صبا قبادی - برای بدست آوردن موفقیت در زندگی مجبوریم بیش از یک بار سعی و تلاش کنیم و پا پس نکشیم اگه یه نگاهی هم به زندگینامه افراد بزرگ تو سایت هایی مثل فرچون و دانشگاه کسب و کار بندازیم متوجه میشیم که راز مموفقیت اکثرشون تلاش متدوام و ثابت قدمی اون هاست - دوشنبه 08 دی 1404
علی - عالی بود - دوشنبه 08 دی 1404
پرده زبرا - پرده های خانه - دوشنبه 08 دی 1404
فن بیان - ممنون بابت اطلاع رسانیتون.
تندخوانی - بابت اطلاع رسانیتون ممنونم.
علم و فناوری - با سلام
علم و فناوری - باسلام
لوکس بلاگ - از اینکه وبلاگ خود را در لوکس بلاگ ایجاد کرده اید کمال تشکر را داریم.مطمئن باشید لوکس بلاگ قوی ترین سیستم ساخت وبلاگ در ایران است.لوکس بلاگ تمامی امکانات ویژه و استاندارد را در حد ایجاد یک وب سایت حرفه ای
مثل سیستم نظر سنجی.سیستم نظر دهی گرافیکی زیبا.سیستم امتیاز دهی 5 ستاره ای به
مطالب.سیستم عضو گیری و ... را
داراست.در اینجا سعی داریم معرفی و راهنمایی کمی در خصوص امکانات لوکس بلاگ داشته باشیم.فرض میکنیم شما تا به حال هیچ وبلاگی نداشته اید.ما شما را یاری میکنیم تا در چند قدم بتوانید یک وبلاگ استاندارد ایجاد کنید.اولین قدم:انتخاب یک قالب
برای وبلاگ است.قالب وبلاگ به معنای ظاهر و محیط وبلاگ شماست که بینندگان ان را میبینند.برای انتخاب قالب در لوکس بلاگ 3 روش موجود است.روش اول میتوانید از منوی سمت راست گزینه -انتخاب قالب- را بزنید از بین 90 قالب موجود یکی را انتخاب نمایید.روش دوم میتوانید از قالبهای اماده دیگر وب سایت ها استفاده نمایید.کافی است در گوگل به فارسی بنویسید قالب وبلاگ و اینتر کنید.لیستی از سایت هایی که قالب وبلاگ ارائه میکنند را مشاهده خواهید کرد.با زدن یکی از ان گزینه ها و انتخاب قالب از ان سایت ها میتوانید -کد قالب بلاگف- را دریافت نمایید.(لوکس بلاگ سازگاری کامل با قالب های بلاگفا دارد)پس نیازی نیست به دنبال قالب لوکس بلاگ باشید.هرکجا هر قالبی مربوط به بلاگفا نیز مشاهده کردید میتوانید در لوکس بلاگ هم استفاده نمایید.بعد از دریافت کد از سایت های ارائه قالب از منوی سمت راست گزینه -ویرایش قالب- را بزنید.صفحه ای باز خواهد شد پر از کدهای مختلف.کدهایی که مشاهده میکنید را به طور کامل پاک کنید و کد قالب جدید که از سایت های ارائه قالب گرفته اید را قرار دهید و ثبت تغییرات را بزنید.اینگونه میتوانید از هزاران قالب مختلف برای وبلاگ خود استفاده نمایید.چناچنه در صورت اشتباه وبلاگ شما به هم ریخت نگران نباشید.در لوکس بلاگ هیچ چیز خراب نمیشود.به راحتی میتوانید از منوی سمت راست -انتخاب قالب- را بزنید و یک قالب انتخاب نمایید.تنظیمات به قبل خواهد برگشت.
قدم بعد از انتخاب قالب
ارسال مطلب است.از منوی سمت راست گزینه ارسال مطلب را بزنید.در این صفحه شما محیطی مشاهده خواهید کرد که میتوانید در ان مطلب بنویسید.نام این محیط
-ویرایشگر- است.این محیط قابلیت های بسیار فراوانی دارد که خود شما باید در طول زمان ان را فراگیرید.مثل تغییر رنگ نوشته ها.تغییر اندازه و نوع نوشته ها.قرار دادن عکس و ...اما در اینجا فقط به نحوه
قرار دادن عکس میپردازیم.برای قرار دادن عکس دو حالت پیش رو داریم.1-شما عکسی در وبلاگ و یا سایت دیگری میبینید و دوست دارید ان عکس در وبلاگ شما نیز نمایش داده شود.در اینصورت روی عکس مورد نظر راست کلیک کرده
و -کپی- را زده.سپس به ویرایشگر خود امده و در ویرایشگر راست کلیک کنید و -پیست و یا چسباندن- را زده.اینگونه ان عکس به وبلاگ شما منتقل خواهد شد.2-ممکن است شما عکسی در کامپیوتر خود داشته باشید و دوست دارید ان را در وبلاگ خود به نمایش بگزارید.در اینصورت مراحل کمی طولانی تر است.در ویرایشگر علامت
را پیدا و کلیک کنید.صفحه ای باز خواهد شد.در این صفحه به دنبال کلیدی با عنوان -آپلود عکس و انتخاب عکس از سرور- بگردید و کلیک کنید.صفحه دیگری باز خواهد شد که در پایین صفحه قسمتی وجود دارد برای انتخاب فایل از کامپیوتر.فایل خود را انتخاب و دکمه آپلود را بزنید.نام عکس شما در بالای ان صفحه به صورت یک لینک نمایش داده میشود.روی نام عکس خود کلیک کنید.عکس شما به ویرایشگر منتقل خواهد شد.به همین راحتی.به همین خوشمزگی.
