كسب مي كنيد. با اين كار شما اقتصاد را به سمت شكست و سقوط پيش مي بريد در حاليكه واقعيت آن است كه فروش استقراضي سهام هيچ تفاوتي با خريد سهام زماني كه وقت مناسبي براي خريد است، ندارد. واقعيت اين است كه شركت هايي كه نقطه درخشاني در اقتصاد ما ندارند و در تقديرشان شكست نوشته شده است، آيا فروش استقراضي يا خريد سهام به عمليات شركت مي تواند كمك كند؟
2- كسب پول توسط گروهي، به معني آن است كه گروه ديگر پول خود را از دست داده اند.
اين عقيده وجود دارد كه بازار سرمايه بازاري با مجموع صفر (zero-sun) است و يا به عبارت ديگر برد يكي، باخت ديگري را به همراه دارد. در حقيقت طرفداران اين عقيده باور دارند كه پول هرگز در بورس اوراق بهادار زياد نمي شود، بلكه به سادگي از يك سرمايه گذار نادان به يك سرمايه گذار زرنگ منتقل مي شود در حاليكه اين يك عقيده و باور نيرنگ آميز بازار سرمايه است كه در بعضي مواقع مي تواند درست باشد؛ اما به طور كلي بازار سرمايه، بازاري با بازي مجموع صفر نيست. چيزي كه اجازه مي دهد بازار سرمايه بر خلاف اين عقيده حركت كند اين است كه تا زماني كه بازار روند صعودي دارد، همه سرمايه گذاراني كه سرمايه گذاري بلندمدت دارند سود مي برند، بنابراين حتي اگر سرمايه گذاري در سال جاري زيان كند، ممكن است با خريد سهام ديگر سود كند و در مجموع مي توان گفت كه در بلندمدت همه سرمايه گذاران سود خواهند كرد؛ البته اگر بازار روند صعودي داشته باشد. فقط در يك مرحله كوتاه مدت و گذرا مي توان فرض كرد كه بازار سرمايه مانند بازي zero-sun است، جايي كه يك سرمايه گذار سرمايه خود را از دست مي دهد و ديگري بدست مي آورد.
3- خريد و نگهداري بهترين راهبرد است.
عقيده آن است كه بهترين راه براي افزايش ثروت اين است سهامي را كه دوست داريد، پيدا كنيد و تا زماني كه مي توانيد به پاي آنها بنشينيد؛ زيرا شما نمي توانيد از بازار سرمايه پيشي بگيريد و فقط مي توانيد براي مدت طولاني منتظر آن بمانيد.
متاسفانه اين اصل به عنوان يك اصل درست و از سالها قبل استفاده مي شود، اما حقيقت آن است كه استراتژي خريد و نگهداري سهام، نه تنها امروزه و بلكه در دوران عمر بازار سهام يك راهبرد شديداً ضعيف است.
4- شما نمي توانيد از بازار سرمايه پيشي بگيريد.
پيشي گرفتن از عملكرد بازار سرمايه ممكن نيست و كساني كه واقعاً اين شاهكار را انجام داده اند، اقبال آنها تا زمان طولاني دوام نخواهد داشت. براي پيشي گرفتن از بازار سرمايه خود را به زحمت نيندازيد؛ فقط بپذيريد كه نمي توانيد بر ميليونها سرمايه گذار ديگر كه معتقدند بازار سهام غير قابل غلبه است، پيشي بگيريد،اما واقعيت اين است كه بازار سهام مي تواند در دوره هايي نسبت به برخي سرمايه گذاران بازدهي كمتري داشته باشد، سرمايه گذاراني هستند كه اين كار را هر ساله انجام مي دهند و بعضي ها هر ساله از بازار پيشي مي گيرند. از آنجاكه انجام آن آسان نيست، امكان آن بسيار كم است. با چيزي كه گفته شد، بيشتر سرمايه گذاران به سادگي زمان زيادي ندارند تا فعالانه سبد سرمايه گذاري خود را مديريت كنند تا بتوانند نسبت به بازار عملكرد بهتري داشته باشند.
* "داستان اولين سرمايه گذاري من:
يادآوري خاطرات اولين روزي كه من به شركت كارگزاري مراجعه كردم و اولين سهام را خريداري كردم برايم جالب است. راجع به سرمايه گذاري، بازار سرمايه و اقتصاد آن زمان بسيار كم مي دانستم. اما نمي توانستم كم توجه باشم؛ من به سبب علاقه اي كه به بازار سهام داشتم جذب آن شدم و در ابتدا تمام قوانين عقلايي بازار سرمايه را مانند مردي كه در يك درياي بزرگ و در ميان كوسه هاي سفيد گرسنه قرار گرفته، ناديده گرفتم. اين هم داستان رقت انگيز و خنده دار معرفي من در بازار سرمايه.
چگونه شروع شد؟
سرمايه گذاري من زماني شروع شد كه (اواخر سال 2005) با دوستم صحبت مي كرديم و او در طول صحبت هايش اشاره مي كرد كه صاحب تعدادي سهام شركت كوكاكولاست. همواره فكر مي كردم كه كار جالبيست، اما راجع به آن زياد فكر نكردم و گفتگوي ما به سوي موضوعات ديگري كشيده شد، اما بعد از زمان كوتاهي شروع به فكر كردن راجع به بازار سرمايه كردم و بازي ويدئويي كه سابقاً با آن بازي مي كردم و راجع به اقتصاد نيز بود را به ياد آوردم، البته زماني كه آن بازي را انجام مي دادم، به طور باور نكردني سعي مي كردم كه بيشترين طلا را داشته باشم پس به سرعت پيچ و خم آن بازي اقتصادي را فرا گرفتم. همواره به اين مساله فكر مي كردم كه اگر من در بازار سرمايه واقعي اين علاقه شديد را به كار گيريم، شگفت انگيز خواهيد بود.
به سايت شركت كارگزاري رفتم و روي يك سهم سرمايه گذاري كردم. به ياد مي آورم كه فكر مي كردم كه چقدر همه چيز سخت بود. به قسمت هاي مختلف سايت مي رفتم و چيزهايي نظير اين كه "دستور بازار چيست؟ "، "چه سهمي را بايد بخرم؟ "، "حجم چيست؟ " را از خودم مي پرسيدم . بالاخره اولين سهم را خريداري كردم.
اولين سهام من
من براي اولين سرمايه گذاري، كارخانه napster را انتخاب كردم. نمي توانم به ياد بياورم كه چرا napster را انتخاب كردم. من هرگز از سرويس پرداخت آنها استفاده نكردم، و هرگز فكر نكردم كه چقدر ارزشمند است. با اين وجود احساسم مانند يك مالك مغرور بود و همواره با دوستانم شوخي مي كردم كه من مالك 000017درصد از شركت napster هستم؟ البته مالك آن درصد كوچك هم نبودم، براي اينكه من محاسبات خود را بر اساس حجم روزانه به جاي ارزش بازاري آن انجام مي دادم ( تفاوتها را نمي دانستم).
من حدود 800 دلار از آن سهام را خريده بودم، و هيجان زده مي شدم زماني كه ديدم قيمت سهم كمي افزايش يافت. من مفهوم درصدها را نمي دانستم و فقط به تغييرات ناگهاني قيمت علاقه مند بودم. سرانجام با فروش سهام به 6 دلار سود دست يافتم.
نمي توانم باور كنم كه چقدر ساده لوح بودم و چطور با تفكرات مضحك قصد سرمايه گذاري در سهام شركتها داشتم. مي نشستم و فكر مي كردم كه شركت پربازده بعدي كدام است؟ پس از آن در سهامي مانند شركتnike سرمايه گذاري كردم! البته نه با دلايل واقعي و قابل بحث. البته اين را هم نمي توانم بگويم كه پشيمانم؛ چونكه اين عمل باعث شد كه من حركت در مسير سرمايه گذاري موفق را آغاز كنم.اگر شما سرمايه گذار نبوده ايد و در فكر كسب سود از بازار سرمايه هستيد، مي توانيد درس هايي از اين داستان سرمايه گذاري من در بازار سرمايه بگيرد .
اگر مي خواهيد وارد سرمايه گذاري ، تجارت يا بازار سرمايه شويد فقط به يادداشته باشيد كه نظرات، روشها و اصطلاحاتي وجود دارند كه نيازمند يادگيري آنها هستيد. مثلا در ابتدا من مفهوم انواع سفارشات، حجم سهام، ارزش بازار و غيره را نمي فهميدم.
پس از درك اصلاحات مختلف، تا زمانيكه طرح و راهبرد مشخصي نداشتيد، سرمايه گذاري نكنيد. اگر من مي خواستم دوباره سرمايه گذاري كنم، قبل از شروع، تمام كتاب هايي كه راجع به بازار سهام است، را مي خواندم. تنها بخش خوب تمام اينها اين است كه من با پول بسيار كم كه مي توانستم از عهده از دست دادن آن برآيم، سرمايه گذاري كردم. پس اگر تمام سرمايه ام را از دست مي دادم، وضعيتم نامشخص بود در حالي كه در شرايط كنوني با شكست و از دست دادن پول اندك، درس زيادي گرفتم.
شما چگونه آغاز كرديد؟
شما سرمايه گذاري يا تجارت را چگونه در بازار سرمايه آغاز كرديد و چه درسهايي از آن گرفتيد. هر چند اين متن ترجمه اي از تجربه هاي يك سرمايه گذار در بازار ايالات متحده آمريكا است؛ ولي من دوست دارم بدانم كه تك تك شما چگونه آغاز كرديد؟ چه اشتباهاتي داشتيد؟ خجالت نكشيد و داستان سرمايه گذاريتان را برايمان بنويسيد. داستان شما مي تواند راهنماي بسياري از سرمايه گذاراني باشد كه مي خواهند وارد بازار سهام شوند.
پس بياييد به آن ها كمك كنيد.
انواع سهام
تعريف انواع سهام
2-11-1 سهام ارزشي : سهامي هستند كه بنا به دلايلي ، به غير از امكان رشد عايدات بالقوه ، پائين تر ازارزش ذاتي قيمت گذاري شده اند. سهام ارزشي معمولاً از طرف تحليلگران به عنوان سهام بانسبت هاي پائين يا نسبت هاي پائين شناخته مي شوند.
2-11-2 سهام رشدي : معمولاً سهام شركت هايي است كه داراي رشد بالايي در سود و فروش مي باشند. در نتيجه عملكرد شركت، سهام آنها داراي نسبت بالايي از و است . در برخي دوره ها سهام ارزشي از سهام رشدي بهتر و در برخي ديگر سهام رشدي بهتر از سهام ارزشي عمل مي كنند.
2-11-3 سهام چرخه اي : سهام چرخه اي داراي تغييرات بزرگ تري در نرخ بازدهي نسبت به تغييرات در نرخ هاي كلي بازار است . طبق CAPM سهام چرخه اي داراي ضريب حساسيت بزرگتري هستند. سهام چرخه اي عبارت از سهام هر شركتي است كه بازدهي آن در مقايسه با بازدهي كل بازار از نوسانات بيشتري برخوردار است ، به عبارت ديگر سهام با ضريب حساسيت بالا داراي همبستگي بيشتري با كل بازار بوده و به همين خاطر نوسان پذيري بيشتري دارند.
2-11-4 سهام پرمخاطره : سهام پرمخاطره از احتمال بالايي براي دستيابي به نرخ هاي بازدهي پائين يا منفي و احتمال پائين براي دستيابي به نرخ هاي بازدهي عادي يا بالايي برخوردار هستند. سهام پرمخاطره عبارت از سهامي است كه بالا قيمت گذاري شده و احتمال زيادي وجود دارد كه در دوره هاي آينده وقتي كه بازار قيمت آن را به قيمت واقعي تعديل دهد، اين سهام نرخ بازدهي پائين و همچنين منفي را در پيش رو داشته باشد .
2-11-5 سهام تدافعي : دو نكته ظريف در سهام تدافعي وجود دارد :
نخست اينكه انتظار نمي رود نرخ بازدهي سهام تدافعي در دوره سقوط كلي بازار كاهش يابد يا بيشتر از نرخ كلي بازار كاهش پيدا كند.
ضمناً CAPM دلالت بر اين داشت كه ريسك مربوط به يك دارايي عبارت است از واريانس بازدهي آن با سبد اوراق بهادار بازار كه به آن ريسك سيستماتيك مي گفتيم . يك سهم با ريسك سيستماتيك پائين يا منفي (با ضريب حساسيت مثبت يا منفي كوچك) را يك سهم تدافعي مي ناميم زيرا بازدهي آن در شرايط نامطلوب بازار سهام به طور معنيداري آسيب نمي بيند. (بيدگلي ، هيبتي ، رودپشتي ، 1386).
انواع سهام
تعريف انواع سهام
2-11-1 سهام ارزشي : سهامي هستند كه بنا به دلايلي ، به غير از امكان رشد عايدات بالقوه ، پائين تر ازارزش ذاتي قيمت گذاري شده اند. سهام ارزشي معمولاً از طرف تحليلگران به عنوان سهام بانسبت هاي پائين يا نسبت هاي پائين شناخته مي شوند.
2-11-2 سهام رشدي : معمولاً سهام شركت هايي است كه داراي رشد بالايي در سود و فروش مي باشند. در نتيجه عملكرد شركت، سهام آنها داراي نسبت بالايي از و است . در برخي دوره ها سهام ارزشي از سهام رشدي بهتر و در برخي ديگر سهام رشدي بهتر از سهام ارزشي عمل مي كنند.
2-11-3 سهام چرخه اي : سهام چرخه اي داراي تغييرات بزرگ تري در نرخ بازدهي نسبت به تغييرات در نرخ هاي كلي بازار است . طبق CAPM سهام چرخه اي داراي ضريب حساسيت بزرگتري هستند. سهام چرخه اي عبارت از سهام هر شركتي است كه بازدهي آن در مقايسه با بازدهي كل بازار از نوسانات بيشتري برخوردار است ، به عبارت ديگر سهام با ضريب حساسيت بالا داراي همبستگي بيشتري با كل بازار بوده و به همين خاطر نوسان پذيري بيشتري دارند.
2-11-4 سهام پرمخاطره : سهام پرمخاطره از احتمال بالايي براي دستيابي به نرخ هاي بازدهي پائين يا منفي و احتمال پائين براي دستيابي به نرخ هاي بازدهي عادي يا بالايي برخوردار هستند. سهام پرمخاطره عبارت از سهامي است كه بالا قيمت گذاري شده و احتمال زيادي وجود دارد كه در دوره هاي آينده وقتي كه بازار قيمت آن را به قيمت واقعي تعديل دهد، اين سهام نرخ بازدهي پائين و همچنين منفي را در پيش رو داشته باشد .
2-11-5 سهام تدافعي : دو نكته ظريف در سهام تدافعي وجود دارد :
نخست اينكه انتظار نمي رود نرخ بازدهي سهام تدافعي در دوره سقوط كلي بازار كاهش يابد يا بيشتر از نرخ كلي بازار كاهش پيدا كند.
ضمناً CAPM دلالت بر اين داشت كه ريسك مربوط به يك دارايي عبارت است از واريانس بازدهي آن با سبد اوراق بهادار بازار كه به آن ريسك سيستماتيك مي گفتيم . يك سهم با ريسك سيستماتيك پائين يا منفي (با ضريب حساسيت مثبت يا منفي كوچك) را يك سهم تدافعي مي ناميم زيرا بازدهي آن در شرايط نامطلوب بازار سهام به طور معنيداري آسيب نمي بيند. (بيدگلي ، هيبتي ، رودپشتي ، 1386).
الزامات قانوني و فرآيند اجرائي افزايش سرمايه
●تعريف شركتهاي سهامي
شركت سهامي شركتي است كه سرمايه آن به سهام تقسيم شده و مسئوليت صاحبان سهام محدود به مبلغ اسمي سهام آنها است. (ماده ۱ قانون تجارت)
شركت سهامي شركت بازرگاني محسوب مي شود ولو اينكه موضوع عمليات آن امور بازرگاني نباشد. (ماده ۲ )
●شركت سهامي خاص
شركتهائي كه تمام سرمايه آنها در موقع تاسيس منحصراً توسط موسسين تامين گرديده است اينگونه شركتها شركت سهامي خاص ناميده مي شوند.
●سرمايه شركتهاي سهامي
در موقع تاسيس سرمايه شركتهاي سهامي عام از پنج ميليون ريال و سرمايه شركتهاي سهامي خاص از يك ميليون ريال نبايد كمتر باشد. در صورتيكه سرمايه شركت بعد از تاسيس به هر علت از حداقل مذكور در اين ماده كمتر شود بايد ظرف يكسال نسبت به افزايش سرمايه تا ميزان حداقل مقرر اقدام بعمل آيد يا شركت به نوع ديگري از انواع شركتهاي مذكور در قانون تجارت تغيير شكل يابد وگرنه هر ذينفع مي تواند انحلال آنرا از دادگاه صلاحيت دار درخواست كند. هر گاه قبل از صدور راي قطعي موجب درخواست انحلال منتفي گردد دادگاه رسيدگي را موقوف خواهد نمود. (ماده ۵)
●انواع مجامع عمومي
الف) مجمع عمومي موسس
مجمع عمومي موسس جهت رسيدگي به گزارش اولين موسسان شركت در حال تاسيس و تصويب طرح اساسنامه و انتخاب اولين مديران و بازرسان و انجام مراحل ابتدائي تاسيس شركت تشكيل مي گردد. (ماده ۷۴)
ب) مجمع عمومي عادي
مجمع عمومي عادي مي تواند نسبت به كليه امور شركت به جز آنچه كه در صلاحيت مجمع عمومي موسس و فوق العاده است تصميم بگيرد. (ماده ۸۶)
ج) مجمع عمومي فوق العاده
هرگونه تغيير در مواد اساسنامه يا در سرمايه شركت يا انحلال شركت قبل از موعد منحصراً در صلاحيت مجمع عمومي فوق العاده مي باشد. (ماده ۸۳)
●حدنصاب تشكيل مجمع عمومي فوق العاده
در مجمع عمومي فوق العاده دارندگان بيش از نصف سهامي كه حق راي دارند بايد حاضر باشند. اگر در اولين دعوت حدنصاب مذكور حاصل نشد مجمع عمومي براي بار دوم دعوت و با حضور دارندگان بيش از يك سوم سهامي كه حق راي دارند رسميت يافته و اتخاذ تصميم خواهد نمود به شرط آنكه در دعوت دوم نتيجه دعوت اول قيد شده باشد. (ماده ۸۴ )
●حدنصاب اتخاذ تصميم در مجمع عمومي فوق العاده
تصميمات مجمع عمومي فوق العاده همواره به اكثريت دو سوم آراء حاضر در جلسه رسمي معتبر خواهد بود. (ماده ۸۵)
●ثبت قانوني صورتجلسات مجامع عمومي
در مواردي كه تصميمات مجمع عمومي متضمن يكي از امور ذيل باشد يك نسخه از صورتجلسه مجمع بايد جهت ثبت به مرجع ثبت شركتها ارسال گردد. (ماده ۱۰۶)
۱- انتخاب مديران و بازرس و بازرسان
۲- تصويب ترازنامه
۳- كاهش يا افزايش سرمايه و هر نوع تغيير در اساسنامه
۴- انحلال شركت و نحوه تصفيه آن.
●نحوه دعوت براي تشكيل مجمع عمومي فوق العاده
هر گونه دعوت براي تشكيل مجمع عمومي بايد از طريق نشر آگهي در روزنامه كثيرالانتشاري كه آگهي هاي مربوط به شركت در آن نشر مي گردد بعمل آيد.
تبصره: در مواقعي كه كليه صاحبان سهام در مجمع حاضر باشند نشر آگهي و تشريفات دعوت الزامي نيست.
فاصله بين نشر دعوتنامه مجمع عمومي و تاريخ تشكيل آن حداقل ۱۰ روز و حداكثر ۴۰ روز خواهد بود. (ماده ۹۸)
●علل و عوامل افزايش سرمايه
افزايش سرمايه در شركتهاي سهامي به دلايل مختلف اقتصادي نظير توسعه عمليات اقتصادي و تجارت، تقويت بنيه مالي و اعتبار شركت – تنزل ارزش پول و غيره صورت مي گيرد. از نظر حقوقي افزايش سرمايه وقتي ممكن است كه سهامداران سرمايه قبلي خود را تماماً تاديه كرده باشند
افزايش سرمايه به يكي از طرق ذيل انجام مي شود:
سرمايه شركت را ميتوان از طريق صدور سهام جديد و يا از طريق بالا بردن مبلغ اسمي سهام موجود افزايش داد. (ماده ۱۵۷)
تاديه مبلغ اسمي سهام جديد به يكي از روشهاي زير امكان پذير است: (ماده ۱۵۸)
۱- پرداخت مبلغ اسمي سهام جديد به نقد:
شركت مي تواند سهام جديد را برابر مبلغ اسمي بفروشد يا اينكه مبلغي علاوه بر مبلغ اسمي سهم به عنوان اضافه ارزش سهم از خريداران دريافت نمايد، شركت مي تواند عوايد حاصله از اضافه ارزش سهام فروخته شده را به اندوخته منتقل سازد يا نقداً بين صاحبان سهام سابق تقسيم نمايد يا در ازاء آن سهام جديد به صاحبان سهام سابق بدهد.
برابر مفاد اساسنامه شركت هر سهم داراي ارزش معيني مي باشد كه ارزش اسمي سهم ناميده مي شود چنانچه افزايش سرمايه از طريق صدور سهام جديد باشد الزاماً مي بايست قيمت اسمي سهام جديد معادل ارزش اسمي سهام مندرج در اساسنامه باشد ولي چنانچه در اثر فعاليت اقتصادي و رونق بازار و ساير عوامل تغييراتي در ارزش تجاري سهام به وجود آيد، شركت مي تواند هنگام افزايش سرمايه علاوه بر ارزش اسمي سهام، مبلغي را بعنوان
ارزش واقعي يا ارزش تجاري سهم مطالبه نمايد. ولي در هر صورت سهام جديد
با همان ارزش اسمي قبلي ثبت خواهد شد اگر شركت علاوه بر مبلغ اسمي – مبلغي را به عنوان اضافه ارزش سهام از خريداران جديد اخذ نمود مي تواند عوايد حاصله را به اندوخته منتقل سازد يا آنرا نقداً بين سهامداران قبلي تقسيم نمايد يا در ازاي آن سهام جديد به سهامداران قبلي اعطاء نمايد كه به اين نوع سهام جديد سهام جايزه گفته مي شود.
نكته: در شركتهاي سهامي خاص بر خلاف سهامي عام تاديه مبلغ اسمي سهام جديد از طريق غير نقد نيز جايز است (نظير زمين ساختمان، ماشين آلات و ...) و چنانچه تمام يا بخشي از پرداخت قيمت سهام غير نقد باشد بايد تمام قسمت غير نقد عيناً تحويل شركت شده و طبق نظر كارشناس رسمي دادگستري تقويم شده باشد. (ماده ۱۶۰)
۲- تبديل مطالبات نقدي حال شده اشخاص از شركت به سهام جديد.
در صورتيكه مجمع عمومي فوق العاده صاحبان سهام افزايش سرمايه شركت را از طريق تبديل مطالبات نقدي حال شده اشخاص از شركت تصويب كرده باشد سهام جديدي كه در نتيجه اينگونه افزايش سرمايه صادر خواهد شد با امضاء ورقه خريد سهام توسط طلبكاراني كه مايل به پذيره نويسي سهام جديد باشند انجام مي گيرد. ( ماده ۱۸۵)
در مورد ماده ۱۸۵ پس از انجام پذيره نويسي، بايد در موقع به ثبت رسانيدن افزايش سرمايه در مرجع ثبت شركتها صورت كاملي از مطالبات نقدي حال شده بستانكاران پذيره نويس را كه به سهام شركت تبديل شده است به ضميمه رونوشت اسناد و مدارك حاكي از تصفيه آنگونه مطالبات كه بازرسان شركت صحت آنرا تائيد كرده باشند همراه با صورت جلسه مجمع عمومي فوق العاده و اظهارنامه هيات مديره مشعر بر اينكه كليه اين سهام خريداري شده و بهاي آن دريافت شده است به مرجع ثبت شركتها تسليم شود. (ماده ۱۸۷)
۳- افزايش سرمايه به وسيله تبديل سود تقسيم نشده و اندوخته ها (به جز اندوخته قانوني) يا عوايد حاصله از اضافه ارزش سهام جديد به سرمايه شركت
سود قابل تقسيم عبارت است از سود خالص در هر سال مالي منهاي زيان هاي سالهاي مالي قبل و حسب مورد بعلاوه سود قابل تقسيم سالهاي مالي قبل كه تاكنون تقسيم نشده باشد منهاي پاداش قانوني اعضاي موظف هيات مديره. در چنين شرايطي شركت مستقيماً از منابع مالي خود اقدام به تاديه ارزش افزايش سهام مي نمايد و سهامداران هيچگونه مبلغ جديدي بابت افزايش سرمايه پرداخت نمي نمايند لذا توزيع اوراق تعهد خريد سهام بين سهامداران و انتشار اعلاميه و آگهي مربوط به پذيره نويسي الزامي نخواهد بود.
●بالا بردن مبلغ اسمي سهام موجود
(ماده ۱۸۸)
در موردي كه افزايش سرمايه از طريق بالا بردن مبلغ اسمي سهام موجود صورت مي گيرد كليه افزايش سرمايه بايد نقداً پرداخت شود و نيز سهام جديدي كه در قبال افزايش سرمايه صادر مي شود بايد هنگام پذيره نويسي بر حسب مورد كلاً پرداخته يا تهاتر شود. (ماده ۱۸۷)
نكته: در زماني كه از طريق بالابردن مبلغ اسمي سهام موجود افزايش سرمايه داده مي شود
مي بايست توافق كليه سهامداران شركت اخذ گردد زيرا بالا بردن مبلغ اسمي سهام شركت موجبات افزايش تعهدات صاحبان سهام در مقابل اشخاص ثالث را فراهم خواهد ساخت و مبلغ اين نوع افزايش الزاماً بايد نقدي باشد.
(ماده ۱۵۹ )
افزايش سرمايه از طريق بالا بردن مبلغ اسمي سهام موجود در صورتي كه براي صاحبان سهام ايجاد تعهد كند ممكن نخواهد بود مگر آنكه كليه صاحبان سهام با آن موافق باشند . (ماده ۱۸۷)●روند اجرايي افزايش سرمايه :
الف) روش اول افزايش سرمايه (افزايش سرمايه توسط مجمع عمومي فوق العاده)
مجمع عمومي فوق العاده به پيشنهاد هئيت مديره پس از قرائت گزارش بازرس يا بازرسان شركت در مورد افزايش سرمايه شركت اتخاذ تصميم مي كند . (ماده ۱۶۱)
تبصره ۱-
مجمع عمومي فوق العاده كه در مورد افزايش سرمايه اتخاذ تصميم مي كند شرايط مربوط به فروش سهام جديد و تاديه قيمت آنرا تعيين يا اختيار آن را به هئيت مديره واگذار خواهد كرد .
تبصره ۲-
پيشنهاد هئيت مديره راجع به افزايش سرمايه بايد متضمن توجيه لزوم افزايش سرمايه و نيز شامل گزارشي درباره امور شركت از بدو سال مالي در جريان و اگر تا آن موقع مجمع عمومي نسبت به حسابهاي سال مالي قبلي تصميم نگرفته باشد حاكي از وضع شركت از ابتداي سال مالي قبل
باشد ، گزارش بازرس يا بازرسان بايد شامل اظهار نظر درباره پيشنهاد هئيت مديره باشد .
در اين روش مجمع عمومي فوق العاده راساً در مورد افزايش سرمايه تصميم گيري مي نمايد ، و در صورتجلسه مجمع عمومي شرايط و نحوه خريد سهام جديد، قيمت اسمي و ارزش افزوده آن و نيز نحوه استفاده سهامداران از حق تقدم پيش بيني مي گردد.
●مراحل اجرائي افزايش سرمايه در اين روش به شرح ذيل است
۱- تهيه گزارش توجيهي هيات مديره در خصوص لزوم افزايش سرمايه كه بايد مشتمل بر توجيه لزوم افزايش سرمايه و سلب حق تقدم از سهامداران و معرفي شخص يا اشخاصي كه سهام جديد براي تخصيص به آنها در نظر گرفته شده است و تعداد و قيمت اينگونه سهام و عواملي كه در تعيين قيمت در نظر گرفته شده است باشد و گزارش بازرس يا بازرسان بايد حاكي از تائيد عوامل و جهاتي باشد كه در گزارش هيات مديره ذكر شده است (تبصره ماده ۱۶۷)
۲- ارائه گزارش بازرس قانوني مبني بر بررسي و تائيد گزارش هيات مديره
۳- دعوت از مجمع عمومي فوق العاده با تشريفات قانوني از طريق انتشار آگهي در روزنامه كثيرالانتشاري كه آگهي هاي شركت در آن درج مي گردد. (چنانچه كليه سهامداران در جلسه مجمع عمومي حضور يابند انتشار آگهي دعوت الزامي نيست)
۴- تشكيل جلسه مجمع عمومي فوق العاده و تهيه ليستي از سهامداران حاضر در جلسه مجمع عمومي فوق العاده با اخذ امضاء نمايندگان قانوني آنها
۵) تهيه ليستي از سهامداران قديم و متقاضيان جديد خريد سهام با ذكر تعداد سهام تخصيص يافته به هر يك از آنها كه به امضاء كليه سهامداران رسيده باشد.
۶) تهيه صورتجلسه مجمع عمومي فوق العاده در خصوص افزايش سرمايه با ذكر موارد ذيل:
الف: پذيرش پيشنهاد هيات مديره در خصوص افزايش سرمايه
ب: تائيد گزارش بازرس در خصوص پيشنهاد هيات مديره راجع به افزايش سرمايه
ج: تعيين ميزان افزايش سرمايه – قيمت اسمي هر سهم – اضافه ارزش هر سهم،
نحوه تخصيص سهام بين سهامداران قديم و متقاضيان جديد با توجه به مفاد اساسنامه و مهلت پرداخت
د: اعلام وصول و تصويب تقاضاي سهامداران قبلي در خصوص مشاركت در افزايش سرمايه به شرح ليست پيوست
هي: اعلام وصول و تصويب تقاضاي متقاضيان جديد در خصوص عضويت در شركت به شرح ليست پيوست
و: اعطاء اختيار به هيات مديره جهت انتشار آگهي و طي مراحل قانوني تا مرحله ثبت افزايش سرمايه
۷) انتشار آگهي افزايش سرمايه در روزنامه كثيرالانتشار شامل موارد ذيل
(ماده ۱۶۹)
الف: اعلام ميزان سرمايه اوليه و افزايش سرمايه
ب: مبلغ اسمي سهام جديد و حسب مورد مبلغ اضافه ارزش سهام
ج: نحوه تخصيص سهام جديد بين سهامداران قبلي و متقاضيان جديد
د: مهلت پذيره نويسي
هي: نحوه ارائه درخواست خريد سهام به دفتر شركت
و: نحوه پرداخت
۸-تكميل فرم اظهار نامه ثبت افزايش سرمايه كه به امضاء كليه اعضاء هيئت مديره رسيده باشد.
۹-دريافت تائيديه از بانك مبني بر واريز تمام مبالغ مربوط به افزايش سرمايه
نكته ۱: مجمع عمومي فوق العاده مي تواند تمام يا بخشي از حق تقدم صاحبان سهام شركت را سلب نمايد مشروط برآنكه چنين تصميمي پس از قرائت گزارش هيات مديره و بازرس اتخاذ گردد وگرنه باطل خواهد بود.
نكته ۲: چنانچه مجمع عمومي فوق العاده حق تقدم صاحبان سهام را سلب نكند مكلف است به آنان مهلتي بدهد كه طي آن نسبت به خريد سهام جديد اقدام نمايند. اين مهلت در هر حال نبايد از شصت روز كمتر باشد.
وجوهي كه به حساب افزايش سرمايه تاديه مي شود بايد در حساب سپرده مخصوص نگهداري شود. تامين و توقيف و انتقال وجوه مزبور به حساب هاي ديگر شركت ممكن نيست مگر پس از به ثبت رسيدن افزايش سرمايه شركت. (ماده ۱۸۴)
ب: روش دوم افزايش سرمايه
مجمع عمومي فوق العاده مي تواند به هيات مديره اجازه دهد كه ظرف مدت معيني كه نبايد از پنج سال تجاوز كند، سرمايه شركت را تا ميزان مبلغ معيني به يكي از طرق مذكور در اين قانون افزايش دهد. (ماده ۱۶۲)
(ماده ۱۶۳)
هيات مديره در هر حال مكلف است در هر نوبت پس از عملي ساختن افزايش سرمايه، حداكثر ظرف مدت يكماه مراتب را ضمن اصلاح اساسنامه در قسمت مربوط به مقدار سرمايه ثبت شده شركت به مرجع ثبت شركتها اعلام كند تا پس از ثبت، جهت اطلاع عموم آگهي شود. (ماده ۱۶۲)
نكته: در اين روش مجمع عمومي اختيارات خود را در خصوص اتخاذ تصميم و روند افزايش سرمايه به هيات مديره تفويض مي نمايد.
●مراحل اجرائي اين روش به شرح ذيل است:
۱-تهيه گزارش توجيهي هيات مديره در خصوص لزوم افزايش سرمايه
۲-تهيه گزارش بازرس يا بازرسان قانوني در خصوص تائيد گزارش هيات مديره راجع به افزايش سرمايه
۳-دعوت از مجمع عمومي فوق العاده طي تشريفات قانوني و انتشار آگهي در روزنامه كثيرالانتشاري كه آگهي هاي شركت در آن درج مي گردد.
۴-تشكيل جلسه مجمع عمومي فوق العاده وانجام اقدامات ذيل:
الف: تهيه ليستي از سهامداران حاضر در جلسه مجمع كه به امضاء نمايندگان قانوني آنها رسيده باشد.
ب: تهيه صورتجلسه مجمع عمومي فوق العاده در خصوص پذيرش گزارش توجيهي هيات مديره و موافقت با كليات طرح افزايش سرمايه
ج: اعطاء اختيار به هيات مديره در خصوص انجام مراحل افزايش سرمايه تا سقف ريالي مشخص با امكان سلب تمام يا بخشي از حق تقدم صاحبان سهامد: تعيين مهلت براي هيات مديره
۵- تهيه صورتجلسه هيات مديره در خصوص تصويب افزايش سرمايه و تعيين ميزان افزايش سرمايه – مبلغ اسمي سهام جديد، اضافه ارزش هر سهم، نحوه استفاده يا سلب تمام يا بخشي از حق تقدم سهامداران قبلي – نحوه تخصيص سهام به سهامداران قبلي و متقاضيان جديد، با توجه به مفاد اساسنامه
۶-تكميل اظهارنامه ثبت افزايش سرمايه كه به امضاء كليه اعضاء هيات مديره رسيده باشد.
۷- انتشار آگهي افزايش سرمايه در روزنامه كثيرالانتشار شامل موارد ذيل (ماده ۱۶۹)
الف: ميزان سرمايه اوليه و افزايش سرمايه
ب: مبلغ اسمي سهام جديد و حسب مورد اضافه ارزش هر سهم
ج: نحوه تخصيص سهام بين سهامداران قبلي و متقاضيان جديد
د: نحوه ارائه درخواست خريد سهام به دفتر شركت
و: نحوه پرداخت
اساسنامه شركت نمي تواند متضمن اختيار افزايش سرمايه براي هيات مديره باشد. (ماده ۱۶۴)
مادام كه سرمايه قبلي شركت تماماً تاديه نشده است افزايش سرمايه شركت تحت هيچ عنواني مجاز نخواهد بود. (ماده ۱۶۵)
●افزايش سرمايه در اساسنامه صندوقهاي غير دولتي
در متن اساسنامه صندوقهاي غير دولتي نحوه افزايش سرمايه پيش بيني شده و بعنوان يكي از وظايف مجمع عمومي به شرح ذيل آمده است:
اتخاذ تصميم نسبت به پيشنهاد افزايش يا كاهش سرمايه صندوق به نحوي كه همواره سهم دولت حداكثر ۴۹% سهام صندوق باشد و هيئت مديره و مجمع عمومي مكلفند به منظور گسترش مشاركت توليد كنندگان ساليانه حداقل يك مرتبه نسبت به افزايش سرمايه صندوق و پذيرش سهامداران جديد اقدام نمايند به نحوي كه حق تقدم خريد سهام با متقاضيان واجد شرايط با تناسب توزيع سهام پيش بيني شده هر يك از توليد كنندگان باشد.
نكته ۱: برابر مفاد اساسنامه صندوقهاي غير دولتي، پيشنهاد افزايش سرمايه از طرف هيئت مديره تهيه و به مجمع عمومي ارائه خواهد شد، ضمناً چنانچه مدير عامل صندوق در خصوص افزايش سرمايه طرح يا پيشنهادي داشته باشد مي تواند نظر پيشنهادي خود را به هيئت مديره ارجاع نمايد.
نكته ۲: همانطور در اساسنامه صندوقهاي غير دولتي تصريح شده است حق تقدم صاحبان سهام در افزايش سرمايه سلب گرديده و در هر مقطع افزايش سرمايه متقاضيان جديد عضويت كه توليد كننده واجد شرايط بخش كشاورزي باشند با رعايت تناسب ميزان توليد و تخصيص سهام بين تشكلهاي توليد كننده بخش مربوطه داراي حق تقدم مي باشند. هيئت مديره در پيشنهاد افزايش سرمايه و مجمع عمومي در صورتجلسات مربوط به تصويب افزايش سرمايه ملزم به رعايت مفاد اساسنامه در اين مورد مي باشند.
●نحوه مشاركت دولت در افزايش سرمايه صندوقهاي غير دولتي
در اجراي تصويب نامه شماره ۳۳۵۱۵/ ت ۲۵۳۲۱ هي مورخ ۲۶/۱۲/۸۱ هيئت محترم وزيران، شركت مادر تخصصي صندوق حمايت از توسعه سرمايه گذاري در بخش كشاورزي مي تواند حداكثر تا ۴۹% از سرمايه صندوقهاي غير دولتي توسعه بخش كشاورزي را تامين نمايد. بديهي است به سبب وجود برخي محدوديتهاي قانوني و لزوم دريافت مجوز براي هر مرحله از سرمايه گذاري شركت مادر تخصصي در صندوقهاي غير دولتي ارائه مدارك و مستندات ذيل جهت مستند سازي و جلب مشاركت شركت مادر ضروري مي باشد.
۱)درخواست صندوق غير دولتي براي جلب مشاركت دولت در افزايش سرمايه
۲)رعايت ضوابط قانوني و مفاد اساسنامه در نحوه تخصيص سهام بين تشكلهاي توليدي متناسب با نقش در توليد آنها در راستاي تامين اهداف دولت و توسعه بخش كشاورزي
۳)ارائه مدارك و مستندات كامل مبني بر واريز مبالغ مربوط به افزايش سهام تشكلهاي غير دولتي
توضيح: از آنجا كه سهام دولت در هيچ شرايط نبايد از ۴۹% كل سهام صندوق بيشتر شود لذا ابتداً مي بايست سهام واريزي تشكلهاي غير دولتي قطعيت يابد و پس از احراز پذيره نويسي و واريز سهام آنها نسبت به واريز سهم دولت اقدام شود.
چکيده:
بيشتر تحقيقات به اهميت نقش نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار سهام (BV/MV) تاكيد دارند. ارزش دفتري) BV ( ازجمع كل حقوق صاحبان سهام كه در تراز نامه عنوان شده است حاصل ميشود و ارزش بازار سهام (MV) از ارزش بازار ( قيمت تابلو ) در تعداد سهام بدست مي آيد
2-14 نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار سهام :
بيشتر تحقيقات به اهميت نقش نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار سهام (BV/MV) تاكيد دارند. ارزش دفتري) BV ( ازجمع كل حقوق صاحبان سهام كه در تراز نامه عنوان شده است حاصل ميشود و ارزش بازار سهام (MV) از ارزش بازار ( قيمت تابلو ) در تعداد سهام بدست مي آيد.
شركتهايي كه نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار سهام BV/MV بزرگتري دارند احتمالاً ريسك بيشتري هم خواهند داشت، زيرا با يك شوك در بازار مقدار MV مساوي BV و يا نزديك به BVخواهد شد. پس منطقاً ميتوان اينگونه حدس زد كه بزرگتر ريسك بيشتري را به همراه دارد و ريسك بيشتر مستلزم بازده بيشتر است.
از ديدگاه ديگري هر چقدر اين نسبت كوچكتر باشد ميتواند نشانگر اين موضوع باشد كه مدت زمان زيادي از تأسيس شركت گذشته و از آنجائيكه اكثر قريب به اتفاق شركتها به علت مسائل مالياتي نميخواهند داراييها را تجديد ارزيابي نمايند لذا اين موضوع باعث تفاوت فاحش بين MV و BV ميشود. شركتي، پس از گذشت ساليان زياد شهرت كسب كرده در صورتيكه اين حسن شهرت در دفاتر مالي ثبت نشده ولي در ارزش بازار خودش را نشان ميدهد و باعث تفاوت ارزش دفتري با ارزش بازار سهام ميشود. پس هر چقدر اين نسبت كوچكتر باشد محتملاً شركت قدرت مالي بيشتر و ريسك كميدارد پس بالطبع بازده كمتري هم خواهد داشت.
از ديدگاهي ديگر، هرچقدر نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار سهام كمتر باشد، نشان دهندة سهام رشدي است وهرچقدر مقدار آن نسبت، بيشتر باشد، بيانگر سهام ارزشي است.(بيك،1381)
2-15 ارزش دفتري سهام (BOOK VALUE):
يك معيار براي ارزش سهام، ميتواند ارزش دفتري باشد كه معرف خالص داراييها است. ارزش دفتري كل شركت معمولاً به اندازه ارزش دفتري هر سهم اهميت ندارد، به ويژه هنگاميكه بيش از يك نوع سهام منتشر شده باشد. ارزش دفتري يك سهم معمولاً با ارزش بازار آن برابر نيست زيرا ارزش دفتري سهام مبتني بر ارزش داراييهاي ثبت شده درتراز نامه است، در حالي كه ارزش بازار برمبناي ارزيابيهاي سرمايهگذاران از ارزش متعارف داراييهاي شركت و نحوه عمليات آن تعيين ميگردد.
محاسبه ارزش دفتري بسيار ساده است. اگر سرمايه شركت كلاً از طريق انتشار سهام عادي تامين شده باشد، جمع سرمايه برتعداد كل سهام منتشر شده تقسيم ميگردد. اگر سرمايه شركت از طريق انتشار بيش از يك نوع سهم تامين شده باشد، مانده حسابهاي سهام ممتاز بايد ابتدا از جمع سرمايه كسر و سپس ارزش دفتري سهام عادي محاسبه گردد.
محاسبه ارزش دفتري سهام عادي براين فرض مبتني است، كه مانده حساب سود انباشته كلاً به سهامداران عادي تعلق دارد. هر چند، اگر سود سهام معوق براي سهام ممتاز با سود انباشته وجود داشته باشد، مقداري از سود انباشته متعلق به سهامداران ممتاز خواهد بود. بنابراين در صورت وجود سود سهام معوق، لازم است كه ابتدا مبلغ اين سود سهام از مانده سود انباشته كسر و سپس ارزش دفتري سهام عادي ( با احتساب مبلغ باقيمانده سود انباشته ) محاسبه گردد .(حسابداري مالي ، نشريه شماره 81 )
2-16 ارزش بازارسهام (Market Value):
ارزش بازار سهام به عنوان معياري از ارزش سرمايهگذاري، براي سهامداران حائز اهميت است، ارزش بازار كليه سهام منتشر شده معرف ارزش جاري شركت است.
نقش موسسههاي اعتبارسنجي در بحران اخير بازارهاي بينالمللي
«مريل لينچ» يكي ديگر از بانكهاي بزرگ سرمايهگذاري مورد تملك قرارگرفته است. بانك HBSO مورد تملك بانك «لويدز تي اس بي» قرار گرفته است. جاي شگفتي نيست كه كارشناسان، بحران اخير را بدترين بحران بازارهاي مالي پس از سقوط وال استريت در سال ۱۹۲۹ ميدانند. با فراگيرشدن دامنه بحران و اشاعه آن به ساير بخشهاي فعاليت اقتصادي، اين سوال مطرح ميشود كه چه كسي مسوول است و چه گروههايي را بايد سرزنش كرد؟
بانكداران اذعان دارند كه مجموعه نظام بانكي نتوانسته است بهطور كامل ريسك ابزارهاي مالي را كه روي آنها سرمايهگذاري ميكردند، شناسايي كند. بهعلاوه اين احتمال وجود دارد كه آنان توصيهها و نظرات تحليلگران را بهطور سرسري و بدون مورد سوال قرار دادن شيوه ارزيابي و تحليل، پذيرفته و عمل كرده باشند.
حال ببينيم تلقي بازار از نقش تحليلگران در بحران بهوجود آمده چه بوده است. وقتي در سال گذشته نشانههاي اوليه بحران ظاهر شد، موسسههاي اعتبارسنجي از موج انتقادات از عملكرد بانكها در امان ماندند، اما با گسترش دامنه بحران و وخيمتر شدن شرايط بازارهاي سرمايه، اين وضعيت دگرگون شد و سازمانهاي ناظر و سرمايهگذاران بهتدريج نگاهشان را به نقش موسسههاي مزبور در ايجاد بحران معطوف كردند.
موسسههاي اعتبارسنجي قرار است ريسك اعتباري بنگاههاي اقتصادي و ساير سازمانهاي انتشاردهنده ابزار بدهي نظير اوراق قرضه شركتي و دولتي را ارزيابي كنند، بهگونهاي كه سرمايهگذاران (خريداران اوراق قرضه)، بانكها و دستگاههاي نظارت و ساير ناظران بازار بتوانند ارزيابيهاي مزبور را جهت سنجش ريسك اعتباري سازمانهاي مزبور مورد استفاده قرار دهند. در حقيقت ميلياردها دلار اوراق بهادار (ابزارهاي مالي بدهي) برمبناي ارزيابي موسسههاي اعتبارسنجي انتشار يافته و خريداري ميشود. در صورتي كه درجه اعتباري يك بنگاه اقتصادي تنزل كند، آنچنانكه درجه اعتباري گروه AIG در ماه سپتامبر تنزل كرد، سهامداران يا سعي ميكنند از شر سهام خود خلاص شوند يا اينكه فشار ميآورند كه بنگاه اقتصادي مديران خود را تعويض و خط مشيهاي جديدي اتخاذ كند. اما موسسههاي رتبهسنجي علاوهبر ارزيابي ريسك اعتباري اوراق قرضه در زمينه ابزارهاي مالي با ساختارهاي ويژه نظير تعهدات بدهي متكي به وثيقه (CDO) نيز خدمات ارزيابي ارائه ميدهند. ابزار مزبور پرتفوليوهاي پيچيدهاي از اوراق بهادار با بازدهي ثابت است كه متكي به زيرشاخههاي مختلفي هستند، بهگونهاي كه هر زيرشاخه به اموال و داراييهايي با درجه ريسك اعتباري متفاوت متكي است. اين همان ورطهاي بود كه موسسههاي اعتبارسنجي را گرفتار كرد. طي چند سال گذشته تعهدات بدهي متكي به وثيقه (CDO) تبديل به ابزار مطلوبي براي سرمايهگذاران شد، اما بسياري از ابزارهاي مالي مزبور متكي به مطالبات رهني با ريسك اعتباري بالا بودند و اين نقطه آغاز بحراني فراگير شد كه دامنه آن بانكها و موسسات مالي را در سطح جهاني فرا گرفته است.
نقش موسسههاي اعتبارسنجي در ايجاد بحران از دو جنبه قابلبررسي است: اول اينكه موسسههاي اعتبارسنجي حقالزحمه خود را از موسسههاي انتشاردهنده ابزاربدهي (اوراق بهادار) يا سازمانهاي طراح ابزار مالي نظير CDO دريافت ميكنند. از نقطهنظر منتقدان اين بدان معني است كه موسسههاي مزبور نميتوانند ارزيابي دقيق و بيطرفانهاي از ريسكهاي احتمالي ابزار مالي مزبور داشته باشند. دومين نكته مورد اشاره منتقدان آن است كه متدولوژي اعتبارسنجي و گروهبندي CDOها بهگونهاي است كه امكان اينكه سرمايهگذاران بتوانند ميزان واقعي ريسك ابزار مالي فوق را تشخيص دهند، فراهم نميسازد. رتبههاي اعتباري با درجه AAA اعطا شده توسط موسسههاي رتبهسنجي به ابزار مالي پيچيده مزبور اين تلقي را در سرمايهگذاران ايجاد كرد كه ابزار مالي مزبور از هر نوع ريسكي مصون هستند. اما معلوم شد كه در واقع امر، تمامي اوراق بهادار با درجه اعتباري AAA لزوما از اعتبار همساني برخوردار نبودند. آنچنان كه در بحران اخير نشان داده شد، ابزار مالي با ساختار ويژه بهگونهاي متفاوت با اوراق قرضه متعارف بنگاههاي اقتصادي رفتار ميكنند. اين امر از نگاه سازمانهاي ناظر در اروپا و آمريكا دور نمانده بود، بهگونهاي كه در ماه May سال ميلادي جاري رييس كميته ويژه بررسي وضعيت موسسههاي رتبهسنجي (تحت نظر كميسيون اروپايي ناظران اوراق بهادار) چنين گفت: «وقايع سال گذشته لزوم ارزيابي مجدد سيستم خود تنظيمي فعلي را ايجاب ميكند، هر چند رتبه اعتباري اعطا شده توسط موسسههاي اعتبارسنجي از منظر حقوقي چيزي بيشتر از «اظهارنظر» صرف نيست، با اين وجود اطلاعات ارائه شده توسط آنان بهوضوح ابعادي از منافع عموم را در برمي گيرد.»
سرمايهگذاران نيز شفافيت بيشتري را درباره نحوه هدايت ارزيابيها توسط موسسههاي رتبهسنجي و چگونگي ارائه نتايج درخواست ميكنند. نماينده يكي از نهادهاي عمده سرمايهگذاري ميگويد: «شايد موسسههاي اعتبارسنجي تبديل به تنها منبع عمده اطلاعات تفضيلي و ريز در مورد بازار شده باشند، در عين حالي كه آنان به هنگام ارزيابي رتبه اعتباري ابزار مالي با ساختار ويژه، خود را در قبال سرمايهگذاران متعهد نمي بينند. اعضاي ما نگران آن هستند كه بازار ابزار مالي مرتبط با فاينانس با ساختار ويژه، به گونهاي گسترش يابد كه از جنبه حقوقي بههنگام اتخاذ تصميم در خصوص سرمايهگذاري، كمبود اطلاعات قابلاتكا وجود داشته باشد.»
ماحصل آنكه، تنظيمكنندگان بازار با دقت نظر بيشتري به روشهاي متداول بازار چشم دوختهاند. در اوايل ماه جولاي سال جاري، كميسيون اوراق بهادار و بورس ايالاتمتحده آمريكا (SEC) به اين جمعبندي رسيد كه موسسههاي رتبهسنجي اعتباري به هنگام اعطاي درجات اعتباري بالا به اوراق قرضه متكي به مطالبات رهني و ساير داراييها قادر به مديريت صحيح در جلوگيري از «تعارض منافع» نبودند. يافتههاي كميسيون مزبور ماحصل ماهها تحقيق و تفحص در اين مورد بودكه آيا موسسههاي اعتبارسنجي در اعطاي درجات اعتباري بالا به ابزار مالي متكي به مطالبات رهني در شرايط رونق و شكوفايي بازار از فرآيندهاي متعارف و متداول انحراف داشتهاند يا خير. نتايج حاصل از تحقيقات مزبور چندان خوشايند نبود، بهگونهاي كه رييس هياتمديره SEC اعلام داشت «آشكار خواهد شد كه مشكلاتي بس مهم وجود داشته است. وقتي كه موسسههاي رتبهسنجي با سيلي از تقاضا براي اعتبارسنجي روبهرو شدند، حجم موارد ارجاعي بهگونهاي بود كه عملا از كيفيت كار كاسته شده و به جزئيات توجه نشده و از مدلها تبعيت نشده است.»
سازمانها و نهادهاي ديگري در آمريكا مستقلا بررسيهايي بهعمل آورده و به نتايج نگران كننده مشابهي رسيدند. سازمان تربيتكننده تحليلگران مالي بنام انستيتو تحليلگران مالي (CFA) نتايج آمارگيري از اعضاي خود را در اوايل ماه جولاي سال جاري منتشر كرد. طبق بررسي مزبور ۱۱درصد پاسخدهندگان اعلام داشتند كه آنان مواردي مشاهده كردهاند كه موسسه اعتبارسنجي در نتيجه فشار وارده از طرف سرمايهگذاران، انتشاردهندگان يا پذيرهنويسان، نتايج رتبهسنجي را تغيير دادهاند و اينكه حدود ۵۱درصد اعتقاد داشتند كه اين تغيير درجه اعتباري بدين لحاظ بود كه موسسه اعتبارسنجي از آن بيم داشت كه انتشاردهندگان اوراق و اسناد بهادار در صورت عدم تغيير رتبه اعتباري، به موسسه اعتبارسنجي ديگري مراجعه خواهند كرد. تقريبا يك پنجم شركتكنندگان در آمارگيري (حدود ۱۷درصد) معتقد بودند كه قول مساعد براي انعقاد قراردادهاي آتي از طرف انتشاردهندگان اوراق قرضه انگيزه مهمي بود كه موسسههاي اعتبارسنجي را وادار به تغيير ارزيابي آنان ميكرد.
طبق اظهارنظر رييس انستيتو CFA نتايج مزبور بسيار هشداردهنده بوده و حاكي از نقصهاي جدي در مسير هدايت حرفهاي فعاليت موسسههاي اعتبارسنجي است. وي ميگويد: موسسههاي اعتبارسنجي بايد گامهاي اساسي را در جهت مديريت و حذف «تعارض منافع» در كسبوكار رتبهسنجي بردارند. برخورداري از نام و وجه مناسب مستلزم گذشت ساليان است، لكن خدشه دار شدن و تخريب وجه در يك لحظه ميسر است.
وي ادامه ميدهد: «اميدوارم كه در پي اين يافتهها، موسسههاي اعتبارسنجي تلاش خود را براي برگرداندن اعتماد به عملكرد حرفهاي موسسههاي مزبور دوچندان كنند.»
عملكردهاي نامطلوب فوق و نيز عدم اطمينان به عملكرد موسسههاي اعتبارسنجي، سازمان اوراق بهادار و بورس آمريكا را بر آن داشته است كه مقررات جديدي را براي فعاليت موسسههاي رتبهسنجي وضع كند. برخي از مقررات جديد بهويژه در ارتباط با پيشگيري از «تعارض منافع» از طريق ممانعت از اقداماتي نظير انجام رتبهسنجي همزمان با ارائه خدمات مشاورهاي در زمينه طراحي اوراق بهادار با ساختارهاي ويژه است.
آنان همچنين بنا دارند كه سرمايهگذاران را وادار سازند كه اتكاي صرف به رتبه اعتباري را كاهش دهند. رييس هياتمديره كميسيون اوراق بهادار و بورس آمريكا در ادامه اعلام داشت: استناد مستقيم در مقررات كميسيون مزبور به موسسههاي اعتبارسنجي شايد منجر به آن شده است كه ارزيابي مستقل (توسط سرمايهگذاران و بانكها و ساير خريداران اوراق بهادار و.....) جايگزين اتكاي بدون قيد و شرط (غير منتقدانه) به موسسههاي اعتبارسنجي شود. كميسيون اوراق بهادار و بورس آمريكا توصيه ميكند كه در مقررات مرتبط با بازار اشاره مستقيم به موسسههاي اعتبارسنجي حذف شده يا اينكه محتواي آن تغيير كند.
اين بدان معني است كه سرمايهگذاران، از جمله مديران بازارهاي پولي، ناچار خواهند بود كه در ارزيابي قابليت نقدشوندگي، ناپايداري و ريسك ضرروزيان داراييها علاوهبر نظر موسسههاي اعتبار سنجي، تجزيه و تحليل و ارزيابي خود را نيز ملاك قرار دهند. بانكهاي وال استريت نيز تحت تاثير قرار خواهند گرفت، به لحاظ اينكه بانكهاي مزبور براي ارزيابي اينكه كداميك از اموال و داراييها به بهترين شكل ممكن با ضوابط مرتبط با سرمايه مورد نياز انطباق دارند، از رتبهسنجي اعتباري استفاده ميكنند.
تغييرات پيشنهادي بخشي از يك سبد اقدامات نظارتي گسترده در ارتباط با موسسههاي اعتبارسنجي است و در مقطع زماني مطرح ميشود كه تنظيمكنندگان بازار ميخواهند ميزان وابستگي نظام تنظيم بازار به ارزيابي موسسههاي اعتبارسنجي را مورد ارزيابي مجدد قرار دهند.
رييس هياتمديره كميسيون اوراق بهادار و بورس(SEC) آمريكا ميگويد:
در چارچوب ضوابط و روشهاي متداول موجود فرض تلويحي ما آن است كه اوراق بهادار با درجه اعتباري بالا، از قابليت نقدشوندگي بالايي برخوردار بوده و نوسان قيمت اوراق بهادار مزبور پايين است. اما با توجه به اينكه ابزارهاي مالي با ساختار ويژه ميتواند بهگونهاي كاملا متفاوت با ساير اوراق بهادار رفتار كند، لازم است روشهاي متداول نحوه استفاده از اعتبارسنجي در تنظيم مقررات جديد به دقت مورد ارزيابي قرار گيرد.
بهرغم ضرر و زياني كه متوجه سرمايهگذاران شده است، آنان انكار ميكنند كه تكيه زيادي روي درجه اعتباري دارند. مدير «امور سرمايهگذاري در نهاد سرمايهگذاري» انجمن بيمهكنندگان انگليسي ميگويد: «اعضاي انجمن مزبور اتكاي نامحدود به درجهبنديهاي رتبه اعتباري نداشته و نتايج رتبه اعتباري را بهعنوان تنها عامل در اتخاذ تصميم درخصوص سرمايهگذاري تلقي نميكنند.» وي نظير ساير نهادهاي سرمايهگذاري معتقد است كه بهجاي مقررات و اعمال نظارت بيشتر، لازم است روشهاي بهكار رفته در رتبهسنجي اعتباري اصلاح شوند.
وي ميگويد: «ما فكر نميكنيم كه اعمال نظارت بيشتر شيوه مناسبي باشد، چرا كه اين امر امكان انتخاب را از بين ميبرد، ولي نقش موسسههاي اعتبارسنجي در ارزيابي ريسك اعتباري ابزار مالي با ساختار ويژه، مشكلات عديدهاي ايجاد كرده است. وي ميگويد: «ترجيح ميدهم كه برخورد به اين مشكلات از طريق بهكارگيري مجموعه روشها و دستورالعملهايي كه موضوع «تعارض منافع» را نيز در بر ميگيرد، انجام گيرد. اين امر بايد در سطح بينالمللي مورد توافق قرار گيرد. فقط در صورت شكست شيوه مزبور اعمال مقررات و نظارت بايد مورد توجه قرار گيرد.»
تنها ايالات متحده آمريكا نيست كه مايل به مهار فعاليت بزرگترين موسسههاي اعتبارسنجي است. اروپا نيز مايل است بهسرعت مقررات شديدتري را در ارتباط با فعاليت موسسههاي مزبور بهكار گيرد. در تاريخ ۸ جولاي سال جاري ميلادي (۲۰۰۸) اتحاديه اروپا اعلام داشت كه بهعنوان اولين گام در تشديد نظارت و اعمال مقررات جديد از درخواست ضرورت ثبت موسسههاي رتبهسنجي و پاسخگو بودن آنان به دستگاههاي ناظر بر بازار سرمايه حمايت خواهد كرد.
پيشبيني ميشود ۲۷ كشور عضو اتحاديه اروپا ديدگاههاي سرپرست بازار داخلي اتحاديه مزبور را كه معتقد است نظام خود تنظيمي داوطلبانه موسسههاي اعتبارسنجي بهدرستي عمل نكرده است، مورد تاييد قرار دهند. وي در ماه ژوئن نتيجهگيري كرد كه يك راهحل مبتنيبر سيستم نظارتي در سطح اتحاديه اروپا ضروري است.
كشورهاي اتحاديه اروپا، كميسيون اروپايي (بازوي اجرايي اتحاديه اروپا) و بسياري از اعضاي پارلمان اروپا اشتراك نظر دارند كه موسسههاي اعتبارسنجي بهدليل ناچيز شمردن ريسكهاي مرتبط با ابزار مالي با ساختار ويژه، در ايجاد تلاطمهاي بازار مالي كه از سال گذشته آغاز شد، سهيم هستند. موسسههاي اعتبارسنجي در آمريكا هم اينك در چارچوب مقرراتي كه موسسههاي مزبور را تحت نظارت كميسيون اوراق بهادار و بورس آمريكا قرار ميدهد، لازم است كه مراحل پذيرش و ثبت را طي كنند. اتحاديه اروپا نيز در صدد است كه رويه مشابهي را در سطح اروپا اعمال كند.
موسسههاي اعتبارسنجي پذيرفتهاند كه در اروپا خود را به ثبت برسانند، با اين وجود موسسههاي مزبور نگران آن هستند كه تلاش براي اعمال مقررات سختگيرانهتر منجر به تفاوت مقررات مزبور با مقررات حاكم در آمريكا شود و اين به معني برخورد متفاوت و غير يكنواخت با فعاليت آنها در بازارهاي مالي عمده جهان شود. در عين حال با توجه به اينكه فعاليت موسسههاي اعتبارسنجي تحت نظارت و بازبيني دقيق قرار گرفته است، هر ۳ موسسه عمده اعتبارسنجي اعمال اصلاحاتي را در فعاليتهاي خود اعلام كردهاند.
پس از پذيرش اينكه در يكي از مدلهاي رياضي بهكار رفته توسط موسسه اعتبارسنجي Moody&#۰۳۹;s در ارزيابي ريسك ابزارهاي پيچيده مالي، سهوا اشتباهي رخ داده بود كه منجر به اعطاي بالاترين درجه اعتباري (AAA) به ابزار مالي به ارزش يك ميليارد دلار شده بود، Moody&#۰۳۹;s اعلام داشته است كه در حال باز آزمايي صحت و دقت مدلهاي كامپيوتري خود و قراردان مدلهاي مزبور تحت يك نظارت مركزي است.
Standard Poor&#۰۳۹;s يك كميته داخلي نظارت بر عملكرد مدلهاي پيچيده تشكيل داده است، در حالي كه موسسه اعتبارسنجي معتبر ديگر (Fitch) كاربرد مقياس و مباني جديدي را در درجهبندي اعتباري و بهكارگيري شاخصهاي جديدي را در ارزيابي رتبه اعتباري ابزار مالي با ساختار ويژه اعلام داشته است.
قرار بوده است كه سرپرست بازار داخلي اتحاديه اروپا در ماه اكتبر سال جاري پيشنهادهاي خود را در زمينه ثبت نام، اعمال نظارت بيروني و اصلاحات مورد نياز در حاكميت شركتي در موسسههاي اعتبارسنجي با اين ديد كه مقررات مزبور نهايتا توسط اتحاديه اروپا بهصورت قانون درآيد، به اتحاديه مزبور ارائه كند. نامبرده پشتيباني قانونگذاران با نفوذ در پارلمان اروپا را نيز كه به دنبال آن هستند موسسههاي اعتبارسنجي تحت نظارت قرار گرفته و مراحل ثبت نام و دريافت مجوز را طي كنند، بههمراه دارد. سرپرست بازار داخلي اروپا قبلا موضوع «تعارض منافع» را كه وي معتقد است در ذات ابزار مالي ساختارسازي شده است، در يك كنفرانس در دوبلين در ژوئن سال جاري (۲۰۰۸) مطرح كرده بود. وي اعلام داشت كه براي مدت نامحدود منتظر آن نخواهد ماند كه موسسههاي اعتبارسنجي گامهايي جهت ارائه پيشنهادهاي معنيداري بهمنظور ساماندهي فعاليت خود بردارند. وي اعلام داشت كه نظام نامههاي تدوين شده توسط سازمان بينالمللي كميته اوراق بهادار كه به امضاي موسسههاي اعتبارسنجي رسيده است، تعهدات بيخاصيتي بيش نبوده است. وي ميگويد: قبل از پيدا شدن بحران هيچ نشانهاي از اينكه فرآيند اعتبارسنجي ابزار مالي با ساختار ويژه از درون پوسيده است، بروز نكرده بود.
