نکته های پیشرفت در کسب و کار و زندگی

تبلیغات

نویسندگان

پشتيباني آنلاين

    پشتيباني آنلاين

درباره ما

    به وبلاگ خوش آمدید امیدوارم بتوانم شما را به موفق شدن در زندگی تان نزدیک تر کنم یاعلی

امکانات جانبی

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    موبایل :
    ایمیل :
    نام اصلی :

آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 2362
    کل نظرات کل نظرات : 4
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 4

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 61
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 21
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 0
    آي پي امروز آي پي امروز : 1
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 1
    بازدید هفته بازدید هفته : 2182
    بازدید ماه بازدید ماه : 6796
    بازدید سال بازدید سال : 7673
    بازدید کلی بازدید کلی : 7673

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 216.73.216.196
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : یکشنبه 25 مرداد 1405

آخرین نطرات

    صبا قبادی - برای بدست آوردن موفقیت در زندگی مجبوریم بیش از یک بار سعی و تلاش کنیم و پا پس نکشیم اگه یه نگاهی هم به زندگینامه افراد بزرگ تو سایت هایی مثل فرچون و دانشگاه کسب و کار بندازیم متوجه میشیم که راز مموفقیت اکثرشون تلاش متدوام و ثابت قدمی اون هاست - دوشنبه 08 دی 1404
    علی - عالی بود - دوشنبه 08 دی 1404
    پرده زبرا - پرده های خانه - دوشنبه 08 دی 1404
    فن بیان - ممنون بابت اطلاع رسانیتون.
    پاسخ:هدف ما ایرانی سربلند می باشد و ملتی که بتواند راه خود را به خوبی ادامه بدهد وهم چنین که نظر می دید و ما را در بهتر کردن این وبلاگ یاری می کنید - دوشنبه 08 دی 1404
    تندخوانی - بابت اطلاع رسانیتون ممنونم.
    پاسخ:خواهش می کنم از شما هم ممنونم نظرات خود را با ما به اشتراک می گذارید با تشکر - دوشنبه 08 دی 1404
    علم و فناوری - با سلام
    انجام شد
    - دوشنبه 08 دی 1404
    علم و فناوری - با سلام
    پس دوست عزیز شما بنده رو با نام علم و فناوری و آدرس http://yecnews.ir/ لینک کنید.
    شما هم اسم و آدرس دلخواه خود را برای من از طریق نظرات سایت ارسال کنید
    با تشکر - دوشنبه 08 دی 1404
    علم و فناوری - باسلام
    وبلاگ خوبی دارید خوشحال میشم با هم تبادل لینک داشته باشیم
    درصورت تمایل از طریق نظرات سایت با ما در ارتباط باشید - دوشنبه 08 دی 1404
    لوکس بلاگ - از اینکه وبلاگ خود را در لوکس بلاگ ایجاد کرده اید کمال تشکر را داریم.مطمئن باشید لوکس بلاگ قوی ترین سیستم ساخت وبلاگ در ایران است.لوکس بلاگ تمامی امکانات ویژه و استاندارد را در حد ایجاد یک وب سایت حرفه ای مثل سیستم نظر سنجی.سیستم نظر دهی گرافیکی زیبا.سیستم امتیاز دهی 5 ستاره ای به مطالب.سیستم عضو گیری و ... را داراست.در اینجا سعی داریم معرفی و راهنمایی کمی در خصوص امکانات لوکس بلاگ داشته باشیم.فرض میکنیم شما تا به حال هیچ وبلاگی نداشته اید.ما شما را یاری میکنیم تا در چند قدم بتوانید یک وبلاگ استاندارد ایجاد کنید.اولین قدم:

    انتخاب یک قالب برای وبلاگ است.قالب وبلاگ به معنای ظاهر و محیط وبلاگ شماست که بینندگان ان را میبینند.برای انتخاب قالب در لوکس بلاگ 3 روش موجود است.روش اول میتوانید از منوی سمت راست گزینه -انتخاب قالب- را بزنید از بین 90 قالب موجود یکی را انتخاب نمایید.روش دوم میتوانید از قالبهای اماده دیگر وب سایت ها استفاده نمایید.کافی است در گوگل به فارسی بنویسید قالب وبلاگ و اینتر کنید.لیستی از سایت هایی که قالب وبلاگ ارائه میکنند را مشاهده خواهید کرد.با زدن یکی از ان گزینه ها و انتخاب قالب از ان سایت ها میتوانید -کد قالب بلاگف- را دریافت نمایید.(لوکس بلاگ سازگاری کامل با قالب های بلاگفا دارد)پس نیازی نیست به دنبال قالب لوکس بلاگ باشید.هرکجا هر قالبی مربوط به بلاگفا نیز مشاهده کردید میتوانید در لوکس بلاگ هم استفاده نمایید.بعد از دریافت کد از سایت های ارائه قالب از منوی سمت راست گزینه -ویرایش قالب- را بزنید.صفحه ای باز خواهد شد پر از کدهای مختلف.کدهایی که مشاهده میکنید را به طور کامل پاک کنید و کد قالب جدید که از سایت های ارائه قالب گرفته اید را قرار دهید و ثبت تغییرات را بزنید.اینگونه میتوانید از هزاران قالب مختلف برای وبلاگ خود استفاده نمایید.چناچنه در صورت اشتباه وبلاگ شما به هم ریخت نگران نباشید.در لوکس بلاگ هیچ چیز خراب نمیشود.به راحتی میتوانید از منوی سمت راست -انتخاب قالب- را بزنید و یک قالب انتخاب نمایید.تنظیمات به قبل خواهد برگشت. قدم بعد از انتخاب قالب
    ارسال مطلب است.از منوی سمت راست گزینه ارسال مطلب را بزنید.در این صفحه شما محیطی مشاهده خواهید کرد که میتوانید در ان مطلب بنویسید.نام این محیط -ویرایشگر- است.این محیط قابلیت های بسیار فراوانی دارد که خود شما باید در طول زمان ان را فراگیرید.مثل تغییر رنگ نوشته ها.تغییر اندازه و نوع نوشته ها.قرار دادن عکس و ...اما در اینجا فقط به نحوه
    قرار دادن عکس میپردازیم.برای قرار دادن عکس دو حالت پیش رو داریم.1-شما عکسی در وبلاگ و یا سایت دیگری میبینید و دوست دارید ان عکس در وبلاگ شما نیز نمایش داده شود.در اینصورت روی عکس مورد نظر راست کلیک کرده و -کپی- را زده.سپس به ویرایشگر خود امده و در ویرایشگر راست کلیک کنید و -پیست و یا چسباندن- را زده.اینگونه ان عکس به وبلاگ شما منتقل خواهد شد.2-ممکن است شما عکسی در کامپیوتر خود داشته باشید و دوست دارید ان را در وبلاگ خود به نمایش بگزارید.در اینصورت مراحل کمی طولانی تر است.در ویرایشگر علامت را پیدا و کلیک کنید.صفحه ای باز خواهد شد.در این صفحه به دنبال کلیدی با عنوان -آپلود عکس و انتخاب عکس از سرور- بگردید و کلیک کنید.صفحه دیگری باز خواهد شد که در پایین صفحه قسمتی وجود دارد برای انتخاب فایل از کامپیوتر.فایل خود را انتخاب و دکمه آپلود را بزنید.نام عکس شما در بالای ان صفحه به صورت یک لینک نمایش داده میشود.روی نام عکس خود کلیک کنید.عکس شما به ویرایشگر منتقل خواهد شد.به همین راحتی.به همین خوشمزگی. اکنون که عنوان مطلب و مطلب را نوشته اید میتوانید دکمه ارسال مطلب و انتشار مطلب را بزنید.کار تمام است.شما یک وبلاگ نویس شدید.از این به بعد اگر میخواهید حرفه ای تر باشید ادامه اموزش را دنبال کنید. بهتر است به گزینه های زیر ویرایشگر دقت کنید.اولین گزینه -اضافه کردن ادامه مطلب- است.فرض کنید شما مطلبی بسیار طولانی در مورد چگونگی ساخت وبلاگ دارید.اگر بخواهدی همه مطلب را یکجا در صفحه اصلی وبلاگ خود نمایش دهید باعث سنگین شدن وبلاگ و شلوغی میشود.پس بهتر است چند سطر اول مطلب خود را در قسمت اول ویرایشگر نوشته و سپس روی -اضافه کردن ادامه مطلب- کلیک کنید و در ویرایشگر جدید به وجود امده بقیه مطلب را بنویسید.اینگونه مطلب شما در وبلاگ در 2 قسمت نمایش داده خواهد شد.کسانی که علاقه مند به اموزش هستند با خواندن چند سطر اول در صفحه اصلی اگر مشتاق بودند با کلیک روی لینک ادامه مطلب در وبلاگتان میتوانند به ادامه مطلب دسترسی پیدا کنند و ادامه اموزش را بخوانند.در اینجا گزینه هایی مثل
    موضوعات است. .همه دوستدار نظم وترتیب هستند.اگر وبلاگ شما در چند زمینه مختلف مثل عکس و اس ام اس است بهتر از قسمت موضوعات استفاده کنید.برا این منظور از منوی سمت راست گزینه موضوعات را کلیک کنید.در اینجا میتوانید یک موضوع اصلی مثل عکس ایجاد کنید.سپس در صورت تمایل میتوانید برای موضوع عکس زیر موضوع هم بسازید.زیر موضوع عکس میتواند -عکسهای طبیعت- و -عکسهای هنرمندان- و -عکسهای ورزشی- باشد.سپس دوباره یک موضوع اصلی بسازید با عنوان اس ام اس.و دوباره میتوانید زیر موضوع هایی نیز برای دسته بندی بیشتر ایجاد کنید.مثل -اس ام اس عاشقانه- و-اس ام اس عارفانه- و ....بدین صورت شما منظم ترین وبلاگ را خواهید داشت.شما میتوانید اصلا از زیر موضوع استفاده نکنید و فقط موضوعات اصلی معرفی کنید.در لوکس بلاگ همه چیز به دلخواه شماست.ولی برای دسته بندی بیشتر زیر موضوع را اختراع کرده ایم.تا به اینجا شما موضوعات وبلاگ خود را ساخته اید.اکنون میخواهید عکسهای ورزشی در وبلاگ خود ارسال کنید.ارسال مطلب را زده.مطلب خود را نوشته.اکنونه در پایین ویرایشگر قسمت موضوعات گزینه موضوع اصلی -عکس- و زیر موضوع -عکسهای ورزشی- را تیک بزنید.اینگونه وبلاگ شما میفهمد این مطلب مربوط به کدام موضوع است.مطلب را ارسال کنید.اکنون اگر بیننده ای وارد وبلاگ شما شود و فقط به عکسهای ورزشی علاقه مند باشد با کلیک روی موضوع عکسهای ورزشی وبلاگ شما تمامی مطالب عکسهای ورزشی را خواهد دید.
    کلمات کلیدی یکی از مفید ترین امکانات برای بینندگان و مخصوصا موتور های جستجو گر است.سعی کنید هنگام ارسال مطلب حتما کلمات کلیدی مفید معرفی کنید.اگر مطلب شما راجع به دانلود نرم افزار انتی ویروس است در کلمات کلیدی بنویسید دانلود.انتی ویروس.نرم افزار رایگان. اینگون مطلب شما دارای کلمات کلیدی مناسب مربوط به همین مطلب است.
    عضو گیری در وبلاگ یکی از امکانات مهم و ویژه لوکس بلاگ است.لوکس بلاگ محیطی فراهم کرده است که بینندگان شما میتوانند در وبلاگ شما عضو شوند.شما اینگونه میتوانید بیننده های ثابتی برای وبلاگ خود فراهم کنید.با عضویت افراد در وبلاگ شما ایمیل انها در خبرنامه نیز ثبت میشود.سپس شما میتوانید بعد از اپدیت وبلاگ با ارسال خبرنامه اعضا را به دیدن وبلاگ تشویق کنید.مزیت بعدی مشارکت اعضا در ارسال مطلب برای وبلاگ شماست.اعضا از طریق کنترل پنل های خود قادر هستند برای وبلاگ شما مطلب ارسال کنند.اینگونه شما یک وبلاگ دارید با هزاران نویسنده.میتوانید اعضا را تشویق به ارسال مطلب کنید تا مسئولیت ارسال مطلب فقط به دوش شما نباشد. هنگام ارسال مطلب در زیر ویرایش گر میتوانید گزینه ای با عنوان-دسترسی به مطلب فقط مخصوص اعض-را مشاهده کنید.با تیک کردن این گزینه بینندگان با زدن ادامه مطلب نمیتوانند ادامه مطلب شما را مشاهده کنند و با پیام این مطلب مخصوص اعضاست مواجه میشوند.و در زیر ان مکانی برای ثبت نام است.اگر افراد ثبت نام کنند میتوانند ادامه مطلب را مشاهده کنند.اینگونه شما سیستم عضو گیری را فعال و مورد استفاده قرار داده اید.
    توجه داشته باشید دنیای وبلاگ نویسی و ایجاد سایت بسیار وسیع میباشد.شما در طول زمان با مهارت های بیشتری اشنا خواهید شد.برای این امر زیاد عجول نباشید.لوکس بلاگ راحت ترین سیستم برای فراگیری مهارت های وبلاگ نویسی است.در هر قسمت از لوکس بلاگ متن های راهنمایی اورده شده.با دقت به این راهنما ها میتوانید با این مهارت ها اشنا شوید.پس حتما راهنما ها را بخوانید و تمرین کنید و در نهایت اگر مشکلی داشتید انرا با فرم های مخصوص با ما در میان بگذارید.اوقات خوشی را در لوکس بلاگ برای شما ارزومندیم.