اکنون که عنوان مطلب و مطلب را نوشته اید میتوانید دکمه ارسال مطلب و انتشار مطلب را بزنید.کار تمام است.شما یک وبلاگ نویس شدید.از این به بعد اگر میخواهید حرفه ای تر باشید ادامه اموزش را دنبال کنید. بهتر است به گزینه های زیر ویرایشگر دقت کنید.اولین گزینه
-اضافه کردن ادامه مطلب- است.فرض کنید شما مطلبی بسیار طولانی در مورد چگونگی ساخت وبلاگ دارید.اگر بخواهدی همه مطلب را یکجا در صفحه اصلی وبلاگ خود نمایش دهید باعث سنگین شدن وبلاگ و شلوغی میشود.پس بهتر است چند سطر اول مطلب خود را در قسمت اول ویرایشگر نوشته و سپس روی
-اضافه کردن ادامه مطلب- کلیک کنید و در ویرایشگر جدید به وجود امده بقیه مطلب را بنویسید.اینگونه مطلب شما در وبلاگ در 2 قسمت نمایش داده خواهد شد.کسانی که علاقه مند به اموزش هستند با خواندن چند سطر اول در صفحه اصلی اگر مشتاق بودند با کلیک روی لینک ادامه مطلب در وبلاگتان میتوانند به ادامه مطلب دسترسی پیدا کنند و ادامه اموزش را بخوانند.در اینجا گزینه هایی مثل
موضوعات است. .همه دوستدار نظم وترتیب هستند.اگر وبلاگ شما در چند
زمینه مختلف مثل عکس و اس ام اس است بهتر از قسمت موضوعات استفاده کنید.برا
این منظور از منوی سمت راست گزینه موضوعات را کلیک کنید.در اینجا میتوانید یک موضوع
اصلی مثل عکس ایجاد کنید.سپس در صورت تمایل میتوانید برای موضوع عکس زیر موضوع هم
بسازید.زیر موضوع عکس میتواند -عکسهای طبیعت- و -عکسهای هنرمندان- و -عکسهای ورزشی-
باشد.سپس دوباره یک موضوع اصلی بسازید با عنوان اس ام اس.و دوباره میتوانید زیر
موضوع هایی نیز برای دسته بندی بیشتر ایجاد کنید.مثل -اس ام اس عاشقانه- و-اس ام اس
عارفانه- و ....بدین صورت شما منظم ترین وبلاگ را خواهید داشت.شما میتوانید اصلا از
زیر موضوع استفاده نکنید و فقط موضوعات اصلی معرفی کنید.در لوکس بلاگ همه چیز به
دلخواه شماست.ولی برای دسته بندی بیشتر زیر موضوع را اختراع کرده ایم.تا به اینجا
شما موضوعات وبلاگ خود را ساخته اید.اکنون میخواهید عکسهای ورزشی در وبلاگ خود
ارسال کنید.ارسال مطلب را زده.مطلب خود را نوشته.اکنونه در پایین ویرایشگر قسمت
موضوعات گزینه موضوع اصلی -عکس- و زیر موضوع -عکسهای ورزشی- را تیک بزنید.اینگونه
وبلاگ شما میفهمد این مطلب مربوط به کدام موضوع است.مطلب را ارسال کنید.اکنون اگر
بیننده ای وارد وبلاگ شما شود و فقط به عکسهای ورزشی علاقه مند باشد با کلیک روی
موضوع عکسهای ورزشی وبلاگ شما تمامی مطالب عکسهای ورزشی را خواهد دید.
کلمات کلیدی یکی از مفید ترین امکانات برای بینندگان و مخصوصا موتور های
جستجو گر است.سعی کنید هنگام ارسال مطلب حتما کلمات کلیدی مفید معرفی کنید.اگر مطلب
شما راجع به دانلود نرم افزار انتی ویروس است در کلمات کلیدی بنویسید دانلود.انتی
ویروس.نرم افزار رایگان. اینگون مطلب شما دارای کلمات کلیدی مناسب مربوط به همین
مطلب است.
عضو گیری در وبلاگ یکی از امکانات مهم و ویژه لوکس بلاگ است.لوکس بلاگ
محیطی فراهم کرده است که بینندگان شما میتوانند در وبلاگ شما عضو شوند.شما اینگونه
میتوانید بیننده های ثابتی برای وبلاگ خود فراهم کنید.با عضویت افراد در وبلاگ شما
ایمیل انها در خبرنامه نیز ثبت میشود.سپس شما میتوانید بعد از اپدیت وبلاگ با ارسال
خبرنامه اعضا را به دیدن وبلاگ تشویق کنید.مزیت بعدی مشارکت اعضا در ارسال مطلب
برای وبلاگ شماست.اعضا از طریق کنترل پنل های خود قادر هستند برای وبلاگ شما مطلب
ارسال کنند.اینگونه شما یک وبلاگ دارید با هزاران نویسنده.میتوانید اعضا را تشویق
به ارسال مطلب کنید تا مسئولیت ارسال مطلب فقط به دوش شما نباشد.
هنگام ارسال مطلب
در زیر ویرایش گر میتوانید گزینه ای با عنوان-دسترسی به مطلب فقط مخصوص اعض-را
مشاهده کنید.با تیک کردن این گزینه بینندگان با زدن ادامه مطلب نمیتوانند ادامه
مطلب شما را مشاهده کنند و با پیام این مطلب مخصوص اعضاست مواجه میشوند.و در زیر ان
مکانی برای ثبت نام است.اگر افراد ثبت نام کنند میتوانند ادامه مطلب را مشاهده
کنند.اینگونه شما سیستم عضو گیری را فعال و مورد استفاده قرار داده اید.
توجه داشته باشید دنیای وبلاگ نویسی و ایجاد سایت بسیار وسیع میباشد.شما در طول
زمان با مهارت های بیشتری اشنا خواهید شد.برای این امر زیاد عجول نباشید.لوکس بلاگ
راحت ترین سیستم برای فراگیری مهارت های وبلاگ نویسی است.در هر قسمت از لوکس بلاگ متن
های راهنمایی اورده شده.با دقت به این راهنما ها میتوانید با این مهارت ها اشنا
شوید.پس حتما راهنما ها را بخوانید و تمرین کنید و در نهایت اگر مشکلی داشتید انرا
با فرم های مخصوص با ما در میان بگذارید.اوقات خوشی را در لوکس بلاگ برای شما
ارزومندیم.
