صبا قبادی - برای بدست آوردن موفقیت در زندگی مجبوریم بیش از یک بار سعی و تلاش کنیم و پا پس نکشیم اگه یه نگاهی هم به زندگینامه افراد بزرگ تو سایت هایی مثل فرچون و دانشگاه کسب و کار بندازیم متوجه میشیم که راز مموفقیت اکثرشون تلاش متدوام و ثابت قدمی اون هاست - دوشنبه 08 دی 1404
علی - عالی بود - دوشنبه 08 دی 1404
پرده زبرا - پرده های خانه - دوشنبه 08 دی 1404
فن بیان - ممنون بابت اطلاع رسانیتون.
تندخوانی - بابت اطلاع رسانیتون ممنونم.
علم و فناوری - با سلام
علم و فناوری - باسلام
لوکس بلاگ - از اینکه وبلاگ خود را در لوکس بلاگ ایجاد کرده اید کمال تشکر را داریم.مطمئن باشید لوکس بلاگ قوی ترین سیستم ساخت وبلاگ در ایران است.لوکس بلاگ تمامی امکانات ویژه و استاندارد را در حد ایجاد یک وب سایت حرفه ای
مثل سیستم نظر سنجی.سیستم نظر دهی گرافیکی زیبا.سیستم امتیاز دهی 5 ستاره ای به
مطالب.سیستم عضو گیری و ... را
داراست.در اینجا سعی داریم معرفی و راهنمایی کمی در خصوص امکانات لوکس بلاگ داشته باشیم.فرض میکنیم شما تا به حال هیچ وبلاگی نداشته اید.ما شما را یاری میکنیم تا در چند قدم بتوانید یک وبلاگ استاندارد ایجاد کنید.اولین قدم:انتخاب یک قالب
برای وبلاگ است.قالب وبلاگ به معنای ظاهر و محیط وبلاگ شماست که بینندگان ان را میبینند.برای انتخاب قالب در لوکس بلاگ 3 روش موجود است.روش اول میتوانید از منوی سمت راست گزینه -انتخاب قالب- را بزنید از بین 90 قالب موجود یکی را انتخاب نمایید.روش دوم میتوانید از قالبهای اماده دیگر وب سایت ها استفاده نمایید.کافی است در گوگل به فارسی بنویسید قالب وبلاگ و اینتر کنید.لیستی از سایت هایی که قالب وبلاگ ارائه میکنند را مشاهده خواهید کرد.با زدن یکی از ان گزینه ها و انتخاب قالب از ان سایت ها میتوانید -کد قالب بلاگف- را دریافت نمایید.(لوکس بلاگ سازگاری کامل با قالب های بلاگفا دارد)پس نیازی نیست به دنبال قالب لوکس بلاگ باشید.هرکجا هر قالبی مربوط به بلاگفا نیز مشاهده کردید میتوانید در لوکس بلاگ هم استفاده نمایید.بعد از دریافت کد از سایت های ارائه قالب از منوی سمت راست گزینه -ویرایش قالب- را بزنید.صفحه ای باز خواهد شد پر از کدهای مختلف.کدهایی که مشاهده میکنید را به طور کامل پاک کنید و کد قالب جدید که از سایت های ارائه قالب گرفته اید را قرار دهید و ثبت تغییرات را بزنید.اینگونه میتوانید از هزاران قالب مختلف برای وبلاگ خود استفاده نمایید.چناچنه در صورت اشتباه وبلاگ شما به هم ریخت نگران نباشید.در لوکس بلاگ هیچ چیز خراب نمیشود.به راحتی میتوانید از منوی سمت راست -انتخاب قالب- را بزنید و یک قالب انتخاب نمایید.تنظیمات به قبل خواهد برگشت.
قدم بعد از انتخاب قالب
ارسال مطلب است.از منوی سمت راست گزینه ارسال مطلب را بزنید.در این صفحه شما محیطی مشاهده خواهید کرد که میتوانید در ان مطلب بنویسید.نام این محیط
-ویرایشگر- است.این محیط قابلیت های بسیار فراوانی دارد که خود شما باید در طول زمان ان را فراگیرید.مثل تغییر رنگ نوشته ها.تغییر اندازه و نوع نوشته ها.قرار دادن عکس و ...اما در اینجا فقط به نحوه
قرار دادن عکس میپردازیم.برای قرار دادن عکس دو حالت پیش رو داریم.1-شما عکسی در وبلاگ و یا سایت دیگری میبینید و دوست دارید ان عکس در وبلاگ شما نیز نمایش داده شود.در اینصورت روی عکس مورد نظر راست کلیک کرده
و -کپی- را زده.سپس به ویرایشگر خود امده و در ویرایشگر راست کلیک کنید و -پیست و یا چسباندن- را زده.اینگونه ان عکس به وبلاگ شما منتقل خواهد شد.2-ممکن است شما عکسی در کامپیوتر خود داشته باشید و دوست دارید ان را در وبلاگ خود به نمایش بگزارید.در اینصورت مراحل کمی طولانی تر است.در ویرایشگر علامت
را پیدا و کلیک کنید.صفحه ای باز خواهد شد.در این صفحه به دنبال کلیدی با عنوان -آپلود عکس و انتخاب عکس از سرور- بگردید و کلیک کنید.صفحه دیگری باز خواهد شد که در پایین صفحه قسمتی وجود دارد برای انتخاب فایل از کامپیوتر.فایل خود را انتخاب و دکمه آپلود را بزنید.نام عکس شما در بالای ان صفحه به صورت یک لینک نمایش داده میشود.روی نام عکس خود کلیک کنید.عکس شما به ویرایشگر منتقل خواهد شد.به همین راحتی.به همین خوشمزگی.