    - دوشنبه 08 دی 1404
    مایلینو - با تشکر از سایت خوبتون و مطاب خوبی که قرار میدید.
    پاسخ:باسلام ما سعی می کنیم که دوستان در مسیر پیشرفت قرار بگیرند و زندگی بهتری داشته باشند و همین طور ایرانی بهتر ممنونم بابت نظرتون نظرهای شما به ما انگیزه ی خوبی می ده برای ادامه راه - دوشنبه 08 دی 1404

منو کاربری

ارسال مطلب ویرایش پروفایل پنل کاربری صندوق پیام ارسال پیام پیام های ارسال شده تالار گفتمان خروج

هر روز در بازار به دنبال سود نباشيد

هر روز در بازار به دنبال سود نباشيد

 

همه ما از سرمايه گذاري در بازار انتظار سودهاي بالا داريم . خصوصا اگر قبلا فردي خوش شانس بوده ايم و سودهاي زيادي را از اين مسير بدست آورده باشيم . برخي از افراد به اين توجه نمي كنند كه سرمايه گذاري داراي دو كفه يا جيب است . يك كفه يا جيب آن سود و كفه و جيب ديگر آن ضرر مي باشد . اصطلاحا در كوتاه مدت آنچه امروز بدست مي آيد ، فردا از بين مي رود . بنابراين استراتژي خود را بايد در جهت كسب سود بلند مدت تعيين كنيم .

معمولا سه دسته افراد در بازار فعاليت مي كنند . دسته اول افرادي هستند كه دنبال معاملات كوتاه مدت لحظه اي هستند . اين افراد در هر لحظه اي هم خريدار و هم فروشنده يك سهم با درصد كمي سود هستند . اين افراد عموما سودهاي زيادي از اين معاملات بدست نمي آورند ولي گردش بالاي سبد سهام آنها موجب مي شود كه بتوانند امور خود را بگذرانند . دسته دوم افرادي هستند كه به صورت روزانه و هفتگي معامله مي كنند . اين افراد تنها به دنبال نوسان هاي موقتي و كوتاه مدت هستند . بنابراين هر زمان كه تشخيص دهند حركت قيمتها به سمت بالا مي باشد ، اقدام به خريد و هرگاه كه فكر كنند حركت سهام معكوس خواهد شد ، نسبت به فروش ان سهام اقدام مي كنند . منتهي آنچه كه مهم است تشخيص مناسب و حركت به موقع مي باشد . در غير اين صورت بسياري از اوقات روند حركت را اشتباه تشخيص داده دچار زيان مي شوند . اين دو گروه مي دانند كه بازار مخصوصا اگر به سمت كارايي پيش برود داراي نوسانات مثبت و منفي زيادي است . بنابراين يك روز در كفه شانس هستند و يك روز در كفه بدشانسي . اما گروه سوم افرادي هستند كه سهام را با تفكرات بلند مدت خريداري مي كنند . اين افراد كه عموما با هدف سرمايه گذاري اقدام به خريد سهام مي كنند و به اين امر واقف هستند كه سرمايه گذاري بلند مدت مي تواند هم سود ساليانه و هم افزايش قيمت به همراه داشته باشد . بنابراين در مقابل نوسانات كوتاه مدت سياست خاصي اتخاذ نمي كنند و با هر بادي نمي لرزند . اين ها اولا دچار دلهره هاي بي اساس و اخذ تصميمات غيرمنظقي نمي شوند و ثانيا دچار زيان هاي ناشي از اخذ تصميمات مذكور نمي شوند اصولا سرمايه گذاران بلند مدت با يك شوك از بازار خارج نمي شوند و با يك هيجان مجدد به بازار برنمي گردند و مي دانند كه بازار هميشه يك حالت ندارد ، برخي موارد به نفع و برخي موارد به زيان ان ها مي باشد . پس به ماوراي نوسانات كوتاه مدت مي انديشند .

اين جمله ( كه در جهت حركت آب شناكرد) اشاره به انجام معاملات متناسب با روندها دارد . منتها مهمترين روند جهت حركت بازار است . بنابراين وقتي كه بازار به دلايل مختلف داراي جهت مي باشد بايد در جهت حركت بازار حركت كرد . اين استراتژي مي تواند مهم ترين استراتژي جهت ادامه حيات در بازار باشد . در نظر بگيريد كه بازار به خيابان يك طرفه اي تبديل شود كه همه اتومبيل ها به يك سمت در حا ل حركت باشند . اگر شما در ان خيابان در ترافيك هم باشيد بعد از مدتي متوجه خواهيد شد كه به مقصد رسيده ايد . اما اگر به دلايل مختلف مانند سريع تر رسيدن و ... برخلاف جهت خيابان حركت كنيد تصادفات زيادي خواهيد داشت و به مقصد هم نخواهيد رسيد . چرا اين بحث را مطرح كردم ؟ به دليل اين كه بازار معمولا در يكي از دو جهت مثبت و يا منفي حركت مي كند . منتها چيزي كه تغيير مي كند سرعت حركت آن است و در برخي موارد بازر با شدت زياد و برخي موارد با سرعت كمتري حركت خواهد كرد . هنگامي كه بازار داراي جهت خاصي است بسيار غيرعاقلانه است كه آن جهت را ناديده بگيريم و به دليل خود عمل كنيم . برخي از افراد غيرحرفه اي كه بعضا در بازار مالي مثبت سودي هم به دست آورده اند فكر مي كنند كه حرفه اي ترين شخص در بازار هستند و در هر جو بازاري مي توانند سود سرشاري بدست آورند بنابراين به جو عمومي بازار توجه نمي كنند و ساز خود را مي زنند . اين افراد بزودي در مي يابند كه تفكر آنها اشتباه بوده است . پس زيان سنگيني را متحمل مي شوند . لذا پيشنهاد كلي و اساسي اين است كه برخلاف جهت آب شنا نكنيد كه جز از دست دادن انرژي و اتلاف وقت و صرف هزينه سود ديگري برايتان نخواهد داشت .


تاریخ ارسال پست: یکشنبه 17 فروردین 1399 ساعت: 18:37
می پسندم نمی پسندم

هزار توي بازار صكوك و زيرساخت‌هاي لازم براي توسعه

هزار توي بازار صكوك و زيرساخت‌هاي لازم براي توسعه

نويسنده: فارس

چکيده:

در حالي از اواخر سال گذشته نخستين ابزار جديد بازار مالي يعني صكوك اجاره به‎كار گرفته شد و سازمان بورس در تدارك توسعه اين ابزار و ديگر نوع اوراق استصناع در سال جاري است كه در ادامه سلسله مباحث مربوط به صكوك، اين ابزار با ابزارهاي مرسوم داراي درآمد ثابت مقايسه شده و مزايا و ريسك هاي كلي آن به همراه توسعه زيرساخت‎هاي لازم تشريح شده است.

 

هزار توي بازار صكوك و زيرساخت‌هاي لازم براي توسعه ابزار نوين صكوك در حالي داراي مزيت‏هاي 6گانه و ريسك‏هاي متعددي است كه براي توسعه بازار اين نوع از اوراق بهادار، سه زيرساخت مي‏تواند مدنظر مسوولان قرار گيرد. تفاوت‌ها و شباهت‌هاي صكوك با اوراق قرضه براساس اين گزارش،‌ ابزارهاي داراي درآمد ثابت مانند صندوق هاي سرمايه مشترك با سود و درآمد تضمين شده در حالي از عمر چند ساله در بازار سرمايه كشور برخوردارند كه به دليل موانع شرعي، امكان استفاده از اوراق قرضه وجود ندارد؛ بنابراين اوراق قرضه و صكوك حداقل 5 تفاوت و 4 تشابه دارند. براين اساس صكوك با اوراق قرضه مرسوم در بازارهاي مالي از 5 جهت تفاوت دارد. اول اينكه صكوك بيانگر مالكيت يك دارايي مشخص است در حالي كه اوراق قرضه فقط حاكي از تعهد بدهي هستند. يعني رابطه بين صادركننده و خريدار اوراق قرضه رابطه وام‌دهنده و وام‌گيرنده است كه نرخ بهره وام هم ثابت است و اين موجب ربا مي‌شود. دومين نكته اين است كه دارايي موضوع اوراق صكوك از نظر شرعي بايد مجاز و صحيح باشد، درحالي كه در اوراق قرضه دارايي‌هايي كه از نظر اسلام پذيرفته نيست نيز مي‌تواند پشتوانه اوراق قرار بگيرد. سوم اين كه اعتبار اوراق قرضه به اعتبار صادركننده يا ناشر آن وابسته است و با آن سنجيده مي‌شود، درحالي كه اعتبار صكوك به ناشر بستگي ندارد، بلكه به ارزش دارايي پشتوانه بستگي دارد. همچنين فروش صكوك در بازار ثانويه فروش مالكيت يك دارايي است، اما فروش اوراق قرضه فروش بدهي است. پنجمين تفاوت هم اين است كه در صكوك امكان افزايش اصل دارايي و در نتيجه ارزش خود ورقه صكوك وجود دارد درحالي كه اصل بدهي در اوراق قرضه قابليت افزايش ندارد. در برابر اين 5 تفاوت، وجوه تشابه صكوك و اوراق قرضه هم شامل قابليت نقدشوندگي در بازار ثانويه، درجه‌بندي اعتباري توسط موسسات رتبه‌بندي، قابليت افزايش اعتبار و تنوع در طراحي و عرضه هستند. مزاياي 6 گانه صكوك داراي مزيت هاي متعددي بوده و به عقيده برخي صاحبنظران، اين نوع اوراق بهادار اسلامي پل ارتباطي بين دو بازار پول و سرمايه به‌شمار مي‌رود. برخي از مزاياي انتشار اوراق صكوك را مي‌توان در 6 مورد بيان كرد. براساس اين گزارش، صكوك، نقدينگي باني را افزايش مي‌دهد .از طرف ديگر دارايي‌هايي كه نقدينگي پاييني دارند و يا غيرنقد هستند از ترازنامه خارج شده و وجوه نقد جايگزين آن مي‌شود. همچنين با اينكه قسمتي از دارايي‌ها از شركت باني جدا مي‌شود اما با اين حال باز هم باني مي‌تواند از دارايي‌ها استفاده كند. مزيت چهارم هم اين است از آنجا كه صكوك با پشتوانه دارايي منتشر مي‌شود لذا داراي ريسك كمتر است و هزينه تامين مالي را نيز كاهش مي‌دهد. يك راه ديگر كاهش هزينه تامين مالي استفاده از افزايش اعتبار است. در حالي مزيت پنجم صكوك كمك به توسعه بازار سرمايه با فراهم كردن امكان تبديل دارايي‌ها به اوراق بهادار است كه چنانچه براي دادوستد اين نوع اوراق بازاري ثانويه فراهم شود آنگاه قابليت نقدشوندگي اين اوراق هم افزايش مي‌يابد. ريسك‌هاي سه‌گانه ريسك هاي مربوط به صكوك اجاره را در حالي به طرق مختلفي مي‌توان دسته‌بندي كرد كه مهمترين ريسك‌هايي كه دارندگان اوراق صكوك با آن مواجه هستند را مي‌توان به سه گروه دسته بندي كرد. اولين ريسك مربوط به از بين رفتن دارايي‌ها است. يعني چنانچه به دارايي مورد اجاره در فرآيند انتشار اوراق صكوك به هر دليل خسارتي وارد آيد طيبعتا از ارزش آن دارايي كاسته شده و در نتيجه دارندگان صكوك متضرر مي‌شوند. البته اين ريسك را مي‌توان از طريق بيمه كردن دارايي‌ها به طور كامل حذف كرد. ريسك ديگر به نرخ سود تعلق دارد. مبلغ اجاره بها معمولا ثابت تعيين مي‌شود و دارندگان اوراق صكوك در هر دوره اجاره بهاي ثابتي را دريافت مي‌كنند. بنابراين چنانچه نرخ سود متداول در بازار افزايش يابد آنگاه آنها در مقايسه با نرخ سود بازار، سود كمتري را دريافت مي‌كنند. سومين ريسك هم كاهش قيمت دارايي است. يعني چنانچه ارزش دارايي‌ها در تاريخ سررسيد (پايان مدت اجاره) به هر دليل كاهش يابد آنگاه دارندگان اوراق صكوك با زيان سرمايه‌اي مواجه مي‌شوند. البته اين ريسك را مي‌توان از طريق اعطاي اختيار فروش به دارندگان اوراق صكوك حذف كرد، زيرا در اين صورت آنها مي‌توانند با اعمال اختيار فروش خود، اوراق صكوك را به قيمت مندرج در برگة اختيار فروش به شركت با مقصد خاص يا باني بفروشند. زيرساخت‌هاي لازم براي توسعه بر پايه اين گزارش،‌ يكي از برنامه هاي مسوولان سازمان و شركت بورس در سال جاري توسعه صكوك اجاره و استفاده از ديگر انواع اوراق مانند صكوك استصناع است؛ بنابراين براي توسعه بازار صكوك چند نكته مي‌تواند مد نظر متوليان قرار گيرد. استانداردكردن دارايي‌هايي كه مي‌تواند در اين فرآيند مورد استفاده قرار گيرد و همچنين استانداردكردن فرآيند ارزيابي قيمت‌گذاري اين دارايي‌ها، تسهيل امور مربوط به رتبه‌بندي اوراق و تسهيل فرآيند ارزيابي، استاندارد كردن فرآيند انتشار و عرضه اوراق و ايجاد بازاري ثانويه براي خريد و فروش صكوك و كمك به نقدشوندگي آن مي‌تواند در توسعه اين ابزار نوين و جذاب مفيد باشد. اما براي اين كه بازار صكوك به يك بازار توسعه يافته و براي مديريت نقدينگي تبديل شود بايد ناشران متعددي با رتبه‌بندي‌هاي اعتباري متفاوت اقدام به عرضه صكوك كنند. از طرف ديگر اوراق صكوك موجود در بازار داراي سررسيدهاي متفاوت (كوتاه‌مدت و بلندمدت) باشد و بين ناشران، سرمايه‌گذاران، موسسات رتبه‌بندي و ساير نهادهاي مربوطه رابطه منسجمي وجودداشته باشد.