مایلینو - با تشکر از سایت خوبتون و مطاب خوبی که قرار میدید.آیا تعریف کردن از خود در مصاحبه کار درستی است:
مشاور عزیز، قصد دارم دنبال کار بگردم. حدود سه سال است که در این شرکت کار میکنم و همه یاد گرفتنیها را یاد گرفتم. اینجا دیگر جایی برای پیشرفت ندارد. هفته پیش در یک کلاس آموزش کاریابی که در کتابخانه عمومی برگزار شده بود، شرکت کردم. سخنران درباره برندسازی شخصی صحبتهای زیادی کرد. او گفت باید آماده باشیم که از خودمان تعریف کنیم. چند مثال هم آورد. یکی از شاگردان کلاس، سرپرست خدمات مشتری است و به دنبال کار میگردد.
آیا تعریف کردن از خود در مصاحبه کار درستی است؟
سخنران به او گفت: «به مسوول مصاحبه بگو که بهتر از تو پیدا نخواهد کرد. به آنها بگو که بهترین گزینه هستی، سختکوشی و حلال مشکلاتی. از خودستایی نترس».
نظر شما درباره این رویکرد چیست؟ میدانم که این روش در مورد من جواب نمیدهد. امکان ندارد بتوانم در جلسه مصاحبه بگویم: «من فوقالعادهام. باید من را استخدام کنید».
نمیتوانم این کار را بکنم. بهعلاوه، به نظرم مسوولان مصاحبه از شنیدن این جملهها خسته شدهاند که «من را انتخاب کنید! من شگفتانگیزم». شما چه فکر میکنید؟
پاسخ: دوست عزیز، همه مسوولان مصاحبه، بارها این جملات را از متقاضیان شنیدهاند:
«هیچ گزینهای بهتر از من پیدا نمیکنید».
«آمادهام که کارم را از اول هفته شروع کنم. کی میخواهید به من پیشنهاد بدهید؟».
«من بهترین کارمند فروش این صنعت هستم. اگر باور نمیکنید، از بقیه بپرسید».
«من در انجام کارم بهترینم».
نمیتوانیم متقاضیان را به خاطر اینکه از خودشان تعریف میکنند سرزنش کنیم. آنها تقصیری ندارند چون سالهاست که کتابها، مقالات و کارگروهها به متقاضیان آموزش میدهند که از خودشان تعریف کنند. بهعلاوه، مصاحبه یک موقعیت استرسآور است. مصاحبه میتواند ترسناک باشد. هیچکس از شنیدن خودستاییهای متقاضی تعجب نمیکند. این واکنش طبیعی انسان در برابر ترس است. مشکل اینجاست که خودستایی فایدهای ندارد. قانعکننده نیست و پیام اشتباهی را به مخاطب میرساند. تعریف کردن از خود نمیتواند نشاندهنده اعتماد به نفس باشد. برعکس، خودستایی این پیام را منتقل میکند که ترسیدهاید. فقط انسانهای ترسو میتوانند خودشان را کوچک کنند و به دیگران التماس کنند که «باور کنید من باهوشم». تو نیاز نداری کسی را متقاعد کنی. بهترین رویکرد برای حضور در مصاحبه این است که کاملا آماده و شاد باشی و شرایطی که در آن هستی را پذیرفته باشی و گفتوگو را پیش ببری. لازم نیست کسی را تحت تاثیر قرار دهی. نیازی نیست خودستایی کنی.
قدرت سپاسگزاری
میخواهم درباره قدرت یک کلمه ساده با شما صحبت کنم
--> " متشکرم... " <--
این کلمهای است که قدرت سلامتی، شادی، عملکردهای قهرمانانه و موفقیت را به ما میدهد
تحقیقات نشان میدهد که افراد سپاسگزار شادتر و دارای روابط دوستانه بهتری هستند.
بیان قدردانی ریتم تپش قلب را بهبود میبخشد
و این امر کمک میکند استرس کم شود و تحت شرایط سخت، عاقلانهتر فکر و پیشرفت کنیم
از نظر فیزیولوژیکی؛ همزمانی استرس داشتن و سپاسگزار بودن غیر ممکن است
هنگامی که سپاسگزارید جسمتان سرشار از احساسات خوب میشود، مغز شروع به ترشح هورمونهای اندورفین میکند، و این هورمون باعث بالا رفتن انرژی و روحیه شده و هورمونهای استرس را نابود میکند
قدردانی برای سلامتی محیط کاری نیز ضروری است.
در حقیقت دلیل اینکه چرا افراد کارشان را درست انجام نمیدهند به این دلیل است که آنها احساس میکنند ازکارشان قدردانی نمیشود.
یک متشکرم ساده و نشان دادن قدردانی میتواند تفاوتهای زیادی ایجاد کند.
سپاسگزاری مثل ماهیچه است. هر چه بیشتر تمرین کنی قویتر میشود
این هم ۴ روش برای تمرین سپاسگزاری برای هر روز از سال:
۱- پیاده روی سپاسگزاری انجام دهید
۱۰ دقیقه در روز را به این امر اختصاص دهید. هرآنچه که به خاطرش سپاسگزارید را بیان کنید. پاهایی برای راه رفتن، چشمهایی برای دیدن، خانوادهای پشتیبان... این کار ما را برای داشتن روزی مثبت آماده میکند.
۲- شکرگزاری در هنگام غذا خوردن، هنگام غذا خوردن تشکر کردن را فراموش نکنید.
۳- نامه قدردانی بنویسید
تحقیقات نشان میدهد کسانی که این کار را انجام میدهند طی یک ماه بعدی شادترند و کمتر دچار استرس میشوند.
۴- در محیط کاری از کلمه متشکرم زیاد استفاده کنید. به همکاران و افراد تیمتان با نشان دادن اینکه قدردان کارشان هستید، انرژی دهید. تشکر از مشتریهایتان فراموش نشود.