اکنون که عنوان مطلب و مطلب را نوشته اید میتوانید دکمه ارسال مطلب و انتشار مطلب را بزنید.کار تمام است.شما یک وبلاگ نویس شدید.از این به بعد اگر میخواهید حرفه ای تر باشید ادامه اموزش را دنبال کنید. بهتر است به گزینه های زیر ویرایشگر دقت کنید.اولین گزینه
-اضافه کردن ادامه مطلب- است.فرض کنید شما مطلبی بسیار طولانی در مورد چگونگی ساخت وبلاگ دارید.اگر بخواهدی همه مطلب را یکجا در صفحه اصلی وبلاگ خود نمایش دهید باعث سنگین شدن وبلاگ و شلوغی میشود.پس بهتر است چند سطر اول مطلب خود را در قسمت اول ویرایشگر نوشته و سپس روی
-اضافه کردن ادامه مطلب- کلیک کنید و در ویرایشگر جدید به وجود امده بقیه مطلب را بنویسید.اینگونه مطلب شما در وبلاگ در 2 قسمت نمایش داده خواهد شد.کسانی که علاقه مند به اموزش هستند با خواندن چند سطر اول در صفحه اصلی اگر مشتاق بودند با کلیک روی لینک ادامه مطلب در وبلاگتان میتوانند به ادامه مطلب دسترسی پیدا کنند و ادامه اموزش را بخوانند.در اینجا گزینه هایی مثل
موضوعات است. .همه دوستدار نظم وترتیب هستند.اگر وبلاگ شما در چند
زمینه مختلف مثل عکس و اس ام اس است بهتر از قسمت موضوعات استفاده کنید.برا
این منظور از منوی سمت راست گزینه موضوعات را کلیک کنید.در اینجا میتوانید یک موضوع
اصلی مثل عکس ایجاد کنید.سپس در صورت تمایل میتوانید برای موضوع عکس زیر موضوع هم
بسازید.زیر موضوع عکس میتواند -عکسهای طبیعت- و -عکسهای هنرمندان- و -عکسهای ورزشی-
باشد.سپس دوباره یک موضوع اصلی بسازید با عنوان اس ام اس.و دوباره میتوانید زیر
موضوع هایی نیز برای دسته بندی بیشتر ایجاد کنید.مثل -اس ام اس عاشقانه- و-اس ام اس
عارفانه- و ....بدین صورت شما منظم ترین وبلاگ را خواهید داشت.شما میتوانید اصلا از
زیر موضوع استفاده نکنید و فقط موضوعات اصلی معرفی کنید.در لوکس بلاگ همه چیز به
دلخواه شماست.ولی برای دسته بندی بیشتر زیر موضوع را اختراع کرده ایم.تا به اینجا
شما موضوعات وبلاگ خود را ساخته اید.اکنون میخواهید عکسهای ورزشی در وبلاگ خود
ارسال کنید.ارسال مطلب را زده.مطلب خود را نوشته.اکنونه در پایین ویرایشگر قسمت
موضوعات گزینه موضوع اصلی -عکس- و زیر موضوع -عکسهای ورزشی- را تیک بزنید.اینگونه
وبلاگ شما میفهمد این مطلب مربوط به کدام موضوع است.مطلب را ارسال کنید.اکنون اگر
بیننده ای وارد وبلاگ شما شود و فقط به عکسهای ورزشی علاقه مند باشد با کلیک روی
موضوع عکسهای ورزشی وبلاگ شما تمامی مطالب عکسهای ورزشی را خواهد دید.
کلمات کلیدی یکی از مفید ترین امکانات برای بینندگان و مخصوصا موتور های
جستجو گر است.سعی کنید هنگام ارسال مطلب حتما کلمات کلیدی مفید معرفی کنید.اگر مطلب
شما راجع به دانلود نرم افزار انتی ویروس است در کلمات کلیدی بنویسید دانلود.انتی
ویروس.نرم افزار رایگان. اینگون مطلب شما دارای کلمات کلیدی مناسب مربوط به همین
مطلب است.
عضو گیری در وبلاگ یکی از امکانات مهم و ویژه لوکس بلاگ است.لوکس بلاگ
محیطی فراهم کرده است که بینندگان شما میتوانند در وبلاگ شما عضو شوند.شما اینگونه
میتوانید بیننده های ثابتی برای وبلاگ خود فراهم کنید.با عضویت افراد در وبلاگ شما
ایمیل انها در خبرنامه نیز ثبت میشود.سپس شما میتوانید بعد از اپدیت وبلاگ با ارسال
خبرنامه اعضا را به دیدن وبلاگ تشویق کنید.مزیت بعدی مشارکت اعضا در ارسال مطلب
برای وبلاگ شماست.اعضا از طریق کنترل پنل های خود قادر هستند برای وبلاگ شما مطلب
ارسال کنند.اینگونه شما یک وبلاگ دارید با هزاران نویسنده.میتوانید اعضا را تشویق
به ارسال مطلب کنید تا مسئولیت ارسال مطلب فقط به دوش شما نباشد.
هنگام ارسال مطلب
در زیر ویرایش گر میتوانید گزینه ای با عنوان-دسترسی به مطلب فقط مخصوص اعض-را
مشاهده کنید.با تیک کردن این گزینه بینندگان با زدن ادامه مطلب نمیتوانند ادامه
مطلب شما را مشاهده کنند و با پیام این مطلب مخصوص اعضاست مواجه میشوند.و در زیر ان
مکانی برای ثبت نام است.اگر افراد ثبت نام کنند میتوانند ادامه مطلب را مشاهده
کنند.اینگونه شما سیستم عضو گیری را فعال و مورد استفاده قرار داده اید.
توجه داشته باشید دنیای وبلاگ نویسی و ایجاد سایت بسیار وسیع میباشد.شما در طول
زمان با مهارت های بیشتری اشنا خواهید شد.برای این امر زیاد عجول نباشید.لوکس بلاگ
راحت ترین سیستم برای فراگیری مهارت های وبلاگ نویسی است.در هر قسمت از لوکس بلاگ متن
های راهنمایی اورده شده.با دقت به این راهنما ها میتوانید با این مهارت ها اشنا
شوید.پس حتما راهنما ها را بخوانید و تمرین کنید و در نهایت اگر مشکلی داشتید انرا
با فرم های مخصوص با ما در میان بگذارید.اوقات خوشی را در لوکس بلاگ برای شما
ارزومندیم.
مایلینو - با تشکر از سایت خوبتون و مطاب خوبی که قرار میدید.توصیه هایی برای اجتناب از خستگی تصمیم گیری
اگر در شغلتان پیوسته در حال تصمیمگیری هستید، بیتردید پس از مدتی خسته میشوید و تصمیمهای نامناسب میگیرید. مشکل هم تنها با تکرار «تو خسته نیستی!» حل نمیشود. باید بهدنبال راههایی برای مقابله با خستگی تصمیمگیری باشیم.
هرچند تأمین قند خون به حفظ نیرو کمک میکند، اما روشهای دیگر برای مقابله با خستگی تصمیم گیری وجود دارد. این روشها شامل توصیههای گوناگون میشوند، از تقویت اراده و افزایش تمرکز گرفته تا اطمینان از حفظ سطح بالای انرژی در طول روز.
1- تصمیمهای روزمره را کمتر و سادهتر کنید
«باراک اوباما» (رئیسجمهور پیشین آمریکا) و «مارک زاکربرگ» (بنیانگذار و مالک فیسبوک) تقریبا هر روز لباسی تکراری میپوشند! اوباما در دوره ریاستجمهوری، کتوشلوار سرمهای یا خاکستری میپوشید. او در مصاحبهای در سال ۲۰۱۲ گفت: «من یا لباس سرمهای میپوشم یا خاکستری. سعی میکنم انتخاب را به ۲ گزینه محدود کنم! دوست ندارم درباره خوردن یا پوشیدن، تصمیم بگیرم؛ چون تصمیمگیریهای بسیاری بهعهدهام است!»