تاریخ ارسال پست: یکشنبه 17 فروردین 1399 ساعت: 18:35
می پسندم نمی پسندم

همزيستي انتظارات عقلايي و حباب در بازارهاي سرمايه

همزيستي انتظارات عقلايي و حباب در بازارهاي سرمايه

 

از اين رو، داشتن برداشت صحيح از چگونگي شكل‌گيري اين انتظارات داراي اهميت بسيار در حوزه اقتصاد مي‌باشد. تقريبا تمام مدل‌هاي اقتصادي، به ويژه مدل‌هاي اقتصاد كلان، با طرح فرضيه‌اي مشخص در مورد چگونگي شكل‌گيري انتظارات آغاز مي‌شوند. براي مثال، تا دهه هفتاد معمول ترين فرضيه در مورد اينكه عامل‌هاي اقتصادي چگونه نرخ تورم را در زمان‌هاي آينده پيش‌بيني مي‌كنند اين بود كه انتظار نرخ تورم فردا برابر است با نرخ تورم ديروز. بدين‌سان، انتظارات كاملا گذشته گرا بودند. در دهه‌هاي هفتاد و هشتاد ميلادي، يك «انقلاب» در مباحث انتظارات اقتصادي شكل گرفت و نظريه جديدي، تحت عنوان «انتظارات عقلايي»

(Rational Expectations)، در ميان اقتصاددانان حاكم شد. اصل اين نظريه بسيار ساده است. طبق اين نظريه؛ همه سرمايه‌گذاران و فعالان اقتصادي انتظارات عقلايي دارند، بدين معنا كه براي شكل دادن انتظارات خود در مورد آينده اقتصاد از تمام اطلاعات و ابزارهاي موجود استفاده مي‌كنند. طبيعتا، انتظار نرخ تورم فردا ديگر برابر با نرخ تورم ديروز نخواهد بود، بلكه برداشت افراد از سياست‌هاي احتمالي بانك مركزي، پيش‌بيني تغيير تعرفه‌هاي وارداتي، اعمال قوانين اقتصادي داخلي و خارجي و غيره نيز در شكل گيري انتظارات بسيار موثر خواهد بود. نظريه انتظارات عقلايي پيامدهاي بسياري براي جنبه‌هاي مختلف اقتصادي دارد. در اينجا به نكته‌اي كوتاه در مورد عواقب آن براي بازارهاي سرمايه اكتفا مي‌كنم.

از آنجا كه اگر يك منطق واقعا به معناي كلمه، منطقي و عقلايي باشد فقط يك وجه صحيح دارد و با فرض اينكه دسترسي تمام عوامل اقتصادي به اطلاعات يكسان است، نظريه انتظارات عقلايي بر اين باور است كه همه عوامل اقتصادي داراي انتظارات يكسان مي‌باشند. به اين ترتيب، هنگام بروز يك خبر اقتصادي جديد، همه عوامل اقتصادي نظري يكسان در مورد آينده ارزش ابزار مالي خواهند داشت و براساس آن، تصميم به چگونه سرمايه‌گذاري كردن مي‌گيرند. از اين‌رو ارزش ارز، سهام، مسكن و غيره در هر برهه زماني، منعكس كننده ارزش واقعي خود خواهد بود. بدين ترتيب فرصت سود كردن از خريد و فروش ابزار مالي فقط در يك لحظه مي‌باشد و آن، هنگام بروز يك خبر جديد است. به محض اينكه خبر جديدي وارد بازار مي‌شود، عوامل اقتصادي كه در آن لحظه فعال هستند با خريد و فروش ابزارهاي مالي مرتبط، ارزش واقعي جديد آنها را تعيين مي‌كنند.

ادامه از همين صفحه

با اين حال در دنياي واقعي مشاهده مي‌كنيم كه ارزش بسياري از ابزاري مالي از ارزش واقعي خود كمتر يا بيشتر هستند و به ندرت منعكس‌كننده ارزش واقعي مي‌باشند. هنگامي كه ارزش يك ابزار مالي از ارزش واقعي خود بيشتر باشد آن را حباب مي‌نامند، با اين باور كه يك حباب دير يا زود مي‌تركد و به ارزش واقعي خود بازمي‌گردد. سوال اين است كه آيا بازارهاي حبابي مي‌توانند با «انتظارات عقلايي» همزيستي داشته باشند؟ با توجه به مباحث آغازين اين يادداشت، تئوري انتظارات عقلايي بدين معنا است كه ارزش همه ابزار مالي منعكس‌كننده ارزش واقعي خود هستند و به نظر مي‌رسد كه تداوم فاصله گرفتن ارزش ابزار مالي از ارزش واقعي خود مدركي دال بر رد تئوري انتظارات عقلايي است. اگرچه چنين استنادي تا حد زيادي درست است، اما در دهه اخير مبحثي مطرح شده تحت عنوان «حباب‌هاي عقلايي»

(Rational Bubbles). براي درك بهتر اين مبحث بگذاريد سوال دوم را مطرح كنيم: اگر يك سرمايه‌گذار اعتقاد به وجود حباب دارد، آيا حتما بايد از آن بازار مربوطه خارج شود يا از ورود به آن بپرهيزد؟ اين سوال احتمالا در حال حاضر ذهن بسياري از سرمايه گذاران ايراني و بين‌المللي را به خود مشغول كرده است. در ايران زمزمه‌هاي حبابي شدن بازار بورس تهران كماكان فراگير مي‌شود و مدت‌ها است كه بسياري اعتقاد به وجود حباب در بازار طلا دارند. تئوري حباب‌هاي عقلايي بر اين باور است كه اگرچه نفس وجود حباب غيرمنطقي است، اما سرمايه‌گذاري كه خود را در فضاي حبابي يافت مي‌كند، مي‌تواند منطقا بر اين باور باشد كه اين حباب ادامه پيدا خواهد كرد و در نتيجه، منطقا در يك بازار حبابي سرمايه‌گذاري مي‌كند و به ادامه و بزرگ‌تر شدن حباب كمك مي‌كند. بالطبع سرمايه‌گذاري در بازار حبابي داراي ريسك بسيار است. سرمايه‌گذار بايد واقف به وجود حباب باشد و براي خود يك پيش‌بيني منطقي نسبت به زمان تركيدن حباب داشته باشد و براساس آن به موقع از بازار مربوطه خارج شود. بنابراين، صرف حبابي بودن يك بازار دليل بر وارد نشدن به آن نمي‌شود. مشاهدات دنياي واقعي نيز حاكي از اين است كه اعتقاد به وجود حباب لزوما باعث پرهيز سرمايه‌گذاران نمي‌شود. حبابي كه تقريبا تمام بازارهاي مالي و پولي كشورهاي توسعه‌يافته را در اوايل هزاره سوم فراگرفته بود، تداوم بسياري داشت. از سال 2004 اغلب اقتصاددانان معتقد به وجود حباب در بازار مسكن آمريكا بودند، با اين حال، رشد اين بازار با سرعت هرچه تمام‌تر تا سال 2007 ادامه پيدا كرد. طبيعتا حبابي كه بيشتر تداوم پيدا كند به هنگام تركيدن ضربه سنگين‌تري را بر سرمايه‌گذاران وارد مي‌كند. ورود به يك بازار حبابي اگرچه لزوما غيرمنطقي نيست، اما ريسك‌پذيري بسيار بالايي را مي‌طلبد.


تاریخ ارسال پست: یکشنبه 17 فروردین 1399 ساعت: 18:29
می پسندم نمی پسندم

وارن بافت :زندگينامه ثروتمند ترين مرد جهان

وارن بافت :زندگينامه ثروتمند ترين مرد جهان

 

چکيده:

ثروتمند ترين شخص جهان، كسي جز وارن ادوارد بافت نيست، كه جالب ترين سرگذشت را ميان ثروتمندان دنيا از نظر نحوه زندگي، ثروتمند شدن و تفكرات اقتصادي دارد. او بسيار علاقمند است كه عموم مردم از منافعي كه ايجاد مي كند، استفاده كنند

 

 

زندگينامه ثروتمند ترين مرد جهان؛ وارن بافت

ثروتمند ترين شخص جهان، كسي جز وارن ادوارد بافت نيست، كه جالب ترين سرگذشت را ميان ثروتمندان دنيا از نظر نحوه زندگي، ثروتمند شدن و تفكرات اقتصادي دارد. او بسيار علاقمند است كه عموم مردم از منافعي كه ايجاد مي كند، استفاده كنند و آنها را از تفكرات اقتصادي درست آگاه سازد. وارن ادوار بافت، مشهور به دانشمند اوما ها، در 30 آگوست 1930 در اوهاماي ايالت نبراسكا در ايالت متحده ي آمريكا متولد شد. پدرش هاوارد ، در ابتدا دلال سهام شركت ها بود و بعد نماينده گنگره شد. او تنها پسر خانواده و دومين فرزند از سه فرزند بود.او در كودكي در زمينه ي پول و تجارت استعداد شگفت انگيزي از خود نشان داد. سوابق او و توانايي هايش در محاسبه ي دقيق اعداد در ذهن خود، هنوز هم همكاران تجاري اش را متحير مي كند. بافت در6 سالگي، شش جعبه ي كوكا كولا به قيمت 25 سنت از مغازه ي پدر بزرگش خريد و هر بطري را به ازاي يك سكه ي پنج سنتي فروخت؛ در حالي كه كودكان هم سن و سال او بر روي چمن لي لي و بولينگ بازي مي كردند.