کتاب اتوبوس انرژی
جان گوردون
دو مورد از وصف خود در مصاحبه های شغلی:
ورژن اول
مسوول مصاحبه: بزرگترین موفقیت شغلی شما تا به امروز چیست؟
تو: بزرگترین موفقیت من مربوط به پارسال است که برای دومینبار بهعنوان ارزشمندترین کارمند تیم انتخاب شدم. کارم را خیلی جدی میگیرم و به این علت، بارها از من قدردانی شده است. سریع یاد میگیرم و هر کس سوالی دارد، سراغ من میآید. رئیسم میگوید من یک ستارهام و بقیه مدیران شرکت میگویند کارم عالی است. فکر کنم به این خاطر است که باهوشم و سخت کار میکنم. پس بزرگترین موفقیت من این است که در انجام همه کارها مهارت دارم.»
ورژن دوم
مسوول مصاحبه: بزرگترین موفقیت شغلی شما چیست؟
تو: وقتی یک کارمند تمام وقت بودم و گاهی حتی اضافهکاری میکردم، همزمان در مدرسه شبانه درس میخواندم. به نظرم این بزرگترین موفقیتم است. باید روزم را (گاهی حتی هر ساعت را) به بازههای کوچکتر تقسیم میکردم. کلی کار روی سرم ریخته بود و باید تکالیف مدرسه را هم انجام میدادم. گاهی از خودم میپرسیدم «یعنی میشود یک روز فارغالتحصیل شوم؟». کلی تمرکز لازم بود و کمی شانس. اما بالاخره از پسش برآمدم. مدیریت زمان را یاد گرفتم. پاسخ اول، باعث توقف مکالمه میشود. مکالمه دیگر نمیتواند ادامه پیدا کند. وقتی از خودت تعریف میکنی، مخاطب به سرعت علاقه و اشتیاقش را نسبت به تو از دست میدهد چون میداند که جوابت، معرف تو نیست. این جواب همهاش درباره این است که دیگران دربارهات چه فکر میکنند. اما جواب دوم به مخاطب میگوید «که هستی و چه عملکردی داشتهای». اینکه برای راضی نگه داشتن دیگران چه کارهایی کردهای مهم نیست. در جواب دوم، تو داستانی را روایت میکنی که برای همه قابل لمس است. ورژن اول تو نگران است، درست مثل بچهای که میخواهد بزرگترش را تحتتاثیر قرار دهد. ورژن دوم اما، آرام است. در متن دوم، تو جوابی ندادی که مسوول مصاحبه خوشش بیاید. تو از قابلیتها یا تعریف و تمجیدهای دیگران درباره خودت صحبت نمیکنی. تو از تجربهای صحبت میکنی که سخت بوده و از آن درس گرفتهای (درس خواندن همزمان با کار کردن). این یک دستاورد واقعی است؛ کاری که انجامش سخت است اما به دردسرش میارزد. اینکه مافوقهایت تو را تحویل بگیرند و نشان افتخار به تو بدهند، موفقیت نیست. اینکه دیگران تاییدت کنند اصلا بد نیست، اما جلب رضایت دیگران، نمیتواند بزرگترین موفقیت تو باشد. سخنران کلاس، بدون شک نیتش خیر بوده اما توصیهاش وحشتناک است. بدترین راه برای معرفی خودت این است که از خودت تعریف کنی. منشا خودستایی، ترس است. هدف تو این است که با اعتماد به نفس در مصاحبه حاضر شوی. به هر حال، قرار نیست همه مسوولان مصاحبه تو را بپسندند. بعضی از آنها اصلا از تو خوششان نمیآید حتی اگر برای جلب رضایت آنها سنگ تمام گذاشته باشی. اصلا چرا باید سنگ تمام بگذاری؟ میتوانی در کمال اعتماد به نفس وارد اتاق مصاحبه شوی چون حقیقت این است که نمیتوانی همه چیز را تحت کنترل داشته باشی.
اینکه مسوول مصاحبه دنبال چه جور کارمندی است را نمیتوانی تغییر دهی. باید وقتی وارد اتاق میشوی، خودت باشی. اگر تو را بفهمند، پس استحقاقت را دارند. همین و بس! کسی که به جای توجه به تو، تحتتاثیر نشانهای افتخار و مدالهایت قرار بگیرد، قطعا استحقاق استعدادهایت را نخواهد داشت.
منبع : دنیای اقتصاد
مراقب سلامت مان باشیم
در همایش هنر و سلامت دکترعلویان فوق تخصص کبد و گوارش و رئیس انجمن هپاتیت در بخش سخنرانی این ۲۰عادت غذایی را باعث سلامتی و عدم ابتلا به دیابت، سکته قلبی و کبد چرب برشمردند:
۱- چای را اندکی سرد بنوشید تا سرطان مری نگیرید .
۲- قندهای قندان را ریزتر کنید .
۳- هیچ وعده غذایی را حذف نکنید .
۴- از گیاهخوار شدن صرف نظر کنید بدن به مواد گوشت نیازمند است .
۵- با سیر و پیاز به شدت دوست باشید .
۶- آب فراوان بنوشید .
۷- چیپس را دشمن خود بدانید .
۸- غذا را به خوبی بجوید .
۹- ماست کم چرب و شیر را فراموش نکنید .
۱۰- گوجه فرنگی را دوست خوب خود بدانید.
۱۱- برنج را آبکش نکنید .
۱۲-با سوسیس و کالباس سرسنگین باشید .
۱۳- با نوشابه قهر کنید.
۱۴- نان سبوس دار میل کنید .
۱۵- دیر شام نخورید.
۱۶- مصرف ماهی را جدی بگیرید.
۱۷- به یکدیگر برای خوردن شام بیش از حد تعارف نکنید .
۱۸- کافیست هر روز نیم ساعت پیاده روی کنید .
۱۹- میوه فراوان بخورید .
۲۰- به خوردن سبزیجات عادت کنید .