«جیمز کلیر» (James Clear)، نویسنده و کارآفرین، نظریهای دارد بهنام «نظریهٔ ۴شعله». اگر زندگی را مانند اجاقی ۴شعله تصور کنیم، هر شعله نماد یکی از ابعاد زندگی است: خانواده، دوستان، سلامتی، کار. برای موفقیت باید یکی از شعلهها را کم کنید؛ برای بیشترین موفقیت باید ۲ شعله را کم کنید!
به سخن دیگر، باید آنچه را برایتان بیشتر اهمیت دارد، انتخاب کنید و تصمیمگیریهای مربوط به آن را ساده کنید.
2- برای ساعات آغازین روز اولویتبندی درستی داشته باشید
در آغاز روز و پیش از کارهای دیگر، به کارهای مهم (شخصی یا کاری) رسیدگی کنید. یکی از فنون سودمند این است که فهرست کارهای روزانه را به ۵ مورد محدود کنیم؛ با این کار آنچه را که نیازمند بیشترین توجه و انرژی ماست، شناسایی میکنیم. کارهای پیچیده در ۳ جایگاه نخست قرار میگیرند. به وظایف سادهتر هم در باقیماندهٔ روز رسیدگی میکنیم.
3- بر نیروی لحظهها تمرکز کنید، نه نیروی اراده
خستگی تصمیم گیری باعث میشود احساس کنیم اختیار امور از دستمان خارج است. تمرکز بر لحظهها، یکی از سریعترین راهها برای رهایی از این احساس است. اگر کارهای مشابه را زنجیروار انجام دهید، برای شروع کار بعدی کمتر با خودتان کلنجار میروید. این پدیده را در روانشناسی «اثر زیگارنیک» مینامند. بر این اساس، پس از اینکه کاری را شروع کردیم، تا آن را انجام ندهیم، مغزمان از توجه به آن وا نمیماند.
4- وقتی انگیزه و ارادهتان قوی است، روی تصمیمهای بزرگ تمرکز کنید
بهجای اینکه همگام با تغییر سطح انرژیتان پیش بروید، وقتی پرانرژی هستید روی تصمیمهای بزرگ تمرکز کنید.
یکی از کارهای تأثیرگذار، اختصاص زمان تمرکز روزانه در آغاز روز است. اینگونه ۲ ساعت نخست روز را به کارهایمان میپردازیم، بدون اینکه شبکه های اجتماعی، اپلیکیشنها یا اخبار صبحگاهی حواسمان را پرت کنند.
5- از چرت بعدازظهر انرژی بگیرید
وقتی میخوابیم، مغز برخی اتصالهای بین عصبها را رها میکند؛ در نتیجه، جا برای دادههای جدیدِ پس از بیداری باز میشود. اگر احساس میکنید دچار خستگی تصمیم گیری شدهاید، چرتزدن ذهنتان را بازیابی میکند.
◀️ توصیههایی دیگر
▪️همهٔ جلسات را برای صبحها یا با فاصلهٔ نزدیک پس از ناهار، برنامهریزی کنید. در این زمان توان ذهنی بیشتر است.
▪️آخر هفتهها کار را تعطیل کنید. بین کار و زندگی شخصی حدومرز تعیین کنید. ما نمیتوانیم بدون استراحت کافی و دریافت انرژی از خارج محل کار، تعادل را در تصمیمگیریمان حفظ کنیم.
▪️اگر از روی اجبار نمیتوانید ۲ توصیهٔ پیشین را رعایت کنید، ۱ تا ۲ ساعت را به آمادهسازی برای هفتهٔ پیشرو اختصاص دهید. این کار از خستگی تصمیمگیری در نخستین روز هفته میکاهد.
▪️همیشه از شب قبل تصمیم بگیرید چه بپوشید. بهویژه خانمها بهتر است کیف و کفش و اکسسوریشان را انتخاب کنند.
▪️در گوشیتان یادآوری برای رفتن به باشگاه تعیین کنید.
▪️سطح گلوکوز را بالا نگه دارید تا مغزتان پرانرژی بماند. سعی کنید بهجای شیرینی و تنقلات ناسالم، خوراکیها و میانوعدههای سالم بخورید.
▪️از تصمیمهای ناگهانی دوری کنید. به شیطانک درونتان گوش ندهید! او به پیامدهای تصمیمگیری فکر نمیکند!
◀️ جمعبندی
موفقیت حرفهای بهشکلی روزافزون به تصمیمگیریهای خوب وابسته است. برای گرفتن تصمیمهای خوب باید حواسمان به افکارمان و به کاهش سطح انرژیمان باشد. با شناخت خستگی تصمیم گیری و چگونگی مقابله با آن، میتوانیم بهرهوری خودمان را افزایش دهیم.
افزایش کاریزما با ۱۰ نکتهای که جذابیت شما را چند برابر میکند
با کمی کاریزما میتوانید مدیر، سیاستمدار، پدر یا مادر و یا مربی کارآمدی باشید. کاریزما یکی از عوامل موفقیت (در واقع یکی از عوامل ناشناختهی موفقیت) در رهبری است. در گذشتههای دور هم، رهبران و شخصیتهای کاریزماتیک وجود داشتند. این رهبران وقتی ظاهر میشدند که جامعه برای مواجهه با جنگ یا حادثهای دیگر به اتحاد سریع مردم نیاز داشت. آنها توانایی متحدکردن افراد زیادی را دارند. آنها میتوانند مردم را تشویق کنند تا برای موفقیت گروه از خودگذشتگی کنند. این افراد قدرت کاریزماتیک دارند. مثلا وینستون چرچیل، مارتین لوتر کینگ و نلسون ماندلا.
در ظاهر، اینها هیچ ربطی به دنیای تجارت یا آموزش ندارند، ولی در این حوزهها هم کمی کاریزما میتواند تأثیر زیادی داشته باشد. حالا شما کاریزما دارید؟ اگر ندارید، نگران نباشید. چون با تمرین آن را بهدست میآورید. محققان روشهای زیادی را برای بهبود کاریزما (CLTها) ابداع کردهاند. اگر میخواهید کاریزمای شخصی خود را بهبود ببخشید، به موارد زیر توجه کنید:
۱. از استعاره استفاده کنید
مثلا «ما رقبای خود را بهزانو درآوردهایم»، «باید مسیر خود را تغییر دهیم».