در 11 سالگي بافت سه سهم شركت citesservice را به قيمت هر سهم 38 دلار، براي خود و خواهر بزرگش به نام دوريز خريد. در مدت كوتاهي بعد از خريد سهام، قيمت هر سهم به 27 دلار كاهش يافت. وارن ترسيده بود اما هيچ اقدامي نكرد تا اينكه هر سهم به 40 دلار رسيد ، او خيلي سريع آنها را فروخت و بعد خيلي زود از اين كار پشيمان شد، چون سهام citesservice  پس از مدت كوتاهي به 200 دلار رسيد.

اين تجربه درس بزرگي به اوداد؛ اينكه يكي از اصول مهم سرمايه گذاري، صبر و شكيبايي است .

در سال 1943 ،بافت به اداره ماليات به دليل گرفتن ماليات 35 دلاري براي دوچرخه اش، اعتراض كرد و سرانجام موفق شد ماليات 35 دلاري دوچرخه اش را حذف كند.در سال 1947 در 17 سالگي از دبيرستان وودرو ويلسون در واشنگتن D.C فارغ التحصيل شد. در دوران دانش آموزي اش 500 دلار روزنامه توزيع كرد. ( اين مقدار معادل 081/261/4 دلار در سال 2000 است ) پدرش تمايل زيادي داشت تا وارن براي ادامه تحصيل به دانشكده علوم اداري و بازرگاني دانشگاه پنسيلوانيا برود.بافت دو سال به دانشگاه نرفت و عقيده داشت بيشتر از استادها مي داند! وقتي پدرش هاوارد در مبارزات مجلس شكست خورد، وارن به خانه يشان در اوما ها برگشت و براي ادامه تحصيل به دانشگاه نبراسكا رفت. با وجود كار تمام وقت ، تنها در مدت سه سال موفق شد دوره ليسانس را در اين دانشگاه بگذراند و فارغ التحصيل شود.

با وجود سرسختي و مقاومت زياد، بالاخره راضي شد تا در سال 1951 وارد دانشكده علوم اداري و بازرگاني شود، ولي دانشگاه به دليل سن كم بافت او را نپذيرفت و او مجبور شد براي دوره فوق ليسانس رشته اقتصاد، به دانشگاه كلمبيا برود.

آنجا سرمايه گذاران مشهوري همچون بن گراهام ، كه بافت زندگي و موقعيت هاي اقتصادي آينده خود را مديون او مي داند، و ديويد دود، تدريس مي كردند؛ تجربه اي كه زندگي بافت را براي هميشه تغيير داد.

بن گراهام در طول دهه ي1920 به دليل داشتن تفكرات نو در زمينه بازار سهام، خيلي زود به عنوان يك سرمايه گذار وتحليل گر بزرگ معروف شد . او به دليل بي خطر بودن سهام هاي ارزان، به دنبال آنها بود.

بافت در طول تحصيلاتش در كلمبيا، تنها دانشجويي بود كه در كلاس درس بن گراهام نمرهA + گرفت . بعد از دوره ي فارغ التحصيلي ، بافت تصميم گرفت تا براي گراهام بطور رايگان كار كند، ولي بن نپذيرفت.

او بعد از رد شدن پيشنهاد كار توسط گراهام، در وال استريت به عنوان دلال سهام مشغول به كار شد. او با استفاده از در آمد كم اين دوران ، پمپ بنزين سينكلاير را خريد؛ اما چنان كه انتظار مي رفت، پمپ بنزين باز دهي نداشت . بافت به خانه در اوماها برگشت ودر بنگاه پدرش مشغول به كار شد . در آنجا با دختري به نام سوزان تامپسون آشنا شد ودر آوريل 1952 با هم ازدواج كردند.

آنها يك آپارتمان سه خوابه به مبلغ ماهيانه 65 دلار اجاره كردند. آن خانه، مخروبه و پر از موش بود.

در سال 1953 فرزند اول بافت ، به نام سوزي متولد شد. براي صرفه جويي از يك كشوي خراب لباس براي او تخت درست كردند.

در آن سالها سرمايه گذاري وارن به ايستگاه Texaco و چند مشاور املاك محدود بود كه هيچكدام براي وارن موفقيتي كسب نكرد . در اين دوران او براي كسب در آمد ، در دانشگاه اوماها شروع به تدريس كرد.

قبل از شروع تدريس، بافت براي غلبه بر ترس حرف زدن در جمع و مكانهاي عمومي ، يك دوره آموزش با ديل كارنگي گذراند. بافت در دانشگاه براي دانشجوياني كه ميانگين سن آنها دو برابر سن خودش بود ؛ اصول سرمايه گذاري را تدريس مي كرد.

همه چيز تغيير كرد. در سال 1954؛ بن گراهام ، استاد دانشگاه بافت و سرمايه گذار مشهور، از او دعوت كرد تا با حقوق سالانه 12000 دلار براي گراهام كار كند. وارن بافت بعد از مدتها انتظار به آنچه مي خواست رسيد.

بافت و همسرش در حومه ي شهر نيويورك خانه اي اجاره كردند . بافت روزها به تجزيه و تحليل گزارشات و تحقيق در زمينه هاي موفقيت در سرمايه گذاري مي پرداخت. در طول اين دوران تفاوتهايي بين روند كار گراهام و بافت آشكار شد. بافت مي خواست بداند كه چگونه يك شركت در بين رقبا به برتري دست مي يابد و بن به دنبال اعداد و ارقام بود. همچنين وارن مديريت شركت را عاملي مهم در سرمايه گذاري مي دانست ؛ اما گراهام صرفا به تراز نامه و صورت در آمدو سود و زيان شركت اهميت مي داد و به نوع رهبري و مديريت شركت كمتر توجه مي كرد. بين سالهاي 1950تا 1956 وارن سرمايه ي شخصي خويش را از 800/9 دلار به 000/140 دلار رساند. در سال 1954 دومين فرزند بافت به هاوارد گراهام به دنيا آمد.

در سال 1956 بافت با داشتن تجربه اي مناسب و همچنين تجارب ارزنده ي گراهام و با تمام سرمايه ي خود به اوماها برگشت و موسسه ي سرمايه گذاري بافت را تاسيس كرد.

در اوايل مي 1956 او با خواهرش دوريز و عمه آليس به سرمايه اي به ارزش 000/ 105 دلار شريك شد. او 100 هزار دلار در  Buffet Association Ltdسرمايه گذاري كرد. قبل از پايان سال سرمايه وي به 000/300 دلار رسي و يك خانه ي گچ كاري شده با 5 اتاق خواب به قيمت 500/31 دلار در خيابان فارنام خريداري كرد كه آن را حماقت بافت ناميد. در همان سال سومين فرزند او به نام پيتربه دنيا آمد . بافت جلساتش را با شركاي خود در آن خانه برگزار مي كرد . در آن هنگام زندگي او شكل ديگري گرفت . بافت سه فرزند، يك زن زيبا و تجارت خيلي موفقي داشت. در سال 1957 او مالك سه شركت شد.در سال 1958 موسسه ي سرمايه گذاري بافت صاحب 7 شركت شد.

تمامي شركت ها را در يك شركت منسوجات به نام برك شاير هات ويتلفيق كرد در ژانويه 1966سرمايه شركت بافت به ارزش 500/178/7 دلار بودكه بيش از 00/025/1 دلار متعلق به او بود.

درسال1966 شركاي بافت، سهام برك شايرهايت وي را به ارزش هر سهم 86/14 دلار خريدند.او در اواخر سال 1966، پذيرش سهامدار جديد را در شركت ممنوع كرد.

بافت در سال 1967 براي برك شاير يك فروشگاه خرده فروشي خصوصي در بالتيمور خريد كه مسوليت رياست هيات مديره آنرا برعهده گرفت. برك شاير در سال 1967 به ازاي هر سهم ، 10 سنت سود داد.

او در سال 1970 براي اولين بار رئيس برك شايرهات وي شد و نامه اي با اين عنوان به سهامداران نوشت.

 

در اواخر همان سال او فرصت پيدا كرد تا شركتي به نام seescandy به مبلغ 25 ميليون دلار بخرد.اين خريد بزرگترين سرمايه گذاري برك شايرهات وي بود.

 

بعد از چندين سرمايه گذاري دارايي خالص او افزايش پيدا كرد در فاصله ي سالهاي 1965 تا 1975 ارزش هر سهم برك شاير، از 20 دلار به 95 دلار رسيد. در طول اين دوره بافت كه صاحب 29 درصد از سهام برك شاير بود;  توانست 14 درصد ديگر از سهام شركت را بخرد و سهام او و همسرش كه 3 درصد از سهام را داشت به 46 درصد رسيد.درسال 1973 بافت سهام شركت واشنگتن پست را خريد.اين كار او سبب شد تا كاترين گراهام سرپرست روزنامه و نشريات شركت و همچنين عضو هيئت مديره شود.

 

با وجود اينكه اصول سرمايه گذاري بن گراهام ساده بود ; او در دوران 21 سالگي وارن بافت , به شكل يك اسطوره درآمد. بافت با خواندن كتاب گراهام به نام (( چه كسي مي تواند مشاور خود را پيدا كند)) در تجارت خود تحولي ايجاد كرد. او قصد خريد و سرمايه گذاري در يك شركت بيمه را داشت. در يك صبح دلپذير يكشنبه بافت سوار ترن شد و به دفتر مركزي شركت بيمه GEICO رفت. وقتي به آنجا رسيد درها بسته بودند ولي او منصرف نشد و بي وقفه و محكم در را كوبيد تا سرايدار آمد و در را باز كرد. از سرايدار پرسيد: (( كسي در ساختمان نيست؟ )) شانس به بافت روآورد. او به طبقه ششم رفت و در آنجا هنوز مردي كار مي كرد.

 

او به سرعت در مورد شركت و فعاليتهاي تجاي اش از مرد سوالاتي پرسيد. صحبت هاي آنها چهار ساعت طول كشيد. آن شخص كسي نبود جز لوري ديويد سون, معاون مالي شركت. اين تجربه بزرگ بافت در اصرار بر انجام فعاليت خود سبب شد تا برك شايرهات وي تمامي شركت GEICO را تصاحب كند.

 

درسال 1983, بافت از شركت GEICO و با ارائه بيمه ي بيماران, ميليون ها دلار سود بدست آورد. در سپتامبر همان سال بنجامين گراهام, اسطوره بافت درگذشت و او را با تمام خاطرات و نصايحش تنها گذاشت.

 

بافت شركت برك شاير هات وي را توسعه داد و همچنين در صنايع مختلف سرمايه گذاري كرد. در سال 1979 او با دارايي 140 ميليون دلار برك شاير در ABC سهام خريد. هر سهم به قيمت 290 دلار بود. برك شاير پس از مدت كوتاهي, فروش سهام در ABC را با قيمت هر سهم 775 دلار , شروع كرد و با 310 , 1 دلار پايان داد.ثروت خالص بافت , به 620 ميليون دلار رسيد و براي اولين بار, نام او در مجله فوربس به عنوان يكي از 400 ثروتمند دنيا معرفي شد.

 

در سال 1998، بافت بيش از 7 درصد سهام شركت كوكاكولا را به قيمت 20/1 ميليارد دلار خريد. او در 1989، به مبلغ 7/9 ميليون دلار هواپيماي جتي براي شركت خريد اما به دليل انتقادهايي كه خود او در گذشته از مدير عاملان شركت هاي ديگر براي چنين خريدهايي كرده بود؛ اين عمل را توجيه ناپذير دانست. در سال 1969 گروه كارسون، بافت را به عنوان پول دارترين مدير قرن بيستم معرفي كردند.او همچنين در سال 2002،11 ميليارد دلار در براي قراردادهاي سلف سرمايه گذاري كرد تا دلار آمريكا را در برابر ديگر پول هاي در گردش نجات دهد. سود بافت از اين معامله ها 2 ميليارد دلار بود. او موفق شد با سرمايه گذاري در شركت هايي كه سهام آنها به ارزش واقعي خود نرسيده بودند، هر روز به ثروت خود بيفزايد و لقب يكي از ثروتمندترين مردان تاريخ را از آن خود كند. كه با اتكاء به توانايي هاي خود به اينجا رسيده است. در ژوئن 2006 بافت اعلام كرد كه بيش از 70 درصد ثروت خود، يعني 37 ميليارد دلار از 52 ميليارد دارايي خويش ، را به صورت كمك هاي سالانه به بزرگترين مؤسسه ي خيريه ي جهان، مؤسسه ي بيل و ملينداگتس مي بخشد تا در امور خيريه صرف شود.