◀️دلایلی که باعث می شود همیشه خسته باشید:
صبحانه کامل نمی خورید
آب کافی مصرف نمی کنید
آهن کافی مصرف نمی کنید
بیش از اندازه کار میکنید
تیروئید کم کار دارید
◀نه قانون برای سلامتی بیشتر که خیلی از ما نسبت به آن بی توجه هستیم
گوشت کمتر، سبزیجات بیشتر.
نمک کمتر، سرکه بیشتر.
شکر کمتر، میوه بیشتر.
غذا کمتر، جویدن بیشتر.
حرف زدن کمتر، عمل بیشتر.
حرص کمتر، بخشش بیشتر.
نگرانی کمتر، خواب بیشتر
رانندگی کمتر، پیاده روی بیشتر.
عصبانیت کمتر، خنده بیشتر
این پیام را از دیگران دریغ نکنید.
مدیریت کارمندان ضعیف
زمانبندی صحیح یکی از مهارتهای اساسی مدیران است. آنها باید از این مهارت در تصمیمگیریهای بخش نیروی انسانی و خصوصا استخدام و اخراج کارمندان نیز استفاده کنند. بهعنوان مثال در مورد افرادی که در روزهای ابتدایی کار عملکرد ضعیفی دارند، باید به سرعت عمل کرد. کارشناسان معتقدند حفظ این کارمندان و مماشات با آنها هیچگاه باعث پیشرفت بیشتر کارمند یا شرکت نخواهد شد.
آمارها نشان میدهد کارمندانی که شروع خوبی در دوران کاری خود دارند، شانس بیشتری برای پیشرفتهای آتی و حتی رسیدن به پستهای مدیریتی خواهند داشت. در مقابل آنهایی که در ابتدای کار عملکرد و بازدهی ضعیفی داشتهاند، در طولانیمدت نیز تنها منابع سازمان را به هدر خواهند داد.
با وجود این که اغلب مدیران از این حقایق اطلاع دارند، با نادیده گرفتن آنها و صبر بیاندازه برای بهبود عملکرد کارمندان، بازدهی شخصی و سازمانی را به حد زیادی کاهش میدهند. این در حالی است که مدیران سازمانهای بزرگ به سرعت در مورد افراد ضعیف تصمیمگیری میکنند و با اخراج یا جابهجایی آنها، جلوی ضرر بیشتر برای سازمان را میگیرند.
در سازمانهای بزرگ، تصمیمگیری در مورد عملکرد ضعیف کارمندان عموما یک ماه پس از استخدام آنها صورت میگیرد. در این مواقع سوال اول این است که آیا فرد مورد نظر با ارزشهای اساسی شرکت همخوانی دارد؟ اگر پاسخ این سوال هم منفی باشد، احتمال اخراج بالا خواهد بود. در موارد دیگر، شغل این فرد مورد بررسی قرار میگیرد و در صورت امکان با یک جابهجایی در موقعیت شغلی، بار دیگر فرصت بروز استعدادها داده میشود.
نکتهی مهم این که اگر اکثر استخدامهای جدید در شرکت شما با مشکل عملکرد ضعیف ابتدایی روبرو هستند، باید یک بازنگری کلی در روندهای کاری خود داشته باشید. فرآیند استخدام، جذب، آموزشهای اولیه و حتی انتظارات از کارمندان باید بررسی شوند. شاید همین موارد دلیل استخدامهای اشتباه شما یا هدایت غلط کارمندان جدید باشند.
اگر در روزهای ابتدایی حس کردید کارمندی عملکرد مناسب ندارد، سریعا در مورد او تصمیمگیری کنید. نکتهی دیگر این که هیچگاه برای رسیدن به حد متوسط یا کارکرد معمولی سرمایهگذاری نکنید. شما منایع و سرمایهی کافی برای تربیت و آموزش کامل یک کارمند را ندارید. پس بهتر است از همان ابتدا، افرادی با عملکرد مناسب را جذب کنید. با این اقدام، هزینههای بعدی شما سرمایهگذاریهای سودده خواهند بود. فراموش نکنید که شرکتها با تکیه بر انرژی و کارایی کارمندان عالی پیشرفت میکنند و کارمندان جدید عادی یا ضعیف دوران دشواری برای رسیدن به آن سطح خواهند داشت.
6 عادت بد در مکالمات چیست؟ چگونه این عادات بد را رفع کنیم؟
شاید متعجب شوید که در مورد بسیاری از افراد، گفته های آنها نیست که آنها را عقب نگاه می دارد، بلکه کارهایی است که انجام می دهند. در اینجا به 6 عادت بد می پردازیم که به ارتباطات شخصی صدمه می زنند:
1. قطع کردن صحبت دیگران
2. از این شاخه به آن شاخه پریدن
3. تکرار مداوم یک سری حرف های تکراری در طول مکالمه
4. ناتمام گذاشتن حرفهای طرف مقابل
5. وراجی کردن و بحث در طول مکالمه
6. نگاه کردن به گوشی در طول مکالمات
گرچه این شش عادتِ مخرب، اَشکال متفاوتی دارند، ولی همگی آنها نتیجۀ یک چیز هستند: گوش ندادن!
بسیار خوب، راه حل غلبه بر این شش عادت بد در مکالمات چیست؟
درخصوص نحوۀ تعاملاتتان صادق باشید
اگر شما شخصی کلامی هستید، به اشخاص درونگراتر توضیح دهید که پیش از مشخص کردن موضعتان درخصوص یک موضوع نیاز دارید که آن را به طور کامل مورد بحث قرار دهید. اگر ترجیح می دهید که افراد توضیحات خود را به جای شرح مبسوط در قالب نکات کلیدی مطرح کنند، این را به آنها یادآوری کنید.
به مکالمه متعهد باشید
گوشی موبایل خود را از روی میز و از دسترستان دور سازید. در طول مدت زمان مکالمه، تماس چشمی خود را حفظ کرده و نسبت به بدن زبان، تون صدا، و کلمات ادا شده توسط گوینده حساسیت نشان دهید.
مکث کردن را تمرین کنید
اگر عادت دارید صحبت دیگران را پیش از پایان قطع کنید، سعی کنید با شمردن تا 5، پیش از هر گونه واکنش، خود را به چالش بکشید. این کار به شما اطمینان می دهد که شخص مقابلتان بازگو کردن افکار خود را تمام کرده و شما می توانید عقاید خود را مطرح کنید.