عملکرد: استعاره نشان میدهد چقدر باهوش هستید.
۲. از داستان و مَثَل استفاده کنید
عملکرد: داستانهای شخصی بهتر در یاد مخاطب میمانند.
۳. جنبهی اخلاقی را نشان دهید
مثلا بگویید: «این کار درست است».
عملکرد: نشان میدهید رهبر درستکاری هستید و صداقت دارید.
۴. روی احساسات جمعی تأکید کنید
«قویتر خواهیم شد.»
عملکرد: با این کار به مخاطب نشان میدهید نگران رفاه آنها هستید، نه نگران خودتان.
۵. انتظارات زیادی برای خود و پیروان خود داشته باشید
عملکرد: نشان میدهد باید قوی باشید تا بتوانید از پس بحرانها بربیایید.
۶. اعتمادبهنفس خود را به دیگران نشان دهید
عملکرد: اعتمادبهنفس شما نشان میدهد چرا افراد باید از شما پیروی کنند نه از دیگران!
۷. از استفهام انکاری استفاده کنید
«چرا باید به حرف من گوش دهید؟»
کاربرد: دیدگاه خود را به دیگران منتقل میکنید.
۸. حواستان به تأثیر زبان بدن باشد
مثلا بلندکردن دستان، بالابردن انگشت شصت یا جلودادن سینه
کاربرد: این حرکات (زبان بدن) باعث میشوند بزرگتر، بهتر و مهمتر به نظر برسید.
۹. به حالتهای صورتتان توجه کنید
مثلا لبخند زدن، تکاندادن سر یا آرام بهنظر رسیدن.
کاربرد: مخاطبان ناخودآگاه این حالتهای صورت را تقلید میکنند. این باعث میشود حس بهتری داشته باشند.
۱۰. تُن صدای خود را بالا و پایین ببرید
کاربرد: باعث میشود مخاطبان به همهی سخنرانی شما گوش دهند. قبل از شروع سخنرانی، شاید بهتر باشد اول مهارتهای کاریزماتیک را جلوی آینه یا عزیزانتان تمرین کنید.
از کجا میفهمید کاریزمای خود را بهبود بخشیدهاید؟ اگر بتوانید کودکان خود را بدون شکایت به رختخواب بفرستید و کاری کنید سبزیجات بخورند، حتما موفق هستید!
ده فرد سمی که باید به هر قیمتی از آنها دوری کنید!
آدمهای سمّی چه نشانههای دارند؟ از کجا بدانید که با یک فرد سمّی معاشرت میکنید؟ و اگر اینطور است، بایدها و نبایدها در این خصوص کدامند؟ سروکار داشتن با افراد سمّی اجتنابناپذیر است.
آدمهای سمّی همه جا حضور دارند. آنها نه تنها زندگیتان را نابود میکنند و جلوی پیشرفت شما را میگیرند، بلکه میتوانند شما را تا سطح خودشان پایین بیاورند و شما را نیز به یک فرد سمّی تبدیل کنند.
1- شایعهپردازها
شایعهپردازها از بدبختی دیگران لذت میبرند. شاید در ابتدا سرک کشیدن به لغزشهای شخصی و حرفهای دیگران مایهی سرگرمی باشد، اما با گذشت زمان خستهکننده میشود و به شما احساس شرم میدهد و دیگران را نیز میرنجاند.
2- دمدمیمزاجها
برخی افراد هیچ کنترلی روی احساساتشان ندارند. آنها شما را به باد فحش خواهند گرفت، احساساتشان را به شما فرافکنی خواهند کرد و در تمام مدت تصور میکنند شما باعث بیقراری آنها شدهاید.
3- قربانیها
شناسایی قربانیها دشوار است، چون شما نخست با مشکلات آنها همدردی میکنید، اما با گذشت زمان، متوجه میشوید «زمان احتیاج» آنها، همهی وقت شماست. قربانیها در عمل هرگونه مسؤلیتی را کنار میزنند و هر سرعتگیر پیش رویشان را یک کوه غیرقابل صعود جلوه میدهند.
4- خودبینها
خودبینها با حفظ فاصلهی شدید از دیگران، شما را از پای درمیآورند. هر زمان که کاملا احساس تنهایی میکنید میتوانید حدس بزنید که دور و بر خودبینها میپلکید. داشتن رابطهی واقعی میان آنها و دیگران هیچ فایدهای ندارد. شما صرفا ابزاری هستید که به خودبینی آنها پر و بال بدهید.
5-حسودها
برای حسودها، همیشه مرغ همسایه غاز است. حتی وقتی اتفاق خوبی برای حسودها میافتد، هیچ لذتی از آن نمیبرند. دلیلش این است که آنها بخت و اقبال خود را با بخت و اقبال تمام دنیا مقایسه میکنند. آنها به شما یاد میدهند موفقیتهای خودتان را بیاهمیت بدانید.
6- فریبکارها
آنها با شما مثل یک دوست رفتار میکنند. میدانند شما چه چیزهایی را دوست دارید، چه چیزهایی خوشحالتان میکند و اینکه از نظر شما چه چیزی مضحک است. فریبکارها همیشه از شما چیزی میخواهند و اگر به رابطهتان با آنها رجوع کنید، تماما از شما گرفتهاند و چیزی به شما نیفزودهاند.
7-دیوانهسازها (دمنتورها)
آنها همیشه نیمهی خالی لیوان را میبینند و میتوانند ترس و نگرانی را حتی به بیخطرترین موقعیتها تزریق کنند. در تحقیقی از سوی دانشگاه نوتردام مشخص شد دانشجویانی که هماتاقیهای منفینگر داشتند احتمال منفینگر شدن و حتی افسرده شدن خودشان بسیار بیشتر بود.
8- غیرعادیها
افراد سمّیِ خاصی هستند که نیتهای بد دارند و از درد و بدبختی دیگران لذت وافر میبرند. هدفشان در زندگی این است که یا به شما آزار برسانند، یا کاری کنند احساس بدی پیدا کنید و یا چیزی از شما بگیرند، در غیر این صورت علاقهای به شما ندارند.
9- عیبجوها
عیبجوها همیشه آمادهاند به شما بگویند دقیقا چه چیزی خوب و چه چیزی بد است. آنها کاری میکنند که نسبت به بهترین چیز مورد علاقهتان، بدترین احساس را پیدا کنید. عیبجوها تمایل شما به پرشور بودن و ابراز آن را خفه میکنند.
10- مغرورها
مغرورها زمان شما را هدر میدهند، چون به هر کاری که شما انجام میدهید به چشم یک چالش شخصی نگاه میکنند. افراد مغرور معمولا عملکردی ضعیف دارند، بیشتر ناسازگار هستند و بیش از افراد معمولی، دشواریهای شناختی دارند.