در سال 2004 سوزان همسر بافت فوت كرد. او در سال 2006 با آستريدمنكس ازدواج كرد.

رستوران مورد علاقه ي بافت در اوماها، خانه ي استيك گورات است و غذاي مورد علاقه ي بافت ، استيك استخوان دار ، خوراك گوشت و سبزي خرد شده است. او يك ماشين كاديلاك DTS دارد، در ضمن ايميل و كامپيوتر شخصي روي ميز كار خود ندارد.

او هنوز در خانه اي كه به مبلغ 31.500 دلار خريده بود و آن را حماقت بافت ناميده بود، زندگي مي كند. اين خانه در حال حاضر 700.000 دلار ارزش دارد.

فلسفه ي او براي سرمايه گذاري در تجارت، اصلاح روش ارزشمند سرمايه گذاري استاد خويش، يعني بنجامين گراهام است. گراهام شركت هايي را مي خريد كه در مقايسه با ارز ش ذاتي آنها، ارزان بودند. او بر اين باور بود در مدتي كه بازار ، اين شركت ها را كم ارزش بداند، مي تواند سرمايه زيادي بدست آورد. او دليل مي آورد كه سرانجام بازار ، متوجه ارزش كم و غير عادي اين شركت ها مي شود و بدون توجه به نوع كار آنها، جهت خويش را اصلاح مي كند. به علاوه، گراهام عقيده داشت در كنار تجارت خوب بايد يك اقتصاد قوي وجود داشته باشد.

بافت به زمان خريد هم توجه دارد. او نمي خواهد در كارهايي كه ارزش مشخصي ندارند، سرمايه گذاري كند.او منتظر كسادي و اصلاح بازار مي ماند تا كالاهاي مطمئن وهمچنين سهام شركت هاي مطمئن را با قيمت منطقي(پايين) خريداري كند زيرا كسادي و ركود بازار سهام ، فرصت خريد ايجاد مي كند.

هر گاه در بازار، احتكار رايج باشد، بافت محافظه كار مي شود و هر گاه سايرين نگران سرمايه ي خود باشند؛ بافت پر تكاپو مي شود. اين استراژي دوگانه و متضاد، سبب شده تا شركت بافت به پيشرفت جهاني برسد و خسارت مهم قابل توجهي به اين شركت وارد نشود.البته انتقادهايي نيز وجود داردكه برك شايردر طول اين دوران فرصت هاي خوبي را از دست داده است .   بافت معتقد است كه سرمايه گذار در خريد سهام بايد به گونه اي آن شركت را مورد بررسي قرار دهد كه گويي مي خواهد تمامي شركت را بخرد.

او خود مي گويد كه در سال 2006، تنها 18 درصد از درامدش را صرف پرداخت ماليات كرده است در حاليكه كارمندان او با وجود درآمدكمتر 32 درصد، ماليات پرداخت كردند. بافت هميشه سيستم و روند خود را تحسين مي كند كه سبب شده تا او به نسبت كمتر از يك منشي ماليات پرداخت كند. وارن بافت بر اين باور است كه دلار آمريكا، در يك دوره ي طولاني مدت بي ارزش مي شود. او عقيده دارد كه روند رو به افزايش ركود و كمبود معامله در آمريكا ، هشداري است به اين معنا كه داراييها و دلار آمريكا بي ارزش مي شود، در نتيجه ي اين عمل بخش بزرگي از دارايي هاي ايالات متحده در دستان خارجي ها قرار مي گيرد. اين موضوع او را وادار كرد تا براي نخستين بار در سال 2002 وارد بازار پول خارجي شود. بافت نسبت به دلار بدبين است. او مي گويد كه در جستجوي شركت هايي است كه درآمد خويش را از خارج ايالات متحده بدست مي آورند. بافت در شركت پتروچين سرمايه گذاري كرد و در وب سايت برك شاير هات وي موضوع را مورد بحث قرار داد كه چرا بر خلاف بحث هاي موجود درباره ي اين شركت، از آن چشم پوشي نمي كند و هم اكنون سرمايه هاي كلاني در زمينه هاي مختلف از جمله بيمه، توليد انرژي، بازار قالي، جواهرات و مبلمان دارد. از جمله شركت هاي معروفي كه بافت سهامداران آن است علاوه بر كوكا كولا، آمريكن اسپرس و ژيلت است. به دليل تركيب نظرات شوخي و جدي بافت در زمينه تجارت سخنان او معروف هستند.

حال با توجه به تجربيات گرانبها و موفقيت هاي وي و زندگي سراسرموفقيت اين مرد بزرگ اقتصاد و تجارت دنيا به گوشه اي از نصايح اقتصادي و نظرات و اعتقادات بسيار جذاب و مفيد وارن بافت كه در نامه ها و سخنرانيها و مقالات خود بيان كرده اشاره مي كنيم:

-          سالها پيش اسحاق نيوتن سه قانون حركت را كشف كرد كه بسياري از پيشرفتهاي دنيا در تكنولوژي و صنعت مديون آن است و از بهترين كارهاي او است اما هيچ كس روي هوش و استعداد نيوتن سرمايه گذاري نكرد! ما ميتوانيم حركت ستاره ها را محاسبه كنيم اما ديوانگي انسانها را هرگز. اسحاق دچار سانحه شد و در كشف قانون چهارم ناكام ماند. به نظر سرمايه گذاران , افزايش حركت با كاهش سود همراه است.

-          اگر تنها 1 درصد انسانها خوش شانس باشند, شما حتما خود را در 99 درصد باقيمانده قرار مي دهيد.

 

-          هميشه مي دانستم كه ثروتمند مي شوم , حتي يك لحظه هم به آن شك نكردم

 

-    اكثر مردم جذب سهام هايي مي شوند كه ديگران آنرا مي خواهند اما بايد به دنبال سهامي باشيد كه كسي آن را نمي خواهد. نمي توانيد چيزي را كه همه به دنبال آن هستند , بخريد و بخواهيد تا خوب عمل كند.

 

-          بازار كوتاه مدت مانند زندان است و مكان امني ندارد و كار دراين بازار كودكانه است.

 

-          همانطور كه سرمايه برك شاير به شدت رشد مي كند , جهان سرمايه گذاري با همان سرعت مي تواند برنتايج كار ما اثر گذارد پس بررسي بيشتري نياز داريم و بايد با استفاده از هوشمندي , برنامه و نقشه اي طرح كنيم , البته استفاده از هوش و تفكر زياد , نه فقط چند لحظه تفكر , پس هر سال مي توانيم يك طرح خوب اجرا كنيم. ( اين تفاوت من است.)

 

-          رايج ترين دليل پايين بودن قيمت سهام شركت ها اين است: بدبيني عام و خاص به شركت يا صنعت. قصد داريم تا تجارت را در چنين محيطي انجام دهيم; البته نه به خاطر طرفداري از بدبيني بلكه به دليل علاقه به چنين قيمت هايي. بدبيني , يكي از دشمنان يك خريدار منطقي است.

 

-          بدست آوردن موفقيت در سرمايه گذاري به ضريب هوش بستگي ندارد, پس براي بررسي مباحثي كه مردم در طول سرمايه گذاري با ان روبرو مي شوند , با ضريب هوشي بالاي 25 درصد يا متوسط هم تنها به يك روحيه عالي نياز دارد.

 

-          زمان,دشمن تجارت ضعيف و دوست تجارت قوي است.چنانچه شما 20 الي 25 درصد سود از سرمايه خويش بدست آوريد; زمان دوست شماست اما اگر بازده تجارت شما پايين تر بود, زمان دشمن شماست.

 

-          دنبال سرمايه گذاري در بزرگترين تجارت هاي جهان هستم.موفقيت ازآن من است.اگر موقعيت آن برسد,بايد جاي خود بايستيد و منتظر پرتاب به نقطه اي باشيد كه انرا دوست داريد.ممكن است كه بقيه ي رقبا در خواب باشند,در آن هنگام مي توانيد در راستاي هدف خويش راحت گام برداريد.

 

-          بازار سهام يك بازي بيسبال و بولينگ نيست; نبايدبر همه چيزي چيره شويد. مي توانيد منتظر پرتاب باشيد.مشكل اساسي مربوط به زماني است كه شما مدير مالي هستيد,يعني زماني كه طرفداران داد مي زنند: ((پرتاب كن)) و شما در اين هنگام بايد محكم و استوار و بدون دخالت احساس,كار خود را انجام دهيد.

 

-          چنانچه تمامي تجارت و آينده ي تجاري را بشناسيد , به ندرت به اين روش روي مي آوريد. آسيب پذيرترين تجارت , آن است كه در آن سرمايه گذاران به امنيت زيادي نياز مند باشند.

 

-          اگر بازارها هميشه موثر باشند , پس من حالا مي بايست يك ولگرد كاسه به دست باشم.

 

-          قانون شماره 1 هرگز از سرمايه كم نكن. قانون شماره 2 قانون اول را هرگز فراموش نكن.

 

-          خريد سهام يك شركت معمولي با قيمت نسبتا پايين بهتر از خريد يك شركت متوسط با قيمت بالا است.

 

-          در صورت شناخته نشدن ارزش جواهرات , جواهرساز هم شناخته نمي شود .

 

-          اگراينطور تصور مي كنيد كه در طول 10 سال به آساني نمي توانيد به يكسري از اهدافتان برسيد پس حتي 10 دقيقه هم به اين اهداف فكر نكنيد.

 

-          در انسان ويژگيهاي فاسدي وجود دارد كه كارهاي آسان را سخت جلوه مي دهند. هدف فرد بايد به گونه اي باشد كه بتواند آن كار را به درستي , تمام و كمال انجام دهد.مشكل شما با گذشت زمان حل نمي شود.

-          نظرات عموم در انديشه ما جايي ندارند

-          باوجود بيمه هيچ محدوديتي براي حماقت و اشتباه وجود ندارد.

 

-          اگر تجارت يك شركت خوب عمل كند. به دنبال آن سهام شركت نيز از آن پيروي مي كند .

-          مهم ترين ويژگي براي سرمايه گذاري , رفتارشخصي است نه هوش , شما به رفتار و كردار خوبي نياز داريد كه در صورت بودن كنار مردم رويارويي آنان براي شما لذت بخش باشد.

 

-          براي بدست آوردن شهرت به 20 سال زمان نياز است و براي تخريب آن تنها 5 دقيقه زمان لازم است.

 

-          هرگاه از بافت سوال شده است كه چگونه در زمينه سرمايه گذاري موفق شدي ؟ او پاسخ داده است : هر سال صدها و صدها گزارش سالانه شركت ها را خوانده ام.

 

-          هر گز چيزي نمي خرم مگر اينكه بتوانم بر اساس استدلال و منطق خويش قيمت درست را پرداخت كنم.با وجود آگاهي از اشتباه خويش راه حل آن را مي دانم . در حال حاضر 32 ميليارد دلار به شر كت كوكاكولا پرداخت كرده ام به اين دليل كه..... ؟ اگر نتوانيد به اين سوال پاسخ دهيد پس قادر به خريد آن نيستيد و اگر توانستيد در طول چند دقيقه از عهده آن برآييد مي توانيد.

 

-          بايد بتوانيد توضيح دهيد كه چرا كار مي كنيد ؟ چرا سرمايه گذاري مي كنيد؟ هرچه است بايد روي كاغذ آوريد و در صورت عدم ارائه يك پاسخ درست و هوشمندانه نبايد شغلي انتخاب كرده و سرمايه گذاري كنيد.

 

-          زندگي خويش را واقعا دوست دارم و آن را به گونه اي ترتيب داده ام تا آنچه را مي خواهم , انجام داده و به آن برسم. به خاطر اينكه زماني خاص عده اي از مردم درختاني با طول عمر زياد كاشته اند; الان برخي در سايه آن مي نشينند.

 

-          من با هوش هستم و روش هاي را كه منطقي است و برروي آن شناخت دارم اگرچه سختي هايي داشته باشند, رها نمي كنم. اگر روشي آسان به من ارائه شود كه اصلا شناختي درباره آن نداشته باشم , در اين مسير موفق نمي شوم و سرمايه خود را از دست مي دهم .