مطالب شنیده شده را خلاصه کرده و سپس سؤالاتی را مطرح سازید
با تکرار کردن سخنان طرف مقابل، وی را متوجه سازید که حرف هایش را فهمیده اید. «چیزی که من از صحبت های شما متوجه شدم، x,y,z است. آیا درست متوجه شده ام؟» آنگاه منتظر تأیید یا حرکت سر باشید. سؤالات برای نشان دادن حضور شما در مکالمه بسیار مفید هستند.
افکار خود را منسجم سازید
از مکث کردن برای سازماندهی افکارتان استفاده کنید تا بتوانید موجز و روشن صحبت کنید. به صحبت های خود گوش دهید و وقتی متوجه تکراری بودن حرف هایتان شدید، افکارتان را مهار سازید.
از نشانه های بصری بهره بجویید
شیئی را به عنوان نماد هدف خود برای تبدیل شدن به یک شنوندۀ مؤثر بر روی میزتان قرار دهید تا هدفتان را به شما یادآوری کند. من به شخصه یک کریستال صورتی با برش های بسیار را روی میزم قرار داده ام. هر بار که آن را می بینم به خاطر می آورم که باید به وجوه مختلف صحبت های طرف مقابلم گوش دهم.
اجازه دهید دیگران اول صحبت کنند
اگر از دسته کسانی هستید که تمام زمان مکالمه را اشغال می کنید، به دیگران اجازه دهید اول برنامه هایشان را مطرح کنند و سپس به سراغ ایده های خود بروید. همچنین می توانید مدت زمان صحبتتان در طول جلسات را مدنظر داشته باشید تا بدین ترتیب پیشرفت خود در واگذار کردن زمین به طرف مقابل را اندازه بگیرید.
زمانیکه فرآیند بهبود عمدی تعاملات بین شخصی خود را آغاز می کنید، از اعضای تیمتان بپرسید که آیا تغییری را در نحوۀ رفتار شما متوجه شده اند یا خیر. پرسیدن این سؤال این علامت را به دیگران می دهد که شما در حال بهبود عادات ارتباطی خود هستید و همچنین باعث می شود در مورد تغییرات مثبت در شما نیز اندیشه کنند.
مدیران تصادفی!
نویسنده: محمدرضا شعبانعلی
مدیران تصادفی کسانی هستند که به یک تصادف، به پست مدیریت رسیدهاند. برخی از این تصادفها که من با آنها مواجه شدهام به شرح زیر است:
- پدری که کارآفرین بوده و مدیر یک کسب و کار است، به صورت ناگهانی فوت یا مهاجرت میکند و فرزندی که تا دیروز سرگرم زندگی شخصی خود و گشت و گذار در خیابانها بوده است، ناگهان خود را پشت میز مدیریت میبیند.
- مدیر ارشد یک سازمان یا شرکت به دلایل سیاسی یا اقتصادی یا شخصی، ناگهان از کار برکنار شده یا شغل خود را ترک میکند و یکی از مدیران میانی، بدون طی شدن فرایند رسمی و توسعهی توانمندیها، ناگهان میزی بزرگتر از میز قبلی خود را تصاحب میکند.
- یک سرمایهگذار، سهام غالب شرکتی را میخرد و تصمیم میگیرد مدیر معتمد خود را در آن شرکت منصوب نماید.
- یک مدیر در سازمان با لابی کردن و تخریب دیگران، عملاً تمام گزینههای دیگر را حذف کرده و مسیر را برای تصاحب پستهای مدیریتی ارشد، تسهیل میکند. فردی به دلیل داشتن تعهد بالا و اعتبار زیاد، بدون داشتن دانش و تخصص، در یک پست مدیریتی قرار میگیرد.
مستقل از اینکه مدیران تصادفی با چه فرایندی در این موقعیت قرار میگیرند، ویژگی مشترک آنها این است که: در موقعیتی قرار گرفتهاند که به آن تعلق ندارند… من در جلسات مشاوره، با مدیران زیادی برخورد کردهام که از «مدیران تصادفی همرده» یا «مدیران تصادفی زیردست» یا «ارشد» شکایت میکنند. مستقل از تاریخچه و جنس این مدیران، بر اساس آنچه تا کنون دیده و شنیدهام، رفتارهای زیر در میان مدیران تصادفی، زیاد دیده میشوند (الزاماً نه همهی آنها):
1- مدیران تصادفی، بیشتر کارکنان سازمان را «تهدید» میدانند و همواره احساس میکنند همه در صدد هستند جایگاه آنها را تصاحب کنند.
2- مدیران تصادفی، تصمیمهای پراکنده میگیرند و روند یکسانی در تصمیمهای آنها مشاهده نمیشود. گاه برای یک بخش به طرز گستردهای هزینه میکنند و گاه برای مدت طولانی، سرمایهگذاری برای یک واحد را فراموش میکنند.
3- مدیران تصادفی، بسیار دهن بین هستند. از آنجا که آنها تخصصی در حوزهی مدیریت خود ندارند، معمولاً نظرشان، نظر آخرین فردی است که از اتاقشان خارج شده است.
4- مدیران تصادفی، تصمیمهای تکانشی میگیرند. به سادگی افراد را جذب یا اخراج کرده و گاه به سادگی ارتقاء یا تضعیف میکنند. آنها استراتژی بلندمدت ندارند و تصمیمهای آنها غیر قابل پیشبینی است.
5- مدیران تصادفی، به نظام جاسوسی بسیار علاقمند هستند. آنها ترجیح میدهند هر یک از کارمندان، مدام اطلاعاتی از سایر کارمندان را برای آنها افشا کنند و حتی حاضرند سازمان را چاقتر کنند تا مطمئن باشند به ازاء هر کارمند، یک ناظر وجود دارد.