دکتر احسان محمدی/ کارشناس علوم ارتباطات
توقعات ممنوعه!
اگر میخواهید شاد باشید و از زندگیتان لذت ببرید این توقعات را از دیگران نداشته باشید:
1- توقع نداشته باشید دیگران به خاطر شما دست از کارهایشان بردارند.
شما تنها کسی نیستید که ممکن است گرفتار روزهای بد شود. معمولا در سختیها دوستان و اعضای خانواده کسانی هستند که میتوانید روی آنها حساب کنید، اما یادتان باشد از آنها سوءاستفاده نکنید. یاد بگیرید مراقب خود باشید. مستقل بودن بسیار مفید است. اگرچه مجبور نیستید تمام بار مشکلات زندگی را به تنهایی به دوش بکشید و هرگز از کسی کمک نخواهید ولی نباید آنها را در شرایطی قرار دهید که مجبور شوند کارهای مهم زندگیشان را به کناری گذاشته و فقط به مشکلات شما بپردازند.
در انتظارات خود تعادل ایجاد کنید و بدانید که تا چه حد از دیگران میتوان توقع داشت و در عین حال تقاضایتان را چه زمانی مطرح کنید. البته انجام دادن این کار بسیار سخت است، اما برای داشتن زندگی سالم و شادتر باید مراقب رفتارهایمان با دیگران باشیم.
2- انتظار نداشته باشید که دیگران همیشه با شما موافق باشند.
برخی از مردم دائم اعتراض دارند که چرا اطرافیانشان افکاری مشابه آنها ندارند و میخواهند همه را با خود موافق کنند. اما مسلما چنین اتفاقی نمیافتد، زیرا هرکس بنا به نوع زندگی و آموختههایش عقایدی دارد و هرگز نمیتوان اندیشههای دیگران را با خود یکی کرد. بنابراین دست از این کار بردارید تا کمتر دچار سرخوردگی و خشم غیرمنطقی شوید.
یاد بگیرید در قبال دیگران رفتارهای خودخواهانه از خود بروز ندهید. انسان حق دارد شاد زندگی کند و از لحظهلحظه آن لذت ببرد. پس با برخوردهای غیرمعقول زندگی را به کام خود تلخ نکنیم.
3- همانقدر که به خود احترام میگذارید از دیگران توقع احترام داشته باشید.
قدرت واقعی در روح و روان است نه در ماهیچهها و این قدرت با داشتن ایمان و اعتماد به وجود خود تامین میشود. پس از این لحظه به بعد تصمیم بگیرید هرگز از کسی مهر و محبت، احترام و توجه گدایی نکنید.
در واقع تنها کسی که میتواند به شما کمک کند فقط خودتان هستید. اگرچه مهم است که نسبت به دیگران خوب و مهربان باشید، اما باید خودتان را هم دوست داشته باشید. با نداشتن چنین انتظاری از دیگران آزاد و رها و شاد زندگی خواهید کرد.
مردم بندرت مطابق میل ما رفتار میکنند و باید آنها را همانطور که هستند بپذیریم و در عین حال از خواستهای بیجا و غیرمعقول خود بپرهیزیم، زیرا مشکلات دقیقا از لحظهای که توقعات مان برآورده نشود، شروع میشود.
اثر تشویق
در سال ۱۹۹۸ دانشگاه استنفورد مقالهای منتشر کرد که در آن Mueller و Dweck به بررسی «مکانیزم اثر تشویق» بر کارآیی دانشآموزان پرداخته بودند. نتایج این تحقیق، نگرش به شیوهی «انگیزش» را نه تنها در حوزهی دانشآموزان و درس و مدرسه، بلکه حتی در حوزهی آموزش و یادگیری سازمانی نیز تغییر داد.
در این تحقیق کودکان و دانشآموزان به سه گروه مختلف تقسیم میشدند و در هر گروه، زمانی که دانشآموزان در حل یک مسئله موفق میشدند به شیوهی متفاوتی تشویق میشدند.
1- شیوهی اول، این بود که به آنها میگفتند: «آفرین. تو خیلی تیزهوش هستی».
2- در روش دوم زمانی که مسئله حل میشد میگفتند: «آفرین. مسئله را خوب حل کردی» و زمانی که مسئله نادرست حل میشد میگفتند: «نه! مسئله را اشتباه حل کردی».
3- در سومین روش، به عنوان تشویق گفته میشد: «آفرین. تو تلاش خودت را کردی».
این آزمایش بارها و در شرایط مختلف تکرار شد و نتیجه بسیار جالب بود.
کسانی که به عنوان تشویق از «استعداد و تیزهوشی» آنها تعریف میشد، به تدریج توانمندی «حل مسئله» آنها کاهش یافت. همینطور در صورتی که در حل یک مسئله با شکست مواجه میشدند، توانایی آنها در حل مسائل بعدی نیز تحت الشعاع قرار میگرفت.
اما بهترین نتیجه زمانی حاصل شد که همواره در تشویق، از «میزان تلاش» دانش آموز صحبت میشد.
مولر دربارهی دلیل تاثیر منفی تعریف از «هوش» بر روی کارایی وعملکرد انسانها مینویسد: «ما هرگز همیشه برنده نیستیم. همیشه مشکلاتی وجود دارند که حل نمیشوند و نبردهایی هستند که در آنها شکست میخوریم. آنکس که احساس کند موفقیتاش ناشی از هوش بالاست، پس از هر بار شکست، اعتماد به نفس و باور خود را کمی از دست خواهد داد. اما آنکس که احساس میکند موفقیتاش ناشی از تلاش است، هر موفقیت به او انرژی بیشتر میدهد و هر شکست به او یادآوری میکند که باید تلاش خود را افزایش دهد».
آدم حسابی باشیم!
هنگامی که بخواهیم از کسی تعریف کنیم و او را متمایز از دیگران بشماریم می گوییم: "فلانی آدم حسابی است". عبارت آدم حسابی در کارکردهای مختلف یک جامعه می تواند ویژگیهایی را در بر گیرد. در نشست و برخاستهایی که در طی این چند سال داشته ام این عبارت را زیاد شنیده ام و اگر مجالی بوده از گوینده اش پرسیده ام که بر چه اساسی این قضاوت را در خصوص فرد مورد نظرش داشته است. پاسخهایی که دریافت کرده ام بسیار متنوع و متفاوت و بیشتر به یک یا چند ویژگی محدود بوده است و از کنار هم گذاشتن این ویژگیها و ساده سازی و پالایش آنها به موارد زیر رسیده ام. البته چون معاشرتهای من بیشتر در مجامع اقتصادی بوده است که در آن از مدیران دولتی گرفته تا نمایندگان مجلس و سایر دستگاهها و البته، به میزان بیشتری، مدیران بخش خصوصی رفت و آمد داشته اند شاید روایی این ویژگیها بیشتر درباره ی این گروهها باشد.