 

 

-          به دنبال يك چيز واهي نيستم كه در من اميد ايجاد كند ; مثل يك سال خوب و پر شانس و هرگز نمي خواهم با پول ديگران به شانس برسم ; با محيط بازار شارژ نمي شوم و نمي خواهم وارد بازي شوم كه در مورد آن شناخت ندارم تنها به دليل اينكه يك قهرمان را شكست دهم.

 

 

 

-   نوع جنگ من برنده شدن است و ديگر هيچ .


تاریخ ارسال پست: یکشنبه 17 فروردین 1399 ساعت: 18:27
می پسندم نمی پسندم

انواع قراردادهای آتی

انواع قراردادهای آتی:

 

قرارداد آتي:

 

قرارداد آتي عبارت است از توا فق طرفين قرارداد براي انجام معامله در تاريخ مشخص از آينده كه مقدار كالا و قيمت آن نيزدر قرارداد مشخص مي شود. كه شامل قرارداد آتي خريد و فروش است كه درقرارداد آتي خريد اين امكان وجود دارد كه درتاريخ مشخصي از آينده دارايي خاصي را با قيمت توافق شده هنگام قر ارداد خريداري كنيد و قرارداد آتي فروش نيز در مقابل به شما امكان فروش دارايي خاصي را در تاريخ مشخصي از آينده و به قيمت قرارداد مي دهد.انواع

 

قرارداد آتي:

 

1.  قرارداد آتي نرخ ارز:

 

بازار قرارداد آتي نرخ ارز يكي از بازارهاي نظام يافته بازار قرارداد آتي است كه افراد براي پوشش ريسك نرخ ارز به آن مراجعه مي كنند بسياري از معامله گران ارز خارجي كه شامل بانك و موسسات غير بانكي نيز مي شوند كه ميز قرارداد آتي دارند كه در اتاق مبادلات قرار دارد و از آن به منظور مديريت ريسك و سفته بازي استفاده مي كنند ,ميز قرارداد آتي معمولا نرخ هاي قرارداد آتي ارز براي سررسيدهاي مختلف را تعيين و بر آن اساس معامله گران دست به مبادلات مي زنند ,قرارداد آتي نرخ از دير باز مورد استفاده بوده و در عين حال از دهه 1970 به علت از بين رفتن ثبات نرخ ارز در جهان اقتصاد استفاده از آن بسيار بيش تر شده است و افراد با استفاده از پيش بيني خود از آن استفاده مي كنند كه باعث ثبات نرخ ارز خواهد بود.

 

2. قراداد آتي نرخ سود :

 

اين قرارداد در سال 1983 توسط نظام بانكي لندن به وجود آمد و هنوز هم در انگليس مورد استفاده است. اين قرارداد از قرارداد آتي در آتي مشتق مي شود . در بانك هاي بزرگ رايج است كه به صورت سرمايه گذاري بانك ها در يك ديگر مورد استفاده قرار مي گيرد. در توافق نامه بانك ها زمان و مقدار و سود سپرده مشخص مي شود و بانك سپرده گذار وجوه مورد توافق را سپرده گذاري مي كند ,اين قرارداد نوع ساده قرارداد آتي در آتي است زيرا اصل وجوه مورد نياز است و مابه التفاوت نرخ سود و نرخ سود ارز منتقل مي شود . در قرارداد آتي نرخ سود در مورد ميزان اصل سپرده به همراه نرخ قرارداد و نيز نرخ مرجع كه عمدتا "لايبور" است توافق مي شود و البته نرخ مرجع مي تواند ساير اوراق مانند اوراق خزانه باشد .

 

انعقاد قرارداد نرخ سود تغييرات مثبت و منفي نرخ سود را از بين مي برد و در حقيقت هزينه مالي بانك را تثبيت مي كند.

 

V=(r f - r c ) *NP*dc/dy

 

 اصل سپرده =NP, نرخ قرارداد = r c , نرخ مرجع = r f , مابه التفاوت سود وزيان =v

 

 تعداد روز سال = dy , تعداد روز قرارداد = dc

 

 V/(1+dc/dy*rf ) PVV=

 

 نرخ تنزيل سود و زيان , ارزش فعلي ما به التفاوت

 

 در اين قرارداد پرداخت يا دريافت مابه التفاوت در ابتداي دوره وام دهي انجام مي شود نه در تاريخ سررسيد . به همين علت ارزش زمان انتقال براي مبلغ در تاريخ سررسيد به صورت ارزش فعلي محاسبه مي شود.

 

 3. قرارداد آتي اوراق بهادار :

 

 بازار اوراق بهادار در امريكا و اروپا و آسياي شرقي صورت مي گيرد . در بسياري از بنگاه هاي معامله گر اوراق قرضه دولتي وشركتي را معامله مي كنند . بنگاه هاي كارگزاري نيز در بازار فعال حضور دارند و باستفاده از شبكه الكترونيك ,خريداران وفروشندگان را گرد هم آورده به يك ديگر معرفي مي كند و معاملات نقدي و قرارداد آتي زيادي را روي اوراق بهادار دولتي به انجام مي رسانند.

 

 4. قرارداد آتي روي كالاها:

 

 طرفين قرارداد تحويل كالاي خاص با قيمت معين را در زمان مشخص از آينده تعيين مي كنند. مشخصات كالا و بهاي آن مشخص مي شود و مي توان ريسك تغييرات قيمت انواع كالاها از ماشين آلات و مواد اوليه را پوشش داد . با اين قرارداد امكان استفاده از كالايي در آينده داريد در حالي كه تنها هزينه پرداختي، قيمت آتي كالا خواهد بود.

 

 رابطه نرخ نقد و نرخ آتي و ساختار سازماني نرخ سود :

 

 نرخ آتي نشان دهنده انتظارات سرمايه گذاران از روند آتي نرخ سود است كه البته با توجه به تغيير تاريخ سررسيد متغيراست. به عنوان مثال سرمايه گذاري بلندمدت داراي ريسك بيش تري است بنابراين بازدهي بيش تري را طلب مي كند. در حالت صعودي هر چه به سررسيد نزديك مي شويم ، بازدهي نيز افزايش مي يابد . در عمل هر سه حالت مي تواند وجود داشته باشد .

 

 مثلا در سال 1974 به علت بحران و افزايش نرخ سود كوتاه مدت بازدهي اوراق كاهش يافت (منحني نزولي ) و در سال 1991اوراق خزانه با بازدهي صعودي مواجه شدند در حقيقت ساختار سازماني نرخ سود به مفهوم رابطه بين بازدهي اوراق با درآمدثابت با سررسيد اين دارايي هاست . بررسي اين نظريه درك عمومي از بازار مالي و نقش آن در جامعه اقتصادي و مهندسي مالي كمك مي كند.

 

 مشكلات قرارداد در بازار قرارداد آتي :

 

 در اين قراردادها چون ساختار نظام يافته وجود ندارد امكان دارد افرادي به طور غير مستقيم بر آن اثر منفي مي گذارند.

 

 1. حجم قرارداد و تاريخ سررسيد :مشاركت كنندگان در بازار آتي هر يك بر اساس نياز خود ,حجم قرارداد و تاريخ سررسيدخاصي را اعلام مي كند.

 

 2. ريسك نكول : چون اين قرارداد ساختاري مدون ندارد ضمانت اجرايي قوي ندارد و پوشش ريسك به وسيله اين قراردادخود با ريسك نكول همراه است.

 

 3. نقدينگي : عدم امكان پرداخت نقدي و ايفاي تعهدات ريسك نقدينگي است و بازار آتي را در شرايط عدم اطمينان قرارمي دهد.


تاریخ ارسال پست: یکشنبه 17 فروردین 1399 ساعت: 00:22
می پسندم نمی پسندم

اختيار معامله چيست؟

 اختيار معامله چيست؟

 

تنوع بخشيدن با ابزارهاي مالي مي تواند در مهار تورم و هدايت بهينه منابع مالي سرگردان به بخش هاي زيربنايي اقتصاد كشور تاثير داشته باشد.علاوه بر اين با توجه بع نبود ابزارهاي مالي كافي در بازار سرمايه ايران و به ويژه ، كمبود ابزارهاي لازم جهت كاهش ريسك موجود،شوراي بورس اوراق بهادار اقدام به تصويب معاملات اوراق اختيار كرده است.از آنجا كه اوراق اختيار در بورس اوراق بهادار تهران سابقه اي ندارد،ايجاد و استفاده از آن نياز به فرهنگ سازي بين سهامداران دارد.

اختيار معامله، اوراق بهاداري است كه به دارنده آن حق خريد يا فروش يك دارايي خاص را در قيمت معين و در تاريخ مشخص يا قبل از آن اعطا مي كند.اختيار معامله به عنوان يكي از اوراق بهادار اشتقاقي شناخته مي شود، كه از اوراق بهادار مشتق شده يا اشتقاقي اوراقي هستند كه ارزش آنها بستگي به ارزش يك دارايي ديگر دارد.اختيار معامله، قراردادي است بين دو گروه(يك خريدار و يك فروشنده)به نحوي كه خريدار از فروشنده اختيار معامله، حق خريد يا فروش يك سهم را در يك قيمت معين خريداري مي كند.

در اينجا نيز همانند تمام قراردادها هر طرف امتيازي را به طرف مقابل اعطا مي كند و خريدار به فروشنده مبلغي تحت عنوان حق شرط پرداخت مي كند كه در واقع همان قيمت اختيار معامله است.فروشنده نيز حق خريد يا فروش دارايي مذكور را در يك قيمت معين به خريدار اعطا مي كند.اختياري كه به خريد يك سهم داده مي شود اختيار خريد و اختياري كه براي فروش سهم داده مي شود،اختيار فروش گويند.قيمت تعيين شده اي كه خريدار اختيار معامله مي تواند دارايي را خريداري كرده يا بفروشد قيمت اعمال يا قيمت توافق ناميده مي شود.البته اوراق اختيار معامله مدت معيني نيز دارد.حق خريد يا فروش يك دارايي در يك قيمت معين مي تواند تا تاريخ انقضاي آن ادامه داشته باشد.

با توجه به طرفين قرارداد و همچنين نوع دارايي يا سهمي كه اختيار معامله دربرگيرنده آن است.اختيار معامله ها مي توانند اشكال مختلفي داشته باشند اما ويژگي هاي معيني وجود دارند كه در تمام اختيار معامله ها مشترك هستند.