6- مدیران تصادفی، معیار انتخاب اطرافیان خود را «وفاداری» میدانند و نه «تخصص». چرا که وجود نیروی متخصص، وجود آنها را زیر سوال میبرد اما وجود متعهدان بیتخصص، میتواند چتر حمایتی مطمئن برای آنها باشد.
7- مدیران تصادفی، تشنهی عنوان، مدرک، تقدیرنامه و … هستند و هزینههای جدی برای خریداری این نوع اسناد پرداخت میکنند.
8- مدیران تصادفی، سازمان را محل تفریح میدانند و نه محل کسب و کار. به همین دلیل گاه کارمندانی را در اطرافشان میبینی که هرگز نمیتوانی توانمندی خاصی در آنها یافته و یا دلیل خاصی برای حضور آنها بیابی.
9- مدیران تصادفی از کارکنان رده پایینتر فاصله گرفته و خود را ایزوله میکنند. چون درک چندانی از وضعیت سازمان، مشکلات، دغدغهها و … ندارند و عملاً زبان مشترکی بین آنها و کارکنان وجود ندارد.
10- مدیران تصادفی از جلسات متعدد استقبال میکنند. در جلسههای میان کارکنان، میتوانند لغتهای جدید بیاموزند و تا حدی با کار آشنا شوند و جملاتی را در حافظهی خود، برای استفادههای آتی و توبیخ سایر کارکنان ثبت کنند
11- مدیران تصادفی، کارکنان خود را فقط در زمانی که نیازمند آنها هستند، «میبینند». گاه کارمندی ماهها در محل کار دیده نمیشود. برای یک جلسه یا یک پروژه صدا زده میشود و به محض اینکه کار مدیر با او تمام شد به فراموشی سپرده میشود. جالب اینجاست که بسیاری از همین مدیران، انتظار اولشان از کارکنانشان، دیده شدن است. آنها بیش از اینکه نگران کیفیت کار، خروجی یک جلسه یا سود سازمان باشند، میخواهند دیده شوند.
مدیران تصادفی در کشور ما رو به گسترش هم هستند. تزریق نقدینگیهای زیاد به افراد و شرکتهایی با ظرفیت کم، موجب شده که از کنار هر شرکت و سازمانی که به رانت اقتصادی دسترسی دارد، دهها شرکت قارچ گونه سبز شده و در راس بسیاری از این سازمانها، مدیران تصادفی منصوب میگردند.
گاهی وقتها هیچ کاری نکنید:هنر "بی عملی"
ما در دنیای شلوغی زندگی می کنیم و نوعی باور در ما وجود دارد که همیشه باید کاری کرد و دست روی دست گذاشتن کاری خطاست. به همین خاطر مدام در حال انجام کارهای مختلف هستیم.
◀️اما وقتی مدام مشغول به کاری هستیم در مغز ما چه اتفاقی میافتد؟
دکتر دنیل لویتین عصبپژوه در این باره می گوید: هربار که شما توجهتان را از موضوعی به موضوع دیگه معطوف کنید، مغز باید یک جابهجایی عصبی-شیمیایی انجام بدهد که برای این کار از مواد غذایی موجود در مغز استفاده میکند. پس اگر چندکار را با هم اجرا میکنید، دارید به سرعت از یک چیز به چیز دیگه جابهجا می شوید، و با اینکار منابع عصبی را تحلیل میبرید و برای همین است که در پایان روز دچار استرس و خستگی شدید می شوید.
اما وقتی کاری برای انجام دادن نداریم و به اصطلاح "بی حوصله "می شویم چه چیزی در مغز ما رخ می دهد؟
◀️دکتر سندیمن، پژوهشگر حوزه "بیحوصلگی" میگوید: وقتی حوصله شما سر میرود، یک شبکه در مغز شما فعال میشود به نام "حالت پیشفرض." بنابراین بدن ما، موقع تا کردن لباس ها یا پیاده رفتن به سرکار به حالت هدایتگرِ خودکار درمیآید. این همان حالتی است که در فلسفه تائو به آن "وو وی" یا "بی عملی" می گویند.
◀️حالا یک سوال: آخرین باری که هیچ کاری انجام ندادید کی بود؟ واقعا هیچ کاری. یعنی نه پیامک و نه اینترنت، نه تلویزیون، نه چت، نه غذا خوردن، نه مطالعه و نه حتی نشستن و یادآوری گذشته یا برنامهریزی برای آینده؟
◀️هیچ کاری نکردن یکی از سخت ترین کارهاست؛ چرا که ما عادت کرده ایم همیشه کاری انجام دهیم و مشغول باشیم و همین موجب استرس زیادی است که همه ما در زندگی تجربه می کنیم. ما "هنر بی عملی" را فراموش کرده ایم.
◀️ یک دهه قبل، ما توجهمان را هر ۳ دقیقه یک بار تغییر میدادیم. حالا هر ۴۵ ثانیه یک بار و در تمام طول روز این کار را میکنیم. هر فرد به طور میانگین روزی ۷۴ بار ایمیل، کانال تلگرام، واتس آپ یا اینستاگرامش را چک میکند.
◀️ پژوهشها نشان میدهد «تمرکز نکردن» نیز به همان میزان «تمرکز کردن» اثرگذار و نیرومند است، اگرچه به شکلی متفاوت. ممکن است قدری عجیب به نظر برسد، اما در حالی که تمرکز کردن موجب میشود فعالتر و پرکارتر ظاهر شویم، تمرکز نکردن به خلاقتر شدنمان کمک میکند.
◀️ زمانی که در وضعیتی بیخیال و آسوده به سر میبریم، مثل اوقات بیکاری یا تنبلی، وقتی که هیچ کاری نمی کنیم ذهنمان به پرسهزنیهای شگفتانگیز مشغول می شود و لحظهای خاص را برای ربط دادن فکرهایی که در ذهن مان چرخ میخورند، انتخاب میکند.