اما آدم حسابی کیست؟
١-آدم حسابی حرف حسابی می زند. اهل مغلطه نیست، اهل حرافی و هرزگویی نیست، اهل سخنان درهم ریخته و بی هدف هم نیست. برای همین شنوندگانش او را آسان می فهمند. سخنانش برخاسته از دانش است نه شهوت کلام یا خودنمایی.
٢-آدم حسابی اهل تخریب دیگران و تهمت زدن به کسی نیست. او برای حذف رقیب توطئه چینی یا زیرآب زنی نمی کند.
٣-آدم حسابی قانونگراست. اهل دور زدن قانون نیست. رشوه نمی دهد و رشوه قبول نمی کند. اهل پارتی بازی و رابطه سالاری نیست.
٤-آدم حسابی از اقرار به اشتباهاتش ابا ندارد و هرگاه متوجه اشتباه شد در صدد جبران آن یا برگشت از راه رفته بر می آید.
٥-آدم حسابی به اقتضای جلسه و محفلی که در آن نشسته است سخن نمی گوید. سخن او همواره برخاسته از باورهایش است.
٦-آدم حسابی با برخی افراد و افکار نمی تواند کار کند و قبولشان ندارد. او خود را مجبور به این کار نمی کند.
٧-آدم حسابی در مسائل کوچک صرف وقت نمی کند و درباره ی مسائل مهم بی تفاوت نیست.
٨-آدم حسابی با بالادستیهایش تعارف ندارد. اگر اشتباهی از ایشان ببیند می گوید و اگر اقناع نشود از همکاری و همراهی با ایشان کناره می گیرد.
٩-آدم حسابی در هر پست و مقامی که مشغول باشد، تمام تلاشش در راستای انجام مأموریتهای محوله به بهترین شکل است. او برای خوشامد رئیسانش یا به طمع پست و مقامی بهتر، تصمیم نمی گیرد و کار نمی کند.
١٠-آدم حسابی اهل باج دادن و معامله کردن در وظایف و اختیاراتش نیست. او از دید همکارانش آدم سختی به نظر می رسد.
١١-آدم حسابی به کسانی که از او تعریف و تمجید می کنند با احتیاط نگاه می کند و به کسانی که او را نقد می کنند خوب گوش می کند و در صدد تلافی برنمی آید.
١٢-آدم حسابی در مقابل کاری که برای دیگران می کند انتظاری از ایشان ندارد و در زمانی که کارش به آنها بیافتد به ایشان یاداوری نمی کند که چه کارهایی برایشان کرده است.
١٣-آدم حسابی در قید و بند دریافت تبریک و تسلیت از دیگران یا برگزاری مراسم بزرگداشت و تکریمش نیست. او کیش شخصیت ندارد.
١٤-آدم حسابی وامدار فرد یا گروهی نمی شود. او تلاش می کند کاستی هایش را با عزت نفس پر کند اما آزادگیش را در گرو نیازهایش نگذارد.
١٥-آدم حسابی بر اساس باورهای راستینش در گروه، حزب یا سازمانی وارد می شود. او اهل یافتن همفکرانش است نه همفکر شدن برای رسیدن به امیالش.
١٦-آدم حسابی دارای یک سلسله ارزشهای اخلاقی است که آنها را با اندیشه و پژوهش خود یافته است نه توصیه و تلقین دیگران.
١٧-آدم حسابی اهل مدرک گرایی نیست. او نداشتن عنوان دکتر و مهندس را کسر شأن نمی داند و به دنبال خرید مدرک یا عنوان تقلبی نیست. او یادگیری را یادگرفته است.
١٨-آدم حسابی نه اهل توهین است و نه اهل لودگی. او با گفتارش دیگران را خودخواسته به احترام وامی دارد. او آدم خشکی نیست. انضباط و چارچوب اخلاقی و شخصیتی مشخصی دارد اما دیگران از معاشرت با او زده نمی شوند.
١٩-آدم حسابی به کاری که می کند اعتقاد دارد و کاری نمی کند که به آن باور نداشته باشد. برای همین آمادگی بیشتری را برای جدا شدن از گروه، حزب، سازمان یا شغلی که مغایر با باورهایش باشد دارد.
٢٠-آدم حسابی با واژه ی "مصلحت" رفتار و گفتارش را توجیه نمی کند. مصلحت برایش مانند سوزنی است که او به ندرت به جان خود فرو می کند.
اضافه آنکه:
"آدم حسابی" نه خود و نه مردمان سرزمین خود را "نادان" خطاب نمیکند، آدم حسابی با مردمانش با "کرامت" صحبت میکند،... آدم حسابی می کوشد تا مردمانش آگاه و با شعور شوند... آدم حسابی تعقل دارد.
نوشته: دکتر پدرام سلطانى
مطالعه در دو دقیقه
حتما بخوانید
یک دانشجو برای ادامه تحصیل و گرفتن دکترا همراه با خانواده اش عازم استرالیا شد.
در آنجا پسر کوچک شان را در یک مدرسه استرالیایی ثبت نام کردند تا او هم ادامه تحصیلش را در سیستم آموزش این کشور تجربه کند.
1- روز اوّل که پسر از مدرسه برگشت، پدر از او پرسید: پسرم تعریف کن ببینم امروز در مدرسه چی یاد گرفتی؟
پسر جواب داد: امروز درباره خطرات سیگار کشیدن به ما گفتند و بحث کردیم، خانم معلّم برایمان یک کتاب قصّه خواند و یک کاردستی هم درست کردیم.
پدر پرسید: ریاضی و علوم نخواندید؟ پسر گفت: نه
2- روز دوّم دوباره وقتی پسر از مدرسه برگشت پدر سؤال خودش را تکرار کرد. پسر جواب داد: امروز نصف روز را ورزش کردیم، یاد گرفتیم که چطور اعتماد به نفس مان را از دست ندهیم، و زنگ آخر هم به ما یاد دادند که باید قسمتی از درآمدمان را به دولت بدهیم تا برای آبادی شهرها و روستاها خرج شود.
بعد از چندین روز که پسر
می رفت و می آمد و تعریف
می کرد، پدر کم کم نگران شد چرا که می دید در مدرسه پسرش وقت کمی در هفته صرف ریاضی، فیزیک، علوم، و چیزهایی که از نظر او درس درست و حسابی بودند می شود. از آن جانگران بود که پسرش در این دروس ضعیف رشد کند به پسرش گفت: پسرم از این به بعد دوشنبه ها مدرسه نرو تا در خانه خودم با تو ریاضی و فیزیک کار کنم.