۱) اول ، اين كه همراه هر قرارداد اختيار معامله يك حق،نه اجبار،براي خريد يا فروش وجود دارد.همان طور كه اشاره شد اختيار خريد حقي است براي خريد يك سهم و اختيار فروش حقي است براي فروش

۲) دومين ويژگي مشترك انواع اختيار معاملات اين است كه هر قرارداد اختيار معامله اي، يك خريدار و يك فروشنده دارد.خريدار اختيار معامله به عنوان دارنده اختيار معامله شناخته شده و داراي يك موقعيت فروش است كه در صورتي كه دارنده اختيار معامله آن را اعمال كند،مسئول انجام دادن تعهدات قرارداد است

۳) سومين ويژگي مشترك همه اختيار معامله ها،قيمت اعمال يا تاريخ اعمال است و مبلغي كه از سوي خريدار به فروشنده اختيار معامله پرداخت مي شود به حق شرط اختيار معامله معروف است.به اين معنا كه اختيار معامله در خود اوراق نهفته است و برگ جداگانه اي مورد نياز نيست.وقتي سهمي خريداري مي شود همراه آن يك اختيار معامله ديگر به خريدار داده مي شود و اين اختيار در آن خريد اول نهفته است.مي توان گفت اوراق مشاركت دولتي نيز تا حدودي اين ويژگي را دارند به اين معنا كه در هر زمان مي توان اوراق مشاركت را فروخت و تضمين قيمت بازخريد را حفظ كرد.يعني نهادي تضمين كننده است كه سالياني است در اقتصاد ايران كه آن را به قيمت اسمي بازخريد كند و اين نوعي رواج داشته كه بستر ساز بازار اوراق مشتقه خواهد بود.ما در زندگي روزمره خود با انواعي از اختيار معامله مواجه مي شويم

ـ مثال :

فرض نماييد شما تصميم داريد يكي از اقلام مورد نظرتان را فردا پس از مراجعه به فروشگاه خريداري كنيد.ولي در روز مراجعه متوجه مي شويد كه كالاي مذكور به فروش رفته است.مدير فروشگاه به شما يك برگه پيش فروش مي دهد كه به شما اجازه مي دهد هفته بعد به فروشگاه مراجعه كرده و كالاي مذكور را به همان قيمت خريداري كنيد.حال شما صاحب يك اختيار خريد(همان برگه پيش فروش)هستيد كه به شما اين حق را مي دهد كه كالاي مذكور را در قيمت تعيين شده خريداري كنحل، تصميم با شما است كه هفته بعد به فروشگاه مذكور مراجعه و آن كالا را تهيه نماييد و يا همان كالا را در جايي ديگر به قيمت مناسب پيدا كرديد و از رفتن به فروشگاه مذكور منصرف شويد.در صورت عدم مراجعههٔ شما از اختيار خريد استفاده نكرديد و در صورت مراجعه براي خريد كالاي مذكور، اختيار مطالعه را اعمال كرديد

ـ مثال :

فرض كنيد كه دولت اعلام مي كند كه محصولات كشاورزي را با قيمت معيني(تضمين شده)خريداري مي كند.كشاورزان پس از برداشت محصول بررسي مي كنند كه آيا قيمت بازار بالاتر از قيمت پيشنهادي دولت است يا خير؟اگر قيمت بازار بالاتر بوده آنها محصول خود را در بازار به فروش مي رسانند و اگر قيمت دولت بالاتر باشد محصول را به دولت مي فروشند با فروش به دولت ، كشاورزان از اختيار فروش خود استفاده كرده اند


تاریخ ارسال پست: یکشنبه 17 فروردین 1399 ساعت: 00:19
می پسندم نمی پسندم

معامله بد صدام حسین داستانی در رابطه با تجارت

معامله بد صدام حسین داستانی در رابطه با تجارت

 

از جهات بسیاری،عوامل موثر در تصمیم گیری بد یا خوب در تجارت،بسیار به تصمیم گیری در شرایط عادی شبیه هستند.هنگامی که شروع به کار برروی کتاب کردم.دقیقا هم زمان با وقایعی بود که پیش از جنگ خلیج فارس رخ دادند.من نمی توانستم شباهت بین تصمیمات صدام حسین(یا به طور دقیق تر،فقدان تصمیم گیری)و واکنش های یک معامله گر نوعی را که در حال از دست دادن کل سرمایه اش است،نادیده بگیرم.

 

معامله صدام حسین،حمله به کویت بود.درابتدا،عزمش جزم بود و دلایل محکمی برای معامله اشداشت.(دلایل دینی بعدا پیدا شدند،که البته صدام مذهب را بهانه کرد).صدام با حمله به کویت می توانست نرخ نفت را به نفع عراق بالا ببرد،که این کار از دوراه میسر می شد،نخست اینکه یکی از کشورهایی را که همواره از مصوبات اوپک تخطی می کرد،از میان بردارد و دیگر این که در بازارهای نفت بحران و آشفتگی ایجاد کند.همچنین صدام،فرصت خوبی را برای تصرف دائم بخشی از حوزه های نفتی کویت یا حتی کل آن داشت و نیز می توانست به خلیج فارس مستقیما دسترسی پیدا کند.نکته آخر و البته موردی که اهمیت بسیاری دارد این بود که تجاوز صدام به کویت فرصتی بسیار خوب را برایش مهیا کرد که نیازهای خود بزرگ بینانه خود را ارضا کند.

 

دربرابر احتمال افزایش بازار،ریسک اولیه در این داد و ستد محدود به نظر می رسید.یا اینکه بسیاری به این خاطر که امریکا در پایان جنگ موضع گرفته بود،واکنش های اولیه امور خارجه ایالات متحده را به اعلامیه ها و حملات تهدید آمیز عراق به فراموشی سپرده اند،باید یادآور شد که این واکنش های اولیه را می توان اصولا در عبارت ((این مشکل ربطی به ما ندارد))خلاصه کرد.در برخورد با صدام،چنین موضع نامشخصی،درحکم انداختن فرش قرمز زیر تانک های عراقی بود.

 

بنابراین از دید صدام حسین،تهاجم به کویت داد وستد خوب،با احتمال سود بالا و ریسکی اندک بود،اما،همان گونه که بیشتر وقت ها هم رخ می دهد بازار تغییر می کند.پرزیدنت بوش،ایالات متحده را مظف به دفاع از عربستان سعودی کرد و برای این منظور لشکر کشی کرده و آرایی را در سازمان ملل به تصویب رساند که هدف آنها راضی کردن صدام حسین به ترک کویت بود.دراین مرحل،صدام می توانست وارد مذاکره شود تا در ازای عقب نشینی از عراق،برخی از مناطق را که بر سر آن دعوا داشت به چنگ آورده و به یک سری حق ناوگانی نیز دست یابد که در جای خود سودی فوری به حساب می آمد.با اینکه این معامله روبه بدتر شدن می رفت،صدام تصمیم گرفت که افدامی نکند.

 

سپس،بوش با دوبرابر کردن تعداد نیروهای نظامی و رساندن شمار آنها به چهار صد هزار نفر،سیگنال قوی تر برای صدام حسین فرستاد که نشان می داد نه تنها ایالات متحده آماده دفاع از عربستان است،بلکه ظرفیت آن را نیز داشت که بتواند کویت را باز پس گیرد.روشن است که بازار نیز تغییر کرده بود.صدام به سیگنال های بازار توجهی نکرد و دست روی دست گذاشت.

 

پرزیدنت بوش،مطابق تصمیم سازمان ملل 15ژانویه را آخرین مهلت برای خروج عراق از کویت اعلام کرد و بازار نیز در جهت خلاف معامله به حرکت خود ادامه داد.در این زمان ، احتمالا موقعیت سود از میان رفته بود اما صدام هنوز می توانست با عقب نشینی از کویت،بدون سود وضرر(نقطه سرتاسر)از معامله خارج شود.باردیگر نیز تصمیم گرفت تا معامله خود را حفط کند.

 

ضرب العجل پانزدهم ژانویه گذشت و ایالات متحده و متحدانش بمباران سنگین عراق را شروع کردند،حال دیگر معامله نخست در منطقه ضرر بود.به علاوه،بازار هرروز به شدت افت می کرد،و هم چنین هر روز تاخیر باعث خرابی بیشتر در عراق می شد.اما صدام حسین چگونه می توانست در چنین موقعیتی که این همه منافعش از دست رفته بود.عقب نشینی کند؟درست مانند معامله گر سردرگمی که در یک معامله ضررده گیر افتاده و ضررش نیز روزبه روز افزایش می یابد،به چشم اندازهای بلند مدت دل بسته بود.احتمالا باخود می گفته که اگر بتوانم تنها به اندازه کافی دوام بیاورم،آمریکا از ترس تلفات بیشتر عقب نشینی می کند.

 

روند به حرکت در جهت خلاف معامله،ادامه داد،چرا که ایالات متحده بار دیگر اولتیماتوم داد و تهدید کرد که این بار حمله زمینی به عراق را آغاز می کند.در این مقطع حساس،صدام حسین آماده بود تا به شرایطی که در عهد نامه صلح شوروی لحاظ شده بود تن دهد.و هم چنین باید در شرایطی رضایت می داد که پیشتر می توانست خوب باشد،اما حالا دیگر نه.رفتار صدام بسیار به معامله گری شبیه بود که در بازاری کاهشی معامله فروش بازکرده و با خود می گوید((هنگامی که به نقطه ای سرتاسر رسیدم،از معامله خارج می شوم))و سپس هنگامی که موقعیت مایوس کننده تر شد،می گوید((هرگاه باار به قله قبلی رسید،خارج می شوم))و این قله قبلی با گذر زمان پایین تر و پایین تر می رود.

 

نهایتا،وقتی جنگ زمینی شروع شد و بسیاریس از ارتش صدام کشته شدند،مجبور شد تسلیم شود.اومانند معامله گری بود که معامله ضرردهی را ادامه می دهد تا اینکه حسابش کاملا نابود شود،وسپس با ناامیدی تمام،سرانجام به کار گزارش می گوید((می خواهم از معامل خارج شوم.مهم نیست چه نرخی،فقط مرا از معامله خارج کن))

 

نکته اخلاقی:اگر نمی توانید ضرری اندک را بپذیرید،دیر یا زود،مجبور خواهید شد بزرگترین ضرر را تجربه کنید.


تاریخ ارسال پست: یکشنبه 17 فروردین 1399 ساعت: 00:16
می پسندم نمی پسندم

شاه کلیدی که مشاوران مالی آن را به شما نمی گویند

شاه کلیدی که مشاوران مالی آن را به شما نمی گویند

 

امروز برای شروع می خواهم با شما در مورد یکی از شاه کلیدهای بزرگان بورس صحبت کنم که بسیار کمک می کند وارد محدوده سودهای عظیم در بورس شوید،سودهایی که می توانید ادعا کنید زندگی شما را عوض کرده است.شاه کلید امروز بسیاری از کارشناسان و مشاوران بازار به صورت سطحی با شما مطرح می کنند اما من می خواهم به صورت موشکافانه تر وارد این موضوع شوم.

موضوع بحث امروز تنوع بخشیدن به سبد سهام است.همین حالا که این موضوع را مطرح می کنم اولین چیزی که به ذهن اکثر شما خطور می کند این است که می خواهم بگویم که بهترین راه برای کنترل ریسک و سودآوری مناسب تشکیل سبدی از چند سهم از گروه های مختلف است تا ریسک سبد را کاهش دهید!اما موضوع این نیست.تنوع بخشیدن به سبد سهام پیشنهادی است که کارشناسان بازار به صورت کلیشه ای و گاه اشتباه به سهام داران تازه وارد می دهند تا صرفا جلوی ریسک سبد آنها گرفته شود و متحمل ضرر زیادی نشوند.به نظر شما تنوع بخشیدن به سبد سهام صرفا چنبه ی کاهش ریسک دارد،آن هم در کوتاه مدت و میان مدت.یعنی وقتی که شما چند سهم از صنعت های مختلف در سبد خودتان دارید.زمانی که بازار خیلی مثبت است سودی در حد شاخص دارید و زمانی که بازار منفی است ضرری در حد شاخص یا کمتراز شاخص؛اما هیچ وفت این لحظه را نخواهید دید که سبد سهام شما در مدت کوتاهی مثلا چند ماهه-دوبرابر یا چند برابر شود،این اتفاق بعید است.مثلا فرض کنید سبد سهامتان از پنچ سهم تشکیل شده است و سرمایه تان را به 5 قسمت تقسیم کرده اید و از صنعت های مختلف سهم دارید.فرض کنید یکی از سهم های شما قیمتش دوبرابر می شود؛یعنی مثلا شما در عرض یک مدت کوتاه شش ماهه صددرصد در یک سهم سود می کنید،اگر بنشینید و حساب و کتاب بکنید می بینید این صددرصد سود در یک سال در کل سبد شما حدود 20-30 درصد سود ایجاد می کند.قطعا این درصد سود،سود معقول و خوبی است؛اما مسئله این است که آیا از این مقدار سود راضی هستید یا خیر؟اگر راضی هستید می توانید به همین شیوه عمل کنید اما اگر دنیال سودهای خیلی بالاتری هستید داستان عوض می شود.معمولا بزرگان بورس یک یا دوصنعت و سهم را انتخاب می کنند و درصد بالایی از دارایی های خود را روی آن صنعت یا سهم سرمایه گذاری می کنند.این موضوعی است که شاید واقعا کم شنیده باشید.یادم است زمانی که فاسمین درقیمت هر سهم 600تومان و ایران خودرو 150 تومان بود به ملاقات ریاست و اعضای یک شرکت سرمایه گذاری رفت بودم تامشورت کنیم،مشاوره بدهم و و تبادل نظر کنیم.درصد بالایی از سبد این شرکت سرمایه گذاری به این دو سهم اختصاص داشت،یعنی"فاسمین"و"خودرو".این سرمایه گذاری دلایل بسیار محکمی داشت که مبنی بر رشد این دو سهم بود.آن ها بررسی کامل و دقیق روی این دو سهم انجام داده بودند از لحاظ بنیادی و تکنیکال نظر سنجی کرده بودندو بسیار مفصل این دوسهم را بررسی کرده بودندوبااطمینان بسیار بالایی روی این دوسهم نظر مثبت داشتند و در نهایت فاسمین 600تومانی،تانزدیک 1200تومان در عرض کمتر از 6 ماه رفت و یک سود صددرصدی برایشان داشت و ایران خودروی 150 تومانی تا 380 تومان در کمتر از 5 ماه رشد کرد و این سهم بیشتر از صددرصد برایشان سود داشت.درمجموع چون درصد بالایی از سبد سهامشان را به این دو سهم اختصاص داده بودند تواتستند در مدت 6 ماه سرمایه شرکت خود را دوبرابر کنند.