نتایج یک مطالعه نشان میدهد که ۴۸ درصد مواقع ذهنمان مشغول پرسهزدن در آینده است. این در حالی است که زمان حال با ۲۸ درصد و زمان گذشته با ۱۲ درصد، سهم کمتری در این میان دارند. آن مقدار زمان باقیمانده هم ذهن مان عموما خالی یا رهاست. درصد دقیق این مواقع چندان اهمیتی ندارد؛ آنچه مهم است، روشن کردن این نکته است که پرسهزنی و سرگردانی افکارمان در اوقاتی که هیچ کاری نمی کنیم، آن گونه که تا پیش از این تصور میکردهایم، تباه و بیحاصل نیست.
بقلم سید محمد مهدی شهیدی
چند نمونه از شخصیتهای دشوار یا مشکل ساز در سازمان
شخصیتهای همه چیزدان:
فکر میکنند در همه ی زمینه ها متخصص هستند. از ویژگیهای دیگر چنین شخصیتهایی، متکبر و پرافاده بودن است. در مورد هر موضوعی عقیده ای را ابراز میکنند و در مواردی هم که اشتباه میکنند اشتباه خود را قبول ندارند یا حالت تدافعی به خود میگیرند... .
شخصیتهای منفعل:
چهره ی آنان سردو بی احساس است. نگاه های خیره و بی تفاوت دارند و از اختلاف نظر و مناقشه و چالش، به هر قیمتی که شده اجتناب می ورزند و هرگز عقیده و نظری را ابراز نمیکنند... .
شخصیتهای مستبد:
قلدری میکنند،حتی اگر لازم باشد با چرب زبانی دیگران را وادار به کارهایی میکنند که ممکن است در نهایت به سود خود آنان تمام شود، به سادگی به دیگران توهین میکنند، متوقع هستند و انتقاد آنان از دیگران همراه با قساوت و بی رحمی است.
شخصیتهای بله گو:
با هر پیشنهادی موافق هستند، قول انجام دادن هر کاری را میدهند، ولی به ندرت به قولی که داده اند عمل میکنند. هرچند همیشه از بابت قصور خود عذرخواهی میکنند، ولی شما نمیتوانید اطمینان داشته باشید که قولی را که میدهند انجام خواهند داد.
شخصیتهای نه گو:
منفی باف و بدبین هستند، کمتر از خود انعطاف نشان میدهند و غالباً برای سازمان محل کار خود مشکل ساز هستند.
شخصیتهای شاکی:
هر اقدامی که شما انجام میدهید از نظر آنان نقصی دارد، بیشتر اوقات از اوضاع و احوال و زمین و زمان شکایت میکنند و در مقابل، برای تغییر اوضاع و احوال در جهت صحیح اقدامی انجام نمیدهند. هرچند ممکن است درست هم بگویند، ولی چون همیشه منفی گرا هستند و عیب جویی میکنند دیگران از آنان دوری میجویند.
شخصیتهای حسود:
تاب تحمل رشد و پیشرفت هیچ یک از همکاران خود را ندارند، اگر متوجه شوند یکی از همکاران آنان مورد توجه قرار گرفته است، به روش مستقیم یا غیرمستقیم میکوشند وی را در نزد دیگران حقیر نمایند، ضمناً این افراد غالباً به گونه ای رفتار میکنند که هرگز شما متوجه حسد و گاه کینه ورزی آنان نشوید.
گوگل ویژگیهای مدیران برتر خود را بدین شکل برشمرده است:
لازلو باک، مدیر وقت عملیات انسانی گوگل در گفتوگو با نیویورک تایمز میگوید: بعد از اجرای این پروژه، بدترین مدیران ما از لحاظ کیفیت بیش از ۷۵ درصد پیشرفت کردند.
شش ویژگی که گوگل اعتقاد دارد بهترین مدیران را خواهد ساخت به شرح زیر است.
۱- مربی خوبی باشید: یا به کارمندانتان اهمیت میدهید یا نمیدهید. حد متوسطی وجود ندارد. اگر اهمیت میدهید، پس زمان و انرژی صرف کنید تا به کارمندانتان کمک کنید نسخه بهتری از خودشان شوند. این اولین ۵۰درصد از یک مربی خوب بودن است. ۵۰ درصد دیگر این است که بدانید شما یک تسهیلکننده هستید نه یک حلکننده مساله. سوالات مناسب بپرسید، فقط پاسخ ندهید.
۲- گروه را تقویت کنید و مدیریت ذرهبینی نداشته باشید: قطعا هیچکس دوست ندارد بهصورت ذرهبینی مدیریت شود. تحقیقی که توسط گرچن اسپرایتزر متخصص توانمندسازی انجام شد نشان میدهد کارمندانی که توانمند شدهاند رضایت شغلی و تعهد سازمانی بالاتری دارند که در نتیجه خروج نیرو کاهش مییابد و باعث افزایش عملکرد و انگیزه میشود.
۳- یک محیط جامع ایجاد کنید و نشان دهید به موفقیت و کار خوب اهمیت میدهید: کامیابی فردی معمولا نتیجه یک تلاش جمعی است. افراد از اینکه عضوی از یک گروه برنده باشند لذت میبرند. کارمندان نسبت به مدیرانی که به موفقیت آنها اهمیت میدهند واکنشهای مثبت نشان میدهند.
۴- سازنده و نتیجهگرا باشید: بازدهی کارمندان را بسیار جدی بگیرید و ابزار مناسب برای بازدهی کارآمد آنها را در اختیارشان قرار دهید.
۵- ارتباط دهنده خوبی باشید، گوش کنید و اطلاعات را به اشتراک بگذارید: بزرگترین مشکل در ارتباطات این است که به راحتی شکل نمیگیرد، زیرا تلاشی از سوی گیرنده و فرستنده وجود ندارد. در ارتباطات بین کارمندان سرمایهگذاری کنید و برای گوش دادن وقت بگذارید.
۶- استراتژی مشخصی برای گروه داشته باشید:اگر ستاره شمالی نباشد، کارمندان کشتی را به صخره خواهند کوبید. کارمندان را مجاب به ساخت چشمانداز و استراتژی کنید، نه اینکه آن را به خوردشان دهید؛ اولی تعهد ایجاد میکند و دومی تبعیت.