بنابراین پسر دوشنبه ها مدرسه نمی رفت. دوشنبه اوّل از مدرسه زنگ زدند که چرا پسرتان نیامده. گفتند مریض است. دوشنبه دوّم هم زنگ زدند باز یک بهانه ای آوردند. بعد از مدّتی مدیر مدرسه مشکوک شد و پدر را به مدرسه فراخواند تا با او صحبت کند.
وقتی پدر به مدرسه رفت باز سعی کرد بهانه بیاورد امّا مدیر زیر بار نمی رفت. بالاخره به ناچار حقیقت ماجرا را تعریف کرد. گفت که نگران پیشرفت تحصیلی پسرش بوده و از این تعجّب می کند که چرا در مدارس استرالیا این قدر کم درس درست و حسابی می خوانند.
مدیر پس از شنیدن حرف های پدر کمی سکوت کرد و سپس جواب داد:
ما هم ۵۰ سال پیش مثل شما فکر می کردیم.
تعریف باسوادی فقط خواندن فیزیک و شیمی و ریاضی نیست بلکه احساس مسوولیت و مشارکت نسبت به مسایل جامعه است.
مهارت های زندگی و اجتماعی شدن در یک جامعه مدنی برای همه لازم است ولی فیزیک و شیمی ممکن است برای گروهی خاص کارگشاباشد .
انسان ها نادان به دنيا
مى آيند نه احمق...
آنها توسط آموزش اشتباه ،
احمق میشوند!
واکنش در برابر انتقادها و نه شنیدن از مافوق
یکی از مدیران ارشد شرکت اپل که اوایل حضورم در شرکت با او همکار بودم به من یاد داد که چگونه میتوان به کارکنان تازهوارد، نحوه واکنش در برابر انتقادها و نه شنیدن از مافوق را آموزش داد. او سالهای طولانی در شرکت اپل حضور داشت و بهشدت مورد احترام کارکنان و سایر مدیران ارشد شرکت بود و همه کارکنان آنجا او را بهعنوان مدیری مهربان، خونسرد، انعطافپذیر و بسیار محبوب میشناختند.
او عادت داشت در اولین دیدار با هر کارمند تازهوارد به زیرمجموعهاش دو پوشه که روی میز کارش قرار داشت را به او نشان دهد که روی یکی از آنها عنوان «پوشه بله» و روی پوشهای دیگر عنوان «پوشه خیر» نوشته شده بود. جالب آنکه وقتی در آن پوشهها باز میشد مشخص میشد که پوشه بله حدود ۱۰ برگ و در پوشه خیر حدود ۱۰۰۰ برگ قرار دارد.
پس از نشان دادن آن پوشهها او به کارمند تازهوارد توضیح میداد که پوشه خیر شامل موارد و پیشنهادهایی است که خود او در طول سالها به شرکت ارائه داده و مورد موافقت قرار نگرفته یا حاوی انتقادها و توبیخهایی است که نصیب او شدهاند و پوشه بله شامل پیشنهادهای تایید شده یا تشویقهای صادر شده، برای اوست.
او با نشان دادن آن دو پوشه بهصورت عملی و عینی به کارکنان جدید شرکت میآموخت که شنیدن خیر و انتقاد در شرکت اپل، امری متداول است و نباید باعث سرخوردگی و ناراحتی و ناامیدی افراد شود بلکه میتواند به افراد کمک کند تا چیزهای جدیدی بیاموزند و از دیگران کمک و راهنمایی بگیرند و در بسیاری موارد «نه» شنیدن باعث پیشرفتهای بیشتری برای افراد شده و میشود.
آن مدیر به من آموخت که موفقترین مدیران امروز همان کارمندان سابقی هستند که بارها و بارها در دوران کاریشان نه شنیدهاند یا از سوی مافوقهایشان مورد انتقاد و حتی توبیخ قرار گرفتهاند، اما به جای ناامید و سرخورده شدن بهدنبال رفع نواقص خود و پیشرفت فردی و سازمانیشان بودهاند.
راوی: کیم اسکات (نویسنده کتاب Radical Candor )
راهکارهایی برای تقویت مهارت گوش دادن فعالانه
حتما درباره اهمیت مهارت گوش دادن چیزهایی شنیدهاید و بارها بهتان ثابت شده که این مهارت چقدر میتواند بر روابط شما و ارتباطاتتان با اطرافیانتان تأثیر بگذارد. برای اینکه بتوانید به یک شنونده خوب تبدیل شوید باید سعی کنید مهارتهایی که در این زمینه به شما کمک می کند را بدانید، یاد بگیرید و به کار بگیرید.
1- به طرف مقابل نگاه کنید
فرآیند گوش دادن با تمرکز و توجه به طرف مقابل انجام میگیرد. هنگام ارتباط با فرد دیگری نباید کارهایی مانند ظرف شستن، تماشای تلویزیون، بازی با موبایل و... را انجام دهید.
2- وسط صحبتهای او نپرید
اغلب مردم از قطع شدن صحبتهایشان ناراحت میشوند. این کار نوعی بیاحترامی به آنها محسوب میشود. رابرت ال. مونتگومری، نویسندهی کتاب گوش دادن ساده است، میگوید: پریدن بین صحبت دیگران به همان اندازه دردناک است که لگد کردن پایشان.
افرادی که مدام حرف دیگران را قطع میکنند، به یکی از دلایل زیر این کار را انجام میدهند:
▪️میخواهند بگویند چقدر باهوشاند و درک بالایی دارند.
▪️به قدر کافی برای آنچه طرف مقابل می گوید ارزش قائل نیستند.
▪️آنقدر هیجانزده میشوند که فرصت صحبت به طرف مقابل را نمیدهند.
اگر شما هم این عادت زشت را دارید، علت آن را پیدا کنید و سعی کنید روی دلیلاش کار کنید و این عادت را ترک کنید.
3- سعی کنید گفتههای او را درک کنید
تحقیقات دانشگاههای ایالتی میشیگان و اوهایو فلوریدا و دانشگاه مینهسوتا نشان میدهد هر فرد قادر است 50 درصد آنچه را شنیده است به سرعت به یاد بیاورد و هرچه زمان میگذرد این توانایی کمرنگتر میشود و وقتی یک روز میگذرد این میزان به 25 درصد کاهش مییابد. برای جلوگیری از این وضعیت، باید سعی کنیم مطالب را درک کنیم و روی درک متقابل تمرکز داشته باشیم.
4- نیاز طرف مقابلتان را تشخیص دهید
اغلب زنان و مردان خود را در تقابل با هم میبینند، چون معمولا در ارتباطات اهداف متضادی دارند. مردان همیشه به حل مساله علاقهمندند؛ از طرف دیگر، زنان به در میان گذاشتن مشکلات با دیگران علاقهمندند و خواستهای جز همدردی هم ندارند. اگر بتوانید نیاز کسانی را که با آنها در ارتباط هستید تشخیص دهید، آنگاه هدف آنها را از بیان مساله فهمیده و آن را درک می کنید.
5- عواطف و احساساتتان را بشناسید
اگر هنگامی که در حال گوش دادن به حرف های یک نفر دیگر هستید، برانگیخته شدید، به احساسات خود توجه کنید خصوصا اگر احساس شما نسبت به موقعیتی که در آن قرار دارید سریع بروز کرده است. قطعا نمی خواهید یک فرد بی خبر از همه جا را هدف خالی کردن احساسات درونی و آرام کردن اعصاب خود کنید.
6- به موقع بازخورد بدهید
همیشه قبل از حرف زدن سعی کنید به صحبتهای طرف مقابل گوش کنید، در غیر این صورت مطمئن باشید بازخورد درستی به طرف مقابل نخواهید داد.
7- یک جمعبندی از حرفهای طرف مقابل ارائه دهید
برای گوش دادن فعالانه باید درمورد آنچه میشنوید به طرف مقابلتان بازخورد دهید بهگونه ای که او حس کند شما با دقت تمام حرفهایش را گوش دادید. بهطور خلاصه یک جمعبندی کوتاهی از صحبتهای او داشته باشید سپس درباره آن نظر بدهید و عقیده ی خود را بیان کنید.
8- براساس صحبتهای طرف مقابل سوالاتی از او بپرسید
آیا تاکنون توجه کردهاید خبرنگاران چقدر شنوندگان خوبی هستند؟ اگر می خواهید شنونده یا خبرنگار خوبی باشید، باید به طرف مقابل نشان دهید برایش ارزش قائلید و سوالات خود را به آرامی مطرح کنید. در این صورت با حجم انبوهی از اطلاعات ارزشمند مواجه میشوید.
9- به گوش دادن صحبتهای دیگران اهمیت دهید
سام والتون، موسس وال مارت و یکی از ثروتمندترین مردان آمریکا، علی رغم مشغله های فراوان، زمانی را به گوش دادن اختصاص می دهد. او اعتقاد دارد باید به صحبت های دیگران خصوصا کارمندان به دقت گوش داد.
یکبار با هواپیمای شخصی خود به تگزاس سفر کرده بود، زمان فرود آمدن دستورات لازم را به خلبانش داد تا او را در صد مایلی ببیند، سپس بقیه ی راه را با کامیون وال مارت طی کرد تا به حرفهای رانندهی کامیون گوش کند. این درس بزرگی از مرد ثروتمند آمریکاست.
اغلب افراد فکر میکنند هنر گوش دادن ساده است و حتی خود را شنوندهای خوب میدانند؛ اما حقیقت این است اغلب مردم تنها میشنوند و عدهی کمی هستند که گوش میدهند. در هر حال، هیچ وقت برای یک شنونده ی خوب شدن دیر نیست. مطمئن باشید این کار می تواند تاثیر شگرفی روی زندگی شما بگذارد.
قبل از خوردن قورباغه، شیر موز بزنید!
حتما تا کنون ایده قورباغه تان رو قورت دهید را شنیده اید. خلاصه ایده این است: هر روز صبح یک قورباغه زنده را قورت دهید، با این کار هیچ اتفاق بدتری برایتان در طول روز نخواهد افتاد.
به زبان دیگر، روزتان را با انجام دادن کاری شروع کنید که به هیچ عنوان دوست ندارید و در انجام آن تعلل می کنید. با این کار، مطمئن خواهید بود که روزتان راحت تر خواهد بود چرا که بدترین و استرس زا ترین کار در لیست کارهایتان را از لیست حذف کرده اید. برای مثال، اگر از رسیدگی به شکایات مشتریان یا نوشتن پایان نامه متنفر هستید، کار هوشمندانه ای خواهد بود که روزتان را با این فعالیت شروع کنید. بدین صورت، شما کاری که باید به انجام می رسید را انجام داده اید و می توانید روزتان را با این فکر ادامه دهید که کار بدون لذتی را با موفقیت به انجام رسانیده اید. این روش با وجود سادگی بسیار قدرتمند است. ممکن است برای خیلی ها تحولی عظیم باشد. اگر بیشتر از یک قورباغه در زندگی تان دارید، زشت ترینشان را اول بخورید! چون وقتی زشت ترین شان را خوردید، دیگر قورت دادن بقیه قورباغه ها کار سختی نخواهد بود.
تحلیل و تجویز راهبردی
این ایده (قورت دادن قورباغه) جذاب است ولی می تواند اشتباه باشد، بیشتر توضیح می دهم. بسیاری از ما این تجربه را داریم که در زندگی و کسب وکارمان اهدافی داریم که نیازمند فعالیت مداوم است، مثلا نوشتن پایان نامه شش ماه وقت مداوم می گیرد یا بهبود مستمر فرآیندها نیازمند وقت گذاری مداوم روی تحلیل فرآیندها و محصولات و شناسایی فرصت های بهبود مستمر و اجرای آن ها و سپس ارزیابی است. مشکل اینجاست که برخی از این کارها ممکن است برای ما به اندازه کافی دلچسب و انگیزه بخش نباشند. ولی بعد از مدتی آن را ادامه نمی دهیم؛ آمار می گوید تنها 9 درصد افراد به اهدافشان وفادار می مانند (رفرنس).
دن اریلی، استاد برجسته دانشگاه دوک، پیشنهاد جالبی دارد که اگر بخواهم آن را در یک جمله بیاورم چنین می شود: قبل از اینکه قورباغه تان را قورت دهید، شیرموز بزنید! او می گوید اگر پیش از پرداختن به امور دوست نداشتنی و چالشی یا خسته کننده؛ یک کار دوست داشتنی را انجام دهید با احتمال بسیار بیشتری به کارتان خواهید پرداخت. فرض کنید می خواهید روی تز دکتری، یا پروژه مطالعاتی کار کنید یا انجام حرکات ورزشی روزانه که خیلی دوستش ندارید (قورباغه زشتی که باید قورت بدهید) و این کار را هر بار به دلیلی به عقب می اندازید. راهکار این است؛ هر بار قبل از اینکه خوردن قورباغه را شروع کنید، یک کار دلچسب تر انجام دهید (نوشیدن شیر موز)، بسیار بهتر می توانید آن پروژه نچسب را انجام دهید و به فرجام برسانید.
مجتبی لشکربلوکی