موسسههاي اعتبارسنجي سعي داشتهاند كه براي احتراز از اينكه تحت نظارت سازمانهاي ذيربط قرار گيرند، بهطور داوطلبانه اصلاحاتي را در روشهاي اعتبارسنجي بهكار گيرند. كارگروه رتبهسنجي اتحاديه اوراق بهادار و بازار مالي رهنمودهاي خود را در ماه جولاي سال جاري منتشر كرد. توصيههاي مزبور به منظور بهبود در فاشسازي و شفافيت و كاستن از تعارض منافع بالقوه و آشكار كردن ساختار حقالزحمههاي پرداختي بهعمل آمده بود. با اين وجود توصيههاي مزبور يكي از پيشنهادهاي عملي را كه توجه بسياري را به خود جلب كرده است، يعني موضوع تغيير مباني درجهبندي يا اضافه كردن پسوندي به درجهبنديهاي ابزار مالي با ساختار ويژه (جهت متمايز كردن ابزار مالي مزبور) كه توسط سازمان نظارت مالي فرانسه مطرح شده بود، ناديده گرفته است.
برخي از مقامات مسوول اتحاديه اروپاترديد دارند كه ثبت و پذيرش موسسههاي اعتبارسنجي به خودي خود مسائل بروز كرده در بحران اعتباري متكي به مطالبات رهني را حل كرده يا اينكه با پيآمدهاي جهاني بحران مزبور مقابله كند.
يكي از سخنگويان اتحاديه اروپا اعلام داشت: ايراد اساسي در آن است كه حقالزحمه موسسههاي اعتبارسنجي توسط انتشاردهندگان اوراق بهادار و نه سرمايهگذاران پرداخت ميشود. هيچ ميزان نظارت نميتواند اين تعارض منافع را حلوفصل كند. مگر آنكه الگوي كسبوكار موسسههاي اعتبارسنجي تغيير كند و اين امر محالي است كه اتفاق نخواهد افتاد.
۱۰ نكته كه هر سهامداري بايد بداند
براي سرمايه گذاري در بورس توجه به برخي نكات مي تواند مفيد باشد و ما را در رسيدن به اهدافمان ياري دهد. موارد زير از جمله نكات مهمي هستند كه برخي از آنها از اصول مهم و پايه اي سرمايه گذاري در اين حيطه اند :
۱) انتخاب صنعت برتر : در ميان صنايع مختلف صنايعي هستند كه ميانگين بازده آنها از ميانگين بازده بازار بيشتر است .
پس چرا آنها را انتخاب نكنيد؟ !
۲) انتخاب شركت برتر : پس از گزينش صنعت برتر حالا به سراغ شركتهايي برويد كه بازده آنها از ميانگين بازده صنعت بالاتر است .
( منظور از بازده، كليه سودهاي منتفع از شركت اعم از EPS ، اختلاف قيمت، سهام جايزه و... در يك مدت معين مي باشد .
۳) ميزان نقد شوندگي: هيچگاه سهمي نخريد كه در فروش آن دچار مشكل شويد. نقد شوندگي عامل بسيار مهمي است كه هرگز نبايد مورد غفلت قرار گيرد. اين فاكتور متاثر از پارامترهايي مثل حجم معاملات شركت، تعداد سهام معامله شده، دفعات معامله، تعداد خريدار و... مي باشد. نقد شوندگي به صورت رتبه اي مطرح مي شود و رتبه ۱ به معناي بالاترين ميزان نقد شوندگي است و رتبه هاي ۲ و ۳ و ۴ و ..... به ترتيب نقد شوندگي كمتري دارند .
برخي از افراد تا رتبه ۱۰۰ را قابل قبول مي دانند. بعضي ها بيشتر از ۵۰ نمي روند و عده اي هم به بيشتر از ۲۰ رضايت نمي دهند. به هرحال بسته به استراتژي و هدف سرمايه گذرايتان، ملاكي را براي خودتان قرار دهيد .
لازم به ذكر است كه رتبه نقد شوندگي در يك محدوده زماني قابل محاسبه است مثلا يكساله، شش ماهه، يك ماهه و... اما در بيشتر موارد از نقد شوندگي ۳ ماهه استفاده مي شود .
۴) ميزان سهام در دست سهامداران عمده: هر چه اين ميزان كمتر باشد و سهم يك شركت بيشتر در دست مردم و سهامداران جز باشد، بهتر است. چرا كه در اينجا عرضه و تقاضاي واقعي است كه ميزان قيمت را تعيين مي كند. در صورتيكه قسمت اعظمي از سهام يك شركت در دست سهامداران عمده باشد به همان نسبت آنها مي توانند كنترل بيشتري را بر آن سهم اعمال كنند. و در اين بين سهامدار جز است كه ضرر مي كند .
۵) اخبار اقتصادي- سياسي : همواره به اخبار داخلي و خارجي توجه داشته باشيد. فكر نمي كنم روزانه ۱۵ دقيقه گوش دادن به اخبار يا مطالعه روزنامه ها وقت زيادي بگيرد اما كمك بزرگي به شما خواهد كرد تا بتوانيد در برخي موارد روند بازار را پيش بيني كنيد و همينطور صنايع خاصي را مورد توجه قرار دهيد .
۶) P/E: اين شاخص مطالب بسيار زيادي به ما مي گويد. مثلا به ما مي گويد كه جو بازار از يك سهم بخصوص چه انتظاري دارد. ميزان بالاي اين شاخص مي تواند نشاندهنده اين واقعيت باشد كه سهامداران چشم اميد به آن سهم بسته اند و باور دارند كه پيشرفت قابل ملاحظه اي خواهد داشت .
ميزان رشد P/E را نيز فراموش نكنيد سالهاي مختلف را باهم مقايسه كنيد شركتهاي يك صنعت را نيز با يكديگر مقايسه كنيد .
۷) اخبار طرح و توسعه شركت: به دنبال اخبار و اطلاعات شركت مورد نظرتان بر آييد. آيا شركت طرح توسعه، افزايش سرمايه، پروژه هاي آتي دارد يا خير؟ مسلما انتخاب شركتي كه موارد مذكور را دارد به جاي شركتي كه مدتها است افزايش سرمايه نداده، پروژه جديدي اجرا نكرده و طرحي براي آينده ندارد عاقلانه تر است. مخصوصا سرمايه گذاري كه تصميم به استمرار و ادامه سرمايه گذاري دارد حتما بايد به اين مطلب توجه كند .
۸) ميزان رشد EPS: كدام شركتها رشد EPS بيشتري داشته اند؟ كدام شركتها معمولا در اول سال مالي EPS پايينتري اعلام كرده و در طول سال مرتبا آنرا تعديل مثبت مي كنند؟ آنها را از نظر دور نداريد .
۹) سبد سهام: هميشه سبد سهام درست كنيد. با اين كار ريسكتان را پايين مي آوريد. به قول يك مثل قديمي همه تخم مرغها را داخل يك سبد نگذاريد. در تشكيل سبد، تعدد و تنوع شركت و صنعت را فراموش نكنيد .
۱۰) استراتژي: همواره يك استراتژي داشته باشيد. و خود را مقيد به پيروي از آن بدانيد. متاسفانه اكثر ما دنباله رو ديگران هستيم بدون اينكه خودمان برنامه مشخصي داشته باشيم و فقط با تقليد از ديگران پي آنها مي رويم . البته تقصير هم نداريم چون اطلاعات كافي وجود ندارد و بطور تخصصي به سهامداري كه در خيلي از جاها يك شغل است و يك تخصص پيچيده ( و البته پر سود ) ، نپرداخته ايم .
قبل از اينكه سرمايه و پول خود را به خطر بياندازيد، روي كاغذ (البته در دنياي تكنولوژيكي امروز كامپيوتر ) روشها و استراتژيهاي مختلف را در طول زمان امتحان كنيد و آنها را با يكديگر مقايسه كرده و معايبشان را رفع كنيد و سيستم خاص خودتان را پرورش دهيد. حتي اگر مدت زيادي روي اين كار ( خريد و فروش فرضي ) وقت صرف كنيد يقينا با دستي پر تر وارد بازار واقعي بورس مي شويد. بهتر و موفقتر از كسي كه ساليان سال در بازار بورس است و بدون هيچ استراتژيي چشم به دهان ديگران دوخته تا ببيند آنها چه مي گويند و آن كاري را بكند كه ديگران مي كنند .
خاطر نشان مي كنم كه هرگز از يك تكنيك به تنهايي استفاده نكنيد چون بازار به آن اندازه ساده نيست كه متاثر از يك يا چند عامل ساده باشد بلكه عوامل مختلف و متعدد و گاها پيچيده و غير قابل پيش بيني وجود دارند كه علاوه بر آن كه خودشان به تنهايي يك فاكتور تاثير گذارند، تعامل آنها با يكديگر نيز نتايج متفاوتي را باعث مي شود.