 

شاید باورتان نشود ولی چیزی که در بورس بسیار پول ساز است،این است که شما بتوانید به طور مستمر پولتان را دوبرابر کنید.که شما بتوانید به طور مستمر پولتان را دوبرابر کنید.چطور این کار انجام شدنی ست؟وقتی به همین روش بتوانید با تحقیق و بررسی یک یا دوسهم را پیدا کنید که نسبت به رشد آن ها خیلی مطمئین هستید،می توانید تقریبا در بازه زمانی چند ماهه واقعا سهم هایی را پیدا کنید که سرمایه ی شما را صددرصد افزایش دهد و حتی گاهی اوقات بیشتر فرض کنید شما بتوانید هر سال صد در صد از بازار سود بگیرید یعنی هر 12 ماه،این زمان نسبتا زیادی است،خیلی ها می توانند در بازه زمانی کمتری این سود را کسب کنند.اگر شما نگاهی به بازده شرکت های سرمایه گذاری بیاندازید می بینید که سودهای بالاتری از این نیز داشته اند.فرض کنید سال اول پول شما دوبرابر می شود.10 میلیون شما می شود 20میلیون،با مثال عددی می گویم که ملموس باشد،20میلیون تومان دارید سال دوم دو برابر شده و 40میلیون تومان می شود،سال سوم 40میلیون دوبرابر می شود،می شود 80 میلیون تومان،سال چهارم 80 میلیون تومان دوبرابر می شود،می شود 160 میلیون تومان،سال پنچم دوبرابر می شود،می شود 320 میلیون تومان،سال ششم می شود 640 میلیون تومان،یعنی شما در عرض 6سال که اگر خیلی حرفه ای عمل کنید،این بازه می تواند خیلی کمتر از این باشد و به 5-4 سال هم برسد-10میلیون را به 640میلیون تومان،تبدیل کرده اید،یعنی 64 برابر سود کرده اید،اینجاست که شما به صورت حرفه ای و پیوسته یاد گرفته اید در بورس سودهای بزرگ بکنید و این سودهای بزرگ معمولا با تشکیل سبد ایجاد نمی شود،بلکه با خرید روی سهم های خاص و با تعداد محدود انجام می شود،در این میان ریسک هم وجود دارد ولی هرچه شما آگاهی خود را بالا ببرید و بیشتر تحقیق کنید،تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی انجام دهید و نظر کارشناسان مختلف را جویا شوید قطعا انتخابتان دقیق تر و رسیدن به این هدف سریع تر می شود.

 

اصلا این حساب و کتاب را کنار بگذاریم.این روش سرمایه گذاری،روش بسیاری از بزرگان بورس است.من در این مدت که کارکرده ام افراد بسیاری را دیده ام که سودهای خوبی در بازار داشته اند،این افراد،افرادی هستند که معمولا یکی دو سه سهم را بااطمینان پیدا می کنند و روی آن ها سرمایه گذاری می کنند.اجازه دهید در پایان جلسه امروز چند موضوع را مطرح کنم تا جلسه ناقص نماند،اول این که این بزرگان بر اساس تحقیقات و بررسی های زیاد و اطلاعات کامل و بادانش بالا اقدام به این خریدها می کنند.متوجه شدم همین شرکت سرمایه گذاری که درمورد آن با شما صحبت کردم،برای تحلیل این دوسهمی که ماجرای آن را شنیدید،اسناد و مدارک زیادی دارند که تحلیل گران مختلف آن ها را بررسی کرده اند.

 

چندین تحلیل بنیادی به اندازه چند کتابچه از این سهم ها داشتند و نظر کارشناس های مختلف بازار را می گرفتند،یعنی با تحقیق و بررسی بسیار بالایی خرید می کردند.هیچگاه این کار صرفا با شنیده ها،شایعه ها و خبری های سری که خیلی ها به آن رانت می گویند،انجام نمی دهند،حتی اگر رانت هم داشته باشند بررسی خودشان را به طور کامل انجام می دهند و تحقیق می کنند.یعنی پایه و اساس کارشان بر اساس تحقیق،بررسی و مطالعه،علم،تحلیل تکنیکال،تحلیل بنیادی،و نظر کارشناسان است و بعد نیم نگاهی به اخبار و شایعات و حرف هایی که از این طرف و آن طرف می شنوند می اندازند.

 

اما به طور خلاصه برای این این خروجی را می خواهیم و این تفکر را در خودمان ایجاد و تقویت می کنیم که تشکیل پرتفولیویی متشکل از چندین سهم با اینکه کار خوبی است اما کاربزرگان بورس نیست،کارافرادی است که می خواهند به بورس به عنوان یک کار روتین و با یک سود معمولی نگاه کنند.آن کسی که می خواهد به رشدهای  بسیار بالایی در بورس درست یابد و درصدهای بالایی از بورس سود ببرد که زندگی اش متحول شود،جز بزرگان بورس است و این بزرگان محدود هستند،رسیدن به آن سطح کار بسیار سختی است،بنابراین شما باید در انتخاب آگاهانه تک سهم هایی که قرار است زندگی شما را متحول کند بسیار تلاش کنید،ما این تفکر را داریم که برای ثروتمند شدن وبزرگ بودن در این بازار باید بتوانیم تعداد محدودی سهم پیدا کنیم و نهایتا انتخاب آگاهانه ای روی یک،دو یا سهم سهم داشته باشیم و سپس روی این انتخاب های آگاهانه،سرمایه گذاری کنیم.

 

در انتها جمله ای از کتاب مارک تایر در مورد اصول موفقیت وارن بافت،یکی از موفق ترین سرمایه گذاران بازار بورس می خوانیم که ثروت خودش را از طریق سرمایه گذاری در بازار بورس به دست آورده است.ماخیلی افراد ثروتمند در دنیا داریم که از طرق مختلفی ثروتمند شده اند،مثلا بیل گیتس از طریق راه اندازی شرکت مایکروسافت ثروتمند شده است ولی وارن بافت توانسته است از طریق بورس و سرمایه گذاری در بورس ثروتمند شود.شما در کتاب مارک تایر این جمله را می خوانید:((سابقه ی خیره کننده ی وارن بافت از تشخیص تعداد محدودی سهم های برجسته و سپس سرمایه گذاری کلان تنها در همین چند شرکت ناشی می شود))

 


تاریخ ارسال پست: جمعه 15 فروردین 1399 ساعت: 13:27
می پسندم نمی پسندم

قیمت جهانی نفت

قیمت جهانی نفت

 

چندین سال است که اقتصاد کشور ما نفت محور است.علیرغم اینکه دولت تلاش های گسترده ای جهت جایگزینی سایر درآمدهامانند مالیات کرده است اما همچنان افت و خیز قیمت جهانی نفت موجب می شود که بودجه کشورمان در معرض کسری قرار گیرد.زمانی که قیمت نفت کاهش می یابد،درآمد دولت کاسته شده و دولت مجبور است از برخی هزینه های خود(مانندطرح های عمرانی و زیر ساختی)صرف نظر نماید.این اتفاق کاهش مصرف محصولات شرکت های بورسی همچون سیمانی ها،فلزی ها،معدنی ها،خدمات فنی مهندسی و ...می شود که درآمد شرکت های این گروه را کاهش می دهد.از طرفی محصولات پتروپالایشی با قیمت جهانی نفت همبستگی مثبت دارند و کاهش قیمت نفت می تواند اثرات منفی بردرآمد فروش این شرکت ها بگذارد


تاریخ ارسال پست: دوشنبه 28 بهمن 1398 ساعت: 17:36
می پسندم نمی پسندم

نرخ ارز

نرخ ارز

 

یکی از مهم ترین موضوعاتی که در بخش اقتصاد کلان در سال های اخیر دارای نوسان و تغییرات شدید بود،نرخ ارزاست.نرخ ارز،قیمت نسبی پول خارجی به پول داخلی است که همواره مورد توجه جامعه اقتصادی و مالی بوده است.نرخ ارز ممکن است به دلایلی همچون نرخ تورم،تراز تجاری (واردات و صادرات)تحریم های سیاسی و اقتصادی،مراسم های مذهبی و ...افزایش و کاهش یابد.به طور معمول،دلیل اصلی نوسانات نرخ ارز در سالیان گذشته کاهش عرضه ارز در نتیجه کاهش درآمدهای صادراتی از جمله نفت بوده است.

 

تاثیر نوسانات نرخ ارز(ماننددلار)در شرکت ها و صنایع مختلف در بازار سهام متفاوت است.صنایعی که صادرات محور هستند،به این معنی که درصد زیادی از درآمد فروش آن ها از طریق صادرات محصول خود تامین می شود،ازافزایش نرخ ارز به دودلیل منتفع می شوند:

 

1-درآمد فروش این شرکت ها ارزی است و با نرخ تسعیر(تبدیل ارز)بیشتری به ریال برگرداندهد خواهد شد.مثلا اگر فروش شرکتی 10میلیون دلار باشد،نرخ دلار به ریال 38000ریالی درآمد کمتری نسبت به نرخ دلار به ریال 41000ریال در پی خواهد داشت

 

2-باافزایش نرخ ارز،رقابت با محصولات خارجی برای شرکت های بورسی آسان تر خواهدشد.چرا که قدرت خرید محصول خارجی (وارداتی)توسط جامعه کاهش یافته و واردات محصول به صرفه نخواهد بود و می تواند به فروش مقداری بیشتر محصولات داخلی شود.

 

اگر نمودار شاخص کل بورس را مشاهده نمایید از نیمه دوم سال 1391تا ابتدای زمستان 1392،بازار سهام رشد چشمگیری داشت که از مهم ترین عوامل این اتفاق،می توان به رشد نرخ ارز و افزایش سود اسمی شرکت ها اشاره کرد.سهم زیادی از بازار سرمایه را صنایع صادرات محور تشکیل داده اند.صنایعی همچون پتروشیمی ها،پالایشی ها،فلزات اساسی،معدنی ها(کانه های فلزی)که عمدتا صادرات محور هستند بیش از 50 درصد ارارزش بازار را در دست دارند که طبیعتا افزایش نرخ ارز می تواند برای بازار سهام در میان مدت اتفاق خوشایندی باشد.

هرچند که رشد نرخ ارز آزاد برای کلیت بازار سرمایه خوشایند است اما این موضوع در خصوص رشد نرخ ارز مبادله ای چندان مصداق ندارد.صنایع زیادی هستند که از رشد نرخ ارز مبادله ای منتفع نخواهند شد.صنایع پتروشیمی علی رغم فروش محصولات با نرخ ارز آزاد،مواد اولیه خودرانیز با نرخ ارز مبادله ای خریداری می کنند که رشد نرخ ارز مبادله ای منجر به کاهش سود آوری آن ها می شود.از صنایع مشابه دیگر می توان به صنایع غذایی(روغن خوراکی)دارویی،خودروسازی ولاستیکی اشاره نمود.

از طرفی تعدادی از شرکت های بورسی (عمدتا از صنعت سیما،نیروگاه برق و فلزات اساسی)تسهیلات ارزی سنگینی دریافت کرده اند.طبیعتا هنگامی که نرخ ارز(مبادله ای)رشد می کند،آن ها باید مبلغ ریالی بیشتری را بابت خرید ارز و بازپرداخت تسهیلات بپردازند که موجب افزایش هزینه (تسعیر ارز)این شرکت ها و درنتیجه کاهش سود آن ها می شود.

 

در یک نتیجه گری کلی می توان گفت که به طور کلی،بازار سهام از افزایش نرخ ارز آزاد منتفع و از افزایش نرخ ارز مبادله ای متضرر خواهد شد.


تاریخ ارسال پست: دوشنبه 28 بهمن 1398 ساعت: 17:27
می پسندم نمی پسندم

ليست صفحات

تعداد صفحات : 237
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران